مدتي است كه برخي از اقتصادهاي بزرگ دنيا تب ميكنند، سرگيجه دارند و دچار تهوع ميشوند. پزشكان معتقدند ويروسي عفوني اقتصاد آمريكا را به بيماري جديدي مبتلا كرده و به اقتصادهائي كه در خانواده WTO حشر و نشر بيشتر و نزديكتري با اين كشور داشته اند نيز سرايت نموده است. در اين ميان برخي كشورها چون كانادا كه اتفاقاً تماس بسيار بيشتر و نزديكتري هم با اقتصاد آمريكا دارند به دليل مراقبت و توجه به بهداشت اقتصاد خود، كمتر تحت تأثير اين ويروس قرار گرفته اند. برخي ديگر از كشورها هم چون در تيررس ويروس يادشده نبوده اند مشكلي از اين بابت ندارند اما چون فروشنده كالا به اقتصادهاي دچار بيماري بوده اند و آن اقتصادها فعلاً در منزل افتاده اند و براي مدتي بايد غذاهاي سنگين نخورند و به مايع جات اكتفا كنند و استراحت مطلق نمايند تا دوران درمان را بگذرانند و لذا فعلاً كمتر براي خريد مراجعه ميكنند بنابراين بازار اين كشورها نيز كساد شده و بصورت غيرمستقيم درگير اين عفونت ويروسي شده اند. اما اينكه اين عفونت ويروسي چيست و از كجا نشأت گرفته است موضوع مورد بررسي مقاله حاضر است.


ادامه مطلب

 

فزایش بیکاری و حذف مشاغل در اثر رکود و بحران اقتصادی، تبعات مختلف و متعددی را پیش روی جهان قرار داده است که اهم آنها را به شرح زیر می‏توان برشمرد:

1. کاهش درآمد بیکاران: اگرچه بیکاران در بسیاری از کشورهای جهان از مزایا و حقوق بیکاری و کمک هزینه‏های مشابهی برخوردارند، اما بسیاری بر این باورند که این رخداد باعث کاهش چشمگیر درآمد افراد و در نتیجه بروز مشکلات بسیار زیادی در پرداخت صورتحساب‏ها یا بازپرداخت وام و تسهیلات دریافتی آنها خواهد شد. به این ترتیب، عده‏ای در اثر بیکاری مجبور به تغییر سبک زندگی خود خواهند شد.
2. افزایش تغییر موقعیت زندگی و نقل مکان: افزایش بیکاری، باعث افزایش جابجایی محل زندگی افراد است. در واقع، یکی از بهترین و بدترین تجربه‏ای که افراد ذیربط و بیکار شده در این خصوص کسب می‌کنند، همین مسأله است. این موضوع ممکن است باعث کاهش قیمت مسکن و در نتیجه زیاندهی بانک‏ها و به نوبه خود، موجب سختگیری بانک در پرداخت تسهیلات یا وام شود.
3. اثر منفی فزاینده: افرادی که شغل خود را از دست داده‏اند، به دلیل کاهش درآمد کمتر هزینه می‌کنند و این امر باعث کاهش مصرف و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی می‌شود. این مسأله، رشد اقتصادی یک کشور را با مشکل مواجه می‏کند.
4. افزایش هزینه دولت: افزایش بیکاری باعث افزایش پرداخت کمک هزینه‏ها از سوی دولت می‏شود. این در حالی است که دریافت درآمد مالیاتی دولت کاهش می‏یابد. این مسأله دشوار و بغرنج شامل مشاغل مالی که حقوق‏های بالایی دارند نیز می‏شود. تأثیر بیکاری در این زمینه می‏تواند باعث افزایش استفراض بخش دولتی بشود.
5. انگیزه زدایی: شواهد موجود حاکی است که طولانی بودن دوران بیکاری، بازگشت بیکاران به بازار کار را بسیار دشوار می‏سازد. کارگران سالخورده‏ای که بیکار می‏شوند، معمولا برای همیشه با بازار کار خداحافظی کرده و گاهی به استفاده از کمک هزینه‏ها و مزایایی نظیر مستمری‏های از کارافتادگی، پزشکی یا امثال آن متوسل می‏شوند که پوشش کاذبی برای معضل بیکاری است.
6. بی ثباتی اجتماعی: در دهه 1980، افزایش و رشد فاحش بیکاری در انگلیس به بروز ناآرامی و بی ثباتی‏های فراوان اجتماعی در این کشور منجر شد. این بدان معنا است که بروز ناآرامی‏های اجتماعی، معمولا ریشه در عدم تحقق نیازهای افراد دارد و بیکاری معضلی است که امکان دارد اثر مخربی در تشدید اوضاع نامساعد اجتماعی بر جای بگذارد. به هر حال این امکان وجود دارد که طولانی و مزمن شدن معضل بیکاری به بروز ناآرامی‏های اجتماعی بیانجامد.
7. رفع یا کاهش بیکاری مدت‏ها طول می‏کشد: بیکاری یکی از شاخص‏های کند و تدریجی است. حتی زمانی که اقتصاد یک کشور از رکود خارج می‏شود و رونق دوباره پیدا می‏کند، روند فزاینده بیکاری ممکن است کماکان ادامه داشته باشد. این پدیده نوعی "پسماند" محسوب می‏شود.

منبع : خبرگزاری موج



 

چند سالی است که اجناس چینی بازارهای نه تنها ایران بلکه کل ایران را قبضه کرده.اما در کشورما معمولا کالاهایی را که بنجل است چینی میگوییم.درصورتی که اجناس چینی دارای چند سطح کیفی هستند.بالاترین سطح کیفی این کالاها را به آمریکا صادر میکنند.سطح دوم کیفی این کالاها به اروپا و سطح پایین کیفیت که بدردنخورترین آنهاست راهی بازارهای کشورهای جهان سوم و در حال توسعه مانند ایران میشود.به گفته تولید کننده های چینی ، این تاجرین ایرانی هستند که این نوع کالاها را که دارای قیمت و کیفیت پایین هستند خریداری نموده و وارد ایران میکنند تا بالاترین سود را کسب نمایند. اما فقط تاجرین مقصر نیستند. به نظر من عامل مهمتری که همان گمرک مرزی است مقصر اصلی است. دیگر عامل دیگر آن مناسبات سیاسی و تجاری بین ایران و چین است و عامل آخر نیز قاچاق این کالاها از مرزهای ایران است. البته مردم نیز جزو مقصرین پنهان این قضیه هستند. در فرهنگ کشورهای غربی چنین آمده که جنسی را که دارای کیفیت بالا است باید خریداری کرد،نه آنکه ارزانتر است.که در کشور ما درست برعکس این قضیه است و اکثریت مردم بدون توجه به کیفیت نسبتا خوب اجناس ایرانی به اجناس درجه سه چینی روی می آورند. و همین مهمترین عامل برای تعطیلی خطوط تولید در ایران است.و در آینده ای نه چندان دور خواهید دید که قالی بافی های ما نیز تعطیل خواهند شد و ما دیگر تولید کننده هیچ در خاورمیانه خواهیم بود!!!


 

 

 
مشكلات اقتصادي و سياسي كشور ريشه در معضلات فرهنگي جامعه دارد.

در بحث مهندسي فرهنگي اقتصاد، سياست و فرهنگ بر يكديگر تاثيرگذار هستند و هر اقدام مثبت يا منفي در يكي از اركان سه‌گانه تأثير غير قابل‌انكاري بر اضلاع ديگر مي‌گذارد.
اگر با درك علمي به مفهوم فرهنگ و تأثير آن در عرصه اقتصاد و سياست نگريسته شود، مي‌توان انتظار حفظ و تداوم ارزش‌هاي اصيل را در جامعه و نظام اسلامي داشته باشيم.
رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي اضافه كرد: عدم تعادل و توازن بخش‌ها و ابعاد مختلف تشكيل‌دهنده جامعه از ديگر عوامل و موانع پيشرفت امروز ايران است.
متأسفانه طي دهه‌هاي اخير با وجود تلاش‌هاي صورت گرفته، نتوانسته‌ايم همزمان با تحولات اقتصادي و سياسي در حوزه مسائل فرهنگي توسعه و پيشرفت مطلوبي داشته باشيم.
بنيانيان نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع مادي و معنوي كشور و ارتقاي شاخص‌هاي زندگي متناسب با ارزش‌هاي غني ديني را نياز جامعه امروز برشمرد و رسالت هنرمندان متعهد را در اين خصوص سنگين و تأثيرگذار دانست.
در ادامه معاون برنامه‌ريزي، نظارت و ارزشيابي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي بيان داشت: خروج از مرحله كمي نگري و پرداختن به كيفيت توليدات جزو اولويت‌هاي حوزه هنري است.
حوزه هنري در فرآيند خلق آثار هيچ مدخليتي ندارد، چرا كه هنرمندان بايد با ذهن آزاد و خلاق خود دست به آفرينش بزنند و هر اثري كه به رشد عقلانيت، تقويت مباني اخلاقي و فرزانگي و فرهيختگي بپردازد، اثر فاخر محسوب مي‌شود.
حوزه هنري به دليل ساختار غير بوروكراتيك و به مدد نيروهاي جوان و متعهد توانسته گام‌هاي مهمي در اين زمينه بردارد و علاوه بر معرفت آفريني در بين هنرمندان خلاق، متعهد و جوان، نسلي جديد و جدي تربيت و آثار خوبي خلق كند.
معاون برنامه‌ريزي، نظارت و ارزشيابي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به جايگاه معاونان فرهنگي عنوان داشت: معاونان فرهنگي ركن اساسي حركت‌هاي اصيل فرهنگي در مراكز استاني هستند، به همين سبب تعامل بين معاونين و ايجاد شبكه همكاري‌هاي دو سويه در كشور، مي‌تواند در انتقال يافته‌ها و داشته‌هاي مراكز استاني نقش بزرگي ايفا كند.
وي شناسايي و پرورش استعدادها، معرفت آفريني در هنرمندان، ايجاد تحول در ساختارهاي تشكيلاتي و ايجاد رسانه‌هاي جديد و نظارت مستمر را جز اهداف پيش روي حوزه هنري كشور برشمرد.

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :2   1 2