سالانه ميلياردها دلار در صنعت تبليغات آنلاين هزينه مي‌شود اما با وجود اين در ايران هنوز اين نوع تبليغات براي صاحبان مشاغل و تجارت، متداول و شناخته شده نيست.
حتي مي‌توان اذعان كرد هنوز تبليغات در محيط آنلاين و فضاي سايبر خيلي از سوي كنسرسيوم‌هاي تبليغاتي به رسميت شناخته نشده است.

اگر از شركت‌هاي تبليغات بخواهيد ليست تبليغاتي خود را ارائه دهند به شما خواهند گفت كه براي تبليغات در سطح شهر قرارداد داريم‌ اما‌هيچ جا و رديفي براي تبليغات سايبر در ايران وجود ندارد.

عنوان تبليغات آنلاين در ليست شركت‌هاي تبليغاتي ايران كاملاً خالي است. علت اين امر عمدتا، به ويژگي وب‌سايت‌هاي ايراني باز مي‌گردد كه عموماً بازديدكننده زيادي ندارند، يعني كاربران اينترنت در ايران سايت‌هاي مختلف را به‌صورت پراكنده بازديد مي‌كنند. هيچ سايتي در ايران نيست كه به‌صورت ثابت بازديد‌كننده داشته باشد. اغلب سايت‌ها معمولاً بين 5هزار تا 10هزار بازديد‌كننده در روز دارند.

اين ويژگي سبب مي‌شود كه تأثيرگذاري سايت‌ها براي تبليغات خيلي كم باشد، درحالي‌كه در تبليغات محيطي، روزانه چند ميليون نفر تابلو و بيلبورد را مي‌بينند. پس مشكل نخست، عدم‌تمركز بازديدكننده در وب‌سايت‌هاست كه يك سايت محوري يا سايت‌هاي بزرگ حمايت‌كننده را در اختيار ندارند. اين خلأ را وبلاگ‌سرويس‌ها سعي كرده‌اند جبران كنند.

مثلاًپرشين بلاگ و بلاگفا يك بستة تبليغاتي را دريافت و روي هزاران و بلاگ آن را به نمايش مي‌گذارد. هيچ شركت تبليغاتي ليست blogfa يا برخي سرويس‌دهنده‌هاي تبليغاتي را به‌عنوان فضاي تبليغاتي نمي‌شناسد. اين سرويس‌دهنده‌ها خود مستقيم به‌عنوان رسانه تبليغات را جذب مي‌كنند. برخي براي حل مشكل پيشنهادي ارائه دادند كه سايت‌ها تشكيل كنسرسيوم بدهند. چندين سايت به‌صورت مشترك تبليغ خاصي را نمايش دهند. در ازاي آن از آن مؤسسه يا مجتمع مبلغ را دريافت كنند. اين طرح نيز تا‌كنون موفق نبوده است.

سايت‌هاي بزرگ رسانه هم كه انتظار مي‌رود كه پيشگام تبليغات آنلاين باشند، متأسفانه به اندازه كافي بازديد‌كننده ندارند. مثلا سايت‌هاي صدا و سيما به قدري متكثر و مختلف هستند كه بازديد‌كننده با سايت‌هاي پراكنده مواجه است و در نتيجه بازديد‌كنندگان پراكنده مي‌شوند. رسانه‌هاي بزرگ دنيا نظير CNN، BBC، فاكس نيوز به تنهايي خود حجم عظيمي از تبليغات را جذب و ارائه مي‌دهند. ما در كشور رسانه‌هاي غول پيكر نداريم تا به تنهايي وظيفه تبليغاتي را انجام دهند. متأسفانه اين خلأ‌ها آسيب‌هاي بزرگي به محيط سايبر وارد كرده است. چرا كه تبليغات نبض درآمدي يك رسانه است.

اگر يك رسانه تبليغات مناسب را در اختيار نداشته باشد، آسيب مي‌بيند. آگهي‌دهندگان نيز حاضر نيستند در فضاي سايبر تبليغ كنند و در واقع به Feed back و بازتاب آن اطمينان ندارند. از سوي ديگر تبليغات در محيط سايبر محدوديت‌هاي ذاتي دارد. برخي كالاها را نمي‌توان در محيط سايبر تبليغ كرد. نوع تبليغات در محيط سايبر بايد از نوع آنلاين باشد. مثلاً خدماتISP و وب‌سايت‌هاي سازمان‌هاي گوناگون را مي‌توان در محيط سايبر تبليغ كرد. بانك‌ها مي‌توانند از طريق تبليغ در وب‌سايت‌ها، مخاطب را به سمت وب‌سايت الكترونيكي خود جذب كنند.

به‌طور كلي تمام سازمان‌هايي كه خدمات الكترونيك دارند مي‌توانند تبليغات خود را در محيط آنلاين به ساير وب‌سايت‌ها ارائه دهند. تبليغات كالاهاي واقعي در محيط سايبر خيلي جذاب نيست. كاربران اينترنتي براي اتصال به اينترنت هزينه مي‌پردازند، پس به راحتي حاضر نيستند زمان خود را صرف ديدن تبليغات كنند. تنها حاضرند تبليغاتي را دنبال كنند كه براي آنها نفع داشته باشد.

شركت‌هاي تبليغاتي

كمپاني‌ها و ناشران براساس واقعيت بازار عمل مي‌كنند. معمولاً كمپاني‌هاي تبليغاتي به بازخورد و Feed back از سوي مخاطبان توجه دارند. اگر تبليغات را روي بيلبوردها و در رسانه‌هاي شهري انجام مي‌دهند به سبب افزايش فروش آن كالا پس از تبليغ است.

در واقع آنها حاضرند دوباره براي رسانه‌هاي شهري هزينه بپردازند. سنجش تأثير تبليغ در محيط سايبر بسيار دشوار است. نمي‌توان به راحتي اظهارنظر كرد كه تبليغ خاص كالا چند درصد بر فروش كالاي تبليغي تأثير گذاشته است. به راحتي نمي‌توان گفت چنددرصد از افزايش فروش يك نوع كالاي تبليغي مربوط به تبليغات آنلاين است. اين امر در مورد تلويزيون به راحتي قابل سنجش است. در محيط آنلاين اين سنجش بسيار دشوار و تأثير‌گذاري تبليغ نيز طولاني مدت است. مي‌توان به مشكلات زيرساخت‌هاي اينترنت در كشور نيز اشاره كرد. در كره‌جنوبي اينترنت رايگان راحت در اختيار افراد قرار دارد و افراد با چندين دسترسي راحت‌تر به سمت تبليغات آنلاين مي‌روند. مشكل ديگر آن است كه كاربران دچار تبليغات ناخواسته و Spam مي‌شوند. اين امر موجب حس انزجار و مزاحمت در محيط سايبر مي‌شود.

هوشيارانه‌ترين تبليغات اينترنتي را گوگل انجام مي‌دهد. معمولا اغلب كاربران محتواي خاصي را مبادله مي‌كنند و آنگاه گوگل تبليغي را براي فرد نمايش مي‌دهد كه متناسب با محتواهاي مبادله شده است. اين نوع تبليغات به‌گونه‌اي سفارشي و پالايش شده در اختيار كاربر قرار مي‌گيرد كه براي كاربر احساس مزاحمت ايجاد نمي‌كند و كاربر آن را به راحتي مي‌پذيرد. بايد تبليغات در فضاي سايبر از حالت مزاحمت خارج و با توجه به علايق و سلايق افراد براي آنها تبليغ شود. همچنين رسانه سايبر نيز مخاطبان خاص خود را دارد. خيلي از افراد معتقدند كه رسانه‌هاي ديجيتال موجب شكاف طبقاتي بين افراد مي‌شودچرا كه همه اقشار دسترسي به اينترنت و تبليغات آنلاين ندارند.

تبليغات آنلاين، مخاطباني را هدف قرار مي‌دهد كه از سطح سواد و درآمد بالاتري برخوردارند. طبيعتاً كساني كه خواهان تبليغ كالاي توليدي هستند، هيچ تمايلي به اين طبقه‌بندي ندارند. درحالي‌كه تبليغات آنلاين با مخاطبان خاص خود اقشار ديگري نظير كودكان، زنان خانه دار و افراد بي‌سواد‌ را در بر نمي‌گيرد. البته اين امر مزيتي را نيز به همراه دارد و ارائه‌دهنده تبليغ با مخاطب پالايش شده در تبليغات اينترنتي روبه‌رو است. تبليغات آموزشي نظير آموزش كلاس زبان و... در محيط سايبر بهتر مي‌تواند عمل كند. تبليغات مرتبط با خدمات آنلاين و الكترونيك در محيط سايبر بهتر از تبليغ در سطح شهرو ‌‌روي بدنه اتوبوس ‌است.

تعاملي بودن به‌عنوان ويژگي اصلي رسانه‌هاي آنلاين است كه اكثر دانشمندان و صاحب‌نظران ارتباطات از آن به‌عنوان بهترين ويژگي محيط سايبر ياد مي‌كنند. تعاملي بودن به بازخورد و Feed back مخاطب اشاره مي‌كند به اين ترتيب كه مخاطب تبليغ را دنبال و نسبت به آن واكنش نشان مي‌دهد.

اين نوع تبليغ از طريق تكنولوژي‌هاي گوناگون نظير ارسال Email، انتشار پيام و حضور در chat room و شبكه‌هاي اجتماعي انجام مي‌شود. اين امكانات در فضاي سايبر به كاربر اجازه مي‌دهد با منتشر كننده پيام تبليغاتي ارتباط برقرار كند و كاربر در خدمات آنلاين مستقيماً به سراغ كالاي مورد نظر رفته و خريد لازم را انجام دهد. مثلا يك فروشگاه كتاب مي‌تواند تبليغات خود را در فضاي سايبر قرار دهد و در نهايت، كاربر با چند كليك، ثبت نام و پرداخت هزينه، كالاي خود را خريداري كند. اين امر همان قابليت تعاملي و interactive بودن است. سرعت خريد و بازخورد از سوي مخاطب بسيار بالا مي‌رود. خيلي از ناشران تبليغاتي، تبليغات را در فضاي سايبر به نمايش مي‌گذارند ولي قابليت دنبال كردن آن تبليغ براي مخاطب امكان پذير نيست. اين تبليغ، تبليغ در محيط سايبر با ديدگاه سنتي است.

مقتضيات تبليغ در دنياي سنتي، اكنون در محيط سايبر قابل رؤيت است. اگر تبليغات در محيط سايبر هدفمند باشد و ويژگي‌هاي تعاملي بودن، دنبال كردن، واكنش نشان دادن رعايت شود، يقيناً يكي از مؤثرترين نوع تبليغات خواهد بود. در محيط عمومي امكان دسترسي به صاحب تبليغ براي مخاطب فراهم نيست، مگر آنكه گوشه‌اي از آن تبليغ شماره پيامك و سايت مورد نظر ذكر شده باشد و مخاطب بتواند در خريد، قرعه كشي آن كالا پيگيري و مشاركت داشته باشد.

آگاهي از فضاي سايبر

در كشورهاي غربي به‌خوبي از ويژگي تعاملي بودن تبليغات در فضاي سايبر بهره‌مند مي‌شوند. همچنين سيستم پرداخت الكترونيك از طريق كارت‌هاي هوشمند و credit card بسيار قوي است. بسياري از شركت‌ها، خدمات و سرويس‌هاي خود را در فضاي سايبر ارائه مي‌دهند، بسياري از كالاها در فضاي آنلاين تبليغ مي‌شود و بعد به فروش مي‌رسد. آن فعاليتي كه در محيط عادي قابل انجام است امروزه به محيط آنلاين راه يافته و افراد با تبليغ همان كالا در محيط سايبر مواجه‌اند.در كشور ايران اين تبليغ بسيار انگشت شمار و در غرب بسيار فراوان است. اين امر به سبب زيرساخت‌هاي بانكي در كشور است. يكي از آسيب‌هاي اصلي در تبليغات الكترونيك وآنلاين، فقدان زيرساخت‌هاي بانكي و سيستم‌هاي پرداخت الكترونيك است. در بسياري از كشورهاي دنيا هر نوع كالا و خدمات را مي‌توان با پرداخت الكترونيك دريافت كرد و تنها به خدمات آنلاين محدود نمي‌شود.

در كشور ايران با رشد سيستم پرداخت الكترونيك مي‌توان شاهد رشد تبليغات آنلاين بود بنابر اين بسياري از آسيب‌ها ناشي از نبود سيستم تجارت الكترونيك است. واقعا چند شركت در كشور موجود است كه از طريق وب با يكديگر آشنا شده و مبادله مي‌كنند. متأسفانه هنوز اعتماد به چنين سيستم‌هايي در كشور وجود ندارد حتي زيرساخت كپي‌رايت و زيرساخت قوانين، نيز چندان مناسب نيست. متأسفانه بسياري از سازمان‌ها حتي شيوه‌هايي نظير ايميل و فاكس را هنوز نپذيرفته‌اند و بايد حتما تأييديه فاكس را فرستاد. هنوز اعتماد كافي به ابزار‌هاي الكترونيك وجود ندارد.

زيرساخت‌ها به چند بخش فني، آموزشي، حقوقي و قانون تقسيم مي‌شوند. تا زماني كه در كشور بانكداري و تجارت الكترونيك نباشد، چگونه مي‌توان خواهان رشد تبليغات الكترونيك شد؟ تبليغات سايبر پديده‌اي مجزا نيست و مرتبط با ساير بخش‌هاي الكترونيكي كشور است. براي دستيابي به اين هدف، افراد بايد آموزش لازم را ديده و همچنين به پرداخت الكترونيك دسترسي داشته باشند، شركت‌ها و بخش‌هاي تجاري نيز با ابزارهاي الكترونيك آشنايي داشته تا مبادلات انجام شود و مشتري از طريق وب با شركت‌ها و كالاها آشنا شده باشد. در واقع تبليغات به‌خودي خود هدف نيست بلكه هدف كسب و كار و تجارت است. مطمئن باشيد حجم عددي تبليغات سايبر و الكترونيك در ايران بي‌تناسب با حجم عددي تجارت الكترونيك نيست.

 

تبلیغات


 

خبرگزاري فارس: مديرمسئول روزنامه فرهيختگان گفت: برخي پيام‌هاي بازرگاني در صدا و سيما با واقعيت‌ها ارتباط ندارد و وعده‌هاي غيرقابل باور به مردم مي‌دهد.

افشين محمدي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس درباره اثرات تبليغات بازرگاني بر جامعه گفت: مهمترين مسئله‌اي كه در پيام‌هاي بازرگاني مدنظر قرار دارد بحث باورپذيري پيام است.

وي اظهار داشت: پيام‌هاي بازرگاني صدا وسيما بايد براي مردم باورپذير بوده و با فرهنگ و هنجارهاي جامعه همخواني داشته باشد؛ متأسفانه آن چيزي كه هم‌اكنون در پيام‌هاي بازرگاني مي‌بينيم اين است كه در برخي از پيام‌هاي بازرگاني باورپذيري و همراهي با هنجارهاي جامعه ديده نمي‌شود.

محمدي اضافه كرد: ترفندهايي كه در تبليغات بازرگاني غرب به كار گرفته مي‌شود و به هر نحوي تبليغات صورت مي‌گيرد نبايد در جامعه ما به كارگيري شود؛ لذا پيام‌هاي بازرگاني صدا و سيما بايد بومي باشد تا براي مخاطبان باورپذير شود.

وي خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسد در تلويزيون كه بحث بصري و تأثيرگذاري بيشتري دارد برخي پيام‌هاي بازرگاني فرهنگ، فهم، شعور و باورپذيري مردم را به سخره گرفته لذا ايرادهاي جدي به آن وارد است.

محمدي ادامه داد: در جوامع غربي پيام‌هاي بازرگاني را به راحتي مي‌پذيرند ولي در كشور ما به اين ترتيب نيست.

وي تصريح كرد: چون شكل ارائه پيام‌هاي بازرگاني بومي كشور ما نيست و از فرهنگ غرب برآمده است مردم نمي‌توانند با آن ارتباط برقرار كنند.

محمدي افزود: تبليغات آفت‌هايي را در جامعه دارد و چون بومي نيست همانند اين است كه بخواهيم تكنولوژي را بي‌محابا وارد كشور كنيم لذا چون بستر آن آماده نشده است مشكلاتي را ايجاد خواهد كرد؛ هم‌اكنون بخشي از مردم تبليغات تلويزيون را مي‌بينند در حالي‌كه شرايط خريد آن كالاها را ندارند.

وي گفت: برخي تبليغات نيز در صدا و سيما مي‌شود كه در آن جايزه‌هاي هنگفتي مشخص شده است اما در عمل محقق نمي‌شود و بي‌اعتمادي و ناموزوني فرهنگي در جامعه ايجاد مي‌كند لذا مردم احساس مي‌كنند تبليغات با واقعيت‌ها خيلي ارتباط ندارد.

منبع: farsnews

 

تبلیغات


 


من تبليغات را نه به عنوان سرگرمي يا نوعي هنر، بلكه به عنوان يك اطلاع‌رساني مي‌بينم. وقتي يك آگهي تبليغاتي را مي‌نويسم، نمي‌خواهم بگوييد كه آن را خلاقانه مي‌بينيد، بلكه دوست دارم آن را آن‌قدر جالب بيابيد كه محصول موردنظر را بخريد. وقتي اسكينيز سخنراني مي‌كرد، مردم مي‌گفتند: "چقدر خوب سخنراني مي‌كند"اما وقتي كه دموستنس سخنراني مي‌كرد، آنها مي‌گفتند: "بيايد در برابر فيليپ بايستيم."در كتابم با عنوان اعترافات يك مرد تبليغاتچي كه در سال 1963 منتشر شد، داستان چگونگي پيدايش شركت اگيلوي و ماثر و اصولي را كه موفقيت اوليه ما بر آن مبتني بود بيان كردم. آنچه كه زماني چيزي بيش از يك بوتيك تبليغاتي مبتكر در نيويورك نبود بعدها تبديل به يكي از چهار شركت بزرگ تبليغاتي در جهان با 140 شعبه در 40 كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود. اما من اينك پيرتر از آنم كه يك مجلة فرانسوي مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مرداني كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتي بوده‌اند در كنار آدام اسميت، اديسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كينز قرار دهد. آيا سن زياد، از كيفيت كار من براي نوشتن درباره تبليغات در دنياي امروز مي‌كاهد؟ يا برعكس، اين امر به من كمك مي‌كند تا حقايق جاوداني تبليغات را از روش‌هاي گذراي آن جدا كنم؟ هنگامي كه من مغازه‌ام را در سال 1949 در خيابان مدريسون برپا كردم، بر اين باور بودم كه قبل از بازنشسته شدن من، تحولات عمده‌اي در عرصه تبليغات رخ خواهد داد. تا حال، فقط يك تحول را مي‌توان عمده خواند: تلويزيون به عنوان كاراترين رسانه براي فروش اكثر محصولات پا به ميدان گذاشته است. البته تغييرات ديگري نيز رخ داده‌اند و من بايد درباره آنها هم توضيح دهم. اما اهميت آنها از سوي صاحب‌نظراني كه در جست و جوي شيوه‌هاي نوين هستند با اغراق مطرح شده است. براي مثال، مفهوم تصوير نام تجاري كه من در سال 1953 آن را به عرصة افكار عمومي كشاندم واقعاً جديد نبود و كلود هاپكينز آن را 20 سال پيشتر مطرح كرده بود. به همين ترتيب، اصطلاح "انقلاب مبتكرانه"كه در دهه پنجاه به بيل بربناخ و خود من نسبت داده مي‌شد به راحتي مي‌توانست به ان. دبليو. آيرويانگ و رابيكم در دهة سي نسبت داده شود. در همين حال، بيشتر فنون تبليغات كه در زمان تأليف كتابم "اعترافات يك مرد تبليغاتچي"مؤثر بود امروز به كار مي‌آيند. مصرف‌كنندگان هنوز محصولاتي را مي‌خرند كه به آنها قول چيز باارزشي در برابر پول؛ زيبابي؛ تغذيه مناسب؛ رهايي از درد؛ موقعيت اجتماعي و امثال آن را مي‌دهند. وضعيت در تمام دنيا همين‌گونه است. با چنين اظهارنظري، من خطر مؤاخذه شدن از سوي جاهلاني را كه فكر مي‌كنند هر روش تبليغاتي كه بيش از دو سال مورد استفاده قرار گيرد به طور قطعي منسوخ شدني است، به جان مي‌خرم. آنها از آگهي‌هاي تلويزيوني از نوع برشي از زندگي، نمايش‌ها و نماهاي درشت از آدم‌هاي سخنگو (چهره‌هاي حراف) انتقاد مي‌كنند و چشم خود را بر روي حقيقت مي‌بندند كه اين روش‌ها هنوز زنگ صندوق فروشگاه‌ها را به صدا درمي‌آورند. اگر آنها اشعار هوراس را خوانده باشند، خواهند گفت كه من آدم كج‌خلق و غرغرويي هستم كه با وجود نرسيدن به بلوغ مي‌خواهم راه و رسم روزگار را ارزيابي كنم و با ايفاي نقش يك منتقد، نسل جديد را اصلاح و هدايت كنم! خب كه چي؟ هميشه ديوانه‌هاي پرسر و صدايي دور و بر صنعت تبليغات بوده‌اند. تجارت متكي به سهام آنها شامل شوخي نژادي، طراحي هنري عجيب و خارج از قاعده، نكوهش تحقيق و ادعاي نابغه بودن است. اينان به‌ندرت معلوم مي‌شوند، چون مجذوب مشترياني مي‌شوند كه گول لفاظي‌هاي آنان را خورده‌اند و البته مسئوليت نتايج حاصله در فروش را به عهده نمي‌گيرند. تلاش‌هاي تبليغات آنها در مهماني‌هاي نيويورك، سان‌فرانسيسكو و لندن موردتوجه قرار نمي‌گيرند. ولي در شيكاگو كمتر آن را جدي مي‌گيرند. در روزهايي كه من در تلاشها و مبارزات هوشمندانه مجله نيويوركر ورزيده مي‌شدم، قهرمان اين گروه بودم، اما وقتي در رشتة تبليغات در رسانه‌هاي جمعي فارغ‌التحصيل شدم و كتابي نوشتم كه در آن ارزش فراواني براي تحقيق قايل شدم، ماية عذابشان شدم. من خود را با اين فكركه از مجموع آنها بيشتر فروش داشته‌ام، راحت مي‌كنم. برخي اوقات به خاطر تحميل "قواعد"، مورد حمله قرار مي‌گيرم. هيچ چيز فراتر از حقيقت نيست. من از قوانين و مقررات متنفرم. تمامي آن‌چه كه من انجام مي‌دهم گزارش درباره واكنش مصرف‌كنندگان نسبت به محرك‌هاي مختلف است. من شايد به اين آگهي‌نويس بگويم: "تحقيقات نشان مي‌دهند آگهي‌هايي كه افراد مشهور در آن شركت مي‌كنند از لحاظ ترغيب مصرف‌كنندگان به خريد، پايين‌تر از حد ميانگين‌اند. آيا مطمئني كه مي‌خواهي از يك فرد مشهور استفاده كني؟ آيا اين يك قانون است؟"يا شايد به يك مدير هنري بگويم: "تحقيقات نشان مي‌دهد كه اگر طرح به رنگ مشكي در زمينه سفيد باشد نسبت به وقتي كه طرح به رنگ سفيد در زمينه مشكي قرار مي‌گيرد افراد بيشتري آن را مي‌خوانند"شايد اين يك نكتة هشداردهنده و آگهي‌بخش باشد، ولي به سختي مي‌شود آن را يك قانون خواند.


ادامه مطلب

 

دو اتومبیل را در نظر بگیرید كه در خط تولید یك كارخانه اروپایی تولید می شوند. این دو خودرو دارای شكل یكسان و مشابه هستند و روی یك شاسی مشابه سوار شده اند. تنها فرق موجود میان آن دو، نام آنهاست. یكی از آنها نامش فیات و دیگری نامش تویوتا كرولا است. بدون درنظر گرفتن كلیه موارد مشابه میان این دو خودرو، تویوتا گرانتر از فیات به فروش مــــــی رسد. چرا؟ برای اینكه مصرف كنندگان اروپایی به نام تجاری تویوتا اعتماد دارند و حتی حاضرند جهت دریافت آن مبلغ اضافی هم بپردازند.

ایا این سناریو، یك اتفاق نادر است؟ امروزه مصرف كنندگان از فروشگاههایی خرید می كنند كه همه اجناس، از خودرو و رایانه گرفته تا غذاهای حاضری و بطری های آب در آنها عرضه شوند. مواجه شدن با انبوه فراوانی از محصولات كه به لحاظ كیفیت و شكل یكسان هستند، تصمیم خرید مصرف كنندگان را بدون توجه به خصوصیات آنها به نام تجاری محصولات سوق می دهد. در حقیقت، نامهای تجاری آنقدر در تصمیم گیریهای خرید مصرف كننده دارای اهمیت شده اند كه به عنوان دارایی شركت (سازمان) و دارایی اصلی یاد می شود.

نام تجاری كوكاكولا دارای ارزشی بالغ بر 84 میلیارد دلار است، كه طبق اظهار یك شركت مشاوره جهانی در زمینه نامهای تجاری مستقر در نیویورك، این میزان سهم بزرگ 59 درصدی سرمایه ها بازار شركت كوكاكولا را تشكیل می دهد.

جواناسدون رئیس بخش ارزش گذاری نام تجاری می گوید: روز به روز بیشتر مشخص می شود كه نام تجاری به عنوان یك دارایی مثل سایر داراییها، برای شركت محسوب می گردد، در هر زمانی كه به طور صحیح در آن سرمایه گذاری شود، باعث افزایش ارزش محصول نهایی می گردد.

دیوید ردهیل، مدیر اجرایی ارتباطات جهانی در موسسه لاندورسان واقع در فرانسیسكو اعلام می دارد كه نامهای تجاری در گذشته در ترازنامه ها نمی آمدند و مدیران این اطلاعات را قبلاً در حوزه خود نداشته اند. وی همچنین می گوید، وقتی شما نامهای تجاری نظیر كوكاكولا را می بینید كه از ارزش بیشتری نسبت به سایر دارائیهای سرمایه ای شركت برخوردار هستند، متوجه خواهید شد كه حتماً باید چیز مهمی باشد كه مدیران سازمانها به آن ارزش می گذارند.


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3   1 2 3