همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
هیچ کس نمی داند که بیست سال آینده با خود چه به ارمغان خواهد آورد. ولی اگر بیست سال گذشته را ملاک قرار دهیم، دو دهه آینده حامل تغییراتی آن چنان وسیع خواهد بود که بر زندگی تک تک انسان های این کره خاکی تأثیربسزایی خواهد گذاشت.

به عنوان مثال قبل از سال 1986 هیچ وسیله کامپیوتری وجود نداشت که یک پدر بزرگ در تریپولی یک پیغام فوری به همراه یک عکس برای نوه اش در بروکلین بفرستد. هیچ وسیله ای نبود که یک موتورسوار مستأصل با چرخ پنچر بتواند با یک کامیون یدک کش تماس بگیرد. و اطلاعات تقریباً مبهمی از ترکیب شیمیایی یک ملکول دی ان ای وجود داشت. نگاهی به وضعیت فعلی بکنیم: همه موارد فوق و البته خیلی بیش از آن نه تنها ممکن بلکه بدیهی و تا حدی پیش پا افتاده تصور می شوند.

با این تصویر در ذهن، های نگاهی انداخته به بعضی از بزرگترین، مهم ترین و جالبترین پیشرفت ها درعرصه علم، پزشکی و تکنولوژی در بیست سال گذشته. عظمت بعضی از این اکتشافات مانند شبکه جهانی اینترنت، واضح و مورد تأیید است. به منظور درک قدرت محض موارد دیگر مانند پروژه تحقیقات ژنی انسان، ممکن است زمانی حدود 20 سال احتیاج باشد.

یک نقشه گنج از بدن انسان
یک روز-که شاید چندان هم دور نباشد- کار بسیار دشوار دانشمندان در جهت به نقشه درآوردن تمامی ژنهای بدن انسان از طریق پروژه تحقیقات ژنی انسان می تواند همانقدر مهم و حیاتی شمرده شود که ظهور کامپیوتر.

این پروژه در زمان شروعش در سال 1990 یک پروژه عظیم بین المللی بود که دانشمندان 18 کشور مختلف برای برنامه ریزی، پیگیری و اعتلای دانش و آگاهی موجود در مورد واحدهای اولیه شکل دهنده زندگی، روی آن کار می کردند. اگرچه که کار قرار بود 15 سال به طول بیانجامد، پیشرفت های سریع تکنولوژی این امکان را به وجود آورد که کار 2 سال زودتر از موعد مقرر به نتیجه برسد.

پیش نویس اولیه این طرح در سال 2001 کامل گردید. کپی نهایی که 99 درصد کامل تلقی می شد در سال 2004 به اتمام رسید. اطلاعات مربوط به پروژه بر روی تارنما و در دسترس عموم قرار گرفته است.

ساماندهی نقشه ژنی بدن انسان باعث به وجود آمدن یک عصر جدید در علم و پزشکی شده است. متخصصان معتقدند که حجم وسیع اطلاعات در مورد دی ان ای که از طریق این طرح به دست می آید، پیشرفت سریع در زمینه های بسیاری همچون همانند سازی ، تحقیقات کاشت سلول، داروهای اختصاصی برای بیماران، و ژن درمانی را به دنبال خواهد داشت.

دکتر فرانسیس کالینز ، رئیس مؤسسه تحقیقاتی پروژه تحقیقات ژنی انسان در ایالات متحده می گوید: "با در دست داشتن این نتایج، ما در پایان مرحله آغازین این طرح هستیم. قسمت خوب کار هنوز در پیش رو است."



شبکه ای که دنیا را عوض کرد
تاریخ ششم آگوست 1991 شاید مفهومی برای شما نداشته باشد. ولی در آن روز با ارائه شبکه جهانی اینترنت برای اولین بار به عموم، دنیا برای همیشه تغییر کرد.

تا قبل از آن سیستم های کامپیوتری موجود تنها توسط دانشمندان و آشنایان به تکنولوژی پیشرفته قابل درک و استفاده بود ولی شبکه اینترنت تبدیل به پدیده ای عمومی و وسیله ای اجتناب ناپذیر برای تبادل و تشریک اطلاعات شد.

محبوبیت این شبکه از زمان به وجود آمدنش رشد صعودی داشته و دامنه استفاده اش در تمام نقاط جغرافیایی با جمعیت انسانی گسترده است. پذیرش سریع این شبکه و تبدیل آن به جزیی از زندگی روزمره به دلیل وجود کامپیوترهای شخصی بود که در سال 1977 وارد بازار شدند و اوج شکوفایی شان در اوایل دهه 80 بود.

بر اساس آمار نت کرفت ، یک شرکت اینترنتی در انگلیس که میزان استفاده از اینترنت را بررسی می کند، تا آوریل 2006، 80 میلیون تارنما در اینترنت وجود داشته است. این عدد تعجب شما را برمی انگیزد. ولی نکته جالب اینجاست: تعداد تارنماها از آوریل 2003 که طبق آمار نت کرفت 40 میلیون بوده است، دو برابر شده است.

اساساً، اینترنت همه این مکانهای مجازی را توسط سه استاندارد به هم متصل می کند: یونیفرم ریسورس لوکیتور (یا URL)، یک سیستم جهانی که مسیر یک فایل، برای مثال صفحات تارنما؛ را در اینترنت مشخص می کند، پروتکل انتقال فرامتن(HTTP) ، که تعیین می کند که چگونه کاوشگر و سرویس دهنده با یکدیگر صحبت کنند؛ و زبان فرامتنی (HTML)، که ساختار و محتویات اسناد فرامتن را توصیف می کند.

اکثر مردم تنها 15 سال است که با اینترنت آشنا هستند. ولی زندگی بدون آن برای بسیاری غیر قابل تصور است. اینترنت تنها در طول یک دهه و نیم فرهنگ، جامعه، اقتصاد، آموزش و تقریباً همه چیز را زیر و رو کرده است.

یک برش ظریف تر
بگذارید با حقیقت روبرو شویم: هیچ کس از جراحی خوشش نمی آید. ولی یک تکنیک خارق العاده تحت عنوان لاپاروسکپی رفتن به زیر تیغ جراحی را بسیار ساده تر از قبل کرده است. لاپاروسکپی جراحان را قادر می سازد که با استفاده از یک ابزار کوچک فیبر نوری، داخل بدن بیمار را بررسی کنند، این وسیله سپس تصاویر را به صفحه مانیتور اتاق جراحی منتقل می کند.

یکی از برتری های عمده این روش این است که پزشکان را از بریدن بدن بیمار بی نیاز می سازد. در لاپاروسکپی که تحت عنوان جراحی "سوراخ کلیدی" نیز شناخته می شود تنها به 2 تا 4 برش کوچک 8 تا 10 میلیمتری نیاز است. پزشکان سپس لاپاروسکوپ و سایر ابزار جراحی را وارد بدن بیمار می کنند و هم زمان که مراحل کار را بر روی مانیتور مشاهده می کنند، می توانند جراحی های ظریف متعددی انجام دهند و یا موضوع را بررسی کنند.

لاپاروسکپی یک ابزار تشخیصی مطمئن است که به پزشکان اجازه می دهد وجود هرگونه کیست، تومور، یا جراحتی را بررسی کنند. دامنه توانایی لاپاروسکپی در جراحی شامل همه چیز از ترمیم زانو گرفته تا رفع تنگی مجرای ادرار و برداشتن آپاندیس می شود. این روش همچنین برای کسانی که تمایل به اهدای عضو دارند بی نظیر است. جاش سینگر یک تحلیلگر سیستم در واشنگتن دی سی که در سپتامبر 2000 یک کلیه اش را به پدرش اهدا کرد می گوید: "جراحی من توسط لاپاروسکپی انجام شد و می توانم به جرأت بگویم که بسیار آسان تر از روش قدیمی بود. من در عرض چند هفته به سرعت بهبود یافتم. اگر این جراحی به روش قدیمی انجام می شد، من مجبور بودم ماهها در بستر بمانم."

تجربه سینگر تنها مورد نیست. بسیاری از مردم به عنوان بیمار سرپایی تحت جراحی لاپاروسکپی قرار می گیرند و در عرض 24 ساعت به خانه برمی گردند.


همیشه آماده به خدمت
جالب نیست؟ در مدتی که مشغول نوشتن این متن در مورد تلفن های همراه بودم، چهار بار توسط کسانی که با تلفن همراهم تماس گرفتند رشته افکارم پاره شد!

لغت "ubiquitous" در فرهنگنامه آمریکایی آکسفورد به این صورت تعریف شده است "حاضر، چیزی که در همه جا پیدا یا ظاهر می شود." این لغت به نظر می رسد با تلفن همراه مترادف باشد.

شرکت کامپیوتری آلماناک ، یک شرکت پیشرفته تحقیقاتی در زمینه بازار در آمریکا نگاه جالبی به استفاده از تلفن همراه دارد. طبق گزارش این شرکت، در سال 1990 از هر 1000 نفر 2.1 نفر در دنیا از تلفن همراه استفاده می کردند. تا سال 1995 آمار استفاده از تلفن همراه در هر 1000 نفر به 15.6 افزایش پیدا کرده بود. تا سال 2005 این عدد یک پرش بزرگ دیگر داشت: 319 . طبق پیش بینی این شرکت تا سال 2010 از هر 1000 نفر 478 نفر از تلفن همراه استفاده خواهند کرد – تقریباً نیمی از جمعیت جهان.

تکنولوژی تلفن همراه نیز در طول 20 سال گذشته تغییرات زیادی کرده است. مدلهای اولیه دهه 80 تقریباً 4000 دلار قیمت و نزدیک به 2 پاوند وزن داشتند و تنها برای کار استفاده می شدند. امروزه مدلهای پر زرق و برق به راحتی در جیب جا می شوند و یک دستگاه ضروری برای هرکس، از یک شهروند مسن گرفته تا دانش آموزان مدارس ابتدایی، می باشند. مدلهای جدیدتر حتی قابلیت ارسال و دریافت پیامهای کوتاه، جستجو در اینترنت و دانلود کردن فیلم را نیز دارند.

تمام چیزهایی که احتمالاً در مخیله الکساندر گراهام بل هنگام اختراع تلفن در 1876 هم نمی گنجید.

یک تلویزیون هوشمندتر
بهترین راه برای شناخت دستگاه های دیجیتال فیلم برداری از طریق مقایسه است: دی وی آرها دنیای تماشای تلویزین را به اندازه ای تغییر دادند که آی پادها گوش کردن موسیقی را.

اولین مدل دی وی آر بلافاصله بعد از ظهور دو پدیده تکنولوژی وارد بازار شد. تی آی وی او و ریپلی تی وی در سال 1999 در "نمایشگاه استفاده کننده گان الکترونیک " برای اولین بار در لاس وگاس به نمایش گذاشته شدند. ریپلی تی وی توجه اولیه زیادی به خود جلب کرد ولی تيوو در بین مصرف کنندگان محبوبیت بسیار زیادی کسب کرده است.

بطور خلاصه، این دستگاه های پیشرفته تصاویر را بر روی یک حافظه واسط دیجیتالی ضبط کرده و به تماشاگر این امکان را می دهند که برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش را بعداً نگاه کند، ویژگی که تحت عنوان "انتقال زمان" شناخته می شود. علاوه بر این دی وی آرها توانایی های متعدد دیگری نیز دارند از جمله متوقف کردن برنامه زنده تلویزیون، پخش مجدد برنامه، ثابت کردن تصاویر و رد کردن تبلیغات… همه با یک فشار ساده دستگاه کنترل از راه دور.

آنها همچنین با دادن امکان به وجود آوردن یک "لیست نمایش" به تماشاگر همانند کاری که آی پاد می کند، باعث به وجود آمدن انقلابی در عرصه تلویزیون های قدیمی شدند. به عنوان مثال شما برنامه تلویزیونی آمریکن آیدل را دوست دارید. تنها کاری که می کنید تنظیم دی وی آر است و برنامه مورد نظر هر زمان که پخش شود، ضبط خواهد شد، هر هفته. برنامه سپس به لیست برنامه های مورد علاقه شما اضافه می شود تا در زمان مناسب آنرا نگاه کنید.

کیتی لیک یک مشاور اجتماعی در سین سیناتی، اوهایو می گوید: "این سیستم کاملاً روش تلویزیون نگاه کردن من را عوض کرده است. دیگر مجبور نیستم منتظر برنامه مورد علاقه ام بمانم، تازه به شرط اینکه وقت برای تماشای آن داشته باشم. و دیگر اجباری ندارم که آگهی های بازرگانی را نگاه کنم، مگر اینکه به آن محصول علاقه مند باشم. الان دیگر تماشای تلویزیون بدون تی آی وی او برایم بسیار سخت است."

نويسنده: ریچارد برونلی
منبع: http://persian.usinfo.state.gov

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [3:55 PM]  [مرجان ب]

دکتر الیزابت کوواکز که ریاست تیم تحقیقاتی را در این پژوهش عهده دار بوده خاطرنشان کرد: بنابراین با جلوگیری از فعالیت این سلولها در سیستم ایمنی می‌توان فرآیند بهبود جراحات را سرعت بخشیده و تقویت کرد.

محققان فرآیند جدیدی را کشف کرده‌اند که به ترمیم سریعتر زخم‌ها در مبتلایان به دیابت کمک خواهد کرد.

به گزارش ایسنا، محققان نظام بهداشتی دانشگاه لویولا در مطالعات جدید خود دریافته‌اند که سلولهای خاصی از سیستم ایمنی بدن، سرعت فرآیند ترمیم زخم را در برخی افراد کاهش می‌دهد و در نتیجه جراحات در این افراد دیرتر بهبود پیدا می‌کند.

دکتر الیزابت کوواکز که ریاست تیم تحقیقاتی را در این پژوهش عهده دار بوده خاطرنشان کرد: بنابراین با جلوگیری از فعالیت این سلولها در سیستم ایمنی می‌توان فرآیند بهبود جراحات را سرعت بخشیده و تقویت کرد.

در این تحقیق سلولهای سیستم ایمنی که فرآیند ترمیم را به تعویق می‌اندازند، سلولهای قابل طبیعی T شکل یا NKT نام دارند. این سلولها عملکردهای مفیدی شامل کشتن سلولهای سرطانی و نابود سازی سلولهای آلوده به ویروس‌ها را عهده دار هستند. اما محققان در مطالعات جدید خود دریافته‌اند که این سلولها در عین حال به قسمت‌هایی از بدن که دچار جراحت شده‌اند نقل مکان می‌کنند و روی روند بهبودی زخم تاثیر منفی می‌گذارند.

محققان از مدلهای جانوری برای بررسی تاثیر این سلولها روی روند شفای زخم استفاده کرده‌اند و نتایج مطالعات خود را در مجله تحقیقات جراحی منتشر کرده‌اند. آنها در مطالعات بعدی یافته‌های خود را آزمایش می‌کنند


[پنج شنبه 2 اردیبهشت 1389 ]  [4:27 PM]  [مرجان ب]

 

Image

مردي كه فرصت‌ها را شناخت‌
زماني كه تام واتسون به عنوان كارمند شركتNCR از اين شركت اخراج شد به يكي از دوستان خود رو كرد و گفت من از اين شركت مي‌روم به اين اميد كه روزي شركتي تاسيس كنم بزرگ‌تر از اين شركت. اگرچه در آن لحظه به حرف خود ايمان كامل نداشت ولي توانست بر اثر تلاش و پشتكار آرزوي خود را تحقق بخشد و بزرگ‌ترين شركت صنايع الكترونيك و كامپيوتر را اداره كند و به يكي از پولدارترين مردان جهان تبديل شود.
تام واتسون پولدارترين مرد جهان با دستفروشي اولين كار خود را آغاز كرد. او برخلاف ساير همكاران دستفروش خود، هيچ وقت جاي ساكني نداشت. هميشه در كوچه‌ها همراه وسايل خياطي و موسيقي‌اش به دنبال مشتري مي‌گشت و در كار خود به موفقيت و پيشرفتي نيز نمي‌رسيد ولي هميشه به اين 2 اصل ايمان داشت و آنها را به كار مي‌گرفت، اول احترام به مشتري و دوم ظاهر فروشنده. هيچ وقت كارش را تعطيل نمي‌كرد و معتقد بود كه هيچ چيز جاي پشتكار را نمي‌گيرد. او در 18 سالگي حسابدار يك قصابي شد ولي از كارش راضي نبود و اين كار را هم ترك كرد.

مدتي بيكار بود و فكر مي‌كرد فردا چه كار كند ولي هيچ وقت به گذشته‌اش فكر نمي‌كرد و افسوس نمي‌خورد تا اين كه سرانجام كارمند شركت NCR شد و در آنجا جرقه تاسيس يك شركت كامپيوتري در ذهن او زده شد و توانست اين شركت را به منصه ظهور برساند. تام واتسون همواره معتقد بود كه هيچ‌گاه فرصت بر در خانه شما نخواهد كوبيد بلكه اين شما هستيد كه بايد در خانه فرصت را بكوبيد و به خاطر داشته باشيد كه فرصت‌ها همه و همه در اطراف ما قرار دارند.

او همچنين بر اين باور خود تاكيد داشت كه تا به سن 40 سالگي نرسيد نمي‌توانيد موفقيت شايان خود را كسب نماييد. با اين تفكر بود كه او توانست شركت خود را به يكي از چند شركت انگشت‌شمار دنيا تبديل كند كه به عنوان نيروهاي كاري بين‌المللي مطرح هستند.

تام وقتي تمام امور را به پسرش سپرد اين شركت داراي 886 دفتر و 6 كارخانه در آمريكا و 227 دفتر در سراسر دنيا بود و در سال 1980 يعني 23 سال پيش تعداد كاركنان اين شركت از مرز 340 هزار نفر گذشت. او به هوش، استعداد و شانس اعتقاد نداشت و تنها اراده و پشتكار را نعمت‌هاي خداوند مي‌دانست.

در مسير پيشرفت‌

تام در مزرعه‌اي كوچك در شهر نيويورك چشم به جهان گشود. وي پس از اتمام مدرسه پيشنهاد پدر را براي تحصيل در رشته حقوق نپذيرفت و به تدريس در مدرسه دهكده پرداخت و سپس در سن 18 سالگي حسابدار يك فروشگاه گوشت شد، تا اين كه به شغل فروشندگي جلب شد. او فكر مي كرد كه با فروشندگي سيار مي‌تواند به روياهاي خود جامه حقيقت بپوشاند، در اين ميان با فروشنده دوره‌گردي به نام جورج كورون دل آشنا شد كورون دل كه فروشنده دوره‌گرد ارگ و چرخ‌ خياطي بود به او پيشنهاد داد كه دستيارش شود و تام پيشنهاد او را پذيرفت. او فكر مي‌كرد كه چنين كاري با حضور در رستوران‌ها و هتل‌هاي مجلل توام است اما در عمل با حقايق تلخ و ناگواري روبه‌رو شد.

واتسون به مدت يك سال به اين كار مشغول بود تا اين كه با مردي به اسم بارون آشنا شد. او مردي خوش‌مشرب بود و با رفتار مودبانه و زبان ‌شيرين خود مشتريان را بشدت تحت تاثير قرار مي‌داد.

واتسون تحت‌نظر بارون تمام شگردهاي هنر فروشندگي را آموخت. واتسون با دريافت اولين حقوق خود اقدام به خريد يك دست لباس كرد.

بارون قبلا به او گفته بود كه بايد به ظاهر خود برسد او سپس يك مغازه قصابي در بوفالو داير كرد و قصد داشت اگر موفق شود شعبه‌هايي در نقاط مختلف آمريكا داير كند و اميدوار بود كه پس از چند سال سلطان گوشت بوفالو شود تا اين كه يك روز صبح بارون تمام پول‌هاي او را برداشت و گريخت و او در اين كار خود نيز با شكست روبه‌رو شد ولي اعتماد به نفس خود را از دست نداد. او مجبور شد كه همه چيز مغازه‌اش را بفروشد و با سماجت خود توانست مديريت فروش در شركت ‌NCR را به دست آورد و در آنجا به فروشنده‌اي فوق‌‌العاده تبديل شد ولي استخدام در اين شركت نيز دوام نيافت و مجبور به ترك اين شركت شد.

به او پيشنهادهاي مختلفي شد ولي نمي‌خواست زير لواي يك مدير باشد و درصدد بود هر طور شده به اميال شخصي خود جامه عمل بپوشاند. او سپس شركتي به نام CTR استخدام شد. او به عنوان يكي از بهترين فروشندگان اين شركت مطرح شد و سرانجام پس از گذشت يك سال رئيس اين شركت شد. او به تدريج موفق شد كه تمام كنترل شركت را به دست بگيرد و نام شركت را به ماشين‌هاي تجاري بين‌المللي > <IBMتغيير داد و به اين ترتيب شركت در راهي جديد افتاد و اهدافي تازه پيدا كرد. در سال 1949 عايدات شركت از مرز سي و سه ميليون دلار تجاوز كرد و شمار كاركنان آن 12 هزار نفر بود. واتسون در سال 1956 يك سال قبل از مرگش زمام امور را به پسرش سپرد. IBM در آن روزها داراي 888 دفتر و 6 كارخانه در سراسر آمريكا بود. بخش تجارت بين‌المللي آن نيز 227 دفتر و 17 كارخانه در 80 كشور جهان در اختيار داشت در سال 1980 تمام كارخانه‌اي شركت IBM به تام واتسون تعلق داشت و او از اين رهگذر درآمد كلاني را به خود اختصاص داد. او ديگر ميلياردر شده بود و به آرزويش رسيد.

شيفته شعار بود

واتسون يك مدير واقعي بود و توانايي او را در برانگيختن ديگران و نفوذ در آنان را همه مي‌شناختند. او از تجربه‌هاي دوران فروشندگي سيارش الهام مي‌گرفت. وي در جلسات هفتگي خود براي فروشندگان شركت سخنراني مي‌كرد و اصولي را كه در زندگي به كار گرفته بود به آنها منتقل مي‌كرد. واتسون شيفته شعار دادن بود، او در دوره‌هايي كه براي برانگيختن كاركنان خود ترتيب مي‌داد، از اين شعارها استفاده مي‌كرد. شعارهاي او اگرچه پيش‌پا افتاده بود، اما همواره او را ياري مي‌كردند كه از بزرگ‌ترين مديران زمان خود باشد. برخي از اين شعارها عبارتند از:
فروش و خدمت، بلندنظر باشيد، وقت از دست رفته براي هميشه از كف رفته است، آموختن زماني موثر است كه آن را به‌كار بگيريد.

همه چيز در حال حركت است، ما خدمت خود را مي‌فروشيم. يكي از شعارهاي دلخواه واتسون اين بود: بخوان، بشنو، بگو، ببين و فكر كن.

در زندگينامه‌اش به نام استقامت كن آمده است:

چيزي در دنيا نمي‌‌تواند جاي پشتكار را بگيرد، نه هوش نه استعداد زيرا در دنيا افراد بااستعداد، اما ناموفق فراوانند نه نبوغ، چرا كه نابغه‌هاي آس و پاس تقريبا به صورت ضرب‌المثلي درآمده است و نه تحصيلات، چرا كه دنيا پر از تحصيلكرده‌هاي فقير و گوشه‌گير است. تنها عزم و پايداري است كه برنده را از بازنده جدا مي‌كند.


[پنج شنبه 2 اردیبهشت 1389 ]  [3:46 PM]  [مرجان ب]