همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

به قلم: حجت‏الاسلام علی کشوری


توسعه به معنای تلفیق بهتر عوامل تلفیق تولید است. بر این اساس اگر جامعه‏ای بتواند میان "علم و فن" ، "منابع طبیعی" ، "منابع انرژی" و "روابط اجتماعی" ارتباط بهتری برقرار کند؛ آن جامعه توسعه یافته تر خواهد بود.

چگونه می‏توان به توسعه دست یافت؟

برای رسیدن به توسعه، تحول در "علم وفن" اولین گام است. تحول در منابع طبیعی، تحول در منابع انرژی و تحول در روابط اجتماعی، محصول تحول در علم و فن است. به این ترتیب توسعه دانش، ابزار رشدِ عوامل تولید است و بدون برنامه ریزی برای علم وفن، توسعه به دست نمی آید.

چگونه در علم وفن تحول ایجاد کنیم؟

برای تحول در علم و فن، تحول در «روش تولید علم» و «روش انتقال علم» لازم است. روش های سنتی تولید علم باید تغییر کند. با روش های سنتی، تحول چندانی در علم و فن اتفاق نخواهد افتاد. روش سنتیِ تولید علم، با اتکا به تجربه های شخصی و آزمون و خطا شکل می گیرد. بر اساس کارشناسی سکولار برای تحول در دانش کاربردی ، باید به روشهای تجربی اتکاء نمود. در روش های تجربی، نظریه‏ها و تئوری ها متکفل تفسیر پدیده‏ها هستند. باید توجه نمود که در روش مدرن تولید علم، دستیابی به حقیقت ملاک نیست! کارآمدی یک تئوری، به میزان کارآمدی در "پیش‏بینی"، "هدایت و "کنترل" تغییرات وابسته است. (تحلیل کاربردی پدیده ها) «مطالعه‏ی کتابخانه‏ای»، «آزمون آزمایشگاهی» و «کشف معادله» ارکان روش تجربیِ تولید علم است.

برای تحول در علم و فن، باید علاوه بر تحول در «روش تولید علم»، به تحول در روش‏های سنتی آموزش نیز دست زد. در جوامع سنتی «شاگردی و ممارست» ابزار انتقال دانش است؛ ولی در جوامع مدرن «دوره های آموزشی از پیش تدوین شده» جایگزین شاگردی و ممارست شده است.

به دنبال تحول در علم و فن، «روابط اجتماعی قومی» به «روابط اجتماعی مدنیت» تغییر می‏یابد و گسترش علم و فن به تغییر طبقات مرجعِ جامعه منجر می شود. در روابط قومی، نسل های یک جامعه تحت تأثیر بزرگان خانواده و جامعه مراحل پیشرفت را طی می کنند ولی در جوامع مدرن به تبع ایجاد تحول در علم و فن طبقات تأثیر گذار در جامعه تابع طبقه بندی علوم تحول می‏یابد.

از منظر کارشناسی سکولار مراجع تعریف شده در فرهنگ ملت ها مانع توسعه معرفی می گردند و لازم است که همه اندیشه‏ها و نهادهای یک جامعه با اندیشه‏ها و نهادهای مدرن هماهنگ شوند. به عبارت دیگر تحول در سنت‏ها بدون چالش نیست و پذیرش و مدیریت چالش ها در روند انحلال متغیرهای سنتی، هزینه دست یافتن به توسعه است.

در نهایت با تحول در علم و فن، گستره و شیوه استحصال منابع طبیعی و منابع انرژی دچار تحول می شود و پذیرش تحول در تولید سنتی و تلاش برای دستیابی به تولید صنعتی به تحول در روابط اجتماعی منجر می شود. به عبارت دیگر برای دستیابی به توسعه، تحول در نظام حقوقی، نظام سیاسی، نظام آموزشی، نظام قضائی و... نیاز است. پس نتیجه نهائی توسعه یافتگی، ایجاد فرهنگ مادی متناسب با تولید مدرن است

 
 

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [4:12 PM]  [مرجان ب]

دیدگاه مثبت:   چنانچه افراد جامعه بخصوص نسل جوان دچار دیدگاه منفی گردند دیگر مجالی برای نواندیشی و فعالیت باقی نخواهد ماند.

 

 

اطلاعات فنی و خدماتی : بدون آگاهی وتخصص فنی ، در فعالیت مورد نظر و بدون داشتن اطلاعات جامع مسلما هر فرد به استقبال شکست می رود.

 

 

شجاعت: باید با شجاعت و بدون تزلزل ادامه مسیر داد و از دشمنان   هراسی به دل راه نداد.

 

 

دسترسی به منابع مالی:   برای اجرای یک طرح موفق دسترسی به منابع مالی از اولین قدمها محسوب می شود.

 

 

 

 

«هر کار بزرگ در آغاز محال به نظر می آید.دشوارترین همان قدم اول است »

 

 

فقرزدایی

 

 

 عامل دیگری است که مارا در مسیر پیشرفت وتعالی همه جانبه قرار می دهد مالکیت در اسلام محترم است و دارندگی توام با عدالت اجتماعی باید یکی از اهداف عالیه جامعه اسلامی باشد . زیرا اسلام یکی از دشمنان سرسخت فقر و بی چیزی است از این نظر اغنیا را موظف کرده است تا به فقرا ومحرومان کمک نموده وسایل معیشت واشتغال آنها را فراهم آورد . موضوع فقرزدایی در جامعه یکی از وظایف اولیه حکومت اسلامی است . اسلام انسان را از سرمایه داری ودارندگی از راه حرام به شدت منع کرده است . وقتی جامعه ای فقیر شد ذلت و فساد وتباهی در آن رشد می کند .و باید مسئولین برخوردهای قاطع با ثرتهای باد آورده انجام شود.

 

 

علم و فن آوری هسته ای

آیا این سئوال رااز خود پرسیده ایم اگر نفت کشورمان تمام شود چه می شود؟

بی شک باید به دنبال منبع درآمدهای غیر نفتی بود جامع نگری توام با تفکر منطقی وعمل است که می تواند کار گشا باشد.باید دولت وملت براین باور باشند که می توانند مشکلات را با توکل به خداوند از پیش پای خود بردارند و با برداشتن قدمهای بلند  قله های پیشرفت وتعالی را فتح کنند . با توجه به اینکه اگر زمینه را در جامعه بوجود آوریم جوانان ایرانی شایستگی و استعدادهای خود رانشان داده اند. جوانان ایرانی حتی بدون داشتن الگوهای مشخص هر روز یک قله را فتح می کنند . دولت باید فرصت های رشد وکمال را برای همه آحاد جامعه تدارک ببینند.حال که جامعه ما در مورد فن آوری هسته ای در ابتدای راه است باید به جهانیان تفهیم شود که ملت ایران مردمی صلح جو ومسالمت جو است و از مرزهای کرامت وعزت انسانی دفاع می کند. ودر برنامه های دفاعی ملت ایران موضوع سلاح مطرح نیست .وما حتی برای دشمنان هم بد خواهی نمی کنیم .ملت ودولت ایران باید در مقابل بیگانگان ایستادگی کنند ما بعد از هشت سال دفاع مقدس که مظلومانه مورد تهاجم قرار گرفتیم اکنون پله های ترقی را طی می کنیم باید در مقابل بدخواهان ایستادگی کنیم و با تمام وجود فریاد سر دهیم :

 

 

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

ما خارج از چارچوب زورگویان ایستادیم وقله های پیشرفت را طی کردیم.

بد خواهان ملت  ایران اکنون دو هدف عمده را دنبال می کنند:یکی شکستن اراده قوی ملت بخصوص جوانان ایراتی با تهاجم فرهنگی ورواج فرهنگ غرب است دیگری  جلوگیری از پیشرفت ایران در همه زمینه ها با هدف وابستگی به بیگانگان است

نمی توان این ادعا را پذیرفت که علم وفنا وری برای بعضی ها خوب و برای بعضی ها بد است چون که ممکن است در استفاده از ان منحرف شوند

 

«دنیا در دستان شماست ،اگر بخواهید دنبال فرصت نباشید، خودتان فرصت بیافرینید»

 

 

امید:   کشنده ترین نیرویی که شور وشوق وامید به زندگی را از بین می برد ترس است .دشمن سعادت در دوران جوانی و رفیق وحشت آور در دوران پیری است .

شجاعت توام با دور اندیشی و تدبیر رمز موفقیت است . اگر هر ایرانی ومسلمان

با توکل به خداوند بگوید من موفق می شوم ،با تمام امکاناتی که دارم این کار را انجام می دهم ، هر چه وقت لازم باشد صرف این کار می کنم ،تا آنجا که کشش داشته باشم

یاد می گیرم ، هر قدر که لازم باشد در حد توان خود را تغییر می دهم در این صورت پیشرفت حتمی است.زیرا هر کس نتیجه سعی خود را می بیند.

برای این منظور بهتر است برای همه آحاد ملت فرصتهای مناسبی طراحی شود

تابتوانند ابراز وجود کرده و تواناییهای خود را بهبود بخشند.این امر به ابتکار و خلاقیت بستگی دارد.با توجه به تواناییها وشایستگی های افراد مسئولیت مهمتری واگذار شود وپاداش مناسب در نظر گرفته شود.در این حالت ملت همواره در سخت ترین مراحل پشتیبان دولت است.روشن نمودن اهداف و تفویض مسئولیت به افراد شایسته اعتماد و اطمینان را بوجود می آورد.

برخورد دوستانه ،منصفانه و جوانمردانه جوانان را به افراد دلیر و جوانمرد تبدیل

 می کند. اصولا تصمیم گیریهای مهم آسان نیست ولی به هر حال تصمیم نگرفتن

بدتر از تصمیم بد گرفتن است . تصمیم گیری خود یک هنر است.

 

 

 

«هرگز امید خود را از دست ندهید  امید در زندگانی همان قدر اهمیت دارد که بال در پرندگان»

http://momeniyeh.persianblog.ir/


[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [3:52 PM]  [مرجان ب]
راهکارهای عملی نخبگان برای تحقق "همت مضاعف ؛ کار مضاعف"
راهکارهای عملی نخبگان برای تحقق "همت مضاعف ؛ کار مضاعف" نماینده نخبگان در شورای عالی استعدادهای درخشان وزارت بهداشت با اشاره به نامگذاری سال 89 به نام "همت مضاعف و کار مضاعف" معتقد است وظیفه نخبگان کشور اجرایی کردن این شعار در همه ابعاد با توجه به شاخص های کمی و کیفی است.

 

 

 

دکتر سیدحمید جمال الدینی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: اجرایی شدن شعار سال 89 به نام "همت مضاعف و کار مضاعف" تنها به معنای دو برابر شدن کار و تلاش نیست بلکه معنایی فراتر از آن دارد و نشان می دهد که نخبگان جامعه باید از توان فکری بیشتری برای برنامه ریزی به منظور بهره وری بیشتر در اجرایی شدن برنامه های کشوری از جمله نقشه جامع علمی و سند چشم انداز 20 ساله استفاده کنند.

وی خاطرنشان کرد: شعار سال 89 این وظیفه را برای نخبگان تعریف می کند که اگرچه تاکنون از توان اجرایی، فکری و سازمانی خود استفاده می کرده اند اما این موضوع کافی نبوده چرا که این افراد بالقوه دارای توان لازم برای پیشبرد امور هستند و می توانند این توان را به بالفعل نزدیک کنند.
 
نماینده نخبگان در شورای عالی استعدادهای درخشان وزارت بهداشت با اشاره به راهکارهای عملی که پیش روی نخبگان و سایر گروه های اجتماعی برای اجرای درست شعار امسال وجود دارد، گفت: همه و از جمله نخبگان باید در آغاز سال 89 وضعیت فعلی و نقطه موجود خود را از نظر کمی و شاخص های گوناگون در حیطه های عملکردی مشخص کنند و در پایان سال نیز با ارائه گزارش عملکرد و قرارگیری در نقطه تعیین شده نه تنها کسری های را جبران کنند بلکه از سوی دیگر به صورت کمی و با سرعتی بیشتر به سوی  تحقق اهداف سند چشم انداز و نقشه جامع
علمی کشور و دسترسی سریع تر به هدف های تعیین شده حرکت کنند.
 
وی خاطرنشان کرد: راهکار عملی دیگری که در تحقق شعار امسال باید در نظر گرفت این است که از توان دو گروه از نخبگان بیشتر و بهتر می توان استفاده کرد. نیروی انسانی جوان و با تجربه در کنار هم می توانند این مهم را تحقق بخشند. نخبگان جوان انرژی بیشتری در رسیدن به اهداف تعیین شده بالادستی دارند و نخبگان با تجربه نیز می توانند در اتاق های فکر و شوراهای سیاستگذاری با وقت بیشتر به برنامه ریزی مناسب برای رسیدن به این اهداف مبادرت ورزند.
 
جمال الدینی اضافه کرد: از سویی دیگر در حوزه سلامت تکلیف نخبگان در حوزه های مختلف اعم از دولت، مجلس و خواص جامعه سنگین تر است چرا که تا انسان سالم نباشد نمی توان از تعهد و تخصص او بهره کافی برد با توجه به اینکه عنصر تعیین کننده اصلی در حرکت انسان متعهد و متخصص، سلامت است این موضوع در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری در برنامه پنجم توسعه نیز مورد تاکید ویژه قرار گرفته است.
 
وی یادآور شد: محور اصلی در تحقق شعار "همت مضاعف، کار مضاعف" نیروی انسانی است و با توجه همپوشانی این موضوع با موضوع سلامت انسانها که در کنار تعهد و تخصص عنصر تعیین کننده ای است، باید برنامه ریزی و حمایت همه جانبه در حوزه سلامت صورت گیرد که این کار تنها در محدوده کاری یک وزیر یا وزارتخانه نیست.
 
نماینده نخبگان در شورای عالی استعدادهای درخشان وزارت بهداشت اضافه کرد: نخبگان جامعه وظیفه دارند با درک درست از موقعیتی که خود و کشور در آن قرار دارند، بتوانند برای سربلندی هرچه بیشتر ایران اسلامی با حفظ وحدت کلمه در راه شکوفایی علمی کشور گام بردارند.

 

     

[جمعه 14 خرداد 1389 ]  [10:20 AM]  [مرجان ب]
 
کتابخوان کردن کودکان با 5 حرکت

نويسنده:سميه مقصودعلي
 
 
ما در عصري زندگي مي‌کنيم که وجود تلويزيون، رايانه و بازي‌هاي کامپيوتري علاقه کودکان به خواندن کتاب‌ها را کاهش داده است...
کارشناسان مسايل کودک 5 راه توصيه مي‌کنند که با کمک و به کارگيري آنها مي‌توانيد کتاب‌ خواندن را به يک لذت براي فرزندتان تبديل کنيد:
1 - به شخصيت‌هاي داستاني جان بدهيد

کتاب‌ خواندن به اندازه کافي خسته‌کننده است و اگر مطلب کمي پيچيده باشد به سرعت فرد را زده مي‌کند. اگر فرزند شما نيز از خواندن زود خسته مي‌شود، همراه با او بنشينيد. کتاب را با صداي بلند بخوانيد و به شخصيت‌ها جان بدهيد. براي يک فرد خشن صدايتان را کلفت و براي يک مظلوم صدايتان را نازک کنيد... و پس از مدتي از فرزندتان بخواهيد که همين کار را انجام دهد و شما به کتاب خواندن او گوش دهيد. شايد اين کار کمي از وقت شما را بگيرد اما براي آن ارزش قايل شويد تا لذت کتاب خواندن فرزندتان تبديل به عادت شود.
 
2 - او را به کتابخانه ببريد

کتابخانه تنها مکاني است که انسان را براي مطالعه سر شوق مي‌آورد. به يکي از کتابخانه‌هاي بزرگ شهرتان مراجعه کنيد و برحسب سن فرزندتان او را به قفسه مربوط به کتاب‌هاي رده سني‌اش راهنمايي کنيد. به اين ترتيب او احترام گذاشتن و ارزش‌مندي کتاب‌ها را مي‌آموزد. در همين حين تمامي قوانين مربوط به کتابخانه از جمله سکوت، تعداد کتبي که مي‌تواند به امانت بگيرد و زمان بازگرداندن کتب را به او يادآوري کنيد. در کتابخانه اجازه بدهيد خود او در قفسه‌ها به دنبال کتاب مورد علاقه‌اش بگردد و پس از مدتي نيز در اتاق خود او کتابخانه‌اي کوچک بسازيد.
3 - او را عضو گروه کنيد

فرهنگسراهاي محلي معمولا مکان‌هايي براي مطالعه، نوشتن يا ديگر فعاليت‌هاي گروهي دارند. گروه مي‌تواند کودکان را سر ذوق بياورد. وقتي يکي از آنان کتابي زيبا مي‌‌خواند، در مورد آن با ديگران سخن مي‌گويد و همين امر باعث غرق شدن کودکان در دنياي فانتزي کتاب‌ها مي‌شود.
 
4 - برايش مجله بخريد

فقط به دنبال خريد کتب درسي، کمک‌درسي يا کتاب‌هاي رمان نباشيد. مجلات يا حتي کتاب‌هاي مصور براي کودکان بسيار جذاب‌اند. همراه با او براي خريد مجلات برويد و اجازه بدهيد از ميان مجلات انتخاب شده براي رده سني او، خود کودکتان مجله‌اي را انتخاب کند. شايد او از خواندن کتاب هري‌پاتر لذت نبرد و ترجيح بدهد فيلم آن را تماشا کند. پس به او اجبار نکنيد و اجازه بدهيد خود او انتخاب‌گر باشد
5 - داستان‌هاي ترانه‌دار انتخاب کنيد.

اگر فرزند شما کم‌سن است و مي‌‌خواهيد لذت مطالعه را در او بيدار کنيد، کتاب‌هايي را تهيه کنيد که همراه‌ آنها ديسک يا کاست ترانه به فروش مي‌رسد. مي‌توانيد شب هنگام موقع خواب کتاب را به دست فرزندتان بدهيد و نوار را روشن کنيد تا او همراه با شنيدن نوار آهنگ‌دار کتاب مربوطه را هم ورق بزند و تصاويرش را نگاه کند. پس از مدتي نيز مي‌توانيد به همراه او آوازها را حفظ کنيد و بخوانيد.
منبع: www.salamat.com
 
 
 
 

[چهارشنبه 12 خرداد 1389 ]  [11:48 PM]  [مرجان ب]
گفتگو با دکتر محمدرضا مجيدي
 آنچه امروز در دست مغرب زمين است، تجربه و تلاش بشري است؛ تجربه و تلاشي که در اين بخش از دنيا انباشته شده است و حال آنکه، اين تجربه در روزگار گذشته در اختيار جهان شرق و اسلام بوده است.
گفتگو با: دکتر محمدرضا مجيدي عضو هيئت علمي دانشگاه تهران
بيوگرافي: دکتر محمدرضا مجيدي عضو هيئت علمي دانشگاه تهران بوده و سابقه نمايندگي در دوره‌هاي چهارم و پنجم مجلس شوراي اسلامي را دارد. او در حال حاضر در وزارت کشور مشغول فعاليت مي‌‌باشد.
 
چه تعريفي براي جنبش نرم‏افزاري و نهضت توليد علم قائل هستيد، و ضرورتها و علل و انگيزه‏هاي توجه به اين دو مقوله از نظر جنابعالي کدامند؟
مقوله نهضت توليد علم و جنبش نرم‏افزاري که در چند سال گذشته از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد، يکي از ضرورتهاي جامعه روبه رشد امروز ماست که بايد آن را در چارچوب طرح احياي تمدن ايراني اسلامي بررسي کرد. کليد اين موضوع نيز با وقوع انقلاب اسلامي زده شد و پس از پشت سرگذاشتن دوران تثبيت نظام جمهوري اسلامي، در دوران سازندگي و توسعه و آباداني و پيشرفت کشور، اين مقوله از جايگاه مهمي برخوردار است و بايد مورد عنايت خاص قرار گيرد. اين دو عنوان که در واقع از يک معنا و مفهوم برخوردار است و منظور از آن نيز يک حرکت عمومي و خيزش فراگير به منظور توليد علم و دانش در کشور است، زيرساختهاي مختلفي را مي‏طلبد که براي پيشرفت و توسعه کشور در ابعاد مختلف، نيازمند آن هستيم و در اين رابطه بايد مراکز مولّدي در حوزه علم و دانش داشته باشيم تا بتوانيم نيازهاي کشور را در مسير استقلال ملي تأمين نماييم.
يکي از مطالبات حقيقي ملت ما استقلال در حوزه‏هاي علمي و تکنولوژيک است، «دانش و معرفت، قدرت‏آفرين است»، شعار معروف جهان امروز است؛ و لذا کشور و نظام و جامعه‏اي که شعار استقلال را مطرح مي‏کند، بدون توجه به اين حوزه و خوداتکايي در زمينه‏هاي علمي و فناوري، نمي‏تواند از استقلال کاملي برخوردار باشد. در پايان دهه اول انقلاب، پس از پايان جنگ تحميلي از سوي حضرت امام، شاهد طرح مقوله بسيج دانشجو و طلبه بوديم که در واقع ايشان به ضرورت بسيج دو رکن علمي کشور يعني حوزه و دانشگاه، توجه دادند که بايد در شرايط جديد محور تلاش‏ها و مجاهدت‏ها حوزه فرهنگ و دانش باشد. آنچه از سوي مقام معظم رهبري دراين زمان مطرح مي‏شود، تأکيدي بر اين مقوله محوري است. بنابراين با توجه به تأکيدات صورت گرفته و با توجه به شرايط زماني جامعه ما در آستانه ربع دوم قرن انقلاب اسلامي، اين حرکت نقطه عطفي بشمار مي‏آيد. طبق چشم‏انداز بيست ساله، نظام جمهوري اسلامي ايران بايد در دهه نخست قرن آينده شمسي به يک قدرت منطقه‏اي درجه اول تبديل شود. لازمه چنين هدفي يک خيزش عمومي و تبديل اين مقوله به مطالبه عمومي در سطح جامعه و همچنين فرهنگ‏سازي و نهادينه‏سازي اين بحث در سطوح مختلف جامعه است. کادرسازي و تربيت نسلي که به اين موضوع اعتقاد داشته باشد هم اساس کار محسوب مي‏شود.
 
با توجه به اهميت و جايگاه خطير امر توليد علم و نهضت نرم‏افزاري در جهان امروز و نيز ضرورت تعامل با دنياي غرب در اين عرصه بايدها و نبايدهاي اين تعاملات را چگونه ارزيابي مي‏نماييد؟
همانگونه که در قانون اساسي؛ در اصل دوم، در زمينه راههاي وصول به اهداف نظام اسلامي اشاره شده است و در کنار تأکيد بر کتاب و سنت ـ به عنوان منابع اصلي حقوقي نظام ما از استفاده از علوم و فنون بشري و تلاش در جهت پيشبرد آنها نيز نام برده شده است.
تعامل با دنيا، مورد تأکيد انديشه ديني و قانون اساسي ماست؛ بنابراين در اين موضوع ما خود را در تعامل با دنيا مي‏بينيم؛ زيرا واقعيت آن است که آنچه امروز در دست مغرب زمين است، تجربه و تلاش بشري است؛ تجربه و تلاشي که در اين بخش از دنيا انباشته شده است و حال آنکه، اين تجربه در روزگار گذشته در اختيار جهان شرق و اسلام بوده است و اميدواريم که در قرن آينده اين امر، به جرياني دو طرفه تبديل شود و شاهد تعامل باشيم و از اين سوي نيز توليدات علمي صورت گيرد. البته امروز با توجه به عقب‏ماندگيهايي که وجود دارد، نيازمند تلاش مضاعفي هستيم و در اين زمينه نيز، بايد از تجربيات ديگران استفاده کنيم.
در اين رابطه نکته‏اي که حائز اهميت است اينکه؛ در برخورد با دنياي غرب مي‏توان رويکردي گزينشي داشت و يا رويکردي تقليدي. غرب داراي وجوه مثبت و منفي است؛ در تعامل با مجموعه غرب بايد با تدبير و مديريت صحيح، و با رويکردي غيرتقليدي، استفاده لازم را برد. ضمن آنکه بايد هويت و سنتهاي اصيل بومي را نيز حفظ کرد. بنابراين، اين مقوله بسيار حساس مستلزم لوازمي نظير غرب‏شناسي است و بهتر است که ما دقيقا طرف مقابل خود را بشناسيم و نسبت بين خود و طرف غربي را کاملاً مشخص، و تعريف کنيم؛ اين نوع برخورد سبب مي‏گردد که ما در مقوله تبادل علمي، اصالت خود را از دست ندهيم و جريان بيگانه‏گرايي و غرب‏زدگي ـ که جهان اسلام و ايران را به خود مبتلا کرده است ـ را از ميان برداريم و بتوانيم بهره‏هاي لازم را براي اهداف عالي خود در طرح جامع توسعه و احياي تمدن ايراني اسلامي ببريم. اگر تعامل با غرب فقط جنبه يک طرفه و ترجمه‏اي داشته باشد؛ دچار خسران فراوان مي‏گرديم. جامعه ما نيازمند اجتهاد و نوآوري علمي در حوزه‏هاي مختلف علوم است. اگر تنها رويکرد ترجمه‏اي را تعقيب کرده و از توليد علم غافل شويم، همچنان دچار آفت بزرگي خواهيم بود. امروزه اگر بنا باشد که تحولي صورت گيرد، نبايد تنها شاهد ترجمه از زبانهاي ديگر به فارسي باشيم؛ بلکه بايد از زبان فارسي به زبانهاي ديگر نيز ترجمه صورت گيرد. ما بايد به دنبال ترجمه معکوس باشيم و توليدات علمي خود را به ويژه در حوزه علوم انساني به زبانهاي ديگر دنيا ترجمه کنيم، تا بتوانيم سهم ايران را در توليد علم جهاني که براساس نشر مقالات علمي در نشريات معتبر علمي (I.S.I) صورت مي‏گيرد، بالا ببريم. ما در حوزه علوم انساني به ويژه معارف اسلامي کارهاي عظيمي انجام داده‏ايم که به زبانهاي روز دنيا ترجمه نشده است. اگرچه در چند سال اخير اقداماتي صورت گرفته است، اما هنوز جاي بسياري براي کار در اين زمينه وجود دارد، تا در عرصه علمي دنيا حضور موفقي داشته باشيم حضوري، که در عرصه توليد علم نيز ياري‏رسان ما باشد.
در اين رابطه مي‏توان از تجربيات ديگران استفاده کرد. مثلاً؛ مي‏توان از تجربيات ژاپن استفاده کرد که گروههاي ترجمه در دانشگاهها تشکيل داده‏اند و مباحث علمي را از زبان ژاپني به زبانهاي مهم بين‏المللي ترجمه و منعکس مي‏کنند و از اين طريق ضعف پژوهشگران را جبران مي‏کنند و در ضمن آنها نيز از مأموريت اصلي خود يعني توليد علم نيز دور نمي‏مانند. در رشته‏هاي فني، علوم پايه و پزشکي، بيشتر اصطلاحات و ادبيات مورد استفاده اصطلاحات علمي است وترجمه متون کار چندان مشکلي نيست؛ زيرا در فارسي نيز همان اصطلاحات استفاده مي‏شود. در حوزه علوم انساني پيچيدگيهايي وجود دارد که کار ترجمه را سخت مي‏کند. ما بايد محققان خود را به زبان روز دنيا مسلط کنيم و مراکز اجرايي علمي نيز، به گروههاي ترجمه قوي مجهز شوند، تا بتوانند امر ترجمه را دنبال کنند. طبق آمارهاي ارائه شده قريب ???? مقاله منتشره در نشريات بين‏المللي وجود دارد که عمدتا در حوزه‏هاي غير از علوم انساني است و مي‏توان با استفاده از ترجمه معکوس سهم مهمي را به علوم انساني اختصاص داد. سهمي که مي‏تواند سهم ايران را در I.S.I را به بيش از ??? درصد افزايش دهد.
 
به اعتقاد جنابعالي ابزارهاي نهادينه‏سازي جنبش نرم‏افزاري و نهضت توليد علم کدامند؟ و نقش رسانه‏ها، دانشگاهها، آموزش و پرورش را در اين عرصه چگونه ارزيابي مي‏فرماييد؟
اين سؤال نکته ظريفي وجود دارد و آن استفاده از تعبير «نهادينه‏سازي» است؛ زيرا بين نهادينه‏سازي و نهادسازي تفاوت است. گاهي اوقات ما در جامعه، به دنبال نهادسازي هستيم؛ يعني به محض مطرح شدن يک موضوع، در پي ايجاد ساختار و تشکيلات و... هستيم. نهادينه‏سازي و فرهنگ‏سازي از مباحث کليدي است که بايد از اين منظر به سوي توليد علم نگاه کنيم و از ساختارهاي موجود استفاده کنيم.
بايد در کنار سخن گفتن از رسانه‏ها و دانشگاهها و... از نهاد مهمتري که خانواده است، صحبت شود؛ نهادي که بايد در کنار ساير نهادها به آن توجه کرد. اگر قبل از ورود به بحث نظام آموزشي کشور، به جايگاه اين موضوع در نهاد خانواده توجه شود و به فرهنگ سازي در خانواده توجه شود مراحل کار آسان‏تر خواهد شد.
بايد بررسي شود نظام‏آموزشي تا چه اندازه پاسخگوي نياز ما است و تا چه اندازه بومي است. آيا آموزش موجود، آموزش فعال و تعاملي و توأم با پرسشگري است که دانش‏آموز بتواند در يک محيط مطمئن و آرامي به بحث و گفتگو بپردازد. فرهنگ ديکته‏اي، نمي‏تواند دانش‏آموز را وارد فضاي علمي نموده و روحيه علمي و تحقيق را در او شکوفا سازد. روحيه پرسشگري و تحقيق، براي گام برداشتن و حرکت به سوي توليد علم ضروري است؛ رسانه‏ها نيز نقش مهمي دارند و بايد در راستاي توليد علم حرکت کنند و بايد شيوه‏هاي غيرمستقيم فرهنگ پرسشگري و تحقيق و... را نهادينه سازند. بالا بردن سهم پژوهش، فقط به لحاظ کمي و يا با اعداد و ارقام صورت نمي‏گيرد، بلکه بايد روحيه و فرهنگ را نهادينه کنيم؛ اگرچه بودجه و امکانات نيز، رکن لازم است و شاهد هستيم کشورهاي موفق در اين زمينه سهم بالايي را به تحقيقات اختصاص مي‏دهند، ولي در کشور ما سهم اختصاص متناسب نيست.
علاوه بر موارد فوق به نکات ديگري بايد توجه نمود. از جمله اينکه امروزه نسل جوان، در حوزه‏هاي مختلف نيازمند الگوهاي موفق است؛ و الگوسازي مي‏تواند در اين زمينه نيز بسيار مؤثر باشد.
براي اينکه از محيط دانشگاه، نتايج مطلوبي بدست آوريم، لازم است که کليه امکانات و بخشها و... با يکديگر هماهنگ باشند و با مديريتي صحيح و هدفمند به سوي نقاط هدف حرکت نمايند. استاد بايد استادي کند و به راهنمايي بپردازد و بار عمده بايد بر دوش دانشجو باشد تا واقعا دانشجويي صورت گيرد. در زمينه‏هاي فرهنگي و اجتماعي نيز بايد دقت نمود که با توجه به شرايط حساس کشور در دو دهه دانشگاه به باشگاه سياسي و حزبي تبديل نشود و دانشگاه از مأموريت اصلي خود فاصله نگيرد. از جهت ساختاري و حقوقي نيز بايد موانع توليد علم در دانشگاه مورد بررسي قرار گرفته و راهکارها و قوانين و بسترهاي لازم براي اين امر مورد توجه قرار گيرد.
مقوله توليد علم يک فرآيند است که بايد از آموزش‏وپرورش و حتي خانواده، آغاز شود و در دانشگاه و حوزه و ساير مراکز علمي اين پرسه کامل شود.
 
حضرتعالي بنيادها و خاستگاههاي نظريه‏پردازي و جنبش نرم‏افزاري را در آموزه‏هاي ديني چگونه ارزيابي مي‏کنيد؟
دين ما دين علم و عقل است و جايگاه تفکر و انديشه در متون ديني، بسيارمورد توجه قرار گرفته است. در قرآن کريم نيز فضيلت و برتري دانشمندان بر سايرين مورد تأکيد بسيار قرار گرفته است و حتي علم و دانش را گمشده مؤمن تلقي کرده‏اند. و يک ساعت تفکر صحيح را از هفتاد سال عبادت برتر شمرده شده است. اين ادبيات غني، نشانگر جايگاه رفيع دانش‏جويي و پژوهشگري در دين اسلام است.
 
به اعتقاد جنابعالي انقلاب اسلامي چه تأثيراتي را در تسريع و ايجاد بسترهاي لازم جهت براه افتادن جنبش نرم‏افزاري و توليد علم در پي داشت؟
‏ انقلاب اسلامي با طرح شعارهاي محوري نظير استقلال، تقويت هويت ملي و اعتماد به نفس و... شاکله اصلي يک حرکت بومي و درونزا را براي توسعه ملي فراهم ساخت. از دويست سال گذشته که پاي بيگانگان به کشور ما باز شد، شاهد رکود علمي و عقب‏ماندگي بوديم و اعتماد به نفس ملي تضعيف شد. هنر بزرگ انقلاب اسلامي و امام خميني(ره)، ايجاد اعتماد به نفس در ميان اقشار مختلف به ويژه جوانان بود. تاريخ چند هزار ساله ايران و اسلام نشان مي‏دهد که «ما مي‏توانيم». اين، مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي بود که در پرتو تعاليم وحياني ارائه نمود. بنابراين، هسته اصلي توليد علم يعني وجود اعتماد به نفس ملّي را مديون انقلاب‏اسلامي هستيم، که خود ثمره مجاهدت‏هاي تاريخي مردم است و امروزه اگر شاهد حرکتهاي موفق در حوزه علوم هسته‏اي و ژنتيکي و دفاعي و... ، ثمره همين ايجاد اعتماد به نفس در ميان جوانان، پس از پيروزي انقلاب است.
 
راهکارهاي مورد نظر جنابعالي براي تحقق اهداف جنبش نرم‏افزاري و نهضت توليد علم کدامند؟
اگر اجزاي سيستم در اين مسير صحيح عمل نمايند و رويکردي نظامواره و سيستماتيک به اين موضوع داشته باشيم و از بخشي‏نگري بپرهيزيم، بالطبع اين خيزش انجام خواهد شد. مقوله توليد علم، مقوله‏اي زيربنايي است، نه روبنايي و ما بايد فرهنگ‏سازي را در اين حوزه و در اين مقوله، ايجاد و تقويت کنيم.
کليه نهادهاي مؤثر در اين زمينه؛ نظير خانواده، مدرسه، دانشگاه، دستگاههاي نظام به ويژه قواي سه گانه و تمامي مراکز دخيل در اين موضوع بايد به شکل منسجم عمل کنند و به ويژه دو رکن اصلي توليد علم يعني حوزه و دانشگاه بايد به مأموريتهاي اصلي خود توجه نمايند. آنها بايد به آسيب‏شناسي حرکتهاي خود بپردازند و نواقص را جبران کنند تا انرژي لازم به جامعه و نسل جوان تزريق شود و اميد به آينده و هويت در نسل جوان تقويت گردد و بدين ترتيب روحيه علمي نيز در آنها تقويت خواهد شد.
اگر به موارد مذکور عمل شود، بستر مناسب براي نهادينه‏سازي توليد علم در جامعه ايجاد مي‏گردد و ساختارهاي موجود بهينه‏سازي مي‏شود؛ بنابراين بهتر است به جاي ايجاد ساختارهاي موازي و تکراري به متناسب ساختن ساختارها و تشکيلات با مأموريتهاي تعريف شده پرداخته شود.
در برنامه‏هاي پنج ساله توسعه کشور در چارچوب چشم‏انداز بيست ساله نيز بايد به موارد ياد شده در بحث توجه شود و طبق برنامه‏ريزي کلان کشوري عمل گردد تا افقي مطلوب در تمامي زمينه‏ها پيش روي ما قرار گيرد.
 
منبع: فصلنامه انديشه انقلاب اسلامي، سال سوم، شماره

[سه شنبه 11 خرداد 1389 ]  [11:57 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >