همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

همت مضاعف در کسب و کار

مقدمه : وجدان کاری را می توان رضایت قلبی والتزام عملی نسبت به وظایف تعیین شده برای انسان تعریف کردبا این شرط که بدون هرگونه سیستم نظارتی شخص وظایف خودرا به بهترین نحو ممکن به انجام رساند .

وجدان کاری چیست ؟ درقرآن کریم به عنوان نفس لوامه تعبیرشده که با انجام کارزشت انسان را نکوهش می کند . وجدان درزبان انگلیسی باواژه conscience معرفی شده وبه معنای باطن ء دل و شعورآمده است .

 تعریف وجدان کاری : احسا س تعهددرونی به منظوررعایت الزاماتی که درارتباط با کارموردتوافق قرارگرفته است به بیان دیگر منظورازوجدان کاری رضایت قلبی وتعهدوالتزام عملی نسبت به وظیفه هایی است که قراراست انسان آنها را انجام دهد به گونه ای که اگر بازرس وناظری نیز برفعالیت اونظاره گر نباشدبازهم درانجام وظیفه قصوری روانخواهدداشت . نیروی انسانی ما به تقویت وجدان کاری وتغییر درفرهنگ کارنیازمنداست چراکه نیروی انسانی متعهد سازمان را دردستیابی به اهداف خودیاری دهد.

عوامل موثردروجدان کاری : حالت اول : ازطریق جبروزوراست که عامل کاربا کوچکترین تخلف به مجازات رسیده وهمواره به خاطرترس ازکابوس مجازات سعی میکندبا حداکثرتوان خودکارکند. حالت دوم : باتنظیم قوانین ومقررات وایجادانگیزه های مادی مناسب ازقبیل افزایش دستمزد " اضافه کردن مزایای جانبی " کم کردن زمان کاروبهبودشرایط آن است که عامل کارتحت تاثیراین قبیل انگیزه ها حداکثر تلاش خود رامبذول دارد.

حالت سوم : تقویت وجدان کاری واستفاده ازانگیزه های مادی ضمن تقویت وتاکید براهداف معنوی است که درمقاله حاضر این شیوه موردتاکید می باشد .

راه کارهای عملی تقویت وجدان کاری ددرنظام اداری واجرایی :  احترام به انسان واندیشه های والای او: که نتیجه آن تقویت اعتماد به نفس ووجدان کاری درنیروهای فعال سازمان است .

پرورش روحیه ونگرش خوش بینانه ومثبت گرا نسبت به انسان واعمال او: درواقع درگیری ذعنی وعاطفی اشخاص وموقعیت های کارگروهی است ودرمسئولیت پذیری کارشریک میسازد .

آموزش : انسان همواره درحال کسب تجربه است وآموزش های درست وضابطه مندکارکنان را به انجام دقیق کارملزم می نماید . به کارگیر ی مکانیزم های خودانگیزشی : در سازمان بایدبه دنبال مکانیزم های انگیزشی پایداربود تا اثرآن نیزپایدارباشددراینجاضمن تاییدتاثیرانگیزه های مادی درتقویت وجدان کاری تاکیداصولی برانگیزه های درون زاومعنوی افراداست که در تقویت وجدان کاری تاثیرفراوان دارد.

وجدان در نهج البلاغه : درنهج البلاغه دارندگان وجدان همان کسانی اندکه ازنعمت قلب سلیم برخوردارند . وجدان یک امرقلبی است رابطه وثیقی با قلب واوصاف آن دارد. برسراین نیست که برخی ازمردم ازنعمت قلب محرومندبلکه هدف آن است که بعضی ازمردم ازمردم ازداشتن وصف سلامتی قلب محرومند .

امیرالمومنین (ع) برای آدمیان دوگونه محکمه رامعین میکنند که یکی محکمه روزقیامت است که تازمان آن روزمحشرآدمیان ازتوبیخ وسرزنش ومجازات آن تا حدمعینی درامان است علاوه برآن محکمه دیگری وجودداردکه آن محکمه وجدان است که اگرکسی قلب خودرا به امورباطل نیالاید بطورقطع اورادرقضاوت وداوری حتی علیه خودکمک خواهدکرد .

کاردرنهج البلاغه : ازدیدگاه علی (ع) ارج ومنزلت آدمیان به میزان کارشان مشخص میشودوبدون درنظرگرفتن این ارتباط ونسبت عدالتی تحقق پیدا نیمکند.

وجدان کاری : دردیدگاه اسلام خداوندناظرهمیشگی وتمام اعتمال آدمیان است حالااگرانسان بتواند حضورخدا رادرک کند قطعا چنین شخصی احتیاج زیادی به پاسبانهای بشری نخواهدداتش اما بایدتوجه داشت که چنین نگرش مارا ارپروردن آدمیان حتی آنهایی که حضورخدارادرک نمیکنند بازداردلذا این نظریه مبنا را کارووجدان قرارمیدهد وتمام آدمیان را راموردخطاب قرارمیدهد . وجدان ازدیدگاههای مختلف : این سینا می گویداهل معرفت که دارای درون منزه هستند هنگامیکه کثافتهای مادی ازخوددورنمودند وازاشتغالات پست رها شدندروبه عالم قدس  وسعادت برده وباکمال اعلی به هیجان درمی آیندوبرای آنان لذت عالیه ای رومی دهد .

امیرالمونین (ع) می فرمایندهمین خواص وپیشتازان حرفه ای وبی وجدانندکه تاریخ بشریت را به روزسیاه نشانده اند. ازنظر ویکتورهوگووجدان مرکزاختلاط اوهام وعلایق وابتلات کوزه احلام وکنارافکاریستکه انسان ازان شرم دارد.

نتیجه گیری

وجدان کاری کارکنان تحت تاثیرعوامل مختلفی است :

به کارگیری کارکنان براساس علاقه وتوانایی ومعیارهای قابل اندازه گیری

تلاش برای ارضاء نیازهای کارکنان

احتساب سختی " حساسیت وپیچیدگی کاردرتنظیم حقوق ومزایا

ارزیابی عملکرد کارکنان برای ایجادامکان پیشرفت

ارائه فرصت وامکان لازم برای ترفیع کارکنان براستس معیارهای قبل ازاندازه گیری

تشویق وتنبیه کارکنان

شرکت دادن کارکنان درتصمیم گیری های سازمانی

تفویض اختیاروعرم تمرکز تا حدامکان

تقسیم کارمطلوب کارکنان

انتساب مدیران شایسته براساس تخصص تحربه وجدان کاری وعلاقه به جای روابط وخصوصیات غیرمرتبط باکار

اجرای برنامه های اموزشی براساس نیازهای شغلی وبه منظورتعالی کارکنان برای ایجادخرسندی

 

 www.sums.ac.ir/icarusplus/export/sites/s/vice.../vejdane.kari.doc
 
 
همت مضاعف در کسب و کار

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:34 PM]  [مرجان ب]

همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)
وجدان کار، یکی از حوزه های وجدان انسان است که در سایه اخلاق کاری به وجود می آید و مرز بین درست و نادرست و صالح و ناصالح را معین می کند.
نشانگر برخی از متفکرین، وجدان را به معنای آگاهی از اندیشه های پنهان آدمی می دانند. یعنی آنچه که «ناخودآگاه» و حتی «خودآگاه» در ارتباط با اعمال، تلقی و ارزیابی می کند.
برخی نیز وجدان را قضاوت درونی افراد در باب کردارهای خود دانسته اند؛ زیرا انسان ها، معمولاً در ارزیابی اعمال خود در خلوت و تنهایی قضاوت های منصفانه ای دارند و خود را آن گونه که هستند، می شناسند و در حقیقت بر اعمال و رفتارهای خود اشراف دارند، هر چند که ممکن است ظواهر اعمال و رفتار های آنان با آنچه وجدانشان داوری کرده است، تفاوت های فاحش داشته باشند.
وجدان کار، یکی از حوزه های وجدان انسان است که در سایه اخلاق کاری به وجود می آید و مرز بین درست و نادرست و صالح و ناصالح را معین می کند.
به عبارت دیگر، «اخلاق» بینش شخصی و روحیه شایسته ای است که همه افراد در اجتماع واجد آن هستند و آن را به عنوان فضیلت اخلاقی می شناسند. اما ممکن است به آن کمتر توجه کنند. «اخلاق کاری» همان باید ها و نبایدهایی است که اجرای آنها در محیط کار، در مسیر تحقق اهداف کاری سازمان است و به تعبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، «وجدان را می توان وضعیتی دانست که در آن، افراد جامعه در مشاغل خود سعی می کنند کارهایی را که به آنان محول شده است، به بهترین وجه، به طور دقیق و با رعایت اصول بهینه سازی به انجام برسانند.»وجدان کار انسان را وادار می سازد تا همواره برای تحقق این آرمان تلاش کند.
۱- کار باید بدون عیب و نقص و در نهایت دقت و صداقت انجام پذیرد.
۲- کار باید تا سر حد امکان به نتیجه های منطقی و تعریف شده منتهی شود.
۳- کار باید بدون نظارت و کنترل عوامل خارجی و در نهایت صحت و درستی به اتمام برسد.
۴- کار باید با صرف کمترین هزینه انجام گیرد.
۵- کار باید به موقع و در زمان مناسب و لازم آن انجام گیرد.
شناسایی نیروهایی که دارای وجدان کاری قوی هستند، کار آسانی است و معیارهایی که به آنها اشاره خواهد شد، نمونه ای از رفتارهای بارز آنان است:
* بر انگیزه ها و ارزشهای درونی متکی اند.
* بر کنترل های درونی مقید هستند.
* دارای چشم اندازهای تحلیلی وسیعی هستند.
* برای دستیابی به سود بلند مدت، که صرفاً به مادیات محدود نباشد، تلاش می کنند.
* بر منافع کلان سازمان تأکید دارند.
* در برابر غیر خود، کاملاً احساس مسئولیت می کنند.
* به موضوع گذر زمان، کاملاً توجه دارند و حساسیت ویژه ای به این موضوع از خود نشان می دهند.
افرادی که فاقد وجدان کاری اند، همواره در خمودگی، ناامیدی و بدبینی به سر می برند و رفتار و کردار آنان، تفاوت بارزی با گروه گذشته دارد. از جمله ویژگی های برجسته این گروه می توان موارد زیر را برشمرد:
بر انگیزه های بیرونی متکی اند.
به کنترل های بیرونی نیازمندند.
چشم اندازهای تحلیلی محدودی دارند.
در جستجوی منافع کوتاه مدت هستند، که بیشتر به مادیات محدود است.
بر منافع مادی فردی غیرسازمانی تأکید دارند.
در مقابل غیر خود احساس مسئولیت ندارند.
نسبت به گذر زمان بی تفاوت هستند.
●راه های عملی تقویت وجدان کاری در نظام اداری و اجرایی
احترام به انسان و اندیشه های والای او: احترام قائل شدن به انسان، در واقع پاسخگویی به یکی از نیازهای اساسی اوست، که نتیجه آن تقویت اعتماد به نفس و وجدان کاری در نیروهای فعال سازمان است. در واقع، نیروی کار وقتی مورد احترام قرار گیرد و ایده ها و افعال او پاس داشته شود، بهتر می تواند به فعالیت بپردازد و قدرت خلاقیت در کارهای او به مراتب بیشتر خواهد شد. البته، احترام گذاشتن به کار دیگران به ویژه از جانب مدیران نسبت به کارکنان تحت امر، ضمن تقویت روابط عاطفی بین کارمندان و مدیران، باعث رشد فضایل و ابتکار عمل در نیروهای سازمان خواهد شد.
پرورش روحیه و نگرش خوش بینانه و مثبت گرا نسبت به انسان و اعمال او: در زمینه نگرش مثبت به اعمال و کردارهای انسانی از دیدگاه مفاهیم عالیه اسلامی ذکر همین نکته کافی است که در اسلام، به عنوان جانشین خدا در زمین مورد کرامت قرار گرفته است و این عنوان که خداوند به او ارزانی داشته، در واقع اوج حرمت گذاری و تکریم والای انسان است. اگر در سازمان، شرایط محیط کاری انسانی خوش بینانه و مثبت گرا غالب شود، احساس ارزشمندی، علاقه و احترام متقابل در افراد به وجود خواهد آمد و بسترهای تقویت وجدان کاری فراهم خواهد شد.
مشارکت عمومی کارکنان در فرآیند تصمیم گیری: مشارکت، در واقع درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت های کار گروهی است و آنان را برای دستیابی به اهداف گروه، به فعالیت وادار می کند و نیز در مسئولیت کار شریک می سازد. با مشارکت و همراهی کارکنان در تصمیم گیری های کلان مدیریتی، تفهیم موضوع وجدان کاری بسیار آسان تر خواهد شد. زیرا در آن صورت، همه خود را به گونه ای مسئول اجرای دقیق و درست کار می دانند و هر یک تلاش می کنند تا آن گونه به فعالیت بپردازد که سهم خود را در ارتقای عمل به انجام رسانیده و کوتاهی نکرده باشد؛ زیرا ثمره کارهایش به خود او نیز برخواهد گشت.
به کارگیری مکانیزم های خود انگیزشی: پرواضح است که انگیزه در تقویت وجدان کاری نقش به سزایی دارد. البته در سازمان باید به دنبال مکانیزم های انگیزشی پایدار بود تا اثر آن نیز پایدار باشد. در اینجا ضمن تأیید تأثیر انگیزه های مادی در تقویت وجدان کاری، تأکید اصولی بر انگیزه های درون زا و معنوی افراد است که در تقویت وجدان کاری تأثیر فراوان دارد.
▪توجه به امنیت شغلی افراد در سازمان: امنیت شغلی افراد در سازمان موجب دلبستگی آنان به کار و تقویت وجدان کاری خواهد شد.
امنیت شغلی از طریق ایجاد امنیت روانی، حذف اضطراب و نگرانی در محیط کار حاصل می شود.
تدوین مقررات و ضوابط سازمان و به کارگیری آنها برای همه کارکنان: اگر فعالیت های سازمانی قانونمند نباشد، فرد می آموزد که از راه های غیر قانونی راحت تر می تواند به اهداف خود دست یابد و در نتیجه بسترهای ارتقای وجدان کاری از بین خواهد رفت.
▪ارزیابی عملکرد کارکنان: وقتی افراد احساس کنند ارزیابی خواهند شد، سعی می کنند با علاقه و دلسوزی بیشتری کار کنند. عکس العمل های معقول و مناسب سازمان در قبال نتایج ارزیابی عملکرد ها و تشویق و تنبیه بجا و بموقع کارکنان، در تقویت وجدان کاری نقش بسزایی خواهد داشت. تقویت باورهای دینی، تأمین اقتصادی کارکنان و الگو بودن مسئولین و مدیران ارشد جامعه از عواملی است که ارتقای وجدان کاری را افزون خواهد ساخت.
بنابر این دستیابی به کشوری آباد، آزاد و مترقی نیازمند کار و تلاش هدفمند، به روز و اصولی نیروهای کاری باوجدان است.
محمد محبی
  
 
 همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)
 

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:31 PM]  [مرجان ب]


همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)
 

ارزش و اهمیت وجدان کاری

در فرهنگ اسلامی هر گونه عمل هدفمند که پروردگار آن را بپسندد، عبادت است. بنابراین شایسته است که مسلمان در تمامی فعالیت های فردی و اجتماعی خویش، دقت و تلاش فراوانی به کار گیرد و با احساس مسئولیت، وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهد.

همه انسان ها، اعم از پدران و مادران در تربیت فرزندان خویش، مربیان و معلمان در ادای وظیفه آموزش و پرورش آینده سازان و... در انجام هر چه بهتر مسئولیت خویش نیازمند وجدان کاری هستند. و اهمیت وجدان کاری بر کسی پوشیده نیست، رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سال 1374 به این نکته مهم چنین اشاره می کند:

کسانی که وجدان کاری دارند، کار را عملی صالح، وظیفه ای حقیقی، مسئولیتی اجتماعی و سیاسی و یک عبادت می دانند. رحمت خدا، انسان هایی را شامل می شود که وظایف خود را نیکو، محکم، متقن و صحیح انجام دهند و از سرهم بندی و بی اعتنایی به استحکام کار به شدت پرهیز کنند.

پیشوایان دینی به اهمیت وجدان کاری در جاهای مختلف تأکید ورزیده اند، امام علی علیه السلام الگوی نیکوکاران می فرماید: «امانت داری و وفای به عهد، درست انجام دادن کارهاست».

در حقیقت، کارهای دیگران، امانت هایی هستند که به ما سپرده شده اند و ما متعهد به انجام درست آنها هستیم و باید برای توفیق در این امر از خداوند کمک بخواهیم. امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند: «از خداوند، راستی و درستی بخواهید و همراه با آن، درستکاری را از او درخواست کنید».

امام علی علیه السلام وجدان کاری را زینت انسان می داند و می فرماید: «الزّینةُ بِحُسْنِ الصَّوابِ لا بِحُسنِ الثِّیابِ؛ زینت و زیبایی انسان به راستی و درستی است نه به لباس نیکو».

عمر بن یزید می گوید از حضرت امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «هنگامی که مؤمن کارش را به خوبی و درستی انجام دهد، خداوند ثواب آن کار را هفتصد برابر می کند...».

البته بهره مندی از وجدان کاری، نشان دهنده عنایت الهی به بنده درستکار است، چنان که حضرت امیر علیه السلام نیز در تأیید این سخن می فرماید: «مَنْ اَمدَّه التَّوفیقُ اَحْسَنَ الْعَمَلَ؛ هر کس توفیق الهی مددکارش باشد، کار را به خوبی و درستی انجام می دهد».

و به راستی که به فرموده پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله : «خداوند کسی را که به [هرگاه [کاری بر عهده اش می نهند به درستی انجام می دهد، دوست می دارد».

پیام متن:

1. جدیت و تلاش در کارها از آموزه های اسلام.

2. انجام درست کارها، نوعی عبادت و توفیقی از جانب خداوند.

وجدان کاری در فعالیت های اجتماعی

داشتن وجدان کاری، به فعالیت های اجتماعی ارزش و اعتبار می بخشد و کسانی که همواره در زندگی کاهلی و کم کاری می کنند، آسیب های جبران ناپذیری به خود و اجتماع وارد می سازند. از بعد فردی لقمه های خود را به حرام می آلایند و از بعد اجتماعی چرخه کار جمعی را از حرکت می اندازند. در سیره امامان معصوم علیهم السلام توصیه های بسیاری برای اصلاح، به این گونه افراد وارد شده است، آنجا که حضرت علی علیه السلام به خیاطی که کم کاری می کرد، فرمود:

ای خیاط، مادرت به عزایت بنشیند! نخ ها را سفت و محکم کن، درزها را کوچک بگیر، کوک ها را نزدیک به هم بزن، زیرا من از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرموده «خداوند در روز واپسین، خیاط خیانت پیشه را در حالی محشور می کند که لباسی که خود آن را دوخته و در آن خیانت رواداشته، بر تن کرده است. اضافه های پارچه را برندارید، زیرا حق صاحب لباس است و دست ها به آن آلوده مگردد که باعث مجازات الهی خواهد شد.

اسلام به زمینه های مهمی چون آموزش و پرورش نیز رهنمودهای سازنده ای دارد و همگان را به درستی و راستی در کارها سفارش می کند. امام سجاد علیه السلام در مورد وجدان کاری در تعلیم و تربیت می فرماید:

فَاِنَ احْسَنْتَ فی تَعْلیمِ النّاِس و لَمْ تَخْرُقْ بِهْمِ و لَمْ تَضْجُرْ عَلَیْهِمْ، زادَکَ اللّه ُ مِنْ فَضْلِهِ.

اگر مردم را به خوبی و درستی آموزش دهی و با آنان به خشونت رفتار نکنی و آنها را به ستوه نیاوری، خداوند از فضل و بخشش خود تو را برکت می دهد.

پیام متن:

1. وجدان کاری باعث رونق اجتماعی.

2. توصیه اسلام به درستی و اکمال کارها.

عوامل وجدان کاری

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی فرمود:

باید وجدان کاری فرهنگ عمومی بشود. باید کسی که کاری انجام می دهد، تصور کند که یک نفر بالای سرش ایستاده است، ولو در اتاقی خلوت، تنها باشد. کار باید کامل، محکم، قوی، ابتکاری و همراه با نیاز انجام گیرد.

ریا یکی از عوامل نبود وجدان کاری است. کسانی که در حضور رئیس یا مدیر ناظر، وظیفه خود را به دقت و درستی انجام می دهند، ولی زمانی که احساس می کنند هیچ فردی آنها را نمی پاید، رو به تنبلی و سستی می آورند و از یاد می برند که عالم محضر خداست و نمی توان دور از نگهبانان الهی، به تن آسایی روی آورد. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

ریا کار چهار نشانه دارد: وقتی تنهاست، با سستی و تنبلی کار می کند و چون در میان مردم باشد، شاداب و با نشاط است؛ وقتی از او تعریف شود، بیشتر کار می کند و چون از او تعریف نشود، کار را ناقص انجام می دهد.

انسانیت و اخلاق، آدمی را وا می دارد که به کسانی که به او اعتماد کرده و سررشته کاری را به او واگذار کرده اند، خیانت نکند و کم کاری را روا نداند. امیرمؤمنان و نیک عملان، امام علی علیه السلام می فرماید: «فریب دادن کسی که تو را امین می داند، ناسپاسی است».

امام علی علیه السلام مردم را نسبت به کوتاهی در کار هشدار می دهد و می فرماید: «از کسانی نباش که عمدا در کار کوتاهی می کنند».

و باز می فرماید: «هر که در کار کوتاهی کند، سستی و کاهلی اش افزون می شود».

لازم است بدانیم که از دست دادن فرصت ها و کم کاری در امور، نتیجه ای جز پشیمانی و عذاب وجدان ندارد؛ آفتی که حضرت علی علیه السلام توجه آدمی را به آن جلب می کند و می فرماید: «هر کس عمدا در کار خود کوتاهی کند، به اندوه و ناراحتی گرفتار می شود».

پیام متن:

1. ریاکاری نشانه نداشتن وجدان کاری.

 

2. پشیمانی و عذاب وجدان، نتیجه کم کاری.

نقش عوامل بیرونی در افزایش وجدان کاری

نظارت و بازرسی دقیق فعالیت های افراد، از عوامل مؤثر در تقویت وجدان کاری کارگزاران نظام اسلامی است. حضرت علی علیه السلام در تأثیر نظارت بر افزایش وجدان کاری می فرماید:

در کارهای کارگزاران، کاوش و به امور آنان رسیدگی کن و بازرس های درست کار و وفادار بر آنان بگمار؛ زیرا بازرسی مخفی تو از کارهای آنها، موجب می شود که ایشان امانت داری را پیشه خود سازند و با مردم به رفق و نرمی رفتار کنند.

ایشان تأمین نیازهای معیشتی کارگزاران را، از راه های اساسی رسیدگی به مردم و خدمت شایسته به آنان می داند، آنجا که فرموده است:

 

ارزاق و حقوق کارگزاران را فراوان ده که این کار، آنان را به اصلاح خودشان توانا می سازد و همچنین آنها را از [طمع [و دست درازی به اموالی که در اختیارشان است، بی نیاز می گرداند و نیز این کار بر آنان حجت و دلیل است (که) اگر فرمانت را به کار نبستند و یا در امانت تو خیانت ورزیدند (و تو آنها را مؤاخذه کردی)، بهانه ای نداشته باشند.

افزون بر این، سپردن تدبیر کارها به صالحان و درستکاران برای یاری کارگزارن، در سیره حضرت امیرمؤمنان علیه السلام جایگاه ویژه ای دارد و ایشان در به کارگیری افراد شایسته در پست های مهم چنین توصیه می کند:

از کارهایی که کارگزارانت در گذشته برای افراد صالح پیش از تو انجام داده اند، اطلاع حاصل کن، آن گاه بهترین و نیکوترین آنها را که [میان] مردم شناخته شده هستند [نیز] و معروف ترین آنان را در درست کاری و امانت داری، برگزین.

ایشان معتقدند که پیش از سپردن کارها به مسئولان باید از دیانت، راستی و درستی آنان مطمئن بود و آنها را آزمایش کرد، بر این اساس می فرماید: «در کارهای کارگزارانت با دقت نگاه کن، پس از آنکه آنان را آزمایش و تجربه کردی، به کار وادار».

همچنین برای اینکه ریشه ناراستی خشکانده شود و از سوی دیگر به کارگزاران صالح ارج نهاده شود، طرح تشویق نیکوکاران و تنبیه بدکاران را بیان می کند و می فرماید:

نباید نیکوکار و بدکار نزد تو جایگاهی [یکسان] داشته باشند؛ زیرا این کار، نیکوکاران را در نیکی و درست کاری بی رغبت می کند و بدکاران را به بدکاری وا می دارد. بنابراین هر کدام از آنها را نسبت به کاری که انجام داده است، جزا بده.

پیام متن:

1. تأمین نیازهای معیشتی کارگزاران، عامل افزایش وجدان کاری.

2. واگذاری کارها به صالحان و درست کاران و به کارگیری نظام تشویق و تنبیه، از عوامل تأثیرگذار بر افزایش وجدان کاری.

 

پدیدآورنده: فرحناز فردوسیان
 
 
 
همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:30 PM]  [مرجان ب]
همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)

مقدمه
وجدان عبارت است از استعدادی که به تشخیص نیک و بد پرداخته و برای امور ارزش قائل است، نیک و بد را از هم فرق گذاشته و برای ما نوعی الزام عملی ایجاد می‌کند. مجموعه عواملی که در فرد سازمانی نظام ارزشی به وجود می‌آورد. در صورت دارا بودن بالاترین حد وجدان کار می‌توان جامعه‌ای را تصور کرد که در آن افراد در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترین وجه و بطور دقیق و کامل و با رعایت اصول بهینه‌سازی انجام دهند. پس وجدان کاری موجب می‌گردد تا افراد سیستمی و نظام‌مند گردند. حال باید دید چه عواملی در تقویت این عامل موثر کاری تاثیر گذار هستند؟

توجه به ویژگی‌های فردی

ویژگی‌های انسانی فرد در سازمان‌ها یکی از مهمترین عوامل در تقویت وجدان کاری است. اهمیت ویژگی های فردی از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از این ویژگی‌ها نقش فزاینده یا کاهنده در تعهد فرد دارند.

اهم این ویژگی‌ها

*ویژگی‌های دموگرافی (مانند سن ، جنس ، وضعیت تاهل): این ویژگی‌ها اغلب برای هر فرد در شغل مربوطه خود فرصت‌ها و محدودیت‌هایی را ایجاد می‌کنند.


*تخصص:برخلاف افراد و کارکنان غیرمتخصص که بیشتر از ویژگی‌های فردی تاثیر پذیرفته، پای‌بندی آنها به سازمان به علت قابلیت اندک آنها در جابه جایی است، کارکنان متخصص تعهد آنچنانی به سازمان ندارند و بیشتر تعهد حرفه‌ای دارند.


*تجربه و سابقه شغلی: هرچه سابقه شغلی فرد بیشتر باشد، قدرت جابه‌جایی و تحرک شغلی او کمتر خواهد شد. همچنین تخصص و مهارت وی نیز بیشتر به سازمان خود اختصاص خواهد یافت و در نتیجه فرد را به شغل و سازمان خود حساس‌تر و متعهدتر می‌سازد.


البته نیازهای انسانی نیز از آنجا که عامل تعیین کننده ویژگی‌های فردی است باید بررسی شود. (سلسله مراتب نیازهای مازلو روانشناس برجسته آمریکایی)

ماهیت و نوع شغل

ماهیت شغلی که فرد انجام می‌دهد، در میزان تعهد و وجدان کاری او نقش به سزایی را ایفا می‌کند. ماهیت شغل از لحاظ تنوع ، غنی بودن ، معنی‌دار بودن ، میزان مسئولیت پذیری و تفویض اختیار و... قابل بررسی است.
  • غنی بودن شغل

  • گستردگی شغل

  • مسئولیت پذیری و تفویض اختیار: این امر عالی‌ترین جلوه احترام به افراد است و علاوه بر این که به تقویت اراده و قابلیت فرد کمک می‌کند، شهرت عمل فرد را نیز افزایش می‌دهد.

  • معنی‌دار بودن شغل: شغل در صورتی که بر اساس یک نظام ارزشیابی مورد قبول سنجیده شود، درخور و با اهمیت جلوه کند.

ارزیابی کارکنان

سومین عامل سازمانی موثر در وجدان کار ، عملکرد موثر مدیریت در ارزیابی کارکنان به روش‌های معین ، مشخص و تشویق و تنبیه مناسب آنان و برنامه‌ریزی آموزشی برای کارکنان است.

آموزش مستمر تخصصی و عمومی

امروزه ثابت شده است که آموزش یکی از بهترین طرق بالا بردن کارایی در سازمان است. در برخی موارد نداشتن وجدان کار به دلیل آن است که فرد مورد نظر واقعا نمی‌داند که چه باید انجام دهد و چگونه انجام دهد. به قول فورینر ، یکی از دلایل عمده برای انجام نیافتن کار مورد انتظار از سوی کارکنان این است که آنها نمی‌دانند چه طور انجام دهند.

معمولا مدیران می‌خواهند مدت آموزش را به حداقل برسانند تا کارکنان زودتر به کار مشغول شوند و آموزش عقیدتی نیز بیشتر می‌تواند وجدان کاری یا تعهد اخلاقی را تقویت کند. مدیران در سازمان‌ها باید به این موضوع نیز توجه داشته باشند که آموزش ایجاد هزینه نیست، بلکه ایجاد کارایی و اثربخشی بیشتر در سطح بیشتر است.

تقویت ایمان و تقوا در جامعه

با ایجاد قانون و مقررات می‌توان افراد را تا حدی به انجام وظایف خود واداشت، ولی در موارد متعددی استفاده از قانون و مقررات کاربرد ندارد. در حالی که اگر ایمان و تقوا در جامعه حاکم باشد، فرد تکلیف مورد نظر خود را به خوبی به انجام خواهد رساند. یکی از مباحث عمده مطروحه در مدیریت امروز ، نظارت بر رفتارهای درون سازمان و کنترل آن است.

در این زمینه روش‌های مختلفی ابداع شده ولی هیچ یک نتوانسته است مشکل نظارت را بطور کامل حل کند. اگر بتوان روح معنویت و ایمان را در دل کارکنان بارور ساخت و افراد اعتقاد پیدا کنند که خداوند به اسرار دل و ضمیر قلب‌ها آگاه است.(سوره مؤمن آیه ۱۹) آن گاه خود به خود مسئله نظارت حل می‌شود.

انگیزش و نقش اساسی آن

یکی از عمده‌ترین عللی که در برانگیختن وجدان کاری نقش دارد، انگیزش است. نظام‌های انگیزشی باید به گونه‌ای باشند که با ایجاد ارزش برای کار فرد، انتظار دریافت پاداش‌های متفاوت را برای آن ایجاد کرده و امکان تشویق و تنبیه مناسب با عملکرد را برای فرد فراهم آورند.

تأمین اقتصادی نیروی کار

در شرایطی می‌توان انجام مناسب کار را انتظار داشت که افراد از نظر اقتصادی در امنیت باشند و معیشت آنان تامین باشد. زیرا به اقتضای من لا معاش له معاد له از کسی که معیشتش تامین نیست، نمی‌توان برخورداری از وجدان کاری عالی را انتظار داشت. وجدان کاری و تامین اقتصادی تعامل و وابستگی متقابل دارند. به گفته فرآردیوید نویسنده کتاب مدیریت استراتژیک ، تا زمانی که صداقت و درستی در سازمان حاکم نشود، آن سازمان رشد اقتصادی نخواهد داشت.
 
daneshnameh.roshd.ir
 
 
همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:28 PM]  [مرجان ب]

همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)

يك احساس عمومي درباره وجدان


اي وجدان، اي شگفت‌انگيزترين آشناي روح انساني، ما ديگر به جستجوي كلمه‌اي كه بعنوان يك كالبد شايسته روح ترا دربرگيرد تلاش بيهوده نخواهيم كرد، مگر مي‌توان اقيانوس پرتلاطم و بي‌ساحل را كه هيچ كرانه و ژرفايش پيدا نيست در يك پيمانه كوچك جاي داد؟

اي خورشيد روح‌افزا ما، پرتو خود را از ما دريغ مدار، اگر هم براي چند لحظه چشم بهم گذاشته و مانند شب پرگان وصل ترا نخواهيم، بالاخره ديدگان خود را از دست نمي‌دهيم، زيرا به خوبي مي‌دانيم كه چشم بهم گذاشتن و خود را بنابينايي زدن با كوري همان فاصله را دارد كه هستي با نيستي، اي مشعل شبهاي تاريك ما، چرا ستايشت نكنيم؟ در آن هنگام كه گردبادهاي طوفاني تمايلات ما به لرزه‌ات درمي‌آورد، چه مقاومتهاي آهنيني كه از خود نشان نمي‌دهي؟ و چه اندازه نيرو در دفاع مخلصانه از شخصيت انساني كه صرف نمي كني؟ آري تا آب زلال روح خشتك نشده است اي ماه وش در آن آب زلال مي‌لرزي و مي‌لرزي و تمام وجود ما را مي‌شوراني، آه چه كوششها كه براي ادامه درخشندگي شعله‌هاي ملكوتي خود انجام مي‌دهي؟

تا آنگاه  كه ظلمات متراكم تمايلات و تبهكاريها تلاش بي‌نهايت ترا خنثي نموده و هنگام خاموشيت فرا رسد در آن موقع با صداي ضعيف زيرپنجه حيواني هوسهاي بنيان كوه ما كه با آخرين نفسهاي تو همراهست پايان انسانيت را اعلام داشته و به راه خود مي‌روي و از افق روح ناپديد مي‌گردي، پس از تو ديگر براي انسان جز مشتي رگ و پوست و استخوان و يك عده غزايز كوركورانه چه خواهد ماند؟

در تاريكي شبهاي ظلماني آنجه كه همه دادگران و دادپروران و دادرسان به خواب عميق فرو رفته‌اند. تو اي هميشه بيدار در بستر كاخهاي مجلل كه انسانهاي نيرومندي سربه بالش پر نيايش نهاده و به درياي خويشتن خم شده است و با دربيغوله اي از كوخهاي محقر كه انسان ضعيفي جسد آزرده خود را بر روي آن فرش نموده و به صداي جويبار خويشتن گوش فرا مي‌دهد در هر دو صحنه بساط محاكمه را مي‌گستراني و شرافت توأم با خرسندي يا رذالت توأم با ندامت در چهره دروني هر دو انسان براي تو نمودار مي‌گردد، در آن هنگام كه مي‌خواهيم از قضاوت عادلانه و انعطاف‌ناپذير تو روگردان مي‌شويم و ترا نديده بگيريم به هرطرف كه برمي‌گرديم مانند نورافكن دوار با ما مي‌گردي و نور خود را به قيافه تاريك و در هم پيچيده ما مي‌افكني، مگر انسان راه فراري از خويشتن سراغ دارد راستي آدمي كدامين روي خود را نشان مي‌دهد آن موقع كه مي‌خواهد از خويشتن طفره بزند؟

اين كبوتر ضعيف و اين هماي سعادت در مبارزه با كركس تمايلات تا زنده است بيدار و كوشش مي‌كند و دمي از مقاومت نمي‌ايستد تا آنگاه كه بال و پر او شكسته شود و موجوديت خود را از دست بدهد.

تعريف وجدان در معناي عام

كلمه وجدان در لغت نامه دهخدا در رديف كلمات وجد، وجود، اجدان آمده است كه به معناي يافتن، مستغني شدن، دوست داشتن، اندوهگين شدن، شيفتگي، آشفتگي، ذوق و شوق، شور، حالت، خوشحالي و فرح، توانايي و قدرت است و در بين اين كلمات وجد ارتباط نزديكي با وجدان دارد كه در اصطلاح در تعريف وجد آمده است آنچه بر قلب بدون تصنع و تكليف وارد شود وجد ناميده مي‌شود و گويند وجد برقهايي است كه مي‌درخشد و سپس بزودي خاموش مي‌گردد. حالت ذوق و شوق صوفيان سماع پسند را وجد مي‌گويند. محمدبن محمود آملي مي‌گويد وجد واردي است كه از حق سبحانه و تعالي برون آيد و باطن را از هيبت خود بگرداند بواسطه احداث وصفي همچون حزن يا فرح.

جنيد رحمه الله فرمود وجد انقطاع اوصاف است در هنگاميكه ذات به سرور موسوم شود.

در وجد و حال بين چو كبوتر زنند چرخ

بازان كز آشيان طريقت پريده اند «خاقاني»

پس آنانكه در وجد مستغرقند

شب و روز در عين حفظ حقند «سعدي»

گر مطرب حريفان اين پارسي بخواند

در وجد و حالت آرد پيران پارسا را «حافظ»

در عرف بعضي، وجدان عبارت است از نفس و نيروها يا قواي باطنه وجدان در مقابل فقدان است كه دلالت بر حضور كيفيت حالتي مي‌كند برخي دانشمندان گفته‌اند: وجدان نيروي فطري است وجدان به دو دسته تقسيم مي‌شود 1- وجدان توحيدي 2- وجدان اخلاقي تعريف وجدان به دو قسمت تقسيم مي‌شود 1- تعريف عمومي 2- تعريف خصوصي

تعريف عمومي تعاريفاتي هستند كه جنبه كلي و عمومي داشته و نمود مشخصي را بيان نمي‌كند هر پديده‌اي كه در درون ما استقرا پيدا مي‌كند ما با آن حقيقت وجدان داريم يعني آن را دريافته‌ايم خواه اين حقيقت به صورت واحدهاي مفرد يا بصورت قضاياي مركب و خواه مورد آگاهي روشن يا تاريك يا نيمه روشن قرار بگيرد، وجدانيات ناميده مي‌شود. در تعريفات عمومي وجدان قضايايي مطرح هستند كه ما واقعيت آنها را در درون انساني مشاهده مي‌كنيم. وجدان از نظر اخلاقي عبارت از آگاهي به بعضي از شئوون «شخصيت» وجدان به معناي فلسفي دريافت درونيست و همچنين شخصيت را مي‌توان به دو قسمت اساسي تقسيم كرد: يكي شخصيت خارجي اين قسم عبارتست از انعكاس وضع رواني يك فرد در اجتماع مثلاً‌ مي‌گوييم شخصيت فلان فرد چنين است . دوم شخصيت واقعي فرد: شخصيت واقعي هر فرد عبارتست از آنكه انسان در سازمان رواني خود به توسط غرايز يا امور اكتسابي ايجاد نموده است.

وجدان از ديدگاههاي مختلف:

نويسندگان بزرگ و ادبا چه شرقي و چه غربي آنانكه انسان را از نزديك و از جهات مختلفي مورد مطالعه قرار داده‌اند درباره قلمرو دروني انسانها هنوز پديده‌ها را از همديگر مانند نمودهاي فيزيكي مشخص تفكيك ننموده‌اند به همين جهت است گه گاهي دل مي‌گويند و مقصودشان وجدان است و گاهي وجدان مي‌گويند مرادشان پديده مخصوصي از دل است. وجدان داراي سه پديده است: 1- شعور روشن 2- شعور نيمه روشن (شعور نيمه تاريك) 3-  شعور تاريك يا وجدان مخفي لذا ممكن است واحدي در شعور كاملاً‌ تاريك ما بطور ناخودآگاه تحريكاتي ايجاد كند كه نه تنها قابل اهميت بوده باشد بلكه ممكن است سرنوشت رواني ما را كاملاً رهبري نمايد به قول مولوي:

چون كسي را خار دريا پيش خلد

پاي خود را بر سر زانو نهد

با سر سوزن همي جويد سرش

ور نيابد مي كند با لب ترش

خد در پا شد چنين دشوارياب

خار در دل چو بواد واده جواب

خار دل را اگر بديدي هر خسي

كي غمان را راه بودي بر كسي

از نظر ويكتور هوگو وجدان مركز اختلاط اوهام و علايق و ابتلات، كوره احلام و كنام افكاريست كه انسان از آن شرم دارد.

ابن سينا مي‌گويد: اهل معرفت كه داراي درون منزه هستند هنگاميكه كثافتهاي مادي از خود دور نمودند و از اشتغالات پست رها شدند رو به عالم قدس و سعادت بوده و با كمال اعلي به هيجان درمي‌آيند و براي آنان لذت عاليه‌اي رو مي‌دهد.

اميرالمومنين علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: همين خواص و پيشتازان حرفه‌ايي و بي‌وجدانند كه تاريخ بشريت را به روز سياه نشانده اند.

بررسي تاريخ در موضوع وجدان به تاريخ پيدايش بشريت برمي‌گردد و روش وجدان اخلاقي يكي از اركان تبليغي پيامبران بوده است.

بزرگترين عامل برقراري عدالت اجتماعي همان وجدان است و بس. در قرآن كريم نمود ماوراي طبيعي وجدان در قالب سه مورد آمده است: 1- سرزنش وجدان 2- نظارت وجدان 3- آرامش وجدان.

1-   سرزنش وجدان: « لااقسم بيوم القيامه و الااقسم بالنفس اللوامه.» سوگند به روز رستاخيز خورم و به نفس سرزنش كننده سوگند نمي‌خورم از اينجا نمود سرزنش وجدان بسيار حائز اهميت كه در معرض سوگند و معادل روز رستاخيز قرار گرفته است.

2-   نظارت وجدان: «ان الانسان علي نفسه بصيره و لو القي معاذيره» انسان به درون خود كاملاً آگاه است اگر چه در ظاهر به كردارهاي خود عذر مي‌تراشد.

3-   اطمينان و آرامش كلي وجدان: «يا ايتها النفس المطئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه» اين نفس با آرامش به سوي خدايت در حاليكه او از تو و تو از او خشنودي برگردم.

اگر ما فعاليت قلب و وجدان را نديده بگيريم كوششها و فداكاريهاي هزاران مردان مصلح و خردمند را كه براي جامعه خود انجام داده‌اند بدون اينكه كوچكترين نفع مادي يا شبه مادي در نظر داشته باشند براي ابد بصورت معماي لاينحل خواهد ماند، زيرا اگر وجدان و عظمت تسليم در مقابل راهنمايي آنرا در نظر نگيريم اينگونه اشخاص كه در تمام دورانهاي تاريخ نمودار شده‌اند بايستي مردان احمقي بوده باشند كه مخالف عقل زندگي خود را به مخاطره انداخته‌اند و از لذايذ شخصي دست كشيده‌اند.

در قرآن كريم آيه‌اي پيرامون كار و ارزش وجود دارد كه مي‌فرمايد: ليس الانسان الا ما سعي(نجم/39) بر انسان چيزي جز آنچه در نتيجه سعي و كوشش بدست آورده نيست. اگر در اين آيه دقت كنيم بطور قطع به ارتباط عميق بين وجدان و كار پي مي‌بريم چه اگر كسي خود را براساس تلاش جدي و عميق استوار نكند يقيناً نتيجه صحيح و نيكويي از آن بدست نخواهد آورد. بنابراين كار في نفسه داراي ارزش نيست بلكه آن كوشش مفيد و موثر است كه در سايه جديت صورت گرفته باشد.

وجدان چيست و تعريف آن كدام است؟ و كار چه توصيفي مي‌تواند داشته باشد و مشخصه‌هاي و مولفه‌هاي  آن كدام است؟ و چه ارتباطي بين وجدان و كار وجود دارد؟ اينها سوالاتي هستند كه در مقاله حاضر درصدد پاسخگويي به آنها هستيم. پيش از همه بايد متذكر شويم كه استناد اصلي در اين نوشتار بر نهج البلاغه و نگرش اميرالمومنين عليه‌السلام نسبت به اين دو مساله است.

در تعريف وجدان گفته‌اند كه وجدان قوه‌اي در باطن شخص كه وي را از نيك و بد اعمال آگاهي دهد. در واقع مي‌توان گفت كه خداوندتبارك و تعالي براي تمام آدميان نيرويي را عنايت كرده كه آنها در تمام لحظات بپايد و بر آنها متذكر شود كه پا از گليم اختيارات شرعي و عقلي خود فراتر نگذارند و نيز دايره نيك و بد را براي آنها مشخص كند و همچون چراغ فطري باشد كه آنها را از افتادن در چاه ندامت برحذر دارد.

به نظر مي‌رسد كه وجدان علاوه بر اين كار، كاركرد ديگري نيز دارد و آن تشخيص كم كاري و استيفاي امور كردن است به اين معنا كه اگر آدمي را وجداني در كار باشد بطور قطع او را از ارتكاب به كم كاري منع و به اتمام امور و دقت در آنها تشويق و ترغيب خواهد كرد. حال بايد پرسيد منظور از كار چيست؟

«آنچه از شخصي يا شيئي صادر شود بايد تا بدان وسيله هم معيشت فردي و يا نيازهاي جمعي مرتفع گردد.»

با توجه به تعريف فوق بايد گفت كه كار معمولاً براي دو مقصود در دو بخش اصلي و فرعي انجام مي‌گيرد به اين معنا كه يكبار آدمي كار را به منظور رفع نيازهاي خود انجام مي‌دهد بدون اينكه به منافع جمعي آن توجه و عنايت خاصي داشته باشد، در اينصورت منافع جمعي كار فرعي و سود شخصي و فردي آن اصل محسوب مي‌شود و يكبار هم برعكس است يعني آدمي كار را براي رفع نيازهاي جمعي انجام مي‌دهد اما نهايت بصورت فرعي نفعي هم به انجام دهنده آن مي‌رسد.

حال با توجه به تعاريف و تقسيم‌بندي كه از كار و وجدان ارائه كرديم ابتدا به وضع اين دو در نهج البلاغه نظري ميفكنيم و از آن پس به نسبت رابطه اين دو مي‌پردازيم.

وجدان در نهج البلاغه:

در نهج البلاغه دارندگان وجدان همان كساني‌اند كه از نعمت قلب سليم برخوردارند چه وجدان يك امر قلبي است رابطه وثيقي با قلب و اوصاف آن دارد. سخن بر سر اين نيست كه برخي از مردم از نعمت قلب (دل) محرومند بلكه هدف آن است كه بعضي از مردم از داشتن وصف سلامتي قلب محرومند. لذا اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌فرمايد: «فطوبي الذي قلب سليم اطاع الله من يهديه و تجنب من يهديه » (1) «زهي سعادت آن كه به يمن داشتن قلبي سالم» هر آن كس را كه از داشتن چنين قلبي متنعم است يقيناً آن را در تمام امور حاكم بر خدا خواهد كرد و هرگز بر فرمان او سرپيچي نخواهد نمود.

آن حضرت بي‌بهرگان از قلب سليم را مايه بي اعتمادي امراي عادل مي‌داند و بدين سبب آنها را مورد عتاب قرار مي‌دهد. اينگونه اشخاص در نظر آن حضرت توانايي حفظ بيت المال را هم دارند و سپردن امور مسلمين بدانها باعث تخريب امور مي‌شود و چون چنين شرايطي براي آدمي بوجود آيد بطور قطع خدا نيز در نظرش كم اهميت جلوه مي‌كند و نهايتاً امور مسلمين آنچنان آشفته مي‌شود كه به تعبير امير عليه‌السلام در تاريكي بر آنها شامل و چراغ هدايت خاموش مي‌گردد.(2)

آنحضرت در نامه‌اي به ابن عباس مي‌نويسد نسبت به وقوع چنين حالتي براي ايشان احساس خطر مي‌كند و او را از عروض چنين وضعي بازميدارد. «اما بعد، بي‌ترديد من ترا در امانت خويش شريك كردم و همراز محرم اسرار خود قرارت دادم؛ به گونه‌اي كه هيچ يك از يارانم را در مواسات و ياري متقابل و اداي امانت و تعهد بدان مطمئن‌تر از تو نمي‌شناختم. اما تو، همين كه ديدي روزگار بر عموزاده‌ات، پارسي كرد، دشمن به اوج خشونت رسيد، امانت مسلمانان را شكوه و ارجي نماند... چهره ديگر كردي و همراه و هماهنگ با ياران نيمه راه، بي تفاوتها و خيانتكاران، به كناره‌گيري و بي‌تفاوتي گراييدي و خيانت كردي بي‌كمترين همراهي با عموزاده‌ات، كوششي در اداي امانت و انجام دادن مسئوليت خويش؛ گويي از همان ابتدا نيز مبارزه  و جهادت براي خدا، و بر مبناي برهاني روشن از پروردگارت نبوده است.» (3)  پس اين وجدان است كه در نتيجه داشتن قلب سليم بر آدمي در تمام لحظات حاكم است و او را از ارتكاب به امور ناشايست بويژه از دستبرد زدن به بيت المال مسلمين بازميدارد.

در نهج البلاغه ؛ اميرالمومنين عليه‌السلام براي آدميان دو گونه محكمه را معين مي‌كنند كه يكي محكمه روز قيامت است كه تا زمان آن روز محشر آدميان از توبيخ و سرزنش و مجازات آن تا حد معيني در امان است اما علاوه بر آن محكمه ديگري وجود دارد كه آن محكمه وجدان است كه اگر كسي قلب خود را به امور باطل نيالايد بطور قطع او را در قضاوت و داوري حتي عليه خود كمك خواهد كرد. « و تمثل في حال تولتيك عنه اقياله عليك يدعوك الي عفوه ... و انت في ستره مقيم، و في سعه فضله منقلب! فلم عيفك فضله و لم يهتك عنك سده .. فما فلنك به لو اطعنه؟» (4) « و درست به هنگامي كه از او رخ برتافته‌اي روي كردن او را به خود در نظر آر كه تو را به بخشايش فرا مي‌خواند... و در حالي كه در پناه پرده پوشي او اقامت گزيده‌اي و در پهنه فضلش شناوري! و با اين همه فضل خويش را نه تنها از تو دريغ نمي‌كند كه پرده برگرفتن از راز تو را نيز روا نمي‌دارد ... پس چه مي‌پنداري اگر فرمانش مي‌بردي؟» علي عليه‌السلام با چنين مطالبي مي‌خواهند يك مطلب را به اثبات رسانند و آن اينكه در آدمي نيرويي وجود دارد كه وقتي عفو و بخشش خدا را به ياد آورد او را در طلب بخشش و اطاعت آن خداي مهربان راهنمايي مي‌كند و به هنگام مخالفت با او مخالفت مي‌كند والا گفتن اين سخنان جز اتلاف وقت چيز ديگر نخواهد بود. لذا امير عليه‌السلام با آگاهي از وجود چنين قوه‌اي آدميان را اينچنين مورد عتاب و خطاب خود قرار مي‌دهد. لذا خطاب علي در اين سخنان نيرويي جز نيروي وجدان نيست كه نه تنها آدمي را در انجام امور ياري مي‌رساند بلكه او را به عبادت و بخشش حق تعالي نيز دعوت مي‌كند.

كار در نهج البلاغه:

در ارزش كار و كوشش هيچ ترديدي نيست كه اسلام آدميان را به آن دعوت كرده است. آيتي كه در ابتداي سخن متذكر شديم مويد همين نگرش است. احاديث زيادي در ارزش كار و كوشش همين بس كه پيامبر صلي‌الله عليه و آله وسلم فرمود: «ملعون من اتقي كله علي الناس، نفرين شده است كسي كه بار خود را به دوش مردم اندازد.»

در نهج البلاغه نه تنها كار در مورد دنيا مورد تاكيد قرار گرفته بلكه تا آدمي دست به كار نزند قطعاً در آخرت نيز سودي نخواهد شد لذا اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌فرمايد: «العمل المعل، ثم النهايه و الاستقامه، الاستقامه ثم الصبر الصبر، عمل، عمل؛ پس از آن هدف،نيز استقامت، استقامت، سپس صبر، صبر» در جاي ديگر فرمود «فبادرو المعاد و سابقوا الاجال فان الناس يوشك ان ينقطع بهم الامل و برهفهم الاجل و يد عنهم باب القومه، پس بسوي معاد بشتابيد و بر اجلهاي خود پيشي بگيريد، چرا كه به زودي رشته آرزوي مردمان بگسلد، مرگشان دريابد و در توبه به روشان بسته شود.»

با توجه به اين بيانات مي‌توان نتيجه گرفت كه تا آدمي در زندگيش جديت بخرج ندهد، در امر آخرت نيز تساهل و كوتاهي خواهد نمود چه آدمي همچنانكه به زندگي خود اهميت ندهد و كار مردم را آنچنان كه بايد و شايد به انجام نرساند در امري كه به زعم مردم هنوز واقع نشده، تسامح و تنبلي‌اش زيادتر خواهد شد كه! «من قصر في العمل ابتلي ابالهم، هر آن كه اندك بكوشد به افسردگي دچار آيد.»

از ديدگاه علي عليه‌السلام ارج و منزلت آدميان به ميزان كارشان مشخص مي‌شود و بدون درنظر گرفتن اين ارتباط و نسبت عدالتي تحقق پيدا نمي‌كند. علي عليه‌السلام در نامه به يكي از واليانش مي‌نويسد: «رنج تلاش هركسي را عادلانه ارج بنه و به ديگري نسبت مده و در شناخت و بها دادن بدان كوتاهي مكن. هرگز مباد كه شرافت و شخصيت كسي وادارت كند كه كار و رنج كوچكش را بزرگ بشماري يا كار بزرگ و تلاش گمنامي را كوچك بيني.»

بنابراين در ديدگاه اسلام ملاك اصلي كار انسانهاست و حسب و نسب آنها در ارزش كرده آنها هيچگونه تاثيري نبايد داشته باشد بلكه تنها چيزي كه ملاك و معيار برتري افراد است در درجه اول تقوي و در ثاني كار و عمل و رنج دست آنهاست. لذا از نظر اميرالمومنين عليه‌السلام يكي از مهمترين ويژگيهاي انسان مومن پركاري است آن حضرت در توضيح اين مطلب مي‌فرمايد:‌«اين حقيقت رامسلم بدانيد كه مومن هر بام تا شام به خويشتن خود با بدبيني مي‌نگرد و همواره فزوه‌تر مي‌طلبد، پس شما نيز چونان پيشتازان و رهروان گذشته باشيد، كه با دنيا چونان مسافري خيمه به دوش برخورد مي‌كردند و بدين سال منزل به منزل پس پشتش مي‌افكندند، بي آنكه به منازل بين راه وابستگي بيايند.» و نيز در اوصاف متقين مي‌فرمايد:‌«به هيچ وجه از كارهاي اندك خويش خشنود نمي‌شوند، كار بسيار خويش را نيز زياد نمي‌شمارند. بدين سان همواره نسبت به نفس خويش بدبين و از كارنامه خود نگران‌اند.» پس انسان مومن نه تنها اهل شعار نيست بلكه كار زياد خود را كم مي‌بيند و از كار زياد خود راضي نيست. در حاليكه خيل زيادي از آدميان كه ادعاي اسلام هم دارند شعار و حرف و حتي عملشان از عمل و كارشان كمتر است و اين مشي علي عليه‌السلام نيست بلكه آنحضرت معتقدند عمل بايد بيش از سخن و شعار و حتي علم باشد و تا زماني كه بين علم و كار تقارن پديد نيايد مطلوب نخواهد بود. در اين باب فرمود: «العلم مقرون بالعمل فهن علم عمل، و العلم يهتف بالعمل، فان اجابه  و الا ارتحل عنه، دانش را با كردار پيوندي تنگاتنگ است؛ پس هر آنكه چيزي آموخت بايد به كارش گيرد؛ چه دانش، كردار را فرا مي‌خواند و اگر پاسخي نيابد مي‌كوچد.»

ناگفته نماند كه اين مسائل تمام افراد از هر طبقه و قشر را در برمي‌گيرد و بنا به نظر اميرالمومنين اميران و وكيلان، مديران و .. همه و همه بايد اين مباني و ملاكها را مدنظر داشته باشند و الا واليان و شهروندان جامعه اسلامي محسوب نمي‌شوند.

وجدان و كار؛ وجدان كاري:

پيش از اين يادآور شديم كه اگر آدمي از داشتن قلب سليم بي‌بهره باشد بطور قطع چنين انساني از وجدان نيز بي‌بهره است. پس براي بدست آوردن وجدان لازم است قلب را سالم و صحيح نگه داشت والا تلاش بيهوده خواهد شد.

اما آنچه در اينجا مهم است اينكه چه ارتباطي بين وجدان و كار وجود دارد و منظور از وجدان كاري چيست؟ در ديدگاه اسلام خداوند ناظر هميشگي و تمام اعمال آدميان است حالا اگر انسان بتواند حضور خدا را درك و وجدان كند قطعاً چنين شخصي احتياج زيادي به پاسبانهاي بشري نخواهد داشت. اما بايد توجه داشت كه چنين نگرش ما را از پروردن آدميان حتي آنهايي كه حضور خدا را درك نمي‌كنند بازدارد لذا اين نظريه مبنا را كار و وجدان قرار مي‌دهد و تمام آدميان را مورد خطاب قرار مي‌دهد.

پس بايد آدميان را با وجدان آشنا كرد تا در جاهايي كه ناظران بشري وجود ندارد ناظر دروني او را بپايد. ناگفته پيداست كه اگر انساني كار خود را با راهنمايي وجدان انجام ندهد قطعاً ناظران بشري هم بطور كامل توانايي واداشتن چنين شخصي به كار را نخواهد داشت.

پس بين وجدان و كار ارتباط تنگاتنگي وجود دارد و اگر در جامعه‌اي آدميان اين ارتباط را مدنظر قرار ندهند قطعاً كارها بصورت ناقص انجام خواهد پذيرفت اگر بگوييم كه در شرايطي ممكن است هيچ كاري هم انجام نپذيرد.

با توجه به آنچه گفته شد مي‌توان از وجدان كاري تعريفي را ارائه كرد:‌«وجدان كاري نوع نگرش است كه آدمي با عنايت به وجدان، كار خود را به انجام مي‌رساند و نهايت تلاش خود را بكار مي‌گيرد تا كار را بصورت تمام و كمال انجام دهد و پيش از آنكه ديگران از نقصان كار او ناراحت شوند او خود ديگر است و نسبت به تكميل آن باز تلاش نهايي خود را بكار مي‌گيرد.» پس انساني كه داراي وجدان كار است اولاً‌براي قانون احترام قائل است و آن را در مقام عمل بطور صددرصد اجرا مي‌كند حتي اگر در صورت عدم انجام مجازاتي مواخذاتي در كار نباشد. چنين انساني به هبچ وجه به تساهل و تسامح تن نمي‌دهد و درصدد توجيه آنها برنمي‌آيد.

با تاسف بايد گفت كه غربيها در عمل به وجدان كاري به مراتب از مسلمانان جلوتر و پيشقدم ترند از مامور شهرداري تا مامور سازمان جاسوسي گرفته تا رياست جمهوري يك كشور غربي بطور كامل به وجدان كاري باور عميق دارند. براي نمونه به برخي از نوشته‌هاي مستر همفر اشاره مي‌كنيم تا هم تاييدي بر وجدان كاري غربي باشد و هم بر ما مسلمانان پرادعاي كم كار غربي! همفر در خاطرات خود مي‌نويسد : «بعد از دو سال... خواستم به وطنم برگردم ... و برگشتم و مدت شش ماه در لندن ماندم و با دخترعمويم ماري شواي ازدواج كردم ... همين شش ماهي بود كه اوان زندگي را با همسر تازه و زيبا بسر بردم، از من حامله شد و من انتظار داشتم هرچه زودتر فرزند نوزادم را ببينم، ولي در اين بين از طرف وزارتخانه ابلاغ من صادر شد كه بايد براي اجراي برنامه بطرف عراق بروم ... لذا به مجرد صدور فرمان از ناحيه وزارتخانه من هم بدون درنگ برخلاف خواهش و اصرار همسر جوانم ماموريت تازه را پذيرفتم و روزي كه از او جدا شدم اشك و آه او سخت مرا آزرد، قيافه غمنده و پژمرده‌اش مرا گريان ساخت، از من خواست كه مرتب نامه بنويسم ... ولي عواطف خودم را افسار زدم و با همسرم خداحافظي كردم و ...»

وجدان ميزان سنجش:

چه ظلماتست اين شيي نامتناهي (درون- وجدان) كه همه افراد بشر آنرا با خود دارند و با نوميدي بسيار تمنيات دماغ و اعمال زندگي خود را به آن مي‌سنجند. مفهوم سنجش را با دو شكل مي‌توان تفسير نمود:

1-   سنجش واقعيات و تشخيص حق و باطل با ساختن قضيه يا يك اصل مثلاً‌عهده‌دار بودند پرداخت وام واقعيتي است از هزاران واقعيات كه در زندگي انساني وجود دارد وجدان اين واقعيت را با نظر به اصول و قوانين اجتماعي انساني مي‌سنجد. در نتيجه پرداخت و از عهده برآمدن وام را حقيقت (وجدان) و تخلف از پرداخت را باطل تشخيص مي‌دهد.

2-   سنجش واقعيات فقط از نظر تاثر و انعكاس نتيجه جريان خارجي در وجدان بوده و وجدان هيچگونه قضيه يا اصلي نمي‌سازد مانند سرخ شدن صورت انساني در موقع خجلت و شرمندگي و انبساط و شكفتگي در موقع خرسندي و رضايت.

ما اين دو جنبه را در درون خود مي‌بينيم يعني هم شناختن اصول و قوانيني را كه در نتيجه سنجشها بدست مي‌آيد و هم تاثر و منعكس ساختن نتيجه جريان واقعي را در پديده‌هاي زندگي كه پيش مي آيد.

منعكس ساختن اثري در وجدان از امتيازات خارجي يا دروني يك مسئله كاملاً روشن است يعني چنانكه شكنجه يا آرايش را در درون خود احساس مي‌كنيم همچنان وجداني را كه مانند ميزان الحراره استي كه وسيله سنجش نيكي‌ها و بدي‌هايي را كه انجام داده‌ايم بوسيله آن دريافت مي‌كنيم.

عوامل تئوريك و رواني عدم وجدان كار در ميان مسلمين:

آدمي تا زماني كه مساله‌اي از نظر تئوريك حل نكند در مقام عمل يقيناً با موانعي مواجه خواهد شد. بالاخره يا بايد عمل را عوض كرد و يا انديشه را . و از آنجاييكه پيشه‌ها تابع انديشه‌هايست لذا رفتار و اعمال انسانها منبعث از نوع انديشه‌اي است كه به آن اعتقاد دارد. پذيرفتني نيست كه بگوييم انديشه ما يك چيز جداگانه‌اي است و انديشه يك امر جدا. بلكه بايد بگوييم آدمي وقتي در مقام عمل نمي‌تواند مطابق انديشه‌اش رفتار كند يواش يواش نسبت به انديشه پيشين خود با تسامح برخورد مي كند و درصدد توجيه و تعديل آن برمي آيد.

الف)توجيه غلط توكل و تاثير آن در عمل: در قرآن و احاديث مسلمانان به زندگي متوكلانه دعوت شده‌اند و بر آنها فرض شده كه در زندگي خود به خداوند توكل كنند. اما در اثر توجيهات و تفسيرات غلط و نابجاي صوفيه توكل را آنچنان كه بايد جايگاه خود را پيدا نكرده است. تلقي آدميان از توكل اين است كه كارها را بايد طوري انجام داد كه جاي پايي و جاي دستي براي توكل به خداوند باقي ماند لذا راه صحيح آن است كه آدمي در انجام امور خود دقت و كارايي لازم را بكار نبرد تا بخشي از كار بلنگد و در آن بخش بتوان به خدا توكل كرد و الا معناي توكل كه ترك تدبير است درست درآيد؟ اما واقعيت توكل چيزي غير از اين است چه توكل در اموري صادق است كه خداوند دست آدمي را از انجام آنها و از نشان دادن عكس‌العمل منع كرده است. بعنوان مثال وقتي ما آخر استنباطات را درباره زلزله بعمل آورديم از آن پس بايد متوكلانه منتظر اوامر ديگر الهي باشيم. پس آن بخش از كاري كه به ما انسانها واگذار شده قطعاً بايد با آخرين و تا آخرين مرحله كار انجام دهيم و هيچ جاي توجيه براي كم كاري و عدم دقت نمي‌ماند، لذا اينگونه تعبير از توكل براي برخي از آدميان توجيه گر عدم وجدان كاري شده است.

ب) جدي نگرفتن امر دنيا: درست است كه هم قرآن و هم احاديث و هم زندگي معصومين همه و هم مبين نوع نگرش آنها به دنيا و عدم ميل و رغبت آنها به دنياست اما بعضاً اين نگرش آنچنان كه بايد فهم نمي‌شود و چنين تلقي مي‌شود كه چون دنيا ناپايدار است لذا در انجام امور نيز اهتمام لازم را نبايد بكار ببريم.

وقتي از يك صوفي پرسيدند چرا براي خود خانه مهيا نمي‌كني؟ در جواب گفت: «الامر السهل من ذلك، كار دنيا از اين آسانتر است كه به فكر تهيه خانه باشيم.» حال اگر كسي در زندگي خود چنين نگرش نسبت به دنيا داشته باشد قطعاً درصدد انجام دقيق امور برنخواهد آمد. وقتي عالم اخلاق جهان اسلام امام محمد غزالي در باب زهد نسبت به دنيا مي‌گويد: آخرين مرحله زهد نسبت به دنيا آن است كه براي فرداي خودت غذا نداشته باشي آنوقت وضع بقيه مشخص است.

بنابراين سهل گرفتن امر دنيا باعث بي‌دقتي و عدم وجدان كار در ميان مسلمين شده است. در حاليكه از آموزه‌هاي معصومين چنين برداشتي نمي‌توان كرد بلكه آنها توصيه مي‌كردند كار آنكس كرد كه تمام كرد.

ج) عدم توجه به قانون و تسامح نسبت به آن:‌ ايرانيها و مسلمانان با توجه به اينكه هيچ وقت قانون را براي قانون نمي‌خواستند بلكه آن را هميشه توجيه‌گر گريز از خطرات مي‌دانستند لذا با كمترين فرصتي از تن دادن بدان طفره مي‌رفتند اما اگر كسي قانون را براي قانون و نظم بخواهد و معتقد باشد كه قانون براي هميشه و همه جا است و بايد رعايت گردد چنين شخصي هرگز در انجام امور كوتاهي نخواهد كرد.

د) خلط بين بي‌عدالتي در قانون و عدم داشتن وجدان كار: غالب كساني كه به نحوي وجدان كاري ندارند يعني ناعادلانه بودن قانون (به زعم خودشان) و انجام ناتمام كار ملازمه اي مي بيند و ظالمانه بودن قانون را با ناتمام گذاشتن كار جبران مي كنند در حاليكه اگر كارمندي ،معلمي و ... نسبت به ميزان حقوق مضبوط در قوانين اعتراض دارند نبايد آن را با كم كاري و عدم وجدان كاري جبران كنند بلكه بايد توجه داشته باشند كه بين اين دو هيچ ملازمه‌اي در كار نيست اگر اشكالي در كار هست بايد آن را از مسير صحيح خود حل و فصل كرد. پس براي اينكه به وجدان كاري عامل باشيم لازم است انجام كار را با چيز ديگري مقايسه نكنيم بلكه وجدان را حاكم بر آن سازيم.

ذ) عدم اعتقاد به ارزش ذاتي كار: ما مسلمانان كار را وسيله‌اي براي اهداف ديگر در نظر مي‌گيريم لذا در انجام بسياري از امور خود توفيق چنداني بدست نمي‌آوريم. واقعيت اين است كه تنها كساني در زمينه‌هاي مختلف كار مي‌توانند توفيق حاصل كنند كه كار را فقط براي كار انجام مي‌دهند و آن را از نظر هدف مي‌بينند نه از منظر وسيله. عموم كساني كه به اين نگرش قائل نيستند در انجام كارهايشان هميشه با دلسردي و ناكامي مواجه‌اند بر خلاف مسلمانان؛ غربيها هم در باب علم و هم كار به جايگاه خوبي رسيدند به معنا كه در جهان غرب هم علم براي علم آموخته مي شود و هم كار براي انجام مي‌شود. يعني هر دوي اينها ارزش ذاتي دارند نه ارزش تبعي و به نظر نگارنده تا زماني كه چنين نگرش در ميان مسلمين پيدا نشود به وجدان كاري نخواهيم رسيد.

در نهج البلاغه علي عليه‌السلام هميشه نسبت به عدم انجام دقيق امور ناراحت مي‌شدند و از اين كه مسلمين آن دوران نسبت به انجام امور خود تساهل مي‌كردند معترض بودند. خطبه 27نهج البلاغه مبين و مويد اين اعتراض علي عليه‌السلام است و شايد همين عامل باعث عدم توفيق آن حضرت در گستر عدالت بوده باشد.
 


همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)
 

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:26 PM]  [مرجان ب]