همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

حجت‏الاسلام علی کشوری


در نوشته‏های گذشته مباحثی در ضرورت "تبیین هدف"، "ترسیم جاده" و "تعیین ماشین" برای گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامی مطرح گردید. اگر درمورد "عدالت وپیشرفت توأمان" که هدف دهه چهارم انقلاب است ، تبیین روشنی ارائه نگردد ممکن است مفاهیمی که در حوزه های مختلف از عدالت وپیشرفت ارائه شده است در افکار جامعه نهادینه شود و زمینه انحراف جامعه ازهدف محوری این دهه را ایجاد نماید. 

اگر هدف دهه چهارم انقلاب به  خوبی  تبیین نشود ممکن است در عمل به نقطه دیگری برسید. در اصول دین، یکی از اصول عدل است، در اصول دین راجع به عدالت باری تعالی مباحثی مطرح می شود. در رساله های مراجع محترم تقلید ازعدالت در امام جماعت و مراجع تقلید بحث شده است. در اجلاسهای جهانی شدن اقتصاد، "حزب سبزها" نسبت به عدم رعایت عدالت در اقتصاد جهانی اعتراض می کنند. حزب سبزها باقیمانده ی تغییر یافته کمونیستها هستند. در سمینارهای مجمع تشخیص مصلحت نظام- در موضوع چشم انداز 1404- صحبت از روشهای علمی تحقق عدالت در دنیای امروز می شود. اگر اهل مطالعات تخصصی باشید در  مبانی نظری برنامه چهارم توسعه، - تنظیم شده سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در دولت اصلاحات-  در برنامه چهارم  از برنامه های سند چشم انداز از عدالت بحث شده است. در مورد عدالت و پیشرفت در موارد مختلفی صحبت شده است. ولی شما باید به دنبال معنای عدالت و معنای پیشرفت در ادبیات انقلاب باشید. من شنیدم در یکی از این جلساتِ دانشگاهی بعضی از نخبگان کشور  اظهار داشته اند که  عمده بار عدالت و پیشرفت به عهده مسئولین نظام است؛ لکن اگر کسی کثرت مفاهیم مطرح شده در مورد عدالت و پیشرفت را در افکار عمومی جامعه مشاهده نماید حکم می کند که در دهه چهارم انقلاب  نخبگان حوزوی و دانشگاهی در تبیین معنای عدالت و پیشرفت از منظر ادبیات انقلاب مسئولیت سنگینی دارند.  در جدول شماره یک گفتمان ، که شرحش در جلسه اول ارائه شد وظیفه نخبگان حوزوی و دانشگاهی ،مردم و جوانان و مسئولین نظام بر اساس این مبنا پیشنهاد شده است.

در شرایط فعلی مسئولان نظام "مفهوم عدالت" و "مفهوم پیشرفت" را _به علت خلاء تئوریک نظام_ یه سمت کارشناسی موجود هدایت می کنند ومسئولیت این معنای غم انگیز مستقیما به عهده "نخبگان حوزوی و دانشگاهی" میباشد.  در شرایط فعلی بر ذهن بسیاری از نخیگان، کارشناسی "نظام سرمایه داری" حاکم است و برای تحقق آرمانهای انقلاب از ظرفیت "کارشناسی موجود" استفاده می شود و این در حالی است  که در کارشناسی موجود اساسا آرمانهای انقلاب غیر قابل تحقق و غیر علمی معرفی میگردند. در شراط فعلی مسئولین نظام با روش های خاصی مانند  سهام عدالت ویا سفرهای استانی سعی در جلوگیری از شکاف طبقاتی _که نتیجه کارشناسی نظام سرمایه داری است.-  دارند ولی همه اینها به نوعی برنامه هائی موقت و تسکین آور می باشند.

برنامه ریزی بلند مدت انقلاب برای"تحقق آرمانهای انقلاب" از مسیر تولید اندیشه های نو ؛ که متناسب با جهت گیری اسلامی انقلاب هستند خواهد گذشت. اگر استانداردهای کارشناسی موجود مبنای عمل  انقلاب قرار گیرد به تدریج در کارشناسی موجود منحل می شویم. در مورد همه شعارهای انقلاب این معنا در حال تحقق است. به عنوان مثال مسئولین در برنامه ریزی برای جنبش نرم افزاری به سوی تنظیم" نقشه تکنولوژی برتر" -که  در هماهنگی با "ادبیات توسعه غربی" قرار دارد.- تمایل پیدا کرده‏اند.

تحقق جنبش نرم افزاری برای کشور یک ضرورت است. دانشگاه وظیفه اصلی اش معادله سازی وتولید علم است. ولی دانشگاه باید بتواند نیازهای علمی استقلال کشور را حل کند  و از انحلال انقلاب در مدرنیته جلوگیری نماید. در مورد شعار"حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف" هم تفسیرهای کارشناسی موجود نمی تواند کارگشا باشد. 

در نوشته پیش بحث شد که برای تحقق عدالت و پیشرفت تعاریف عرفی کارائی ندارند!

برای تحقق آرمان‏های انقلاب ما نیاز به تعاریف تخصصی داریم. در دنیای علمی، تعاریف تخصصی مبتنی بر" منطق صوری" در عرصه تحقق کارائی ندارند و به اصطلاح تعاریفی نظری میباشند. تعاریف تخصصی مبتنی بر "منطق مجموعه‏نگر" کاربری می‏باشند ولی این معادلات  مبتنی بر پیش‏فرض‏های ضد اسلامی شکل گرفته اند. بنابراین برای تحقق  "عدالت وپیشرفت توأمان"  نیازبه تعاریف کاربردیِ اسلامی داریم و این مهم با به کارگیری "منطق تکاملی"  در جامعه علمی کشور امکان تحقق دارد.

ممکن است کسی بگوید تعاریف کاربردی چه فرقی با تعریف نظری دارند؟ در قالب یک مثال سعی می‏کنم ویژگی‏های اساسی  تعریف کاربردی را روشن کنم. اولین ویژگی تعریف کاربردی این است ؛ که تألیفی می‏باشد. اگر شما با فن فیلم نامه‏نویسی آشنا باشید متوجه می‏شوید که در نوشتن یک فیلم نامه نظامی ازمفاهیم به کار گرفته می شوند. در بعضی از سریال‏ها برای اینکه یک پیام به مخاطب انتقال پیدا کند صدها مفهوم به عنوان مقدمه در قالب دیالوگ‏ها، صحنه‏آرایی و... مطرح می‏شود که انتقال پیام فیلم بدون توجه به این مفاهیم غیر قابل امکان است. در مثال سینما نقش ترکیب مفاهیم برای انتقال یک پیام به مخاطب ملموس و قابل درک می باشد. پس اولین ويژگی تعریف کاربردی تألیفی بودن این تعاریف است. اگر به مفهوم تألیف مفاهیم در مرحله تحقق توجه کنید دومین ويژگی تعاریف کاربردی هم واضح می شود. در مثال سینما بحث در این بود که چگونه مجموعه ای ازمفاهیم در انتقال یک پیام نقش ایفا میکنند ولی در مرحله تحقق صحبت از چگونگی تحقق عینی نظامی ازمفاهیم برای تحقق یک موضوع می باشد. در مرحله قبل با ترکیب مجموعه ای از مفاهیم قصد انتقال پیامی را داشتید!  ولی در مرحله چگونگی بحث از ملاحظه تدریجی نظامی از مقدمات برای تحقق عینی یک موضوع می باشد. مانند مراحل ساخت یک ساختمان که به تدریج موضوعاتی به یکدیگر اضافه می‏شوند تا یک ساختمان ایجاد شود. تعاریف کاربردی به تعاریفی گفته می‏شوند که بر مبنای آن می‏توان برای تحقق یک موضوع در عینیت برنامه ریزی کرد. درك كاربردي علاوه بر تألیفی بودن، برای تحقق هم کارآمدی دارند ولی درک نظری فقط  برای توصیف کارآمدی دارد.

بنابراین موضوع جلسات ما چگونگی تحقق گفتمان عدالت و پيشرفت  است! و نمیخواهیم عدالت و پیشرفت را توصیف کنیم.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که ما باید به تعاریف کاربردیِ اسلامی  دست بیابیم. به عبارت دیگر ما نمی‏توانیم تعاریف کاربردی غربی را به کار بگیریم ،زیرا تعاریف کاربردی غربی برای تحقق اهداف خاصی تولید شده اند و در بطن این تعاریف کاربردی، مفهومِ خاصی از  انسان، جامعه و تاریخ و... که به صراحت با تعاریف اسلام ازاین موضوعات در تعارض است. پیش فرض گرفته شده است. بنابراین باید توجه داشت که در اداره جامعه ما نمی توانیم به معادلات سکولار اتکا کنیم ، اگرچه تمامی این معادلات کاربردی هستند.

ما برای تحقق "عدالت وپیشرفت توأمان"  و سایر آرمان‏های انقلاب نیاز به تولید تعاریفِ کاربردیِ اسلامی داریم. برای تببین اجمالی بحث تأثیر مفاهیم اسلام در منتجه ترکیب مفاهیم مثال بسیار ساده‏ای را مطرح می‏کنم:

" مفهوم ذبح" را اگر بخواهيد تصور بكنيد بايد مفاهیمِ چاقو، گاو ، قصاب، استقبال قبله، ابتدا به بسم الله و مسلمان بودنِ قصاب را تصور کنید. اگر برخی ازاین شرایط رعایت نشود  محصول کار تذکیه حیوان نخواهد شد، بلکه محصول کار میته‏ای غیر قابل استفاده می‏باشد. البته ممکن است کودک، که درکی ازشرایط ذبح ندارد فرقی بین سر بریدن و ذبح نگذارد! ولی در واقعیت پیش فرض‏های دینی در منتجه کار، اثر خاص خود را دارند.

در موضوع "عدالت وپیشرفت توأمان" هم باید تعاریف اسلام از انسان، جامعه، تاریخ و... در تعریف کاربردی از این موضوع اخذ گردند که در جلسات آینده به تبیین نظام مفاهیم ِ حاکم بر "عدالت و پیشرفت توأمان" از منظر اسلام خواهیم پرداخت.
 
 

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [4:16 PM]  [مرجان ب]

1 - اتحاد ملي مهم‌ترين زمينه پيشرفت و توسعه علمي فناوري كشور است. اتحاد ملي باعث بسيج تمامي نيروها و امكانات براي دستيابي به اهداف مي‌شود و تجربه حاكي از موفقيت چنين حركت‌هايي است. اتحاد ملي همچنين ايجادكننده اعتماد به مسئولان و ثبات سياسي مورد نياز براي پيشرفت است. يكي از دلايل اصلي شكست حركت‌هاي پيشين در تاريخ معاصر براي دستيابي به رشد و توسعه ايجاد تفرقه‌هاي شديد در سطوح مختلف اين حركت‌ها بوده است. تجربه ژاپن نيز به ما مي‌آموزد كه اتحادي كه در دوره انقلاب ميجي در ژاپن بين نيروهاي مختلف تأثيرگذار در دهه 60 قرن 19 پديد آمد نقشي عمده در توسعه و پيشرفت اين كشور داشته است.

بدليل اهميت نقش اتحاد ملي در توسعه و پيشرفت است كه امروزه دشمنان ملت ايران تلاش‌هاي بسيار گسترده و دامنه داري از قبيل كمك به عناصر وابسته و تبليغات وسيع را براي شكستن يكپارچگي ملي ما به عمل مي‌آورند و سياست استعماري قديمي تفرقه بينداز و حكومت كن را همچنان دنبال مي‌كنند. آنها در صدد گرفتن اعتماد به نفس جوانان و بي‌اعتماد كردن آنها به مسئولان و كوچك جلوه دادن دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي هستند.

2- دولت متعهد به توسعه، و داراي برنامه راهبردي زماندار شرط مهم ديگر مورد نياز است. دولت بايد در اين راستا متهور و سريع باشد. دولت بايد هدف ملي رشد و توسعه علمي و فناوري را در همه اركان خود از بالا تا پايين نهادينه كند؛ بگونه‌اي كه همه ‌نهادهاي دولتي به ويژه نهادهاي آموزشي و فرهنگي به لزوم تلاش براي رشد علمي و وظيفه ويژه خويش در اين رابطه آگاه باشند.

دولت بايد با بهره‌گيري از نهادهاي مختلف جامعه پذيري سياسي از جمله آموزش و پرورش، متون درسي و دستگاه‌هاي تبليغاتي دستيابي به رشد و توسعه را به يك آرمان ملي دائمي تبديل كند؛ به گونه‌اي كه هر فرد، سازمان و گروهي در اين رابطه احساس مسئوليت نمايد.

 

3ـ ايجاد و تقويت زيربناها، و اصلاح برخي روش‌هاي پيشين شرط ديگر رشد و توسعه است؛ چه زيربناهاي مادي مانند صنايع مادر، استخراج معادن، انرژي، ارتباطات، راه‌ها و بنادر و چه نيروي انساني ماهر و تعليم يافته.

در قسمت تأمين و تربيت نيروي انساني ماهر نقش مهم مدارس و مراكز آموزشي و دانشگاه‌ها آشكار است. هدف رشد علمي بايد از آموزش‌هاي دوره كودكي و دبستان آغاز شود و رقابت علمي در مدارس مورد تأكيد قرار گيرد. همچنين بايد زمينه‌هاي رقابت علمي جدي ميان دانشگاه‌ها فراهم و رساله‌هاي دانشگاهي كاربردي گردد و به ويژه ارتباط بخش صنعت و دانشگاه‌ها تحكيم شود. به معني ديگر، بايد بودجه تحقيقات در كشور افزايش يابد و البته مركزي در دانشگاه‌ها براي هدايت رساله‌هاي دانشگاهي به سمت تحقيقات كاربردي و مورد نياز ايجاد گردد.

4 - برنامه ريزان رشد علمي و فناوري كشور بايد براي تدوين نقشه جامع پيشرفت علمي در موارد زير نيز آگاهي كافي داشته باشند:

الف) ‌آخرين پيشرفت‌هاي علمي روز در كشورهاي ديگر.

ب) روش‌هاي متفاوت پيشرفت علمي و فناوري در كشورهاي مختلف از جمله شناخت روش‌هاي توليد علم در دانشگاه‌هاي كشورهاي پيشرفته.

ج)‌ دستيابي به تصورات مربوط به پيشرفت‌هاي علمي جهان در آينده نزديك و دور.

تدوين اصولي و اجراي قاطعانه نقشه جامع پيشرفت علمي فناوري كشور، بدون شك مي‌تواند در مدتي نه چندان طولاني و دور، هدف و آرمان ملي ارائه‌ الگويي كاملاً موفق از پيشرفت علم و فناوري به جهانيان را محقق سازد و زمينه‌ساز تبديل كشور ما به پيشرفته‌ترين كشور دنيا باشد.

 


http://pishraft.blogfa.com/post-2.aspx

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [3:45 PM]  [مرجان ب]

اطلاعات، دانش و فناوری در حال تغییر، موجودیت بشر امروزی هستند. علم و فناوری در عصر تحولات شگرف اطلاعاتی و ارتباطاتی به عوامل مهم قدرت در عرصه جهانی تبدیل شده اند. در عصر تحولات، توازن قدرت اقتصادی متکی به عصر تولید اطلاعاتی، کارآمدی یا ناکارآمدی کشورها در گردونه های دیگر توانمندی یا ضعف آنها بستگی تام به نحوه بهره مندی آنها از علم و فناوری دارد. بنابراین مبنای قدرت و حیات در جهان کنونی به چهار عامل ذیل بستگی دارد:
۱) میزان برخورداری از علم و دانش
۲) فرهنگی کردن علم
۳) سرمایه گذاری در تربیت محقق ویژه
۴) تولید ایده نو و تبدیل آن به محصول
بنابراین در تحقیق و توسعه و میزان پیشرفت هر کشور، رابطه مستقیم وجود دارد و کشورهایی که در زمینه تحقیق و توسعه بیشترین هزینه را متحمل شده اند آنهایی هستند که صاحب فناوری و صنایع پیشرفته هستند. مطالعات نظری و تجربی نشانگر آن است که عامل حیاتی رشد و توسعه اقتصادی، پیشرفت های علمی و فناوری و کلید این پیشرفت ها نیز، تحقیق و توسعه است.
در اواسط دهه ۱۹۸۰ پل رومر ارتباط میان رشد اقتصادی و اقتصاد اندیشه ها را تنظیم نمود.
براساس نظریه رومر، رقابت پذیر بودن ویژگی ذاتی اندیشه هاست. نکته مهمی که رومر بر آن تأکید کرده، این است که اندیشه ها نسبت به کالاهای اقتصادی بسیار متفاوت هستند. اغلب کالاهای ساخت بشر رقابت پذیر هستند. یعنی استفاده از یک کالا مانع از استفاده دیگری از همان کالا می شود. در مقابل اندیشه ها رقابت ناپذیر هستند. وقتی یک اندیشه خلق شد، هرکسی که نسبت به آن اندیشه آگاهی یابد، می تواند از مزیت مربوطه نیز بهره مند گردد بدون آنکه برای استفاده از آن ایده و دانش مبلغی را بپردازد. از سوی دیگر اگر مصرف کنندگان هم حاضر باشند در ازای بهره مندی از این اندیشه هزینه ای را تقبل نمایند هزینه این کالا تقسیم ناپذیر است و نمی توان آن را تجزیه کرد. از ویژگی های مهم دیگر اندیشه ها این است که حداقل در برخی از موارد تفکیک پذیر است. کالاهایی که تفکیک پذیر هستند این امکان برای عرضه کنندگان مهیا است که منافع حاصل از تولید در اختیار آنان قرار گیرد. اما در مورد کالاهای غیر قابل تفکیک وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد. این کالاها هرچند هم که دارای آثار جانبی گسترده ای باشند و افراد جامعه از این کالاها استفاده کنند اما تولید کنندگان آنها نمی توانند به منافعی که برای تولید این چنین کالاهایی صرف کرده اند دست یابند. همچنین می توان به این نکته اشاره کرد که میزان تفکیک پذیری یک کالا توسط میزان قدرت مالک آن در اخذ مبالغی از استفاده کنندگان کالا تعیین می شود.
بنابراین ساز و کار بازار برای چنین کالایی که نمی توان قیمت آن را تعیین کرد ناتوان است و برای تولید و عرضه آن چاره ای نیندیشیده است. بازار وقتی کارا عمل می کند که خریدار و فروشنده بر قیمت معین به توافق برسند. به عبارتی دیگر قیمت هایی که از هزینه نهایی حاصل شده است می تواند هماهنگ کننده تصمیمات تولید کنندگان و مصرف کنندگان باشد. در این صورت سیستم بازار برای سه پرسش اساسی اقتصاد یعنی چه، چگونه و برای کی یک راه حل بهینه ارائه می دهد. حالا هنگامی که برای یک کالا هزینه نهایی وجود نداشته باشد و یا نمی توان به سادگی محاسبه کرد آیا آن کالا نباید به مرحله تولید برسد در این گونه موارد دولت برای خلق ایده های نو که اساس پیشرفت و توسعه یک کشور در قرن حاضر محسوب و برای عموم منافعی را ایجاد و در ادبیات اقتصادی با عنوان آثار مثبت خارجی معروفیت می یابد باید پا به میان بگذارد. وظایف دولت که در زمانی به برقراری نظم و امنیت و دفاع از کشور خلاصه می شد به یکباره دچار تغییر و تحول می شود و به تولید کالایی دست می زند که مبنایی برای عرضه محصولات اقتصادی توسط واحدهای بخش خصوصی است. لذا نقش دولت در دوران دانایی محوری به قبل از تولید و هنگامی که یک کالای اقتصادی پا به دوران حیات نگذاشته است بر می گردد. دولت به خلق اندیشه زمینه را برای فعالیت های تحقیق و توسعه که منجر به تکنولوژی و فناوری می شود و بنگاه های بخش خصوصی آنها را مورد بهره برداری قرار می دهند، فراهم می کند. در این حالت بخش خصوصی با استفاده از نوآوری و با تولید محصولات جدید یا ایجاد فرآیند های جدید به منافعی قابل ملاحظه دست می یابد. در اینجا دیگر نمی توان ماهیت کالاهای عمومی را برای محصول فعالیت های تحقیق و توسعه قائل شد زیرا این کالاها از سه ویژگی مهم کالاهای اقتصادی یعنی رقابت پذیری، مالکیت و کیفیت برخوردارند. همانطور که در مطالب فوق اشاره شده برای این که یک کشور به این مرحله از توسعه دست یابد دولت ها باید نقش اساسی و فعلی را داشته باشند. به لحاظ نظریه دولت ها از سه ابزار در اختیار می توانند بهره گیرند:
۱) دادن یارانه مستقیم به مؤسسات پژوهشی برای انجام امور تحقیقاتی
۲) تأیید حقوق مالکیت نو آوری پس از پدید آوری اثر و محصول به منظور دادن امکان به شرکت های صاحب نوآوری برای بهره برداری از رانت انحصاری موقت ناشی از آن
۳) ایجاد انگیزه های مالیاتی از طریق تخفیف.
بررسی حمایت های دولت از بخش پژوهش و فناوری بر پایه برنامه چهارم توسعه را می توان در قالب سه محور اصلی حمایت های مالی، نظام سازی و ساختار سازی و اصلاح سیاست ها، قوانین و مقررات خلاصه کرد. البته این تقسیم بندی حاکی از طیف وسیعی از اقدامات است که از ایجاد زمینه های قانونی و مقرراتی تا بر قراری نظام هایی همچون نظام ملی نو آوری گسترش می یابد. حمایت های مالی نیز متنوع است و در مجموع با هدف کمک به انجام پژوهش در بخش دولتی، حمایت از پژوهش های مأموریت گرا و حمایت از حقوق مالکیت فکری انجام می شود و آنچه بسیار اهمیت دارد اجرای موفق قانون بویژه در ارتباط با حمایت مالی مستقیم از مراکز و شرکت های کوچک متوسط، تأمین و پرداخت هزینه های ثبت امتیاز علمی، صندوق های غیر دولتی پژوهش و فناوری است از همین رو تجربه های جهانی مرتبط با استفاده از ابزارهای یارانه ای و تخفیف مالیاتی می تواند به کارآید. لذا در پایان به نظر می رسد فعالیت های زیر باید از سوی دولت جهت توسعه فعالیت های پژوهشی در ایران صورت گیرد:
▪ فراهم آوردن انتقال آزادانه پژوهش های بنیادی برای افزایش دسترسی به محصولات علمی.
▪ سرمایه گذاری و انجام حمایت های مالی از پژوهش های بنیادی دارای مالکیت عمومی و رقابتی.
▪ حمایت از سرمایه های انسانی به عنوان اصلی ترین نهاد پژوهش.


http://pishraft.blogfa.com/post-9.aspx

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [3:42 PM]  [مرجان ب]
در نظام اخلاقى اسلام به مواردى از خصوصيات مثبت اخلاقى تأكيد شده و گاه اين موارد، منافى كار اقتصادي‏قلمداد مي‏شود. برخى از اين اخلاقيات عبارتند از توكّل، زهد و ترك دنيا، صبر بر مصيبت‌ها و بلايا، قناعت. اكنون توضيح مختصرى درباره هر يك خواهيم داد تا ارتباط آن با كار اقتصادى و گسترش توليد جامعه مشخّص‏ شود.

1-1. توكّل‏
توكّل تضمين الاهى است براى كسى كه حامى و پشتيبان حقّ است به اين معنا كه انسان به آن‌چه مقتضاى حق‏ّ است عمل، و در اين راه به خدا اعتماد كند. خداوند به همه اعلام كرده، هر كس راه حق را پيش گيرد، به نتيجه ‏مي‏رسد و خداوند نتيجه را تضمين، و از راهروان طريق حق حمايت مي‏كند؛ يعنى در اعمال بايد در راه حق كوشيد و از راه خداوند منحرف نشد و به حمايت او اعتماد كرد.

معناى توكّل، تعطيل كردن قوا و اعتماد به خدا كه او به جاى شخص عمل انجام دهد نيست. كار نكردن وسكون، تضمين الاهى را در پى ندارد. در آيات قرآن. توكّل در موردى مطرح شده كه مسلمان امر خطيرى را بايد انجام ‏دهد و خداوند دلهره و نگرانى او را با ايجاد اطمينان معنوى از بين مي‏برد. مؤمن، وكالت خدا را كافى مي‏داند و اعتماد به او را بر اعتماد به ديگران ترجيح مي‏دهد: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً»(طلاق (65): 3). اين آيه به مسلمان تذكّر مي‏دهد كه بايد در امر مربوط به خانواده، قوانين الاهى را مراعات كند تا عاقبت خير براى او پديد آرد. مسلمان با فارغ شدن از خود و تمايلات نفسانى فقط به حقيقت اعتماد مي‏كند. غير متوكّل بر خدا، كسى است كه به‌سبب عدم سرپرستى خداوند به حال خود رها، و از طريق حق منحرف ‏شده است. «إنَّ أَبْغَضَ الْخَلاَئِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلاَنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْعوفٌ بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ...» (الرضى، 1359: خطبه 17، 59). چنين كسى به سبب پيمودن راه خدا و عدم توكّل و اعتماد به اوبه دنبال هواى نفس گمراهى را مي‌پيمايد و از هدايت‌هاى حق در راه زندگى محروم مي‏شود. پيامبران الاهى در جريان‏ دعوت مردم به دين مي‏فرمودند: إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَي‏ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم‏بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَي‏ مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ ‏فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (ابراهيم (14): 11 ـ 12). پيامبران در مقام صبر بر آزار مشركان، هدايت الاهى و وظيفه تبليغ را انجام مي‏دادند و بر خدا اعتماد مي‏كردند. با توكّل عوامل سست كردن اراده نابود مي‏شود (مطهرى، 1359: 112). همچنين خداوند به پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآل٠ ?‌وسلم دستور مي‏دهد كه با مؤمنان در امور مشورت كن و آن‌گاه كه‏ تصميم و عزم بر كارى گرفتى، بر خدا توكّل نما: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي‏اللَّهِ إِنَّ‌اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل‏عمران‏(3): 159).
توكّل مربوط به مقام كار و تصميم‏گيرى مهّم اجتماعى است.

2-1 زهد، قناعت و ترك دنيا
از ويژگي‌هاى پسنديده مؤمنان خدا بي‏اقبالى به دنيا و زخارف آن است. به همان اندازه كه دين مردم را به آخرت وحقيقت سوق مي‏دهد، از دنيا و زينت آن گريز مي‏دهد؛ امّا معناى زهد و ترك دنيا اين نيست كه شخص در امور دنيايي‏مثل كسب مال و توليد كالا و... فعّال نباشد. اهل دنيا كسى است كه هدفى جز دنيا ندارد: «لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاه الدُّنْيَا» (نجم (53): 29). آن‌كه علاقه به مال و زن و فرزند، او را از راه خدا باز دارد، اهل دنيا است؛ امّا آن‌كه از تمام‏ تنعّمات دنيايى براى گسترش راه حق استفاده مي‏كند، اهل آخرت، و عمل او ستوده است. علاقه به فرزند باعث نمي‏شود كه اگر مانع راه حق شد، او را نراند يا ادب نكند. آن‌كه در كسب مال، هر راهى را برگزيند و به حلال وحرام آن توجّه نكند، اهل دنيا است. انسان ذاتاً دوستدار لذّت‌هاى دنيايى است؛ ولى برخى آن‌را بر امر الاهى ترجيح‏مي‏دهند. در مقابل، گروهى دنيا را مسجد و مزرعه آخرت مي‏كنند.

قناعت هم كه از ويژگي‌هاى مؤمنان و خردمندان به‌شمار مي‌رود، معناى درست مصرف كردن و جلوگيرى از اسراف و تبذيرمال است نه آن‌كه در بُعد توليد بايد قناعت، و كم توليد كرد؛ البتّه هر گاه كارى با امور معنوى تزاحم يافت ومشغول شدن بيش از حدّ به آن باعث ضرر معنوى به شخص شد، بي‏شك دين مبين ضرر معنوى را قابل مقايسه باعقب‏افتادگى اقتصادى نمي‏داند و مانع دورى انسان از ارتقاى روحى مي‏شود.

زهد به معناى كم مصرف كردن براى بازده بيش‌تر است. دنيايى كه زاهد آن را ترك مي‏كند، سرگرم‏شدن به تنعّم وتجمّل و دور افتادن از كمال انسانى است. دعوت به زهد در دين، به معناى ترك تلاش و كار و ساختن دنياى آباد ومستقل نيست. روايات فراوانى را در مباحث آينده ذكر مي‏كنيم كه همگان را به كار فرمان داده است. سرور زاهدان‏ عالم بيش از همه كار و تلاش اقتصادى انجام مي‏داد و استفاده از خانه گسترده را در جهت خيررسانى به همنوعان ودستگيرى بيچارگان امر آخرتى مي‏دانست (مطهرى، 1354: 216 ـ 217؛ رضى، 1395: خطبه 209، ‏324)؛ البتّه گاه شخصى به جهت مسؤوليتى كه بر عهده دارد، بايد در مصرف به حدّاقل ممكن بسنده كند؛ زيرا امور مهمّى وجود دارد كه در اجتماع بايد مراعات شود. همچنين گاه براى كسى تحصيل علم واجب مي‏شود؛ از اين رو به جهت تزاحم‏ كار اقتصادى با كار مهم‌تر مجبور است از كار اقتصادى دست بكشد و به گسترش دين بينديشد و كار سخت‌تر را انجام‏ دهد، نه اين‌كه بيكار بماند.

زاهد مصرف خود را كم مي‏كند تا زمينه ايثار و كمك به غير براى او فراهم شود. از لذت‌هاى دنيايى دست مي‏شويد تا به‏ديگرانى كه نيازمند هستند، كمك كند و نيازمندان جامعه را تأمين كند. نه آن‌كه در افزايش درآمد و توليد كوتاهي‏ مي‏كند؛ بلكه هر چه مي‏تواند فعّاليت دارد؛ ولى به آن دل نمي‏بندد. گاه زهد به‌سبب همدردى با ديگر افراد است. مؤمن در استفاده از نعمت‌ها زهد مي‏ورزد تا همدردى خود را با ديگران نشان دهد. همان‌طور كه گفته شد، اين هدف زهد براى زمامداران نقش اساسى دارد و گاه براى آزادگى و نفى هر گونه وابستگى است. بهره‏مندى از حلال به هرصورت نوعى دلبستگى را براى انسان پديد مي‏آورد و آزادگى و آزادى او را تحت شعاع قرار مي‏دهد. به همين جهت، ‏پيامبران و اولياى دين خفيف‏المؤونه و سبك خرج بودند. زهد زمينه بهره‏مندى لذّات معنوى نيز هست. امور پيشين ‏اهداف زهد مثبت است، نه آن‌كه زهد زمينه تن‏پرورى و كسالت باشد (ر.ك: مطهرى، 1359: 160 ـ 170؛ همو، 1365: 125 ـ 175؛ همو، 1354: 210 ـ‌ 254؛ رضايى، 1380).

3-1. صبر بر بلا و رضا به قضاى الاهي‏
با توجّه به آيات و روايات روشن مي‏شود اين سجيّه اخلاقى هم مانند توكّل براى كسى ستوده است كه در صحنه ‏عمل و زندگى با همه كوششى كه دارد، گاه به نتيجه دلخواه نمي‏رسد. از آن‌جا كه انسان نمي‏تواند مجموع عوامل‏ مؤثر بر طبيعت و دنيا و روحيات انسان‌ها را در اختيار خود بگيرد، گاه با همه زحمت، انتظار او برآورده نمي‌شود و خلاف‏ خواسته او رخ مي‏دهد، در اين‌جا بايد تن به اين علل و اسباب بدهد، از اين رو حسين‏بن‏علي‏عليه‌السلام در صحنه جهاد در سخت‏ترين وضع پس از تحمّل شدايد بسيار، جمله «رضى بقضائك» را بر زبان راند و به ياران خود صبر را توصيه ‏مي‏كرد. دستور به صبر و امر به تحمّل شدايد در مسير فعّاليت است. خداوند به پيامبر مكرّم اسلام مي‏فرمايد:
فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ (احقاف (46): 35).

پيامبران بزرگ خداوند در راه تبليغ پيام الاهى از معاندان وبي‏خبران آزار فراوان مي‏ديدند و در آن راه صبر پيشه ساختند. با صبر، ثمره فعّاليت به‌دست مي‏آيد. باغبان با تحمّل زمستان و رسيدگى به درختان، ثمره درخت را مي‏چيند. خداوند در آيات متعدّد به مجاهدان در ميدان نبرد، دستور صبر مي‏دهد و با صبر، هر نفر مؤمن، بر ده نفر غالب مي‏شود. (انفال (8): 65‌ـ 66؛ بقره (2): 249؛ آل‏عمران (3): 120، 125). همچنين از دعاهاى مؤمنان اين جمله است:
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا (بقره (2): 250).

مؤمن از خداوند در مقام ثبات قدم، صبر مي‌طلبد. در موقعى كه بايد سختى را تحمّل كرد و از عمل و فعّاليت خسته نشد، صبر مي‏طلبد و آن‌گاه كه توان تغيير اوضاع و چاره‏اى جز تحمّل‏ مصيبت و بلا را ندارد، به صبر استقامت مي‏جويد و فعّاليت را ادامه مي‏دهد
 

[شنبه 22 خرداد 1389 ]  [12:09 AM]  [مرجان ب]
سید محمد مهدی غمامی

سال 1389، سال «کار مضاعف و همت مضاعف» نامیده شد. در واقع اینکه چه شد که چنین نامی توسط رهبر فرزانه انقلاب برای امسال انتخاب شد خود یک مسئله قابل توجه است و اینکه چه باید کرد تا این نامگذاری در سال جاری جامه توفیق نسبی به تن نماید بحث دیگری است. با این وجود و اگرچه قصد ما توضیح قسم دوم است ولی بدون درک اجمالی از بخش نخست نمیتوانیم روشی مطمئن و پاسخگو برای «چه باید کرد؟» پیدا کنیم.

به تصریح سند چشم انداز بیست ساله مقرر داشته است: «ايران كشوري است توسعه‌يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بين‌الملل». معادله بسیار ساده است: «بدون کار و تلاش هدفمند و طرح ریزی شده به جایی نمیتوان رسید.» چنانکه گفتهاند: «همت بلند دار كه مردان روزگار....از همت بلند به جايي رسيده‌اند». مقام معظم رهبری نیز با تأکید بر این اهمیت بیان داشتهاند: «سال همت مضاعف و كار مضاعف. اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان مي‏دهد.»

امّا اینکه باید چه کرد تا بتوان ظرفیت لازم برای «همت و کار مضاعف» را فراهم کرد مسئلهای است که باید برای آن غیر از مقررنامه، اقدام به درونی کردن این ارزش نماییم. به عبارت دیگر تحقق ارزش «همت و کار مضاعف» بدون توجه به «سرمایه اجتماعی» ممکن نیست.

امروزه، در كنار سرمايههاي انساني، مالي و اقتصادي، سرمايه ديگري به نام سرمايه اجتماعـــــــي (SOCIAL CAPITAL) مورد توجه قرار گرفته است. اين مفهوم به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا ميشود. سرمايه اجتماعي كه بدواً صبغهاي جامعه شناسانه داشته است، به عنوان يك اهرم توفيق آفرين مطرح و مورد اقبال فراوان در علوم مدیریتی نيز واقع شده است. ســرمايه اجتماعي، بستر مناسبي براي بهرهوري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي شود. مديران و كساني كه بتوانند در سازمان و جامعه هدف، سرمايه اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و جمعی خود را هموار ميسازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زنــــــدگي فرد، گروه و جامعه معني و مفهوم ميبخشد و کار و زندگي را ساده تر و ثمر بخشتر ميسازد.

تعريف رايج سرمايه اجتماعي در روايت كاركرد گرايانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هايي كه درميان گروههاي انساني پديدار مي گردند و سطح اعتمادي كه در ميان گروه و جامعه خاصي، به عنوان پيامد تعهدات و هنجارهايي پيوسته با ساختار اجتماعي، يافت ميشود. البته در مقابل گروهی دیگر معتقدند اين مفهوم را در بررسي اين موضوع به كار مي گيرد كه چگونه تحرك پيوندهاي مربوط به شبكه هاي اجتماعي، سلسله مراتب اجتماعي و قدرت تمايز يافته را تقويت مي كند. با وجود اين، نكات مشترك اين دو ديدگاه درمورد سودمندي سرمايه اجتماعي در افزايش برخي ويژگيها، مانند آموزش، تحرك اجتماعي، رشد اقتصادي، برتري سياسي و درنهايت توسعه است.

سرمايه اجتماعي شيئي واحد نيست، بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند: همه آنها شامل جنبهاي از يك ساخت اجتماعي هستند، و كنشهاي معين افرادي را كه در درون ساختار هستند تسهيل مي كنند. سرمايه اجتماعي، مانند شكلهاي ديگر سرمايه مولد است و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست يافتني نخواهد بود امكان پذير ميسازد. سرمايه اجتماعي، مانند سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني كاملاً تعويض پذير نيست.

امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا ميكند و شبكه هاي روابط جمعي و گروهي، انسجام بخش ميان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايهها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار ميشوند. به این ترتیب اگر برنامهای برای ایران 1404 طراحی شده لازمهی آن ایجاد سرمایهی اجتماعیای متناسب با این برنامه است. برنامهای که به نحو فشرده قصد بهرهگیری از تمامی طرفیتهای کشور را دارد میبایست سرمایه اجتماعی لازم برای کار و همت مضاعف آن را هم طراحی کند. این برنامه میبایست در طراحی لایحه «برنامه پنجم» توسط دولت رقم بخورد، نکتهای که ظاهراً جای خالی آن در برنامه پنجم بیش از هر چیز خود نمایی میکرد و به لطف درایت رهبری این کمبود باید دوباره توسط سیاستگذاران (مجلس و دولت) مورد توجه و تعمیق قرار بگیرد.

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [9:56 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4