همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

برایه(1) و هدف از مشارکت مردم در جمهوري اسلامي با برایه و هدف از مشارکت در فلسفه دموکراسی متفاوت است. در فلسفه دموکراسی برایه و هدفِ مشارکت، دستیابی به دنیا و رفاه است ولی در مردم‏سالاری دینی برایه و هدف مشارکت، اقامه کلمه توحید است؛ به همین دلیل اولین و مهم‏ترین تفاوت میان دموکراسی غربی و مردم‏سالاری دینی در جهت‏گیری و اهداف این دو نوع از مشارکت است.

در جمهوری اسلامی، «تئوری ولايت مطلقه فقيه»  ابزار تحقق و حفظ مشارکت مردم برای این هدف است و بدون این تئوري، مشارکت برای جهت اسلامي جمهوري اسلامي محقق نمی‏شود.

جلوگیری از حل شدن جمهوري اسلامي در فلسفه دموكراسي، به تقویت جایگاه تئوری ولايت فقيه وابسته تام است و متأسفانه در سال‏های گذشته تئوری پردازی برای تقویت تئوری ولایت فقیه در حوزه‏های علمیه مورد اهمال بوده است. در تمام سال‏های بعد از انقلاب یکی از مهم‏ترین رسالت‏ها در نظام اسلامی هماهنگ نمودن ساختارهای نظام با جهت‏گیری اسلامی نظام بوده است و اگرچه در شرایط فعلی ساختارهای نظام اسلامی در هماهنگی نسبی با ساختار ولایت فقیه هستند و نظام اسلامی تاکنون جهت گیری الهی خود را حفظ کرده است؛ لکن در شرایط امروز  رسالتی نو  برای هماهنگ‏سازی ماهیت ساختارهای نظام با ساختار ولایت فقیه در مقابل اندیشمندان حوزوی قرار دارد. به عبارت دیگر براي حفظ و تکامل جهت گیری اسلامي در جمهوري اسلامي ناگزیر از «تئوریزه کردن اصل ولایت فقیه در سطح ساختارها» هستیم. تئوريزه كردن ولایت مطلقه فقیه در سطح ساختارها، همان چگونگی جریان جهت گیریهای اسلام در ساختارهای نظام است. تئوریزه کردن ولایت مطلقه فقیه به معناي ارتباط ارگانیک ساختارهای نظام با ولایت مطلقه فقیه است.

در شرایط امروز ساختار فعلی نظام مبارک جمهوری اسلامی به شکلی است که با سر کار آمدن دولتی خاص، موجی از غرب‏گرایی در میان ساختارهای نظام راه‏اندازی می‏شود و کشور به سمت ساختارهای غربی سوق می‏یابد. این آسیب ـ که تجربه‏هایی روشن برای آن وجود دارد ـ در آینده هم امکان وقوع دارد. البته در کنار این آسیب بسیار محتمل، آسیب دیگری نیز  نظام اسلامی را تهدید می‏کند؛ این آسیب عدم تبیین «چگونگی جریان جهتگیری اسلام در ساختارها» است.

نتیجه دو آسیب گفته شده؛ محوریت نیافتن موضوعات مورد مطالبه ولایت فقیه در روند برنامه ریزی ساختارها است و  باید توجه داشت که محوریت یافتن ادبیات انقلاب در فرآیند برنامه ریزی نهاد های نظام  معنائی متفاوت با اعتقاد افراد به اسلام و ولایت فقیه دارد.

به عبارت دیگر در قوای سه‏گانه افرادی جهت گیری ولی فقیه را تکرار و در پاره اي از اوقات برای اين موضوعات طرح‏هایي ارائه مي‏دهند ولی تعهد ساختاری به ادبیات انقلاب و تولید الگوی پیشرفت اسلامی معنائی مفقود و مغفول درساختار نظام اسلامی است.

اندیشه‏ورزی برای تئوريزه كردن اصل ولايت فقيه در سطح ساختارها- که معنائی متفاوت با اعتقاد افراد به ولایت فقیه دارد - به رفع این نقص ساختاری و تغییر در تخصیص تکنولوژی مدرن منجر خواهد شد. عدم توجه به تئوریزه کردن ولایت فقیه در ساختارها به پذیرش تکنولوژی مدرن منجر خواهد شد؛ که این معنا با انحلال انقلاب در مدرنیته برابر است.

به عبارت دیگر پذیرش تکنولوژی با الگوهای غربی، به دلیل ماهیت ارزش محور تکنولوژی مدرن به انحلال آرمانهای انقلاب در ادبیات توسعه منجر خواهد شد. و برای جلوگیری از این آسیب بزرگ تغییر در تخصیص تکنولوژی امری لازم است.

استفاده دربست از تکنولوژی مدرن، که برای پاسخگوئی به نیازهای انسان اکونومیک تولید شده است؛ به پرورش اخلاق مادی در جامعه الهی کمک می‏کند.

با تغییر در تخصیص تکنولوژی ضرر کمتری به آرمانهای انقلاب تحمیل خواهد شد و زمینه اجتماعی برای تولید تکنولوژی اسلامی در سالهای دورتر فراهم خواهد آمد.

با اتمام فتنه بعد از انتخابات 1388- که غرضش تغییر در جهت گیری اسلامی جمهوری اسلامی بود- حوزه های علمیه باید به فکر هماهنگ کردن ساختارهای نظام با ولایت مطلقه فقیه باشند و این معنای تئوریزه کردن ولایت فقیه در سطح ساختارها است و برای تحقق این مهم اندیشه ورزی حوزه های علمیه ضرورتی انکار ناپذیر است.

در غیبت غمگینانه حوزه های علمیه در اندیشه ورزی برای پاسخگوئی به نیازهای حکومت اسلامی ـ که معنایی متفاوت با حضور فردی روحانیت در اندیشه‏ورزی برای انقلاب دارد ـ جریان روشنفکری با تئوری‏پردازی مدرن به تضعیف جایگاه تئوری ولایت مطلقه فقیه پرداخته است و فقدان تئوری‏پردازی برای تئوریزه کردن ولایت فقیه در سطح ساختارها زمینه طرح ایده‏هائی همچون عرفی سازی فقه را فراهم آورده است. رشد این نوع از اندیشه‏ورزی ـ که با هدف هماهنگ کردن فقه با پسند اجتماعی مدرن اتفاق می‏افتد ـ هشداری جدی برای حوزه‏های علمیه است؛ هشداری که بی توجهی به آن به معنای محدودسازی نقش دین خاتم و کامل در هدایت جامعه می‏باشد.

جریان روشنفکری پذیرش مدرنیته را امری محتوم می‏پندارد و خلأ اندیشه‏ورزی برای ولایت فقیه این توهم را تقویت نموده است. به عبارت دیگر روشنفکران مدرنیته را سرنوشت محتوم  می دانند و اعتقاد دارند که ولایت فقیه مجبور خواهد شد با تغییر در فرهنگ دینی جامعه، آن را بپذیرد. به اعتقاد ایشان پذیرش تغییر فرهنگ دینی توسط ولایت فقیه ؛ که همان فروپاشی نظام اسلامی می‏باشد کم هزینه تر از روشهای دیگر برای مدرن شدن ایران است. این نگاه ولایت فقیه را ابزاری برای مدرنیزاسیون می پندارد و این به معنای تعریف نقش برای ولایت فقیه در فرآیند پذیرش تمدن استکباری مدرنیته است. به اعتقاد روشنفکران و اندیشمندان مدرن اگرچه انقلاب اسلامی به بهانه ایجاد استقلال به وجود آمده است و لکن چاره ای جز پذیرش نگرش مدرن به انسان، جامعه و جهان نخواهد داشت.

و در نهایت اینکه  تئوري فعالیت های شبکه ای مساجد و هیئات در طرح‏هایي مانند طرح کارنامه خوانی و..... به دنبال تقویت التزام اجتماعی به ادبیات انقلاب در سطح فرهنگ عمومی است ولی هیچ طرحی آثار التزام ساختاری به ولایت فقیه در استحکام نظام را ندارد.

ــــــــــــــــــــــــــhttp://abna.ir/data.asp?lang=1&Id=183292
 

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [4:10 PM]  [مرجان ب]

به قلم: حجت‏الاسلام علی کشوری


1. توجه به تحول در برنامه‏هاي‏ فرهنگي انقلاب؛ نتيجه منطقي حوادث پارسال

حوادث تلخ سال 1388 نشان داد که برنامه‏اي همه‏جانبه از سوي "تمدن استکباري مدرنيته" براي تحميل آينده‏اي مدرن به انقلاب اسلامي[1] طراحي شده است. گذشته از شکست سخت استکبار در اين ميدان نرم ؛ تحليلِ مبنائی این حادثه ما را به تحول فرا می خواند. تحول در نحوه دفاع از انقلاب ضرورت تقابل بنیادین ما با استکبار است.

1 ـ 1. "اکتفاء به دفاع  ولي فقيه"، مبناي برنامه هاي فرهنگي انقلاب در مرحله پيدايش انقلاب

ارائه گزارشي صحيح از وضعيت موجودِ برنامه ريزي فرهنگي -در دستگاه ايمان - زمينه ساز تکاملِ در برنامه ريزي دستگاه ايمان است. در ظرفيت فعلي؛ نيروهاي انقلاب اتفاق نظر دارند که: «همه دستاوردهاي انقلاب اسلامي محصولِ حفاظت اجتماعي از تئوري ولايت مطلقه فقيه است».

از منظر جبهه وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي ، دستاوردهایي همچون "عزت بين‏المللي مکتب اهل‏بيت عليهم السلام" و نظام برآمده از اين مکتب، "ترديد در کارآمدي مفاهيم مدرن براي اداره جوامع"، "ايجاد اميد در جهان اسلام و مستضعفين عالم"، "بهبودي سطح معيشت عمومي مردم ايران"، "تحقق بلامنازع استقلال و خود باوري" و ... همگي از برکات تئوري ولايت مطلقه فقيه است.

اما به رغم اتفاق نظري که در دفاع از اين اصل مترقي در ميان نيروهاي انقلاب وجود دارد؛ نحوه دفاع از ولي فقيه در ميان نيروهاي انقلاب متفاوت است. بخشي از نيروهاي اين جبهه گسترده در برنامه هاي خود به دفاع از ولي فقيه بسنده مي‏کنند؛ برنامه‏های این گروه از انقلابیون شاملِ تبین ويژگی های شخص ولی فقیه، دفاع از تصمیمات ولی فقیه و بررسی آثار مدیریت ولی فقیه است. البته در اين ميان کساني دفاع از تصميمات مهم ولي فقيه- مانند تصميماتي که به مقابله با هجمه نظامي کفار مربوط مي‏شود - را رسالت خويش مي‏دانند و در سایر برنامه‏ها شرکت فعالی ندارند. نتيجه اين مبنا در برنامه‏ريزي‏هاي فرهنگي  اتخاذ موضع گيري اجتماعي به نفع ولي فقيه است.در اين سطح از برنامه‏ريزي تصميمات ولي فقيه با اتخاذ مواضعي همخوان از سوي خواص و عوام تقويت مي‏گردد.

2 ـ 1. کاهش مجاهده اجتماعي براي انقلاب، اثر بلندمدتِ "اکتفاء به دفاع از تصميمات ولي فقيه"

صرف نظر از آثار مثبت اين مبنا در تضعيف کوتاه مدت دشمن، بررسي آسيب هاي اکتفاء به اين مبنا در دفاع از انقلاب و ولي فقيه ضروري است. به عبارت ديگر اتکاي محض به اين سطح از برنامه‏ريزي آسيب‏هاي سهمگيني را ـ در درازمدت ـ به ولايت فقيه و انقلاب اسلامي وارد مي‏آورد.

ضعفِ اکتفاء به این حد از برنامه‏ریزی آنگاه روشن می‏شود که ما به موضوع نو بودن مفاهيم و اصول انقلاب اسلامي در جهان توجه کنیم؛ به عبارت دیگر انقلاب اسلامي  مفاهيمي متفاوت با  مفاهيم مدرن را در دنيا مطرح نموده است و همين مفاهيم ديني است که پشتوانه تصميمات ولي فقيه محسوب مي شوند؛ به همين دليل لازم است علاوه بر دفاع از تصميمات ولي فقيه بازخواني پشتوانه‏هاي مفهومي اين تصميمات ؛ در دستور کار نيروهاي انقلاب اسلامي قرار گيرد.

2.   ضرورت محوريت يافتن بازخواني ادبيات انقلاب در برنامه‏هاي فرهنگي انقلاب در مرحله تغييرات انقلاب

در دنياي امروز در همه حوزه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي تعاريفي مادي و مدرن از «انسان، جامعه و آينده جهان» ارائه شده است و به علت نوپا بودن  مفاهيم انقلاب اسلامي در جهان و  عدم آموزش اين مفاهيم، باز خواني پشتوانه هاي مفهومي تصميمات ولي فقيه به فهم تصميمات اجتماعي ولي فقيه مدد مي‏رساند. اين سخن به اين معناست که "بازخواني ادبيات انقلاب"- که شامل تحليل‏هاي حاکم بر تصميمات ولي فقيه است- مي‏تواند مبناي تحول در برنامه ريزي هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي جامعه قرار گيرد و اين تحول در مبناي برنامه ريزي زمينه ساز مجاهده بيشتر در دفاع از انقلاب اسلامي و ولي فقيه است. در واقع «بازخواني ادبيات انقلاب» که همان تبيين پشتوانه هاي مفهومي تصميمات ولي فقيه است؛ به تبيين جهتگيري انقلاب اسلامي مي انجامد و تبيين جهت گيري درست انقلاب در مقابل جهت‏گيري‏هاي موجود زمينه مجاهده افراد بيشتري براي انقلاب اسلامي را فراهم مي آورد.

همانطور که گفته شد؛ اين اثر مبارک (گسترش دائمی مجاهده براي انقلاب) در مبناي اول (اکتفاء به دفاع از تصميمات ولي فقيه) وجود ندارد. ظرفيت مبناي اول اتخاذ مواضع همخوان با تصميمات ولي فقيه است ولي در مبناي دوم جهت حاکم بر تصميم ولي فقيه تبيين و بالمآل زمينه مجاهده فراگير اجتماعي براي دفاع از انقلاب اسلامي ايجاد مي شود. با بازخوانی ادبیات انقلاب ذهن ها با پشتوانه مفهومی تصمیمات ولی فقیه آشنائی پیدا می کنند.

البته  تحقق بازخوانی به روش تکاملی و نظامند ما را به مقصود فوق می رساند و به دیگر سخن در بازخوانی ادبیات انقلاب، مهمترین موضوع برخورد اجتهادی با ادبیات انقلاب است. نگاه اجتهادی به ادبیات انقلاب با استفاده از روش بازخوانی صحیح ممکن است و سه روشِ در فرآیند بازخوانی مطرح است:

الف) بازخوانی انتزاعی و خطی؛ یا بازخوانی تبلیغی و بخشی ادبیات انقلاب

ب) بازخوانی موضوعی و مجموعه‏ای؛ یا بررسی لوازم تحقق یک موضوع در ادبیات انقلاب

پ) بازخوانی نظام مند و تکاملی؛ یا بررسی ارتباط همه موضوعات در ادبیات انقلاب

بازخوانی به شیوه‏های اول و دوم  منجر به تحریف و تأویل در ادبیات انقلاب خواهد شد.

3. ضرورت محوريت يافتن مبناي «به کارگيري ادبيات انقلاب» در برنامه هاي فرهنگي انقلاب در مرحله تکامل انقلاب

 بازخواني ادبيات انقلاب علاوه بر ايجاد موضع گيري متناسب با مواضع ولي فقيه به تبيين جهت گيري انقلاب و گسترش مجاهده افراد انقلاب منجر مي شود و ايجاد توجه نسبت به جهت گيري، موضع گيري و مجاهده متناسب با انقلاب به معناي تقويت گرايش اجتماعي- در جامعه انقلاب اسلامي-  است. به عبارت ديگر با بازخواني ادبيات انقلاب اسلامي گرايش اجتماعي- که بعد اصلي در ساخت يک جامعه است- تقويت مي شود و تقويت اين گرايش اسلامي در واقع اولين گام براي تحول در برنامه ريزي نظام از مبناي «بازخواني ادبيات انقلاب» به مبناي «به کارگيري ادبيات انقلاب» است. به کارگیری ادبیات انقلاب؛همان تلاش برای ساختن جامعه به محوریت آرمانهای انقلاب است.

 درمبناي «به کارگيري ادبيات انقلاب» مسأله تکامل ادبيات انقلاب از سطح جهت گيري به سطح  توليد «الگوي پيشرفت اسلامي اداره جامعه» مطرح است و اعتقاد به ناکارآمدي الگوهاي مدرن اداره جامعه و اعتقاد به قدرت دين در ساخت يک تمدن جديد، پيش فرض نگاه به ادبيات انقلاب در سطح به کارگيري اين ادبيات در ساختن جامعه است. البته در شرايط فعلي جمع زيادي از نخبگان جامعه قائل به ساخت يک تمدن ديني در ادامه راه انقلاب نيستند؛ و يا تصور ايشان از تمدن اسلامي، يک تمدن التقاطي مي باشد.(2) بازخواني ادبيات انقلاب و توجه به توليد برنامه‏هاي سياسي و فرهنگي بر اساس اين مبنا، جامعه را به ظرفيت توجه به مبناي «به کارگيري ادبيات انقلاب» خواهد رساند و امروز ما در مرحله تحول از مبناي اول به مبناي دوم هستيم!

ـــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مسأله‌ى اصلى همين مسایلى است كه در طول اين هشت نُه ماهِ بعد از انتخابات، محل اختلاف بوده است بين مجموعه‌ى نظام اسلامى و مجموعه‌ى كفر و استكبار، كه اينجا كسانى حرفهاى آنها را تكرار كردند. آنها ميخواهند نظام اسلامى، نظام دينى، نظام مبتنى بر اطاعت از خدا و رسول وجود نداشته باشد. هر آن چيزى كه تضمين كننده‌ى اطاعت عمومى اين نظام است، براى آنها دشمن محسوب ميشود؛ عليه‌اش اقدام ميكنند، عليه‌اش فعاليت ميكنند، همه‌ى تلاش خودشان را براى زدن آن متمركز ميكنند. اين طرف قضيه بايستى تلاش و سعى خودش را بكند، براى اينكه همين اركان اصلى را، اين مبانى و مبادى اصلى را حفظ كند. مسأله‌ى اصلى را نبايستى مغفولٌ‌عنه قرار داد. (از رهنمودهای ولي فقيه 1388-12-6)

[2] اظهارات برخي از شخصيت‏ها در مورد ژاپن اسلامي، چين اسلامي و... بر اساس اين نگاه التقاطي است.
 
 

[یک شنبه 23 خرداد 1389 ]  [4:07 PM]  [مرجان ب]

وارطان در مراسم رحلت امام (ره) در كليساي ارامنه؛
بايد با همت مضاعف رهنمودهاي رهبري را
براي رسيدن به وحدت طي كنيم
خبرگزاري فارس: نماينده ارامنه در مجلس با بيان اينكه رهنمودهاي مقام معظم رهبري در راستاي بيانات امام راحل است، گفت: بايد با همت مضاعف رهنمودهاي رهبري را براي رسيدن به وحدت طي كنيم.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، گيورك وارطان نماينده ارامنه در مجلس شوراي اسلامي كه در حاشيه بيست و يكمين سالگرد رحلت امام خميني در كليساي ارامنه تهران و شمال سخن مي‌گفت، امام خميني را يك رهبر فقيد بي‌نظير دانست و گفت: امام خميني ساختمان جديد سياسي، فرهنگي و اجتماعي را در كشور طراحي كرد.
وي با بيان اينكه بايد تأمل بيشتري بر بيانات امام راحل صورت بگيرد، گفت: براي اجراي بيانات امام راحل نبايد تنها به شعار و سخنراني اكتفا كرد بلكه بايد رهنمودهاي امام راحل را در عمل اجرايي كرد. نماينده ارامنه در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه رهنمودهاي مقام معظم رهبري در راستاي بيانات امام راحل است، گفت: ما بايد با همت و كار مضاعف رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب را عملي كنيم تا كشورمان در راه رسيدن به وحدت و پيشرفت سرعت بيشتري به خود بگيرد. وارطان در پايان به نمايندگي از مجلس شوراي اسلامي بيست و يكمين سالگرد رحلت امام خميني‌‌ را به همه ارامنه ايراني و آحاد ملت ايران تسليت گفت و اظهار اميدواري كرد كه ملت ايران در راه رسيدن به وحدت ملتي موفق‌تر از هميشه خواهد بود.

 


[پنج شنبه 20 خرداد 1389 ]  [8:33 PM]  [مرجان ب]

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، در اين ديدار که همزمان با هفته کارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامي در تبيين ديدگاه اسلام نسبت به قشر کارگر خاطرنشان کردند: برخلاف ديدگاه مادي که کارگر را فقط يک ابزار مي داند، اسلام، کارگر را يک مجاهد في سبيل الله مي داند و براي کار و تلاش او هم ارزش و پاداش الهي قائل است.

حضرت آيت الله خامنه اي حفظ شأن و جايگاه کارگر در چارچوب ديدگاه اسلام را بسيار مهم خواندند و افزودند: قشر کارگر از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون امتحان بسيار خوبي داده که دوران دفاع مقدس فقط يک نمونه آن است.

ايشان با اشاره به تلاش دشمنان از اول انقلاب براي استفاده از قشر کارگر و مسائل کارگري به عنوان اهرم فشار سياسي بر ضد نظام اسلامي، خاطرنشان کردند: اين موضوع در سي سال گذشته در دستور کار دشمنان نظام اسلامي قرار داشته است اما قشر کارگر نيز سي سال است که اين طراحي را ناکام گذاشته اند.

رهبر انقلاب اسلامي ارتباط صميمي ميان کارگر و نظام اسلامي را ناشي از پايه مستحکم ايماني نظام دانستند و افزودند: بر همين اساس حرکت مجموعه کشور در جهت توليد و با محوريت کارگر و توليد کنندگان پيش خواهد رفت و بدخواهان نخواهند توانست اخلالي در آن بوجود آورند.

حضرت آيت الله خامنه اي با تأکيد بر اينکه پيشرفت مادي کشور بر دو پايه علم و توليد استوار است، خاطرنشان کردند: در دوران حکومت طواغيت در ايران، نه به علم اهميت نداده مي شد و نه به توليد متکي بر علم، بنابراين ملت ايران براي سالهاي متمادي دچار عقب ماندگي شد و جبران اين فاصله نيازمند توجه بيش از پيش به علم و توليد است.

ايشان پيگيري موضوع علم در مراکز علمي و تحقيقاتي با استفاده از روشهاي نو و مدرن را بسيار با اهميت برشمردند و افزودند: به لطف خداوند پيشرفت علمي در کشور آغاز شده است اما سرعت اين حرکت بايد دو چندان شود زيرا ما در اول راه هستيم.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به جايگاه بي بديل توليد دانش بنيان در عرصه هاي صنعت و کشاورزي تأکيد کردند: دست يابي به توليد دانش بنيان بوسيله کارگر و کارفرما محقق مي شود و مديريت اين موضوع نيز بر عهده دولت است که بايد سازماندهي مناسب آن را انجام دهد.

همت مضاعف يعني همت براي رسيدن به قله

حضرت آيت الله خامنه اي اجراي کامل سياستهاي اصل 44 را در شکل گيري توليد دانش بنيان مهم ارزيابي و در عين حال خاطرنشان کردند: بايد بسيار مراقب بود که اجراي سياستهاي اصل 44، زمينه ساز نفوذ قانون دان هاي قانون شکن، نشود.

ايشان در همين خصوص افزودند: افرادي با دور زدن قانون، برخي کارخانه ها را مي خرند و بعد هم با فروش تجهيزات و زمين آن به ميلياردها آلاف و الوف مي رسند و در نهايت کارگران کارخانه را بيکار مي شوند، لذا همه مسئولان بايد مراقب باشند.

رهبر انقلاب اسلامي به رابطه کارگر و کارفرما هم اشاره و خاطرنشان کردند: در نظام اسلامي مبناي رابطه کارگر و کارفرما، التيام، همکاري و همسويي است و همه طراحان و سياست پردازان بايد در اين جهت حرکت کنند.

حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: ما نه همچون ديدگاه سوسياليستي کارفرما را مطرود، و نه همچون ديدگاه سرمايه داري کارفرما را صاحب اختيار مي دانيم بلکه معتقديم با رابطه تعريف شده انساني و اسلامي، و همکاري اين دو عنصر شريف، پيشرفت کشور محقق خواهد شد.

ايشان پيشرفتهاي کنوني کشور را در مقايسه با دوران قبل از انقلاب، بسيار شگرف خواندند و با اشاره به صدور خدمات فني و مهندسي، جايگاه برجسته کشور در سدسازي و ساخت نيروگاه، و راه اندازي خطوط توليد در کشورهاي مختلف، تأکيد کردند: با وجود همه اين پيشرفتها، اما هنوز با جايگاهي که در شأن ايران و ميراث تاريخي ايران است، فاصله زياد داريم و بايد با همت مضاعف عقب ماندگي ها را جبران کنيم.

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همت مضاعف يعني همت براي رسيدن به قله و اين هدف نيز با حرف زدن و تمجيد کردن بدست نمي آيد بلکه نيازمند ورود حقيقي به ميدان کار و ابتکار است.

بايد ازهمه ظرفيت هاي انساني،علمي،وطبيعي کشوراستفاده کرد

حضرت آيت الله خامنه اي با تأکيد بر اينکه ظرفيت کار و تلاش، و پيشرفت کشور بسيار بيشتر از ظرفيت کنوني است و بايد همت همه چند برابر شود، خاطرنشان کردند: ملت ايران همانند جوان با استعدادي است که ظرفيتهاي فراواني دارد و اگر تلاش لازم را انجام دهد، قطعاً به قله خواهد رسيد و به يک ستاره تبديل خواهد شد.

ايشان با تأکيد بر اينکه ملت ايران در سالهاي گذشته و در عمل، بخشي از توانايي ها و ظرفيت هاي خود را نشان داده است افزودند: دانشمندان ملت ايران در شرايط تحريم و بدون کمک هيچ کشوري، توانستند نسل دوم و سوم سانتريفيوژها را توليد و همه دارندگان صنعت هسته اي را مبهوت کنند. جوانان با استعداد ايراني در حوزه علوم زيستي توانستند از سلولهاي بنيادي، حيوانِ توليدي بوجود آورند و در رديف چند کشور معدود دارنده اين توانايي و فناوري قرار گيرند و فرزندان اين کشور با وجود سي سال تحريم، اکنون موشک هاي پيشرفته و ماهواره بَر مي سازند.

رهبر انقلاب اسلامي تأکيد کردند: اين موارد بخشي از توانايي هاي ملت ايران است، بنابراين بايد از همه ظرفيت هاي انساني، علمي، و طبيعي کشور استفاده کرد که لازمه به فعليت رساندن اين ظرفيتها، همت مضاعف است.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به غيرقابل تحمل بودن پيشرفت ملت ايران براي استکبار افزودند: اين پيشرفتها خارج از قاعده قدرتهاي استکباري است و به همين دليل در مقابل ملت ايران صف آرايي و دشمني مي کنند اما همانگونه که در سي سال گذشته نتوانسته اند کاري انجام دهند، قطعاً بعد از اين هم هيچ کاري نمي توانند بکنند.

ايشان پشت گرمي ملت ايران را الطاف الهي و ايمان، و عمل صالح ناشي از اين ايمان دانستند و خاطرنشان کردند: همانگونه که خداوند متعال وعده فرموده نتيجه ايمان و عمل صالح، پيروزي و عزت در دنيا، و فلاح و نجاح در آخرت است.

رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه پيشرفت حقيقي کشور در گرو ادامه راه ايمان و عمل صالح است، افزودند: رحمت و سلام خدا بر امام بزرگوار (ره) که اين راه را به ما نشان داد و با آن ايمان الهي خود، ملت ايران را بيدار و به اين راه هدايت کرد.

در اين ديدار آقاي شيخ الاسلامي وزير کار و امور اجتماعي در سخناني، با اشاره به سياستهاي کلان اين وزارتخانه گفت: بومي سازي، بهبود و گسترش فرهنگ کار، تدوين الگوي ايراني – اسلامي کار، منشور سه جانبه گرايي اسلامي درخصوص رابطه کارگر و کارفرما، و تدوين پيوستهاي فرهنگي براي برنامه هاي اجرايي از جمله جهت گيريها و برنامه هاي در دست اجرا است.

وي، پيگيري و تصويب قوانين، آيين نامه و مقررات حمايتي از کارگران، اصلاح قانون بيکاري، تدوين آيين نامه مشاغل سخت و زيان آور، افزايش پوشش يارانه اي بيمه هاي اجتماعي کارگران، تأمين مسکن مهر و حذف شرکتهاي خدمات نيروي انساني را از ديگر برنامه هاي وزارت کار و امور اجتماعي برشمرد


[یک شنبه 9 خرداد 1389 ]  [9:41 AM]  [مرجان ب]

سخنان مقام معظم رهبری

عزيزان من يك ملت هر چه قدرتمند باشد، هر چه ثروتمند باشد، اگر اختلاف در بين آنها ريشه گرفت و آتش اختلاف مشتعل شد، بدبخت و بيچاره خواهند شد. اختلافات كه گفته مى شود، مقصود اختلاف سليقه نيست. اختلاف سليقه هست. اگر اختلاف خط ، اختلاف جهت ، اختلاف مذاق باشد ، اشكالى ندارد. اختلافات ، يعنى درگيري هاي سياسى كه فضا را متشنج مي كند.
هرگونه بروز اختلافى، دشمن را تشويق مي كند، كسانى هستند كه مى گويند: دشمن را تشويق به حمله نكنيد، بنده هم موافقم؛ دشمن را نبايد تشويق به حمله كرد؛ اما مى دانيد چه چيزي دشمن را تشويق به حمله مي كند؟ مهمترين مشوق دشمن به حمله اين است كه احساس كند در بين مسؤولان كشور اختلاف وجود دارد؛ در بين سياستمداران و زبدگان سياسى اختلاف وجود دارد. اين اتحاد و اتفاق نظر در مسايل و وحدتى كه بنده و همه ي مسؤولان اين همه روي آن تأكيد مي كنيم، اين اتحاد و ائفاق نظر در مسايل گوناگون سياسى نيست؛ ممكن است در زمينه هاي اقتصادي و سياسى بين مسؤولان اختلاف نظر باشند؛ اما در مورد لزوم مقاومت و ايستادگى ملت ايران در مقابل زورگويى و قلدري دشمن اتفاق نظر است. همه بايستى بر اين موضع اتفاق نظر داشته باشند كه دارند؛ بايد
اين را ابراز هم بكنند؛ بايد اين اتفاق نظر را صريحا بگويند. هر چيزي كه اين اتحاد را به هم بزند و نشان دهنده ي اختلاف باشد، دشمن را تشويق خواهد كرد. آن كساني كه صداي خودشان را با استفاده از كانالهاي نامشروع و نامبارك دستگاههاي وابسته به سازمانهاي اطلاعاتى دشمن در دنيا پخش مي كنند و جمهوري اسلامى را به رضاخان قلدر و كله مناره سازي نادر تشبيه مى کنند! اينها مشوق دشمنند، اينها كسانى هستند كه دشمن را تشويق مي كنند البته اعتقاد اين است كه امروز مسايل اصلى كشور فراتر از مسايل درون جناحها وگروههاي مختلف كشور است. بحثهاي جناحى و خطى و سليقه يى و گرايشى وجود دارد؛ نه مى شود آنها را كاملا متوقف كرد، نه مى شود به كلى آنها را مضر دانست. مقداري از اين اختلافات و مباحثات به جستجوگري و آگاه شدن و تفحص فكري و ذهنى جامعه و مردم كمك مي كند؛ اگر به شكل سالمى انجام بگيرد، اشكالى ندارد؛ اما همه ي مسايل كشور اينهاست.
مسايل اساسى كشور فراتر از چيزهايى است كه در چارچوب گرايشها و خواستها و تمايلات و تشخيصهاي جناحى و گروهى محدود شود. به نظر مى رسد هر كس دلسوز و آگاه است، مى تواند مسايل اساسى كشور را ببيند.
آنچه امروز در مواجه با اين خصومتها براي ملت ايران مهم است، در درجه اول، اخوت و برادري است. هر چه مى توانند، اين اختلافات را كم بكنند، مردم را در علاقه و اميدي كه به نظام اسلامى دارند، راحت بگذارند و اميد آنها را مخدوش نكنند. متاسفانه عده اي زمينه هايي را درست مي كنند براي اينكه دشمن اميدوار شود. رئيس جمهور آمريكا خيال مي كرد كه روز 18 تير در تهران عليه نظام اسلامى قيام خواهد شد، اما دانشجويان ما با آگاهى خود اميد دشمن را نااميد كردند. در كشور ما، دانشجو و مسؤولانش آگاهند. آحاد ملت با آگاهى خود نمى گذارند
دشمن سوء استفاده كند. دشمن، بد و اشتباه فهميده است. برادران و خواهران عزيز! آنچه صلابت اين ملت را حفظ خواهد كرد، عبارت است از وحدت حول محور ايمان و انقلاب، اين چيزي است كه دشمن رانا اميد مي كند، آنها خيال مي كنند، براي استحكام نظام خود دنبال سلاح كشتار جمعى و دنبال اتم و اين چيزها هستيم، اشتباه مى کنند، اين هم تحليل غلط و اطلاعات نادرستى است. ما مى دانيم آن چيزي كه بمب اتم هم در آن كارگر نمى شود، عبارت است از يك ملت مصمم، عازم، مومن، متحد و يكپارچه، اين است كه كسى نمى تواند بر آن فايق شود و غلبه پيدا كند، والا مگر از اول انقلاب تا حالا با ما دشمنى كم بوده است؟ مگر از اؤل انقلاب تا الان بمب اتم داشتيم؛ آنچه عزت و كيان اين ملت را حفظ كرد، نظام اسلامى را سربلند و نام امام را جاودانه كرد، ايمان و عزم راسخ اين مردم و ايستادگى و وحدت و يكپارچگى آنها بود. نكند بعضى ها برخى از ساده لوحى ها و نسنجيده كاري ها را مرتكب
شوند و بعضى حرفهاي نسنجيده را بگويند و بعضى موضع گيري هاي نسنجيده را اتخاذ كنند و مردم را نااميد سازند.
ضعفى در فلان دستگاه وجود دارد، فورا نظام اسلامى را زير سؤال ببرند كه چرا اين ضعف در اين دستگاه هست. دستگاهها، دولتها و مجموعه هاي كاري، كار خوب دارند، اشتباه و خطا و كار بد هم دارند كه بايد اصلاح شود، اين چه ربطى به تركيب و هندسه ي نظام اسلامى دارد كه بعضى نسنجيده گويى مى كنند؛ خيلى اوقات در اين نسنجيده گويى ها، غرض هم نيست، بلكه نادانى است، نادانى هايى است كه دشمن از آن استفاده مي كند. اين نادان دوست كه در ادبيات و اشعار، وجود دارد، يعنى همين ها، ممكن است دوست هم باشند، اما نادانند. حرفى مى زنند كه نظام اسلامى را زير سؤال مى برد، حرفى مى زنند كه مردم را نسبت به آينده ي خود نااميد مى كند، چرا آخر؟ اين مردم با نشاط، پراميد و پرتوان كه اين همه گردنه ها را پشت سر گذاشته اند، مى توانند به قله برسند، چرا
اينها را نااميد مى كنيد؟! اگر به قوي ترين كوهنوردها هم در وسط راه بگويند كمرت مى شكند، پايت مى شكند، چشمت كور مى شود، نمى توانى و مى لغزي، در حقيقت مرددش مي كنند. چرا بايد ملت ايران را در پيمودن راه شرف و عزت و اعتلايى كه در پيش گرفته، مردد كرد؟! اين قدر مسؤولان دلسوز علاقه مند دارند تلاش و كار مي كنند، بدنه ي عظيم مسؤولان در سطوح مختلف دارند تلاش مى کنند، چقدر اخلاصها وجود دارد كه بنده و امثال بنده كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم به اين همه اخلاص و كار مخلصانه احاطه پيدا كنيم، فقط خدا مى داند. انسان همه ي اينها را نديده بگيرد و روي آنها خط بطلان بكشد و تمام دستگاه را زير سؤال ببرد! اينها ديگر همان چيزهايى است كه خداي متعال بايد انسان را از بعضى از لغزشها محفوظ بدارد. بايد از خدا خواست که انسان دچار
لغزش نشود.

منبع:بيانات مقام معظم رهبري در سفر به استان اصفهان ، سال 1382


ارسال اين مقاله براي دوستان:
آدرس پست الکترونيکي

[یک شنبه 9 خرداد 1389 ]  [9:38 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2