فرزان شهيدى
 
مقدمه اى در آسيب شناسى اقتصاد ايران
 
در آسيب شناسى اقتصاد ايران بررسى هاي گسترده اى صورت گرفته و سخن بسيار گفته شده است. آسيب هايي چون بيمارى هلندى ويا اقتصاد دولتى ورانتى و يا آسيب هاى برخاسته از فرهنگ اقتصادى و يا سياسي شدن اقتصاد و نيز تنش هاى خارجى و تحريم ها از ديد تيز کارشناسان دور نمانده است. اما در اين جا مى خواهم به نکته اى بپردازم که بيشتر منشا اعتقادى و ايدئولوژيک دارد و شايد در روند آسيب شناسى اقتصاد ايران کمتر مورد بحث قرار گرفته است.
 
با آن که نه چندان علاقه اى به مباحث اقتصادى دارم و نه بضاعتي درخور، بر آن شدم با توجه به اهميت اين موضوع و نيز درهم تنيدگي آن با بسيارى از مباحث ديگر، چند جمله اى بنگارم تا شايد در آسيب شناسى وضعيت موجود اقتصادى کشور و نيز رهيافت ها و راه حل ها مفيد افتد. 
 
آن چه مورد اتفاق قاطبه کارشناسان و نيز مسئولان کشور است آن است که اقتصاد ايران يک اقتصاد بيمار است و معضلات فعلى که خصوصا در مساله تورم و گرانى نمود يافته تنها مجموعه اى از عوارض طبيعي است که در اثر تشديد اين بيمارى رخ نموده است.
 
کارشناسان تاکيد دارند اقتصاد ايران دچار بيماري هلندى شده است که عبارت است از اتکا به درآمد نفت و تزريق مستقيم و انبساطى آن به پيکره اقتصاد کشور. اين تزريق که معمولا در سايه شعارهاى جذابى چون توزيع ثروت ملى ميان شهروندان صورت مى گيرد، آثار تورمى بالايى در بر دارد و اقتصاد ايران يک بار در سال 1352 و بار ديگر در سال 1374 آن را آزموده است.
 
در دوران دولت نهم نيز در اثر افزايش بى سابقه بهاي نفت بار ديگر اين تجربه آزموده شد و آثار تورمى آن دگربار نمايان شد، به گونه اى که بانک جهانى در گزارش خود نرخ تورم ايران را در سال 2008 بيش از 20 درصد اعلام کرد که در منطقه رتبه اول و در جهان رتبه پنجم تورم را کسب کرديم.
 
ادامه مطلب...




ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 11:23 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET