1ـ مقدمه
در چند سال اخير، چند موضوع اساسى مربوط به روششناسي اقتصاد اسلامى مطرح شده است.در مقاله غزالى و عمر (Ghazali and Omar, 1989) بعضي از اقتصاد دانان برجسته اسلامى نظريههاى خود را در مورد جنبههاى مختلف اين موضوع ارائه كردهاند. هرچند معدودى از اين افراد برخى جنبه هاى ادبيات معاصر اقتصاد اسلامى (For example Kahf, M. 1989a) را مورد سؤال قرار دادهاند، ولي موضوع اصلى اين مقاله، نقدى است بر اصول مختلف اقتصاد نئوكلاسيك و بحثى درباره نوع ديگر روش شناسى براى اقتصاد اسلامي است. بررسى جومو(Jomo, 1992) شامل چند مقاله است كه بطور كل، انتقادى از روششناسى پذيرفته شده جارى بوسيله اقتصاددانان اسلامي، است. پروفسور عليخان(Professor Ali Khan) در نقد و بررسى منوّر اقبال(Munawar Iqbal, 1988) نارساييهاى زير را در نوشته هاي بعضى از اقتصاد دانان اسلامى نشان داده است.
الف ـ استفاده از زبان ناصحيح يا نامناسب.
ب ـ آشنا نبودن با ادبيات اقتصاد متعارف غرب.
ج ـ تصويرى غيرروشن از مواضع خود در مقابل پارادايمهاي اقتصاد نئوكلاسيك.(1997, PP. 97-118)
در گفت و گوهاى متعدد ما با محققان بخشهاى مختلف دانش، اعم از اقتصاددانان و غير اقتصاددانان، مسلمان و غير مسلمان، حتي اصطلاح اقتصاد اسلامى مورد اختلاف قرار گرفته است.
به عقيده ما، بازنگرى هر موضوع مربوط به روششناسي اقتصاد اسلامي، كاملاً متقاعد كننده خواهد بود، اگر، از جمله، منازعات جاري كه درباره موضوعات روششناختى در ميان اقتصاددانان طرفدار اقتصاد متعارف(Main Stream) رايج بوده و پيرامون اصول اقتصاد نئوكلاسيك (يعنى ايدئولوژي غالب زمان ما) دور ميزند، در زمينه مباحث درنظر گرفته شود. اقتصاددانان اسلامى پرسشهاى زيادى در مورد شكلهاي مختلف اين ايدئولوژى حاكم طرح كردهاند. مكاتب فكري اقتصادى غربى زيادى نيز وجود دارد كه از جنبههاي معينى از مكتب نئوكلاسيك ناراضى هستند. از جمله ما بعد كينزينها، نهادگرايان، اتريشيهاى جديد، نئوريكاردينها، الگوهاى مختلف اين مكتب را مورد انتقاد قرار دادهاند. موضوعاتي وجود دارد كه اين نقدها از اصول نئوكلاسيك در مورد آن، استدلالهاي مشتركى دارند، اما در مورد بسيارى موضوعات ديگر نيز نظريههاى رقيبى ارائه كردهاند...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
توسط محمدرضا رشیدی در جمعه 30 اردیبهشت 1390 ساعت 10:20 PM
نظرات 0

