عین مطلبی را که یک تحلیلگر اقتصادی چند روز پیش در تلویزیون می گفت، نقل می کنم: «همین طور که ما برای پوشش دادن کاهش مالیاتی مان بیشتر و بیشتر در بدهی فرو می رویم، در پکن دارند به ما می خندند.»

از کجا شروع کنیم؟ آنچه در ادامه می آید نظراتی است که با شنیدن این جمله به همین ترتیب فورا به ذهنم آمد.

۱) اول از همه هیچ «کاهش مالیاتی» در کار نیست. کنگره سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ مالیات ها را پایین آورد؛ بنابراین نقشه مالیاتی کنونی همان است که اکنون حدود ۷ تا ۹ سال در حال اجراست. مالیاتی که از نیروهای مولد اقتصاد گرفته می شود که غیراخلاقی بوده و حتی در مواردی بیش از حد بالا هستند.

منظور از این کاهش یا «برش» مالیاتی اخیر، تنها این است که مالیات ها بیش از این افزایش نخواهند یافت.

۲) هیچ کس «کاهش مالیاتی» را پرداخت نمی کند. کاهش یا برش مالیات نداریم، اگر هم داشتیم فقط به این معنی بود که دولت آن اندازه که افراطی های چپ دوست دارند از ما پول نمی گیرد. شاید این خیلی از قدرت طلبان را ناامید کند، کسانی که خیلی دلشان می خواست بیش از اینها به تولیدکنندگان گوشمالی بدهند.

این مفهوم تحریف شده که می گوید کسی بهای کاهش مالیاتی را می پردازد، منعکس کننده کمونیسم خالص است: یعنی ریشه در این اعتقاد دارد که دولت مالک تمام ثروت یک ملت است. بر این اساس هر پولی که دولت دریافت نکند، انگار از توبره او رفته است. به عبارت دیگر این دیدگاه می گوید هر دلاری که توی جیب شما باقی می ماند، پولی است که دولت مجبور به پرداخت آن شده است.

۳) استمرار نرخ های فعلی به خودی خود چیز خوبی نیست. از آنجا که مخارج دولت نه تنها کاهش نیافته به شدت هم رو به افزایش است، طبق اصول کینزی، دولت با کمبود منابع روبه رو خواهد شد؛ بنابراین این پول کسری بودجه باید از یک جای دیگر تامین شود – یا از طریق استقراض یا احتمالا به راه انداختن ماشین های چاپ پول. در هر صورت مالیات پایین تر به این معنا نخواهد بود که می توانید بخش بیشتری از عایدی تان را برای خود نگه دارید.

با تمام اینها حاکمیت فعلی در دست نخورده نگه داشتن نرخ های کنونی مالیاتی یک نوع پیروزی نیز داشته است: امید چپ ها را برای افزایش مالیات ثروتمندان ناامید ساخته است. این واقعیت که اینها موفق نشدند مالیات ثروتمندان را به طور خاص افزایش دهند نشان دهنده قدرت جنبش «مهمانی چای» (تی پارتی) و بازگشت سبک زندگی آمریکایی است.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 11:13 PM نظرات 0

 برخلاف نظر برخی از کارشناسان منتقد دولت که انتظار

رخ دادهای منفی در اقتصاد ایران به دنبال اجرای قانون هدفمندی یارانه ها را می کشیدند، هنوز هیچ چالش جدی در این حوزه اتفاق نیفتاده است. دکتر عبدالمجید شیخی استاد اقتصاد دانشگاه در مقاله ای به بررسی راهکارهای مدیریت بهتر این قانون در ماه های آینده پرداخته است.

اگر به دلایل منطقی برتری روش پرداخت یارانه مستقیم بر غیرمستقیم رجوع شود به موارد زیر برمی خوریم:

۱) عادلانه بودن

۲) توجه به اقشار فقیر و فقرزدایی

۳) صرفه جویانه بودن و جلوگیری از اتلاف منابع

۴) مشوق تخصیص بهینه منابع توسط تمامی بنگاه ها

۵) سلب بهانه های رانت جویی ناشی از تفاوت قیمت ها

۶) تک نرخی شدن و کمک به ایجاد تعادل در بازار و ارایه علامت های صحیح به دو طرف عرضه و تقاضا

۷) ممانعت از قاچاق

۸) بسترسازی برای تحرک، خودسازی درونی و بیداری تجاری و اقتصادی در درون بنگاه ها و اصلاح نظام قیمت تمام شده و انگیزه های خودسازی سازمانی تولید با روش های نوین و صرفه جویانه و ۹ غیره...

در برابر این همه مزایا تنها به احتمال جهش شدید در قیمت ها و افزایش نرخ تورم به عنوان هزینه بزرگ طرح هدفمندسازی یارانه ها اشاره می شد. الحمدلله تاکنون جز تغییر جزیی در قیمت ها اتفاق مهمی نیفتاده است که با استدلال زیر می توان ادعا نمود می توانستیم و می توانیم هم چنان مانع از افزایش ناشی از طرح در سطح عمومی قیمت ها شویم.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 10:54 PM نظرات 0

 پول طبیعی الزاما دارای دو مشخصه است: اول از همه اینکه جدا از کاربرد پولیش، به خودی خود ارزشمند باشد و به علاوه از نظر فیزیکی هم برای قرار گرفتن به عنوان واسطه مبادله مناسب باشد.

پول های گذشته که تا به حال به آن اشاره کرده ایم (تنباکو، میخ، پارچه، طلا، نقره و...) همگی ارزش مقدم بر ارزش واسطه ای خود(ارزش مقدم) را از مصرف کسب کرده اند. حتی در مورد فلزات گرانبها هم به همین ترتیب است. درست است که این فلزات در طول مصرف مانند تنباکو از بین نمی روند، با این حال به عنوان جواهرات، زیور آلات و یا در صنعت مورد مصرف قرار می گیرند.

در عین حال پول هایی هم هستند که ارزش مقدم خود را از مصرف کسب نمی کنند. مهمترین موارد از این دست، پول های کاغذی و الکترونیکی هستند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت. اما قبل از آن می توان به پول اعتباری نیز اشاره کرد. همانطور که از نامش پیداست، پول اعتباری زمانی به وجود آمد که ابزارهای مالی در تبادلات غیر مستقیم به کار گرفته شدند. مثلا فرض کنید جک ده اونس نقره برای یک سال به مایک قرض می دهد و در مقابل مایک به او یک برگه «م.ب.ت» (من بدهکار توام) می دهد.

و علاوه بر این فرض کنید «م.ب.ت» برگه ای است که در آن نوشته شده «من به دارنده این برگه ۱۰ اونس نقره در موعد پرداخت ده ژانویه بدهکارم(امضا)». حال جک سعی می کند که از این برگه به عنوان واسطه مبادله استفاده کند. اگر خریداران این برگه هم به حرف های مایک مبنی بر برگرداندن اعتبار وعده داده شده اعتماد داشته باشند، این برگه می تواند واسطه مبادله باشد. اگر مایک نزد عده ای به نیکی شهرت داشته باشد، احتمالا آن افراد این نوشته را به عنوان وجه پرداختی به ازای کالاها و خدماتشان قبول خواهند کرد. به این ترتیب «م.ب.ت» مایک تبدیل به پول اعتباری می شود.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 10:51 PM نظرات 0

 تمام بحث این کتاب را می توان در این گزاره خلاصه کرد که هنگام بررسی اثرات هر طرح مشخص اقتصادی نه تنها باید نتایج بلافصل را بر انداز کنیم، بلکه بایستی نتایجی را هم که در بلند مدت پدیدار می شوند مورد کند و کاو قرار دهیم، نه تنها لازم است به وارسی پیامدهای اولیه بنشینیم، بلکه باید پیامد های ثانویه را نیز پی بگیریم و نه تنها باید در اثرات وارد شده بر برخی گروه های خاص کنکاش کنیم، بلکه ضروری است که تاثیرات این طرح را بر همه افراد پی بگیریم؛ بنابراین نابخردانه و گمراه کننده است که توجه مان را تنها بر یک نقطه خاص متمرکز کنیم مثلا تنها به آنچه در یک صنعت روی می دهد توجه کنیم و به اتفاقی که در تمام صنایع رخ می دهد، وقعی ننهیم؛ اما مغلطه های مهم اقتصاد، دقیقا از همین عادت همیشگی و کاهلانه فکر کردنِ تنها به برخی صنایع یا فرآیندهای خاص به صورتی جدا افتاده ریشه می گیرند. این مغالطات تنها به استدلال های سخنگویان در استخدام گروه های ذی نفع راه نمی یابند ، بلکه حتی به بحث های برخی اقتصاددانانی که انسان هایی ژرف اندیش به شمار می آیند نیز رسوخ می کنند.

مکتب «تولید برای استفاده، نه برای سود» (۱) و حمله آن به نظام به ادعای سوسیالیست ها پلید قیمت ها در اصل بر این مغلطه جداسازی استوار شده است. هوا خواهان این مکتب می گویند که مشکل تولید حل شده است. (همان طور که خواهیم دید، خطایی که دوباره در اینجا پژواک یافته، نقطه ای است که بیشتر شارلاتان هایی که درباره تسهیم ثروت داد سخن سر می دهند و بیشتر افرادی که رفتاری تعصب آمیز درباره پول دارند، استدلال های خود را از آن آغاز می کنند.) دانشمندان، متخصصان کار آیی، مهندسین و تکنسین ها این مشکل را حل کرده اند. آنها می توانند تقریبا هر چه را که بر زبان می آوریم، در مقادیر عظیم و تقریبا نامحدودی تولید کنند؛ اما افسوس که نه مهندسانی که تنها به تولید می اندیشند، بلکه تجارت پیشگانی که فقط به سود فکر می کنند، بر دنیا حاکم هستند. این تاجرها هستند که به مهندسان دستور و سفارش می دهند، نه بر عکس. افراد اهل تجارت هر چیزی را تا وقتی که سودی در تولیدش باشد می سازند، اما لحظه ای که دیگر سودی در این کار نباشد، هر چند خواسته های افراد زیادی برآورده نشده باشد و دنیا برای تولید مقدار بیشتری از این کالا زار بزند، سنگدلانه و ظالمانه دست از تولید آن خواهند کشید.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 10:49 PM نظرات 0

 هدفمند سازی یارانه ها ، که اقدامی ناگزیر اما به هر حال شجاعانه بود ، برای صنایع و کشاورزی کشور مشکلات تازه ای ایجاد کرده است. این دشواری ها موجب گشته که بسیاری از اهل کسب و کار و حتی تحلیل گران اقتصادی ، مسایل اصلی و ریشه ای تر را از یاد ببرند و آهنگ سریع اصلاح قیمت های انرزی و عدم تحقق کمک های وعده داده شده به صنعت و کشاورزی را معضل اصلی تولید درکشور ما بپندارند. گوئی که تولیدکنندگان ما قبل از هدفمند شدن یارانه ها ، در جاده ای هموار راه می پیمودند ، بازاری پر رونق را پیش روی خود می دیدند و سودهای کلان می بردند.

شکوه از مشکلات تازه ای که با افزایش شدید هزینه های تولید ، به علت بالارفتن قیمت حامل های انرزی ، پدید آمده و درخواست جبران بخشی از این خسارت البته موجه و قابل درک است. اما تاکید صرف بر این مسئله و غافل ماندن از ریشه های اصلی مشکلات تولید در کشور ما ، هم غیر منطقی است و هم بالقوه خسارت بار. واقعیت این است که رکودی که صنایع ما با آن دست به گریبانند ، نه چهار ماه ، که دست کم چهار سال سابقه دارد و بنابر این قاعدتا باید دلایلی سوای هدفمند سازی یارانه ها داشته باشد.

صنایع ما سال ها است از فضای نامساعد کسب و کار ، که از عوامل اصلی بهره وری نازل است ، در عذابند. نرخ غیر واقعی ارز که عملا پرداخت یارانه به صادرکنندگان خارجی است و توان رقابتی تولید کنندگان داخلی را هرسال کاهش داده هم قدمتی چند ساله دارد. تعطیلی کارخانجات و فعال بودن کمتر از نیمی از واحدها در شهرک های صنعتی و فعالیت ۴۰ یا ۵۰ درصدی واحدهای "سرپا" در این شهرک ها نیز از چند سال پیش بارها توسط فعالان اقتصادی ، نمایندگان مجلس و حتی مسئولین دولتی مورد تائید قرار گرفته است. بازده نازل سرمایه گذاری در فعالیت های تولیدی ، که بی رغبتی صاحبان سرمایه را به " درگیر" شدن در این حوزه در پی داشته نیز سابقه ای طولانی دارد. و باری ناتوانی تولیدکنندگان در پرداخت بدهی های بانکی و افزایش معوقات تولیدکنندگان واقعی ( سوای رانت خواران ) هم پدیده ای است که به چند ماه اخیر مربوط نمی شود.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 10:48 PM نظرات 0

 هدفمند کردن نظام توزیع و بهره وری مالی، منطبق بر تغییرات صورت گرفته در تفکر بشر پسامدرن و تحول سبک زندگی و چارچوب های کسب درآمد، نسبت به مدل رفتاری انسان ها در عصر پیشامدرن، دارای متغیرها و پارادایم های متفاوتی از زمینه فکری جامعه بشری در دوران و اعصار گذشته است. البته با توجه به این که ساحت اندیشه اجرایی در مدیریت اسلامی ایرانی از قالبی ایدئولوگ بهره می برد و در تحولات صورت گرفته ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سطح منطقه ای و مدیریت بین المللی، قالبی ارزشی و آرمانی از الگوی حکومتی اسلامی در تجربه بی بدیل امیرمومنان علی(ع) را سرلوحه و سرمشق کار خود قرار داده است واز سویی، با عنایت به تفاوت های غیرقابل انکاری که در مدل و سبک رفتاری و بینشی جامعه صدر اسلام و بشر هزاره سوم وجود دارد، باید چارچوب ها و ارکان نظری و تئوریک توفیق اقتصادی حکومت علوی در استقرار عدل و مساوات و رساندن جامعه به رفاهی نسبی، به عنوان یک نمونه کاربردی در قالبی روزآمد تبیین شود. برآیند این رویکرد به عنوان یک راهبرد اصیل، شکوفایی و تحول اقتصادی را نه به عنوان یک آرزوی دور از دسترس، بلکه در قالبی دست یافتنی جلوه گر می سازد که این امر جز در پرتو تحلیل صحیح از شرایط استقرار ارزش های دینی در مسیر اجرای برنامه های استراتژیک اجتماعی اقتصادی محقق نخواهد شد.

از این بعد هدفمند کردن یارانه ها به عنوان یک جراحی بزرگ اقتصادی که مولفه ای چون تحقق عدالت و برابری را به عنوان هدف کلیدی خود مدنظر قرار داده، امروزه به یک دغدغه ملی تبدیل شده است. به واقع، اگرچه این طرح هدفی متعالی و آرمانی اجتماعی را در مسیر مولفه های راهبردی خود مستقر نموده و سرلوحه کار قرار داده است، اما به دلیل آنکه رسیدن به مقصود در فرآیندی بلندمدت امکان پذیر است و تجربه اجرایی دولت ها نمایانگر تنوع رویکرد و تعدد مراکز تصمیم گیری و اجرا برای طرح های ملی است، به نظر می رسد راهکار مناسب جهت مدیریت موثر بر طرح هدفمند کردن یارانه ها، تشکیل دفتر تحقیقاتی و مطالعاتی راهبرد تحول اقتصادی از دریچه دین مبین اسلام باشد.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 10:45 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET