همان طور كه در مقياس كم، اگر انسان به خرج و دخل خود توجه نكند و نتواند در زندگى خود عاقبت انديشى درست داشته باشد، گرفتار فقر خواهد شد، در مقياس بزرگ اجتماعى هم، دولت و نظام سياسى به عنوان مغز متفكر و هدايتگر و مدير جامعه، اگر در سياستهاى اقتصادى خويش نتواند واقعيتها را مشاهده كند و با توجه به منابع مختلف مالى در مديريت خويش عاقبت انديشى خردمندانه داشته باشد، جامعه قطعاً با بحران فقر و حرمان مواجه خواهد شد و آتش آن، دامن چنين حاكمان و سياستگذارانى را خواهد گرفت.
سند هشتم:
آخرين مستندى كه براى توجه ويژه دولت علوى به مقوله توسعه و عمران همراه با عدالت، در اينجا قابل ارائه است، توجه ويژه امام على(ع) به اقشار مختلف از صاحبان حِرف و صنايع و كشاورزان و بازرگانان و بازاريان است. امام(ع) از يك سو به تشويق آنان مى پردازد و از سويى آنها را هدايت و راهنمايى به روشهايى مى نمايد كه مورد اهتمام دين و صاحب شريعت است. اين سياست از اين جهت اهميت دارد كه اقشار يادشده، پايه هاى اصلى گردش چرخ اقتصاد مى باشند و براى رسيدن به نظام سياسى به اهداف بلندى همچون عمران و آبادانى، نمى تواند نسبت به آنان بى توجه باشد، رو در رو با آنها خود را قرار ندهد، نسبت به مشكلات و تنگناهاى آنان بى تفاوت باشد و آنها را مورد تشويق و لطف ويژه قرار ندهد. در مورد كشاورزان، به خراج گيران، واليان و فرماندهان نظامى توصيه مى كرد كه آنها را مورد ظلم و اجحاف قرار ندهند، در باره اربابان حِرَف و پيشه وران مى فرمود: خداوند پيشه ور امانتدار را دوست دارد. هنگامى كه از كنار خانمى در حال بافندگى عبور مى كرد، وى را مورد التفات قرار داد و فرمود: از حلال ترين راههاى درآمد كار بافندگى است كه به آن، اشتغال دارى. با اين وجود حضرت(ع) به اين قشر توصيه «جودة صنعت» كه همان بالا بردن كيفيت كالا و رعايت استاندارهاست داشت و مى فرمود: كيفيت را فداى سرعت نكنيد. به تجار و بازرگانان مى فرمود: تجارت كنيد، خداوند به شما بركت دهد و در اهميت اين شغل مى فرمود: «از پيامبر اكرم(ص) شنيدم اگر رزق ده قسمت شود، نُه قسمت آن در تجارت است و يك قسمت آن در ساير كارها» كه به اهميت تجارت و صادرات اشاره مى كند. در همين ارتباط حضور مستقيم امير مؤمنان(ع) به عنوان خليفه جهان اسلام كه بر امپراطورى پهناور اسلامى حاكم است، بسيار حائز اهميت است.

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 10:36 AM نظرات 0

 رؤوس كلى تصميم گيرى هاى اقتصادى حكومت علوى را در طول پنج سال زمامدارى كه بيشتر آن هم با جنگ و درگيرى هاى داخلى سپرى شد و البته عامل اصلى جنگها و مخالفتها نيز، همان اقدامات اقتصادى بود، در مباحث بعدى به صورت فشرده، مرور خواهيم كرد.
1ـ رفع تبعيض از بيت المال و برقرارى عدالت در تقسيم اموال عمومى
در فرداى روز بيعت ـ روز شنبه نوزدهم ذى حجّه 35 ه… ـ كه امام(ع) بر فراز منبر قرار گرفت انبوه مردم محروم و مشتاق، نخستين اقدام خليفه جديد خويش را، در كاستن رنج محروميت و مبارزه با صاحبان ثروتهاى بادآورده، با گوش خود شنيدند. شايد كسى توقع نداشت، با اين سرعت، نخستين گام در جهت برقرارى عدالت و قسط انجام پذيرد، گامى بسيار حياتى و مخاطره آميز كه كاخ آمال و آرزوهاى بسيارى از متنفّذان را به لرزه در آورد و آنان را به چالش با دولت نوپا فرا خواند.
پس از حمد و ثناى الهى و ضمن اشاره به مأموريت خويش مبنى بر بازگشت به منهج و شيوه روشن پيامبر(ص)، با نگاهى به اطراف خود فرمود: مبادا مردانى كه دنيا آنها را فرو برده و به ثروتها، زمينها، بوستانها و نهرهاى جارى و اسبان تندپا و راهوار و كنيزكان زيبا رسيده اند، فردا فرياد برآورند: «حرَّمَنا ابن ابى طالب حقوقَنا» پسر ابوطالب ما را از حقوقمان محروم نمود. مهاجران و انصارى كه براى خود مزيتى نسبت به ديگر مسلمانان مى بينند، بدانند كه امتياز معنوى تنها نزد خداست و با ساير مسلمانان از نظر امتياز مادى تفاوتى ندارند...

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 10:30 AM نظرات 0

 پيش گفتار
بى گمان حكومت علوى يك استثنا در تاريخ است و مى توان آن را وحيد و منحصر به فرد دانست و از نقطه هاى عطف تاريخ به شمار آورد. گواه اين حقيقت هم، توجه گسترده و فراوانى است كه انديشمندان و فرزانگان بشريت اعم از شيعه يا سنّى و حتى افراد بيرون از اسلام به اين دولت كوتاه عمر ولى سرنوشت ساز مبذول داشته اند و از زواياى مختلف كلامى، سياسى، تاريخى، نظامى و غيره مورد بررسى و كنكاش قرار داده اند و آثار انبوهى را پيش روى ارباب انديشه و نظر نهاده اند. در اين بين، يكى از ابعاد مهم و شگفت انگيز اين حكومت كه شايد كمتر مورد توجه قرار گرفته و لااقل برخى از زواياى آن تاكنون به خوبى شكافته نشده، بررسى برنامه هاى اقتصادى حكومت علوى در باره رشد و توسعه و سازندگى و تلاش آن در زدودن چهره زشت و دردآلود فقر و بينوايى از جامعه اسلامى و پديد آوردن جامعه اى متعادل و عارى از شكاف عميق طبقاتى و كاستن از فاصله عميق فقر و غنا مى باشد. پرسشهايى فراوان، در اين زمينه قابل طرح است كه در سايه پاسخگويى به آن مى توان به افقهايى نو و ارزشمند راه پيدا كرد. از جمله آنكه، آيا اصولاً حكومت علوى نسبت به اصلاحات اقتصادى و بهبود رفاه عمومى اهتمامى داشته و برنامه اى را در اين زمينه ارائه نموده است؟ اين برنامه ها چه بوده است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، مبانى نظرى و فكرى برنامه هاى اصلاح طلبانه حكومت علوى در زمينه اقتصاد و معيشت مردم چه مى توان دانست؟ آيا از منظر دين و آموزه هاى وحيانى به اصلاحات توجه شده يا آنكه جنبه عرفى و بشرى داشته و مفاهيم دينى نسبت به آن ساكت بوده اند؟ اصولاً نظر اسلام، با توجه به استناد به گفتار و رفتار امام على(ع)، در باره رفاه عمومى چيست؟ آيا با تكيه بر سيره زمامدارى مولا اميرالمؤمنين(ع) مى توان فهميد: اسلام برنامه و روش خاص در زمينه پيشرفت و سطح معيشت مردم دارد، يا آنكه در مفاهيم اصلى و ذاتى دين اسلام، چيزى وجود ندارد و مفاهيم دينى نسبت به توسعه و اصلاحات اقتصادى يا ساكتند و يا حتى آن را مانع سعادت واقعى بشريت مى شمرند؟...

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 10:23 AM نظرات 0

 نام و تعداد رقبات وقفي مدرسه سلطاني‏
از مجموع اين موقوفات، درآمدي سرشار براي مدرسه حاصل شد که اين درآمد براي مصرف موارد گوناگوني که در متن وقفنامه به آن‏ها اشاره شده، به کار مي‏رفت.
چگونگي تقسيم درآمد موقوفات مدرسه سلطاني
پس از هزينه متصدي موقوفه و مصالح وقف، آنچه باقي مانده بود، دوباره به ده قسمت تقسيم مي‏شد که مصرف آن‏ها به اين صورت بود:
درآمدهاي سومين وقفنامه ضميمه وقفنامه اصلي براي سوت مدرسه در ايام زمستان و طبخ و روشنايي اختصاص يافته بود.
در وقفنامه سلطاني درباره شرايط عالمي که مدرس مدرسه مي‏شد، نکات قابل توجهي بيان شده است: «و بايد که مدرس در ايامي که به جهت درس گفتن در مدارس معهودات، بلامانع در مدرسه مبارکه به مباحثه و مدارسه علوم شرعيه از احاديث اهل بيت عليهم‏الاسلام و تفسير و فقه و اوصل و مقدمات آن‏ها از عربيه و نحو و صرف و منطق و ساير علومي که تعليم و تعلم آن‏ها مشروع باشد به قدر متعارف و معهود از هر يک که مناسب‏داند، اشتغال نمايد و اقلا يک درس او يکي از کتب مشهور احاديث شريفه اهل بيت عليهم‏الاسلام باشد و از مباحثه کتب حکمت صرف و تصوف در مدرسه مبارکه احتراز نمايد و سعي نمايد در اشتغال طلبه به مباحثه و مطالعه و ترقي آن‏ها در مراتب علمي» هر حجره‏اي صد دينار مواجب داشت که يک يا دو نفر طلبه در آن ساکن بودند، هم‏چنين شرط شده بود که: «سکنه مدرسه مبارکه که اخذ وظيفه مي‏نمايند از فرقه محقه ناجيه شيعه اثني عشريه کثر هم الله تعالي بين البريه و صحيح الاعتقاد و متدين و ظاهر الصلاح بوده به فساد اعتقاد و شرارت موصوف نباشد... (مدرس حق دارد) هر يک به اوصاف مذکوره يا ساير شروط ديگر که متولي شرعي هر عصر قرار دهد، موضوف نباشد يا بدون آن‏ها را در مدرسه مبارکه مصلحت نداند و مناسب نشمارد، مدرس مذکور او را اخراج و شخصي را که به اوصاف مزبوره متصف باشد و مناسب داند، اسکان نموده وظيفه را تسليم او نمايند.» بيشتر نيز ديديم که در وقفنامه‏هاي قبلي نيز بر شرايط محتواي کتابها و موضوعات مورد تدريس تأکيد شده بود. در مدرسه سلطاني نيز که يکي از برجسته ترين مدارس اين عصر به شمار مي‏آيد، دوباره همين گرايش خاص در متن وقفنامه جلوه مي‏کند.
شاه سلطان حسين گذشته از مدرسه سلطاني، شماري ديگر از موقوفات نيز ايجاد کرد که از جمله آن‏ها مي‏توان به وقف بخشي از اراضي قريه دولاب طهران و وقف قريه دستگرد و لنجان براي باغ فرح آباد اشاره کرد. افزون بر آن‏ها شماري موقوفه براي آستانه شاهزاده حسين قزوين وقف کرد که از جمله آن‏ها مي‏توان از وقف باغ صفي آباد مشهور به هزارجريب و باغ سليمان آباد اشاره کرد...

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 10:00 PM نظرات 0

 ساختار و کارکرد انواع اوقاف صفوي، از شاه سليمان تا برافتادن صفويان
براي بررسي ساختار نهاد وقف در دوران فرمانروايي شاه سليمان تا برافتادن نهايي سلسله صفوي به سال 1148/1736 دوره بندي و دسته بندي اين ساختار ضروري است. اين دوران از آن رو اهميت دارد که عصاره اقدامات وقفي و مذهبي صفويه در آن متجلي مي‏گردد. پديده‏اي که شايد بتوان آن را نوعي «صفوي گري» نام داد. ابعاد اين «صفوي گري» در بخش‏هاي گوناگون حيات جامعه ايراني در اين دوران قابل بررسي است. اما در اين بخش بيشتر بر جنبه‏ي ساختار وقفي آن تأکيد مي‏شود. ناگفته روشن است که مانند ساير بخشها، اين بعد از حيات اجتماعي نيز بدوه درک پيوند ميان ساختار سياسي و ديني امکان ناپذير است.
از ديدگاه زماني اين بررسي سالهاي ميان فرمانروايي شاه سليمان صفوي تا سال 1148/1736 را در بر مي‏گيرد. گرچه تأکيده عمده بر دو بخش خواهد بود. بخشي از اين موضوع بر دوران سلطنت شاه سليمان و شاه سلطان حسين تأکيد دارد و بخش دوم آن در پيوند با اين بخش و البته بيشتر بيرون از حوزه سياسي فرمانروايي صفويه يعني دوران نادر شاه (1748 - 1160/1336 - 1148) را در بر مي‏گيرد. پيشتر به اين نکته اشراه شد که چرا دوره نادر شاه افشار در اين بررسي اهميت دارد. از سوي ديگر اين دوران به طور عام از آن رو اهميت دارد که طي آن ساختار نعاد وقفي ايران ويژگي‏هايي يافت و بر مبناي بستر سياسي و در هزار توي سياست صفوي گري دولت صفوي عمل کرد. و نيز اشاره شد مه در پيوند با ساختار وقف، توجه به ساخت سياسي نيز پراهميت است. اين نکته نيز پر اهميت است که اشاره شده است که طي دوران فرمانروايي شاه سليمان، اين نکته نيز پراهميت است که اشاره شده است که طي دوران فرمانروايي شاه سليمان، دلبستگي اين شهريار صفوي به کشورداري چندان زياد نبود و بنابراين نوعي نابساماني در امور سياسي و اجتماعي وجود داشته است (111)

ادامه مطلب...





ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 9:59 PM نظرات 0

 اول :

كشور پهناور مصر در شرايط ويژه اي قرار گرفته است . عزيز مصر خواب عجيبي ديده و و بواسطه ديدن آن خواب ، شديداَ پريشان و نگران است . همه علما و اهل دانش مصر ، به قصر پادشاه فرا خوانده شده اند ، تا شايد تعبيري براي اين خواب عجيب بيابند . اما هيچكدام از تعابير ارائه شده قابل قبول و پذيرش نيستند . همگي مستأصل و درمانده شده اند . 
...يوسف صديق (عليه السّلام) سالهاست گرفتار زندان مصر است . تحمل زندان و دشواري آن ، تاوان حفظ عفت و پاكدامني اوست . اما گويا به خواست خدا زمان رهايي فرارسيده است و مشيت الهي بر آن است كه اين بنده درست كردار ، در نهايت عزت و سربلندي از زندان آزاد شود . ساقي ميگساري و شرابخواري پادشاه كه خود روزگاري در زندان ، گرفتار و مدتي با يوسف (عليه السّلام) همدم و هم سلول بوده است و اينك سالهاست او را فراموش كرده است ، با ديدن عجز و درماندگي پادشاه و دانشمندان مصر در تعبير خواب ، بناگاه به ياد يوسف (عليه السّلام) مي افتد و به ياد مي آورد كه روزي چگونه خوابش به نيكويي و راستي توسط يوسف (عليه السّلام) تعبير شده است و با محقق شدن تعبير يوسف (عليه السّلام) ، او از كنج زندان به قصر پادشاه و همدمي با شخص شاه رسيده است . 
موضوع را با عزيز مصر درميان مي گذارد و به دستور عزيز ، يوسف (عليه السّلام) را از زندان را به نزد او مي آورند . پادشاه خواب خود را براي يوسف (عليه السّلام) بازگو مي نمايد و يوسف (عليه السّلام) نيز آن را تعبير مي كند و تعبير او معقول و مورد پذيرش همگان قرار مي گيرد . بنابراين اين تعبير پس از چند سال وفور نعمت و رونق كشاورزي و بهبود درآمد كشور ، مردم بواسطه خشكسالي و از بين رفتن محصولاتشان ، شديداً دچار قحطي و كمبود خواهند شد و روزگار براي آنان تنگ خواهد شد . بايد فكري كرد و تدبيري انديشيد . هر كس پيشنهادي دارد و براي نجات كشور از بحران پيش رو ، راهكارهاي ارائه مي نمايد . اما هيچكدام قابل قبول و اجرا نيستند . در اين ميان برنامه پيشنهادي يوسف (عليه السّلام) ويژگي خواصي دارد . هم معقول و قابل اجراست و هم قادر به حل مشكلات كشور خواهد بود . همگان نظر يوسف (عليه السّلام) را تصديق مي نمايند . 
اينك ، يوسفي كه تا ديروز زنداني حكومت و مورد غضب پادشاه بود ، چنان نزد عزيز مصر در نظر مردم ، عزيز و محترم است كه همگي او را مي ستايند و او را « ناجــي كشور » مي دانند ...
ادامه مطلب...




ادامه مطلب
 توسط محمدرضا رشیدی در پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 9:58 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  
POWERED BY RASEKHOON.NET