طبق آمار و ارقام می خواهیم بگوییم رکود اقتصادی هم اکنون هم به کتاب های تاریخ پیوسته است؛ اما همان طور که می دانیم اوضاع در همه حوزه های اقتصادی جهان هم آن چنان امیدوارکننده نیست. بله درست است که بدترین سناریوی قابل تصور (عمیق تر شدن بحران) محقق نشد، اما روند بهبود هم خیلی شکننده و در بهترین حالت نامتوازن است. رشد بسیاری از کشورهای توسعه یافته افتضاح است و بازگشت اقتصادی هم تا به حال موجب ایجاد شغل های زیادی نشده است.
دلایل قابل قبولی وجود دارد که می گوید حالا می توانیم اندکی نسبت به اقتصاد خوش بین تر باشیم. در آمریکا داده های اقتصادی از خیلی انتظارات بهتر از آب درآمده است. مصرف کنندگان آمریکایی که مهم ترین نقش را در اقتصاد این کشور دارند، دوباره تحرک از خود نشان می دهند. ضمن آنکه تولید ناخالص داخلی ۲۰۱۰ نیز حدود ۹/۲ درصد افزایش داشته است. اقتصادهای نوظهور مثل چین و هند همچنان با قدرت به پیش می تازند و به نظر هیچ چیز سر راهشان نمی تواند آنها را متوقف کند. اقتصادهای دیگر، به خصوص آلمان نیز نشانه های رونق و رفاه را متجلی ساخته اند. با تمام این ها هنوز هم همه راضی نیستند که اعلام کنند «بحران تمام شده است.» نرخ بیکاری آمریکا هنوز در سطح تاسف آور ۹ درصد است و منطقه یورو نیز بیکاری ده درصدی دارد. نمی دانم وقتی که این همه افراد هنوز بیکار هستند چطور می توان گفت که بهبود امیدوارکننده است؛ ضمن آنکه سمت تقاضا نیز هنوز کم رمق است. مدیر اجرایی صندوق بین المللی پول دومینیک استراوس کان چند روز پیش در یک سخنرانی بر همین نکته انگشت گذاشت:
«تنها زمانی می توان مدیریت اقتصاد جهانی را به سامانی رساند که رویکرد سختگیرانه ای اتخاذ کرد. نه تنها باید بر سیاست های مالی و اقتصادکلان استاندارد تکیه داشته باشیم، بلکه همچنین باید تمرکزمان بر ایجاد اشتغال و تامین اجتماعی نیز باشد. بدون داشتن شغل و امنیت درآمدی، نمی توان امیدی به جان گرفتن تقاضای داخلی داشت و در نهایت بهبود اقتصادی پایدار نخواهد بود.»
...
ادامه مطلب

