با همان پیش بند.

آن وقت ها که دفتر نخست وزیری بود، من تازه شناخته بودمش
ازش حساب می بردم. یک روز رفتم خانه شان ؛ دیدم پیش بند بسته، دارد ظرف می شوید
با دخترم کوچکم رفته بودم. بعد از این که ظرف ها را شست. آمد و با دخترم بازی کرد
با همان پیش بند...


ادامه مطلب