رزمندگان ايران، به پيش!
گرچه مىبافند بهر شيرها زنجيرها
بگسلند آخر همه زنجيرها را شيرها
اين دليران نكو با بد چه جنگى مىكنند
همچو جنگ شيرها با تيرو و با شمشيرها
تيرهاشان باد يارب، كارى و دشمن فكن
سينههاشان ايمن از آسيب تيغ و تيرها
چهرهشان پيش از شهادت ديدهام، هم بعد از آن
بود خشمآلود و آنگه راحت آن تصويرها
ديگر اكنون از جوانيمان خجالت مىكشيم
گرچه چندان بد نبودستيم ما هم، پيرها
اين شهيدان نامشان تا جاودان پاينده است
زيرها بس گر زبر گردد، زبرها زيرها
نامشان چون تاج فخرى بر سر اين كشور است
خامهى زرين نويسد اين به خط ميرها
خيره سازد چشم گردون را فروغ فخرشان
مىگذارد بر زمين زنده هم تأثيرها
اى دليران وطن، با «زنده باد ايران»، به پيش!
شور ايمانتان فزونتر باد و زور از شيرها
گرچه من مزدشتيم، اما به زندان نيز هم
مىگرفتم وجد و حال از شور اين تكبيرها
عنترك صدام را با دارو دستهى بزدلش
بر فراز دار رقصانيم، با زنجيرها
روستا و شهر و باغ و خانه ويران مىكنند
روبهان، وانگه گريزند از نبرد شيرها
سنگدل شيرند و تضعيف جوانان كارشان
ريشهشان از خاك بركن، يارب از آن زيرها
خاك خود را پس بگيريد، اى دليران وطن
از جهانخواران غرب و شرق و اين اكبيرها
اين دغل دونان دشمن را برانيد از وطن
با قوىتر رزمها و برترينها تدبيرها
ملك خوزستان و ديگر جاىها گر شد خراب
باز آبادان شود، با بهترين تعميرها
اى جوانان، فتح فرجامين بود آن شما
من خورم سوگند بر پيغمبران و پيرها
اين شهيدان، زخميان را بيند آيا آسمان؟
كر شود گوش زمين از صيحهى آژيرها
غم مخور «اميد» بىشك بگسلد آخر زهم
گرچه مىبافند بهر شيرها زنجيرها
[ دوشنبه 7 مهر 1393 ] [ 10:30 AM ] [ علی بیدرام ]
