در كنار تفقّه (دريافت معارف وحيانى)، تعقّل (وقوف بر دانش تجربى بشرى) نيز مورد عنايت ويژه قرآن كريم است. از منظر قرآنى، استفاده از «عقل جمعى» و مشورت با صاحب نظران براى تدبير امور اجتماعى يك اصل مهم در جامعه توحيدى است: «وَاَمْرُهم شورى بينهم» (شورى: 38); و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آن هاست. علّامه طباطبائى در تفسير اين آيه، ياداور شده اند كه از ويژگى هاى مؤمنان آن است كه ايشان اهل رشد و رسيدن به واقع هستند و براى دست يابى به نظر صحيح، اهتمام به مراجعه به عقول دارند.2

همچنين آية اللّه جوادى آملى اظهار داشته اند كه در امورى كه از قبيل «امراللّه» نمى باشند و بلكه «امرالمسلمين» محسوب مى شوند (لزوماً) دستورالعمل خاصى از ناحيه شريعت نمى رسد، بلكه مسلمانان از راه مشورت با يكديگر و استفاده از حاصل تأمّلات و تعقّلات، به تدبير امور خود مى پردازند; مثلا، در مورد اين كه در چه جايى از كشور لازم است سد ساخته شود و اين كه نوع آن چگونه باشد (خاكى باشد يا غير آن) بايد از تجارب و نظرات افراد صاحب نظر استفاده كرد.3

در قرآن كريم، علاوه بر طرح مسأله «شورا» به عنوان يكى از ويژگى هاى مؤمنان و اشاره به لزوم بهره گيرى از «تعقّل» براى تدبير امور (اقتصادى، سياسى و...)، در مواردى نيز تلويحاً كاربرد تجارب بشرى ياداورى شده است. در آيه 17 از سوره مباركه «رعد» در مقام مَثَل زدن براى حق و باطل و بقاى حق و زوال باطل، «كف آب» و «كف حاصل از ذوب فلزّات» را مطرح كرده، مى فرمايد: «و ممّا يوقدن عليه فى النار ابتغاءَ حلية او متاع زَبَدٌ مثله...»; و از آنچه (در كوره ها) براى به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مى كنند نيز كف هايى مانند آن (كف آب) به وجود مى آيد.اين آيه مباركه به اين مطلب اشعار دارد كه امثال عمليات ساخت كوره، ذوب فلزات و زدودن ناخالصى آن ها و به كارگيرى فلزات در امور زندگى، كه حاصل تجربه و تعقّل انسان هاست، يك روش جارى در جامعه اسلامى است و از همين قبيل است: «واذكروا اذ جعلكم خلفاءَ مِن بعد عاد و بوّأكم فى الارض تتّخذون من سهولها قصوراً و تنحتونَ الجبال بيوتاً فاذكروا آلاءَ اللّهِ و لا تعثوا فى الارضِ مفسدين.» (اعراف: 74); و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشت هايش، قصرها براى خود بنا مى كنيد و در كوه ها، براى خود خانه ها مى تراشيد. بنابراين، نعمت هاى خدا را متذكّر شويد و در زمين، به فساد نكوشيد.در اين آيه مباركه نيز تصرّف در منابع طبيعى براى تدارك امور معيشتى، كه مستلزم به كارگيرى دانش و تجربه بشرى است (مانند ابداع ابزارها و شيوه هاى مناسب براى ساختمان سازى)، خاطرنشان شده، و اشعار دارد بر اين كه اين عمل، يك روش جارى در جامعه است.مجموعه اين آيات ما را به اين مطلب رهنمون مى سازند كه در جامعه اسلامى، شيوه هاى عقلايى لازم براى بهره گيرى از امكانات و قابليّت هاى به وديعه نهاده شده در طبيعت از يك سو، و استفاده از عقل جمعى و تدبير عقلايى امور امّت اسلامى از سوى ديگر، در كنار تفقّه در دين و التزام عملى به معارف وحيانى، مورد پذيرش و تأكيد قرآن كريم است.

موضوع : اقتصاد اسلامي در مباني و منابع اصلي ( آيات قرآن – روايات اهل بيت عليهم السلام)







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:27 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0


در آيات متعددى خاطرنشان شده است كه رهاوردهاى وحى انسان را به حقايق هستى واقف و راه هاى نيل به سعادت و فلاح را به او مى نمايانند، مسير را براى او روشن ساخته، او را هدايت مى كنند:

ـ «و نزّلنا عليكَ الكتابَ تبياناً لِكلِّ شىء و هدىً و رحمةً و بُشرى للمسلمين» (نحل: 89); و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است.

ـ «قد جاءَكم مِنَ اللّهِ نورٌ و كتابٌ مبينٌ يهدى به اللّهُ مَن اتّبع رضوانَه سُبُلَ السَّلام و يُخرجهم من الظلمات الى النورِ باِذنه و يهديهِم الى صراط مستقيم» (مائده: 15ـ 16); از سوى خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پى روى كنند، به راه هاى سلامت، هدايت مى كند و به فرمان خود، از تاريكى ها به سوى روشنايى مى برد و آن ها را به سوى راه راست رهبرى مى نمايد . قرآن كريم با صراحت، دعوت خود را دعوت به سوى احيا (زنده كردن) اعلام مى كند: «يا ايُّها الّذين آمَنوا استجيبوا للِّهِ و للرّسول اذا دعاكم لما يحييكم» (انفال: 26); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد، هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را حيات مى بخشد.

علاوه بر آيات مزبور كه بر هدايت انسان به صورت كلى تأكيد دارند، در آيات بسيارى نيز رهنمودهاى جزئى و مشخص در مسائل گوناگون اقتصادى وجود دارند:

ـ «اَحَلَّ اللّهُ البيعَ و حرَّم الرّبا» (بقره: 275); خدا بيع را حلال كرده است و ربا را حرام.

ـ «اوفوا بالعقود» (مائده: 1); به پيمان ها (و قراردادها) وفا كنيد.

ـ «يا ايُّها الّذين آمنوا لا تأكلوا اموالكم بينَكم بالباطل الاّ ان تكونَ تجارةً عن تراض منكم.» (نساء: 29); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد، مگر اين كه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.

ـ «اوفوا الكيلَ اذا كلتم و زنوا بالقسطاس المستقيم ذلكَ خيرٌ و احسنُ تأويلا» (اسراء: 35); و هنگامى كه پيمانه مى كنيد، حق پيمانه را ادا نماييد و با ترازوى درست وزن كنيد. اين براى شما بهتر و عاقبتش نيكوتر است.

ـ «و اعلموا انَّما غنمتم من شىء فاَنَّ للّهِ خُمُسه و للرسول و لذىِ القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل» (انفال: 41); هرگونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى نزديكان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است.

ـ «ولو انَّ اهلَ القرى آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماءِ و الارض» (اعراف: 96); و اگر اهل شهرها و آبادى ها ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى كردند، بركات آسمان و زمين را بر آن ها مى گشوديم.

از سوى ديگر، قرآن كريم بر فهم دقيق و عميق معارف وحيانى با عنوان «تفقّه در دين» تأكيد كرده است: «فلولا نفر من كلِّ فرقة منهم طائفةٌ ليتفقّهوا فى الدّينِ و ليُنذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلّهم يحذرون» (توبه: 122); چرا از هر گروهى از آنان (مؤمنان)، طايفه اى كوچ نمى كند (و طايفه اى در مدينه بماند) تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آن ها را بيم دهند؟ شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند. در تفسير اين آيه كريمه، آمده است: «مراد از تفقّه، تفهّم جميع معارف دينى از اصول و فروع است.»1 بر اين اساس، اهتمام به تفقّه در دين، از جمله در قلمرو احكام اقتصادى، لازم و ضرورى است.

موضوع : احاديث اقتصادي اهل بيت در كتب اصلي و معتبرشيعه







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:23 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

يوه شناخت و تدبير امور اقتصادى

از آيات قرآن كريم مستفاد است كه دست يابى به زندگى شايسته و سالم در گرو بهره گيرى از معارف آسمانى و تفكّر و تعقّل است و بايد خطوط كلى، اصول و شاهراه هاى هدايت را از وحى گرفت و در چارچوب آن ها و با كمك قواى ادراكى، اندوخته هاى تجربى را افزايش داد و از اين طريق، ابهامات و مشكلات فراروى بشر در زندگى را برطرف كرد.امور اقتصادى بخش مهمى از زندگى انسان را به خود اختصاص داده اند. جهت دهى و سامان بخشى اقتصاد از اين قضيه مستثنى نيست. بنابراين، براى يافتن اصول و خطوط كلى در مسائل اقتصادى نيز بايد به آنچه خالق انسان و زندگى نازل كرده است، مراجعه نمود، حيات طيّبه اى را كه او معرفى كرده، شناسايى و مسيرهاى منتهى به آن را از طريق وحى كشف نمود و به وسيله تفقّه و تعقّل و راه كارهاى لازم آن را به كار بست.

موضوع : اقتصاد اسلامي در مباني و منابع اصلي







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:22 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

مصارف زكات

اسلام ، مصرف زكات را در هشت مورد مجاز شمرده است :

1- فقير

2- مسكين (83)
- حقوق ماءمورينى كه در جمع آورى ، نگهدارى ، حسابرسى ، ارسال و تقسيم زكات ، كار مى كنند.

4- پرداخت به كفار براى متمايل ساختن آنان به اسلام يا حمايت از مسلمانان .

5- آزاد كردن بردگان

6- تاءمين بدهكارى كسى كه نمى تواند بدهى خود را بدهد.

7- هزينه در سبيل الله ؛ هر كارى كه مانند ساختن مسجد، پل ، اصلاح راه ها و... داراى منفعت عمومى دينى است .

8- ابن السبيل ؛ مسافر در راه مانده كه هزينه ادامه سفر ندارد.(84)

يك نكته : آيا فردى كه زكات بر او واجب شد خود مى تواند آن را به مصارف هشتگانه بالا برساند يا مصرف آن در يكى از آنها بايد با اجازه مجتهد يا ولى فقيه باشد؟

جواب افضل بلكه احوط آن است كه در زمان غيبت ، زكات را به [ولىّ] فقيه بدهند، به ويژه وقتى كه آن را مطالبه كند؛ زيرا او به موارد مصرف زكات آشناتر است ؛ اگر چه دادن زكات به [ولىّ] فقيه واجب نيست ، مگر وقتى كه حكم كند كه به خاطر مصلحت اسلام و مسلمانان به او بپردازند كه در اين صورت ، پيروى از او واجب است هر چند مقلّد او نباشد.(85)

احكام زكات

1- انسان بايد زكات را به قصد قربت (براى انجام فرمان خداوند عالم ) بدهد و در نيّت معيّن كند كه آنچه را مى دهد زكات مال است يا زكات فطره . ولى اگر مثلاً زكات گندم و جو بر او واجب باشد، لازم نيست معين كند چيزى را كه مى دهد زكات گندم است يا زكات جو.

2- اگر زكات را از مال خود كنار بگذارد، مى تواند در بقيه آن تصرّف كند و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد، مى تواند در تمام مال تصرف نمايد.

3- مستحب است در دادن زكات ، خويشان خود را بر ديگران ، اهل علم و كمال را بر غير آنان و كسانى را كه اهل سؤ ال نيستند بر اهل سؤ ال مقدّم بدارد.

4- بهتر است زكات را آشكارا و صدقه مستحبى را مخفى بدهند.

5- كسى كه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مى تواند براى معاش خود كسب كند، چنانچه تحصيل آن علم ، واجب يا مستحب باشد مى شود به او زكات داد و اگر تحصيل آن علم ، واجب يا مستحب نباشد، زكات دادن به او اشكال دارد.(86)







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:18 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

كى از اهداف ارزشمند انقلاب اسلامى ايران تدوين مبانى علوم انسانى از جمله اقتصاد از ديدگاه وحى و اهل بيت وحى(عليهم السلام)است كه به منظور تدبير بهينه امور اجتماعى اقتصادى صورت مى گيرد.مقاله حاضر، كه در آن «مبانى اقتصاد از ديدگاه قرآن كريم» مورد بررسى قرار گرفته، گامى هرچند ابتدايى اما بديع و راهگشا در اين خصوص است.
چکیده

يكى از اهداف ارزشمند انقلاب اسلامى ايران تدوين مبانى علوم انسانى از جمله اقتصاد از ديدگاه وحى و اهل بيت وحى(عليهم السلام)است كه به منظور تدبير بهينه امور اجتماعى اقتصادى صورت مى گيرد.مقاله حاضر، كه در آن «مبانى اقتصاد از ديدگاه قرآن كريم» مورد بررسى قرار گرفته، گامى هرچند ابتدايى اما بديع و راهگشا در اين خصوص است. در اين بررسى، خاطرنشان شده كه از منظر قرآن كريم، اقتصاد سالم و رشديابنده مبتنى بر اصول ذيل است: شناخت و تدبير امور اقتصادى از راه تفقّه، تعقل، اعتقاد به توحيد (تجلّى توحيد در اقتصاد)، اعتقاد به معاد، اعتقاد به مظهرى از عبوديت بودن عمليات اقتصادى، دخالت دولت در اقتصاد، عدالت در عمليات اقتصادى و تزكيه.

مقدّمه
مطالعه زندگى بشر در ادوار گوناگون تاريخ، گوياى اين حقيقت است كه يافتن شيوه هاى مناسب براى بقاى بهتر و بيش تر (سعادت)، از مهم ترين دغدغه هاى خاطر تمامى انسان هاست و همواره براى نيل به اين هدف، تلاش هاى فراوانى صورت گرفته و رنج هاى طاقت فرسايى تحمل شده است. گستردگى، ظرافت و در هم تنيدگى شؤون گوناگون وجودى انسان از يك سو، و پيوندهاى او با ديگر كاينات از سوى ديگر، آن چنان پيچيده و اعجاب انگيز است كه تمامى جستوجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همه جانبه و دقيق انسان واداشته، و طنين فرياد «انسان موجود ناشناخته» را در زمين و زمان پراكنده است. در اين ميان، انبوه عظيمى از نظريات از سوى صاحب نظران در زمينه هاى گوناگون علوم انسانى، از جمله اقتصاد (كه در آن ارائه راه هاى دست يابى به توليد، توزيع و مصرف بهينه كالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است.در كنار دنياى بزرگ و در خور مطالعه وجود انسانى، عالَم با عظمت، ژرف و قابل ملاحظه قرآن كريم، اعجاب هر انديشمندى را سخت برمى انگيزاند; و به راستى كه عالم قرآن كريم بسى گسترده تر و داراى افقى فراتر و اعماقى ژرف تر از گستره و عمق وجودى انسان و ديگر مظاهر طبيعى است. اهميت بررسى متفكرانه آيات قرآن كريم همراه با بهره گيرى از حاصل تدبّرات انديشمندان در آن، و به ويژه استفاده از افادات اهل بيت وحى(عليهم السلام) در اين خصوص، بر نظريه پردازان اسلام شناس و بصير در علوم انسانى پوشيده نيست. به همين دليل، مباحث مبنايى اقتصاد از ديدگاه آيات قرآن كريم مورد بررسى قرار مى گيرند.

موضوع : اقتصاد اسلامي در مباني و منابع اصلي







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:15 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

ه ضریحت که چشم می دوزم رازی میان زمزمه های من با تو از نگاهم جاریست . راز نهانی ام را بخوان که هلال طلایی گنبدت ماه شبهای تار دل شکستگان است ای مولای مهربان سلام
بر همه کس روشن است که آسایش و آرامش زندگی خانوادگی تا حدی به اقتصاد وابسته است و تا حدودی اگر نیازهای مادی تامین نشود اعضای خانواده در رفاه نخواهند بود و آسایش ندارند . پیروان مکتب اهل بیت می دانند مشکل اصلی تنها این نیست بلکه سیستم اقتصادی سالم باید در خانواده حاکم بشود تا سلامت روحی و روانی را برای افراد به ارمغان آورد و آنان را از بسیاری از آلودگی های روانی و اخلاقی مصون دارد . امام هشتم در تفسیر آیه 42 از سوره مبارکه مائده "اکالون لسحت" آنها زیاد اموال حرام و ناحق و رشوه می خورند فرمودند : حرام خوار کسی است که کاری برای برادر مسلمانش انجام دهد و سپس هدیه و ارمغان او را قبول کند .
امام رضا ( ع ) علل تحریم ربا را اینگونه توضیح می دهد : علت تحریم ربا آن است که اگر در جامعه اسلامی رباخواری پدید آید مردم نیکی ها را فراموش می کنند و برای رسیدن به مال زیاد از هر گونه ظلم و اجحاف خودداری نخواهند کرد . در نتیجه قرض الحسنه و اعمال نیک در جامعه از بین می رود و فساد و تباهی و از بین رفتن اموال مردم و تلف شدن ثروت عمومی و انحصار آن پیش خواهد آمد .
در این روایت درباره تحریم ربا به دو علت اساسی توجه شده است ، یکی از بین رفتن بخشی از دارایی ربا دهنده و دادن آن به ربا خوار بدون آنکه رباخوار در برابر مبلغ گرفته شده چیزی به ربا دهنده بدهد . دوم مشتعل کردن آتش حرص و تقویت روحیه سودجویی و پول پرستی و تضعیف روحیه مردم دوستی و خیرخواهی . چه فسادی از این بدتر که امنیت اقتصادی از میان برود ، از این جهت در روایات اسلامی از ربا به عنوان رزق خبیث خوانده شده است .

حضرت امام رضا ( ع ) در بیان مطلوبیت رزق طیب و نامشروع بودن رزق خبیث فرموده اند : خداوند هیچ خوردنی و نوشیدنی را حلال نکرده است مگر آنکه نفع و صلاح بشر در آن بوده و هیچ یک را حرام ننموده است مگر آنکه مایه زیان و مرگ و فساد است .

بر رئیس کانون خانواده لازم است که در اداره زندگی افراد تحت سرپرستی اش خواسته های آن ها را در حد توانایی خود برآورده سازد و با این عمل به شخصیت آنان تحکیم بخشد و از بروز آسیب های روانی که منجر به عقده حقارت می شود مصونشان دارد . توجه به این موضوع زمینه سازگاری و حسن تفاهم را در خانواده و اجتماع بوجود می آورد . امام رضا ( ع ) فرمود : سزاوار است مرد غنی و متمکن به زندگی خانواده خود توسعه دهد و آنان را از رفاه و آسایش کافی برخوردار کند تا آنان به علت سختگیری او و محرومیت خودشان تمنای مرگ وی را ننمایند .

انتخاب شیوه معتدل و گزینش راه میانگین در امور معیشت یکی از سالم ترین برنامه های اقتصادی در امور زندگی است . در پرتو این عامل آدمی از تحرک صحیح اقتصادی و تلاش معاش برای اداره خانواده برخوردار گشته و از حرص و آثار رنج آور آن نجات می یابد . به کاربردن این شیوه مطلوب به سلامت روانی خانواده کمک شایانی می کند . زیرا فرزندانی که در ایام کودکی هر چه خواسته اند فوراً برایشان تهیه می شده است ، کم کم با این روحیه خوگرفته و در بزرگسالی همواره توقع دارند دیگران بدون قید و شرط در برابر خواسته آنها تسلیم باشند .
امام رضا ( ع ) در این باره می فرمایند : نسبت به مصرف مال درباره خود و خانواده ات معتدل و میانه رو باش نیز خدای متعال می فرماید ، بندگان شایسته کسانی هستند که به هنگام خرج اسراف و بخل نورزند .

اندازه نگه دار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

معیار شناخت اسراف از دیدگاه حضرت امام رضا ( ع ) در این روایت مشخص است که می فرمایند : در مصرف آنچه برای بدن مفید است اسراف نمی باشد همانا اسراف در چیزی است که مال را تلف کند و به بدن ضرر زند .

از حضرت امام رضا ( ع ) سوال شد قناعت چیست ، حضرت در پاسخ فرمود ، قناعت، جامع صفات خویشتن داری و ارجمندی و آسوده شدن از زحمت فزون خواهی و بندگی در برابر دنیا پرستان .
امام رضا ( ع ) می فرماید : تباه سازی اموال و درخواست از دیگران مورد غضب خداوند است ، پس سعی کنیم کاری انجام ندهیم که مورد غضب خداوند مهربان قرار بگیریم و در همین مورد شخصی به نام عباس به محضر امام رضا ( ع ) مشرف شد و پیرامون شیوه صحیح هزینه زندگی در خانه برای همسر و فرزند و سایر مسائل سوال کرد ، حضرت امام رضا ( ع ) در پاسخ فرمود ، باید مصرف تو به گونه ای باشد که بین دو کار ناپسند یعنی اسراف و سخت گیری قرار گیرد . عباس پرسید منظورتان از این سخن چیست ؟ ایشان فرمودند آیا سخن خداوند در قرآن را نشنیده ای که اسراف و سخت گیری را ناپسند می شمارد و می فرماید بندگان خدای رحمان کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند نه اسراف کنند و نه سخت گیری بلکه میان این دو حد اعتدال قرار می گیرند . بنابراین در مورد معاش و هزینه زندگی اعضای خانواده در خرید و مصرف میانه رو باش .
ما هم می توانیم جزو بندگان خداوند رحمان باشیم اگر بخواهیم .

موضوع : نگاه معاد محورانه اهل بيت به اقتصاد و پول.







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:05 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

خمس

يكى از تكاليف اقتصادى مسلمانان ، پرداختن (خمس ) است ؛ خمس در لغت به معناى (يك پنجم ) و در اصطلاح فقه عبارت از يك پنجم از درآمد و غنيمت است كه بايد طبق شرايط خاصى پرداخت شود.(1)


فلسفه خمس

احكام اسلامى براساس مصلحت ها و مفسده هايى است كه در ذات موضوعات آن ها نهفته است و هيچ گاه اين احكام بى حساب مقرّر نگرديده است .

حكمت و فلسفه بخش قابل ملاحظه اى از احكام اسلامى در آيات و روايات توضيح داده شده است ؛ بخش ديگر آن را نيز عقل آدمى با كمك علم و تجربه در گذر زمان مى تواند دريابد.

بنابراين وجوب خمس نيز براساس مصلحت يا مصلحت هايى است كه در حقيقت آن موجود است . چنان كه در برخى از روايات به آن اشاره شده است . به عنوان نمونه امام صادق (ع )درباره علّت دريافت خمس از مردم مى فرمود:

((اِنّى لاَ خُذُ مِنْ اَحَدِكُمُ الدِّرْهَمَ وَ اِنّى لَمِنْ اَكْثَرِ اَهْلِ الْمَدينَةِ م الاً، ما اُريدُ بِذلِكَ اِلاّ اَنْ تُطَهَّرُوا))(2)

من با اين كه از بيشتر اهل مدينه داراترم ، يك درهم [خمس ] را هم از شما مى گيرم و از اين كار قصدى جز پاك شدن شما ندارم .

چنان كه از حديث شريف استفاده مى شود اهل بيت (ع )از نظر معيشت و گذران زندگى هيچ نيازى به كمك ديگران ندارند و فلسفه اصلى خمس ، اداره حكومتى است كه آن بزرگواران بايد در راءس آن قرار گيرند و مردم را به سوى پاكى رهنمون شوند. برهمين اساس است كه در بعضى از روايات از خمس به عنوان (حق امارت و حكومت ) ياد شده است . حضرت على (ع )مى فرمايد:

آنچه خداى عالم از اسباب و راه هاى معيشت و زندگى مخلوقات در قرآن بيان فرموده پنج چيز است [كه عبارتند از]: جهت امارت و حكومت ، عمران و آبادانى ، اجاره ، تجارت و صدقات ؛ اما جهت امارت و حكومت همان خمس است كه خداوند تعالى [درباره اش ] فرمود:

((وَاعْلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَالْيَت امى وَالْمَس اكي نِ...))(3)(انفال (8)، آيه 41)

بدانيد هر چيزى را كه به غنيمت گرفتيد خمس آن از آنِ خداوند، پيامبر، خويشاوندان پيامبر، يتيمان و مسكينان است .

با توجه به اين حديث شريف و آيه شريفه ، خمس در درجه اول مال خداست (4) كه در نظام حكومتى الهى در اختيار مقام رسالت و امامت قرار مى گيرد و در زمان غيبت به ولى فقيه ، مجتهد جامع الشرايط، عالم باللّه و امين بر حلال و حرام الهى سپرده مى شود تا در راه مصالح مسلمانان ، توسعه و ترويج فرهنگ و معارف اسلامى ، تبليغات ، ايجاد سازمان هاى دفاعى و غيره مصرف كند. از اين رو، اداره شؤ ون مقام ولايت ، امامت و رهبرى ، تقويت مراكز دينى و اسلامى ، تقويت بنيه اقتصادى حكومت اسلامى ، تضمين استقلال آن ، رفع محروميت ها و نيازمندى هاى جامعه (به ويژه سادات ) و... از آثار و بركات خمس خواهد بود.

امام رضا(ع )فرمود:

((اِنَّ الْخُمْسَ عَوْنُن ا عَلى دينِنا وَ عَلى عَي الا تِنا وَ عَلى مَو الي نا))(5)

همانا خمس كمكى بر دين [و اهداف دينى ]، خاندان و دوستان ماست .

از همين رهگذر، مؤ منان نيز بايد براى برپايى و نشر آيين خود مايه بگذارند و با پرداخت خمس اموال خود حكومت اسلامى را در اداره كشور و استقلال آن در تمام زمينه هاى فرهنگى ، اقتصادى ، سياسى و نظامى يارى نمايند.


 







تاريخ : پنج شنبه 11 فروردین 1390  | 12:01 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

درفاصله 1972-1974 در آمد ايران از بابت صادرات نفت از 2.4 بليون دلار به 18.5 بليون دلار افزايش يافت.  اين امر براي نوسازي ايران فرصتي طلايي بود که متاسفانه به دليل نبود يک ساختار سياسي مناسب به هدر داده شد.  هنگاميکه شرايط اقتصادي و اجتماعي  کشور پيگيري يک برنامه اقتصادي متعادل را ايجاب ميکرد، رهبري  سياسي، عليرغم توصيه کارشناسان،  بودجه کشور را چهار برابر کرد  و اقتصاد را با سرعتي چند برابر گذشته در مسير استراتژي  دهه 60 به پيش تازاند.  همانطور که انتظار ميرفت، نرخ تورم از %4 در سال 1972 به %25 در سال 1977 افزايش يافت.  فشار تورم به ويژه در بخش هاي ساختمان سازي و خدمات به اين دليل که دولت نميتوانست کمبود توليد را با افزايش واردات جبران کند بسيار شديد تر بود. در  نيتجه،  سرمايه در جستجوي حداکثر سود از بخش هاي کشاورزي و صنايع  خارج و بسوي بخش هاي ساختمان سازي و خدمات جاري شد. 

 

فرآيند اين سياست ها رکود بيشتر بخش هاي کشاورزي و صنايع سنتي بود که موجب تشديد مهاجرت روستائيان به شهرهاي بزرگ، گسترش بيکاري، افزايش نابرابري توزيع درآمد  و تشديد بحران هاي اجتماعي گرديد.  در شرايطي که نرخ رشد توليد ناخالص ملي از مرز %12 گذشته بود، نرخ بيکاري به %10 در سال 1976 افزايش يافت، ضريب نابرابري توزيع درآمد %11 بالا رفت  و واردات کشور متجاوز از %412 افزايش يافت.  دولت در مقابله با تشديد موج هاي تورمي، به جاي تصحيح سياست هاي خود، به دستگيري و مجازات "گران فروشان" پرداخت. اين امر موجب تشديد ناآرامي هاي اجتماعي و سياسي گرديد و بازار را  که طي دهه گذشته تا حدودي از نيروهاي مذهبي- سنتي جامعه فاصله گرفته بود، به دامان اين نيروها بازگرداند.  به علت نبود آزادي هاي سياسي، جامعه نتوانست رفتار رهبران سياسي خود را کنترل کرده و سياست هاي آنرا به نحوي مطلوب تصحيح کند. 

 

تجربه دهه 70 با صراحتي انکار ناپذير بيانگر ضرورت آزادي هاي سياسي براي توسعه اقتصادي پايدار است.

 

تحولات اقتصادي و سياسي ايران در دوره ج.ا. با دولتي کردن اقتصاد موجب تمرکز قدرت اقتصادي و سياسي، افت کارآيي و اتلاف انبوه ثروت کشور گرديده و نوسازي کشور را اسير مجموعه اي از نا به هنجاري ها و تنگناهاي ساختاري کرده است. مجموعه اين عوامل سبب شده است تا اقتصاد کشور از اقتصادي پويا و جوان به اقتصادي بيمار و مبتلا  به  نا به هنجاري هاي عميقا ساختاري تبديل شود. 

 طي 25 سال گذشته جمعيت کشور 2 برابر شده، ميانگين نرخ رشد اقتصادي از %10 در سال به %2.6  تنزل کرده، درآمد سرانه بيش از %40 کاهش يافته، نرخ بيکاري 2.5 برابر شده، بهره وري سرمايه %500 کاهش يافته، بهره وري کل عوامل توليد نزديک به %30 کاهش يافته، سهم کشور در کل بازرگاني جهان به کمتر از نيم در صد تنزل کرده،  خالص ذخاير خارجي از 8.9 ميليارد دلار در سال 1980 به منفي 11 ميليارد دلار (در سال 2000)  رسيد، ريسک سرمايه گذاري بطور سيستماتيک چندين برابر شده  و رانت خواري و فساد اقتصادي در تمامي بدنه جامعه و دستگاه دولتي گسترش يافته است.  اکنون ايران با %1 جمعيت دنيا و %1 مساحت کره خاکي داراي تنها 33 صدم درصد سطح توليد نا خالص دنيا است  و توليد ناخالص سرانه آن به قيمت جاري کمتر از يک سوم ميانگين دنيا ميباشد. 

 به لحاظ سياسي،  مسئله تامين آزاديهاي سياسي همچنان در دستور کار است. از سوي ديگر، بي ثباتي سياسي، تضعيف نهادهاي مدني و سازمان هاي سياسي و اجتماعي مدرن، بي ثباتي سياستهاي اقتصادي و تنشهاي سياسي با جامعه بين المللي امر نوسازي کشور را با مشکلات جديدي روبرو ساخته است.  طبيعتا، مجموعه اين شرايط چارچوب مطلوبي براي پيشبرد نوسازي، استقرار دموکراسي و توسعه اقتصادي کشور در دنياي امروزين نيست. 

 توسعه اقتصادي پايدار ايران مستلزم آزادي سياسي، ثبات سياسي، آزادي اقتصادي و ثبات سياست هاي اقتصادي است.   براي پيشبرد اين اهداف جامعه ميبايست بر مبنايي خردگرا و آينده نگر سازمان داده شود تا بتواند با درک پارادايم هاي جهان کنوني موانع دموکراسي و توسعه اقتصادي را از سر راه  بر داشته  و کار استقرار دموکراسي و توسعه اقتصادي کشور را سامان دهد.  اکنون اقتصاد جهاني با چنان سرعتي در حال تحول است که شکست در برنامه اصلاحات اقتصادي و سياسي ميتواند ايران را به حاشيه اقتصاد جهاني براند و در فرصتي کوتاه آنرا اسير دور تسلسل باطل عقب ماندگي کند. 







تاريخ : چهارشنبه 10 فروردین 1390  | 11:46 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 43 :: 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >