شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

 

 

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

 

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد 

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

 

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

 

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

 

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

 

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو

به تو اصرار نکرده است فرایندش را

 

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

 

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید 

بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

 

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گم کرد خداوندش را !

 

 

کاظم بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 10:57 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

غزل گفتم، مبادا یک نفر هم بی خبر باشد

که خواهان تو باید بی گمان مرد خطر باشد

 

ببین نام تو را در شعر هایم منتشر کردم

نباید تا ابد احساس، مفقودالاثر باشد!

 

نه تنها بار غم را دوست دارم، شانه ی من هم

دلش می خواهد آن "بامی که برفش بیشتر..." باشد

 

نمی خواهم که عشق از ریشه هایم دست بردارد

چه عیبی تک درختی از رفیقان تبر باشد؟

 

چنان بی تاب تحسین تو هستم بعد هر شعرم

که دختربچه ای مشتاق لبخند پدر باشد!

 

 

حسین دهلوی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 10:56 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من

ای حسرت روز های شیرین در من

 

بی مهری انسان معاصر در توست

تنهایی انسان نخستین در من

 

 

میلاد عرفان پور


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 10:55 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

این طرف مشتی صدف ،آنجا کمی گل ریخته

موج،ماهــی های عاشق را به ساحل ریخته

 

بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره است

بعد از این در جــــام دریا ماه کامل ریخته

 

مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است

زندگـــی در کـــام ما زهــــر هلاهل ریختـــه

 

هر چه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند

حال، صدها دام دیگـــر در مقـــــابل ریخته

 

هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست

هر کجـــا پا میگذارم دامنـــــی دل ریخته

 

عارفـــی از نیمه راه تحیـــــر بازگشت

گفت ،خون عاشقان منزل به منزل ریخته

 

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 10:51 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

می کشم بر شانه هایم غربت ِاندوه را

غربتِ اندوهِ بی مانند ِهمچون کوه را

 

شانه هایم زیر این بیداد کم می آورند

کاش می شد کوه باشم این غم ِ بشکوه را

 

کاش دست مهربانی می زدود از روی لطف

لایه لایه دردهایِ مبهم ِانبوه را

 

کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود

درد های بی شمار ِشاعری نستوه را

 

دردهایی چون خوره خونِ غزل را می خورّد

کاش می شد باز گویم دردهای روح را …!

 

 

یدالله گودرزی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 6:26 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

من گفته بودم تا ابد مست در کوی توام

من گفته بودم از ازل در جستن بوی توام

 

چون غافلم در درس خود ھمواره بر پایم فلک

چون در میان جزوه ھا در جستن موی توام

 

من کافرم یا مسلمم ھرگز نمی دانم ولی

در ھر سحر بعد از خدا در سجده بر سوی توام

 

دنیا نمی فھمد چه کس بر روی آن ره می رود

من کور و کر باشد ولی در جستن روی توام

 

سرگشته و دیوانه ام از سرزنش ھا باک نیست

تنھا خدا میفھمدم چون در تکاپوی توام

 

 

نیما مهرجو


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 6:26 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

گفتم به بلبلی که: علاج فراق چیست؟

از شاخ گل به خاک فتاد و تپید و مرد!

 

 

حزین لاهیجی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 6:24 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

بیرحمی است این که نخواهی ببینمت

میدانم این که چشم به راهی ببینمت

 

گیسوی خویش را یله کن بافه بافه کن

تا صاف تر میان سیاهی ببینمت

 

در شام من ستاره ی دنباله دار باش

چرخی بزن که نامتناهی ببینمت

 

در چاه سینه ای دل غافل چه میکنی

بیرون بیا کبوتر چاهی ببینمت

 

در غرفه های نقش جهان چون صدا بپیچ

تا در شکوه و شوکت شاهی ببینمت

 

چندی است خو گرفته دلم با ندیدنت

عمری نمانده است الهی ببینمت

 

 

سعید بیابانکی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 6:23 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق

زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق

 

روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است

طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق

 

دست هایت را خودت "ها"کن اگر یخ کرده اند

از لب معشوقه هامان "ها" نمی آید رفیق

 

هضم دلتنگی برای موج‌ها آسان نیست

آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق

 

یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان

هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق

 

 

سجاد صفری اعظم


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 6:22 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

عهد کردم نشوم همدم پیمان شکنان

هوس گردش پیمانه اگر بگذارد

 

معتقد گردم و پابند و ز حسرت برهم 

حیرت این همه افسانه اگر بگذارد

 

همچو زاهد طلبم صحبت حوران بهشت

یاد آن نرگس مستانه اگر بگذارد

 

شمع می خواست نسوزد کسی از آتش او

لیک پروانهء دیوانه اگر بگذارد

 

شیخ هم رشتهء گیسوی بتان دارد دوست

هوس سبحهء صد دانه اگر بگذارد

 

دگر از اهل شدن کار تو بگذشت عماد

چند گویی دل دیوانه اگر بگذارد

 

 

عماد خراسانی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 مهر 1396 6:20 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 71 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:476525

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396