.jpg)
شهر کربلا-مناجات
خون چرا از دوری خاکت نبارم؟ کربلا!
ماندهام من بی تو از دنیا چه دارم کربلا!
گفتهاند از آسمانها، من ولی از کودکی
در هوای بوی خاکت بیقرارم کربلا!
روزها را هی شمردم تا که شد وقت سفر
تا بیایم لحظهها را میشمارم کربلا!
دست خالی آمدن سوی تو خوش اقبالی است
دارم آه و تشنگی در کوله بارم کربلا!
خاک ما گِل کردهاند از روز اول با فرات
زادهی عشق توأند ایل و تبارم کربلا!
بیقرار از دیدن سقای تشنه پیش آب
اشک ریزان تا قیامت روزه دارم کربلا!
من کبوتر نیستم - حالا بماند چیستم -
هر چه هستم، بسته بر این در مهارم کربلا!
با ملائک روضه میگیریم بگذارند اگر
ذرهای از تربتت را در مزارم کربلا!
«عاقبت خاک گِل کوزه گران» هم گر شوم
با نسیم آید به سوی تو غبارم کربلا!
آمدم، رفتم، چه میشد برنگردم یک سفر
مثل حُر روزی بگیری در کنارم کربلا!
ادامه مطلب
.jpg)
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
از کعبه شد جدا سيدالشهداء به قربانگاه عشق، ميرود از منا
حسين فاطمه ، عزيز مصطفي نور چشم علي ، همتاي مجتبي
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
پيوسته بر لبش ، لبيک و ياربش يار همراز او ، قهرمان زينبش
همگامي با وفا ، در نماز شبش همناله ، همنوا ، در هنگام دعا
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
آماده کن بستر ، بر سبط پيغمبر راهت گل افشان کن ، در مقدم اکبر
اي آغوش مهرت ، مهد علي اصغر رقيه مهمان است ، منزل کن مهيا
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
خون مبارزين ، رويت کند رنگين اي خاک تو مهر ، نماز مصلين
داري عجب آبي ، آب حيات است اين آيد لب فرات ، يک تشنه لب سقا
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
اي ماه محرم ، ماه خون و شمشير اي روز عاشورا ،ت روز عشق و تکبير
انقلاب ايران ، دارد ز تو تأثير گلگون ز شهيدان ، شد بهشت زهرا
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
هر مکان کربلاست ، هر زمان عاشوراست رشته مهر او ، رمز وحدت ماست
ماتمش جاويدان ، پرچم او بر پاست «حجت بن الحسن» ، گريد در اين عزا
السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا اي که پاينده شد ، از تو دين خدا
ادامه مطلب
.jpg)
|
خسته دل، از رنج هجرانيم، در را باز کن هر که هستيم از محبانيم، در را باز کن |
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات-کربلا
چشمه چشمه می جوشد خون اطهرت اینجا
کور می کند شب را زخم خنجرت اینجا
چشمه چشمه می جوشد از دلِ زمین هر شب
خون اصغرت آن جا، خون اکبرت اینجا
میرسد به گوشم گرم بانگ خطبهای پرشور
خطبهای که بعد از تو خوانده خواهرت اینجا
از فرات میجوشد موج و میزند بوسه
بر کرانه ی خشکِ حلق و حنجرت اینجا
در فضا عجب حزنی موج می زند امشب
شیهه می کشد اسبی روی پیکرت اینجا
این فرشتهی وحی است وحی تازه آیا چیست؟!
روی نیزه می خواند آیهای سرت این جا
کیست این که ناآرام در خرابه می گرید؟
موج میزند در خون، چشم دخترت اینجا
کربلا چه پیوندی با فدک مگر دارد؟
غصب میشود از نو سهم مادرت اینجا
یک نهال بارآور غَرس میشود در خاک
قطع میشود دستی از برادرت اینجا
حجّ ناتمام تو راز دیگری دارد
در غدیر خم جاری ست حجّ آخرت اینجا
این ضریح شش گوشه، حجّ پاکبازان است
آب میشوم از شرم در برابرت اینجا
ادامه مطلب
.jpg)
شوري عجيب در دل عالم نهاده اي
گويي به كل عالميان باده داده اي
بك عالم است ريزه خور سفره ي شما
سفره به وسعت همه دنيا گشاده اي
هر كس كه خواست از تو گرفت اي خداي جود
افزون ز ميل داده اي و كم نداده اي
اما جسارت است كمي از تو دلخورم
هر چند ما گدا و شما شاهزاده اي
يك سال هم گذشت پس اين كربلا چه شد؟؟
آن شب كه يادت هست خودت قول داده اي...
ادامه مطلب
.jpg)
کربــــــلا به خون خود تپیــدن است
جرعه جرعه مرگ را چشیدن است
کربلا صفا و مروه ای شگفت
پا به پای تشــــــنگی دویدن است
روضه نیست کربلا که بشنوی
کربـــلا سر بریــــــــده دیدن است
خلقت دوباره ، جلــــوهء جدید
کربـلا دوباره آفریـــــــــدن است
کربـــــــلا مرور روشــــــن معاد
از مغـــــاک خاک بر دمیدن است
حرمت حماسه ، غیرت غیور
قطره قطره خون شدن چکیدن است
هر چه می دوم به خود نمی رسم
کربلا به اصل خود رسیدن است.
ادامه مطلب
.jpg)
چه کربلا ست که آدم به هوش می آید
هنوز ناله زینب به گوش می آید
چه کربلاست کز آن بوی سیب می آید
صدای ناله ی مردی غریب می آید
چه کربلاست کز او بوی مشک می آید
هنوز ناله زلب های خشک می آید
چه کربلاست که بوی گلاب می آید
صدای گریه طفل رباب می آید
چه کربلاست که بوی عبیر می آید
صدای کودک نا خورده شیر می آید
چه کربلاست که بانگ صفیر می آید
هنوز ناله طفل صغیر می آید
چه کربلاست از آن ناله ی رباب آید
صدای ناله لالایی علی بخواب آید
جواب طفلک ششماه داده شد باتیر
عد و به تیر جفا داده بود اورا شیر
چرا نگفته کسی آب مهر مادر اوست
برای چیست که عطشان علی اصغر اوست
چه کربلاست که سقای آن شده بیدست
عدو زکینه سرش با عمود کین بشکست
چه کربلاست که آبش به قیمت جان است
به گوش جان همه جا ناله های طفلان است
مگر به کرببلا آب قیمت جان است
چرا نگفته کسی این حسین مهمان است
چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد
به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد
چه کربلاست علی اکبر اربا اربا شد
شهید کینه به پیش دو چشم بابا شد
چه کربلاست که چون نام کربلا ببرند
فلک به ناله ملک در خروش می آید
ادامه مطلب
.jpg)
آرزوی کربلا
چه میشه امام حسین هم منو دعوت بکنه
ببره تو حرمش غرق زیارت بکنه
چه میشه دستای خالی من هم پر بکنه
دست به هر سنگی بذارم واسه من در بکنه
صبح که از خواب پا بشم برم جوازش بگیرم
تا برم تو حرمش ضریح نازش بگیرم
بشینم توی رواقش و زیارت بخونم
آتش اسپند بزنم تو حرمش بگردونم
صحن جارو بزنم به مهموناش گلاب بدم
به کبوترای صحنش کمی دون و آب بدم
بشینم توی سراش نگاه گنبد بکنم
ان یکادی بخونم نگاه بد رد بکنم
بگیرم گهواره اصغر و لالا بخونم
نوحه سینه زنی یکه و تنها بخونم
پرچم سرخ حسین از این طرف نگاه کنم
با دلی پر غصه رو جانب خیمه گاه کنم
تل زینب برم و جنگ حسینش ببینم
قتلگاه سر بکشم تا نورعینش ببینم
راه بین الحرمین هم با وضو طی بکنم
جام چشم عاصیم لبالب می بکنم
میدون مشک ابوالفضل دل آدم می گیره
هر کسی آب ببینه بی خودی ماتم می گیره
صحن عباس برسم اذن دخولش بگیرم
التماسش بکنم مهر قبولش بگیرم
گریه اینقدر بکنم تا هفتا افلاک بگیره
توبه نامم بخونم تا بدی هام لاک بگیره
نذر عباس بکنم زیارتم خراب نشه
نقشه های تو سرم نقشه ی روی آب نشه
ادامه مطلب
.jpg)
شهر عشق
گرچه باور نمی کنم اما، می روم کربلا خدا را شکر
مردم! آقای مهربان آخر، راه داده مرا خدا را شکر
کربلایی و مبتلا داری، شهر عشقی برو بیا داری
بر سر قدس و کعبه جا داری، با دو گنبد طلا خدا را شکر
رازهایی است پشت ماتم تو، چه سُروری است آخر غم تو
شال مشکی چه روسفیدم کرد در دل این عزا خدا را شکر
گرچه دنیا چنین پر آشوب است، در کنار تو جای ما خوب است
گوشه ی کشتی حسینیم و گوشه ی چشم ناخدا را شکر
اینکه دل بی قرار عباس است، کار دل نیست کار عباس است
آنکه پروردگار عباس است اوست تنها خدا، خدا را شکر
بغض ها کینه ها عداوت ها، غصه ها ترس ها حسادت ها
فقط اینجا میان هیئت ها کرده ما را رها، خدا را شکر
درد ما چیست؟ عاشقی، مستی، ای که درمان دردها هستی!
اینکه لطفت نکرده تا حالا درد ما را دوا خدا را شکر
قاسم صرافان
ادامه مطلب
.jpg)
جان مولانا و سعدي و لسان الغيب ها
جان عطار و نظامي شاعران خاك ما
باد قربان همان شاعر كه از جانش سرود
بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي كربلا
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


