.jpg)
اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا آرزومه اي خدا ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا به ديار نينوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر من و قلب پرشرر من و يک عکس ضريح کربلا
حرم اربابم حسين صحن بين الحرمين شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اينه امتياز من که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا به مشام جان ما بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه محشري بر پا ميشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا به سپاس گريه ها ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا جاي جنت خدا ما بشيم ساکن کوي کربلا
ادامه مطلب

آمدم دفتر دل پیش شما باز کنم
آمدم پر بکشم طوف حرم ساز کنم
آمدم گریه کنم، ناله زنم، بر گویم
آمدم روضه ی چشمان تو از سر گویم
آمدم عرض کنم مشک فدای دو لبت
آمدم گریه کنم با نگهی بر علمت
آمدم تا بنویسم به خدا ماه توئی
آمدم داد زنم غیرت الله توئی
آمدم بوسه زنم گرد و غبار حرمت
آمدم رزق خورم از سر خوان کرمت
آمدم زیر لوای تو شهنشاه جلی
آمدم در حرم امن ابوالفضل علی
ادامه مطلب

از بلا تا کربلا راهی نبود
شب به پایان آمد و ماهی نبود
غم درون سینه ها غوغا نمود
در دلش غمها ولی چاهی نبود
کافران غرق گناه و معصیت
دین و دنیا را که اکراهی نبود
شهر را ماتم گرفت و همهمه
کفر طغیان کرده و شاهی نبود
وای من زینب چرا تنها شده
دختران گریان و همراهی نبود
ناله ی طفلان درون خیمه ها
گه گداری بود و گه گاهی نبود
داد و شیون در حرم بالا گرفت
ظلمتی در پیش و مصباحی نبود
بین عجب عظمی غمی بر پا شده
کربلا یک قصه ی واهی نبود
ادامه مطلب

دیشب به خواب، حرم شد مطاف من
قلبم به وجد آمده بود از طواف من
قلبم به صد طناب گره خورده بر حرم
گویا گشوده اند گره از کلاف من
طوف و سرشک و آه، خیال فدا شدن
رسم عبادت است در این اعتکاف من
داغ غم نگار، مرا آب می کند
طاقت ندارد عقل، کند گر مصاف من
خواهم که سر زنم که جای سرشک نیست
عقل از سرم رهاست که دل شد خلاف من
مقصد شدم کنون، کنون بین مقتلم
غافل دلا که تیغ گرفت از غلاف من
ادامه مطلب

من از زیارت باغ شقایق آمده ام
ز آشیانه ی مرغان عاشق آمده آم
برایتان سخن از درد و داغ خواهم گفت
و از خزان گل و برگ و باغ خواهم گفت

ادامه مطلب

کربلا: کل دین اسلام است
صورتی از مقـابـله با کفر
نه فقط یک زمین خاکی،که
یک عقیده ست: ازخدا تا کفر*

ادامه مطلب
.jpg)
کاف و ها و یا و عین و صاد یعنی کربلا
پایتخت دل حسین آباد یعنی کربلا
پابرهنه میروم سوی حریم پاک یار
در حقیقت محور " بالواد..." یعنی کربلا
از تولد با خودم همراه دارم تا به حال
تربتی که کار دستم داد یعنی کربلا
امر به معروفِ بعد نهی از منکر:حسین
مبدا پیدایش ارشاد یعنی کربلا
تا که میپرسم مراد از معدن الاسرار چیست
پاسخم را میدهم استاد یعنی کربلا
حکم یک دارالشفا دارد برای عاشقان
دردمندان! مرکز امداد یعنی کربلا
مهر تنها مهر سوق الزینبیه -پشت تل-
گریه بازار همه عباد یعنی کربلا
یک سفر رفتم و بعد از آن گرفتارش شدم
صید یعنی قلب من صیاد یعنی کربلا
حسرت دارالجنون را میخورم با خون دل
آری آری عشق مادرزاد یعنی کربلا
سینه زن ها بر رضا هم عرض حاجت میکنند
هر گره بر پنجره فولاد یعنی کربلا
نینوایی میشوم با یک نوای یا حسین
روضه آن هم کنج گوهرشاد یعنی کربلا
مقتل پر رمز و رازی که ز هفتاد ودو گل
می دهد خاکستری بر باد یعنی کربلا
هر بلایی بر سر آقای من آورده اند
آخرین جولانگه جلاد یعنی کربلا
کار دارد حق تعالی با سنان و حرمله
" إِنَّ رَبِّکَ لَبِاالمِرصاد " یعنی کربلا
سرزمینی که به هر گوشه کنارش مادری
در میان خاک و خون افتاد یعنی کربلا
روضه ام را در دو خط دیگر خلاصه میکنم
دلهره ، آتش ،حرم ، فریاد ، یعنی کربلا
ادامه مطلب

گرچه تلخ است غم عشق ولی مى چسبد
شهد عرفانی عهد ازلی مى چسبد
رو به شش گوشه ترین قبله عالم "هرصبح"
بردن نام حسین بن علی مى چسبد:
ادامه مطلب

چه میشد عشق،ما را توشه باشد
نصیبم برگی از آن خوشه باشد
خداوند حرم های مبارک
چه میشد قلب من شش گوشه باشد
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 



