شخصی به نام عبدالله ریاح، مرد نابینایی را دید و سبب کوری او را پرسید . او گفت: همراه سپاهیان اموی در کربلا بودم، ولی در جنگ علیه امام حسین (ع) و یارانش حضور نداشتم، شبی به خواب رفتم و در عالم رؤیا فردی را با قیافه ای موحش دیدم که مرا خطاب قرار داده و می گوید: رسول الله، تو را احضار نموده اند، گرچه من به دلیل هراسی که داشتم در رفتن تعلل ورزیدم، اما به اجبار مرا نزد آن سرور عالمیان بردند .