همین که یک شاعر؛ زیباترین کلمات و شیواترین احساسات خودش را به پای دلرباترین موجودات عالم هستی نثار کند؛ سرمایه هنرش را در بهترین جای ممکن به کار برده است. او به حکم «کل من علیها فان، و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» اثر خویش را از چنگال فنا و نابودی نجات بخشیده و به خاطر جاودانه بودن معشوقی که برگزیده، اثر خویش را نیز ماندگار کرده است.
سیدمحمد بابامیری شاعر غزل مرثیه «صد حنجره درد» از زمره چنین شاعرانی است. شعرهایی که از او دیده ام بیش تر، بذل راه خاندان پاکی ها بوده اند با این که بسیاری از سروده های او را ندید ه ام اما مؤلفه هایی که از شعر او در ذهن من ثبت است به طور دقیق به پرده کشیدن تصویرهای هنرمندانه، بدیع و متنوع با چاشنی رقیق و زلال اندیشه است.