بازماندگان غافل

67874047746892516119.jpg

بازماندگان غافل

 صعصة بن صوحان مى گوید: براى انجام نماز صبح در مسجد کوفه حاضر شدم . حضرتعلى (علیه السلام ) با ما نماز گذارد و پس از سلام نماز رو به قبله نشست وبه ذکر خدا پرداخت و به راست و یا چپ خود نگاه نمى کرد تا اینکه آفتاب زد.

سپسرو به ما کرد و فرمود: در زمان خلیل و دوستم رسول خدا صلى الله علیه و آلهو سلم کسانى بودند که در این مسجد شب تا صبح در سجده و رکوع به سر مى برندو چون سپیده مى دمید ژولیده مو و غبار آلود بودند و پیشانى آنان بر اثر سجده ى زیاد پینه بسته بوده آنگه که آنها به یاد مرگ مى افتادند، همچون درخت که به تازیانه ى باد مى لرزد، به اضطراب مى افتادند و مى گریستند چندان که لباسشان از اشک چشم تر مى شد.

آنگاه حضرت امیر (علیه السلام ) برخاست اما مى فرمود:

 گویا آنان که باز مانده اند غفلت به سر مى برند.


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:10 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

حکم آمین گفتن بعد از حمد

99260087110035097467.jpg

حکم آمین گفتن بعد از حمد

* رادیو قرآن عربستان حدیثى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به دینمضمون نقل کرد: هر گاه امام جماعت در پایان سوره حمد (غَیْرِ الْمَغْضُوبِعَلَیْهِمْ وَ‌لاَ الضَّآلِّینَ) مى‌گوید، ملائکه آسمان «آمین» مى‌گویند وهر کس به نحوى «آمین» بگوید که صدایش را تا صف جلو نماز جماعت بشنوند، تمام گناهان گذشته‌اش آمرزیده مى‌شود و راویان حدیث را نیز «عبدالله بن عمرو ابوهریره» گفته‌اند. آیا این حدیث نزد فقهاى شیعه نیز اعتبارى دارد یا خیر؟
* به چند دلیل این حدیث نزد فقهاى شیعه اعتبارى ندارد:
1. از امامان معصوم(علیهم السلام) روایتى بر تأیید گفتن «آمین» بعد از «ولاالضالّین» نمى‌یابیم، بلکه دستور به ترک آن داده‌اند؛ امام صادق(علیه السلام) به جمیل مى‌فرماید: (إذا کنت خلف امام فقرأ الحمد و فرغ من قراءتهافقل أنت «الحمدلله رب العالمین» و لاتقل آمین)؛ هنگامى که پشت سر امام جماعت ایستاده‌اى و او سوره حمد مى‌خواند و آن را به اتمام رسانید بگو: «الحمدلله ربّ العالمین» ولى «آمین» نگو.[12]
2. امام صادق(علیه السلام) گفتن «آمین» بعد از «ولاالضالّین» را از یهود و نصارى مى‌داند.
3. اجماع علماى شیعه در این باره با مستند قرار دادن روایات از امامان معصوم(علیهم السلام) بر بطلان نماز [در صورت گفتن «آمین»] فتوا داده‌اند.
افزون بر آن چه گذشت تکلیف ما در نماز خواندن سوره قرآن و قرآن بودن آیات مى‌باشد و حتى [به قول برخى از فقها] اگر آیات به قصد دعا، خوانده شوند، نماز باطل است[13] و اگر هنگام قرائت سوره حمد در نماز قصد دعا نماید، نمازش باطل است.
از طرفى، احادیثى که اهل تسنن براى جواز آمین گفتن به آن تمسک مى‌کنند، جعلى و ساختگى مى‌باشد و راوى آن (ابوهریره) به اعتراف و اقرار بزرگان اهل تسنن (خلیفه دوم)، انسان دروغ‌گویى بوده است؛ چنان‌که عمر بن خطاب بر ضد ابوهریره شهادت داد که او دشمن خدا و مسلمانان است و او را خیانتکار دانستهو او را ده هزار دینار جریمه و ملزم به پرداخت آن کرد و او را از حاکمیت بحرین کنار گذاشت.[14]
روایت مذکور (غیرمعتبر بودن ابوهریره) در منابع اهل تسنن نیز آمده است.[15]

[12]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج6، ص67.

[13]. ر.ک: همان; شیخ طوسى(رحمه الله)، التهذیب، ج 2، ص 75; حضرت امام خمینى، توضیح المسائل، ص 155، مسئله 1130.
[14]. ر.ک: علامه حلى، منتهى المطلب، ج 1، ص 281.
[15]. محمد بن سعد، طبقات الکبرى، ج 4، ص 335.

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:10 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

فلسفه نشستن و برخاستن در نماز

43327619205092465883.jpg

فلسفه نشستن و برخاستن در نماز

* فلسفه نشستن و برخاستن در نماز چیست؟
* آن چه در فلسفه ایستادن درنماز مى‌توان بیان کرد این است که: ایستادن، اشاره به توحید افعالى دارد؛ یعنى «عبد» در برابر حقِّ مطلق و مقام قیّومیّت، قیام کرده است؛ به گونه‌اىکه نمازگزار خود را در محضر حق، حاضر مى‌بیند و در عالمى که محضر ربوبیت خداوند است خود را از حضّار مجلس و از کسانى که در پیشگاه خداوند مؤدبانه ایستاده‌اند، مى‌داند؛ نمازگزار با تمام وجود چنین احساسى داشته و اهمیت مناجات با حق‌تعالى را کاملا درک مى‌کند. امام باقر(علیه السلام)مى‌فرماید:پدرم (امام سجّاد(علیه السلام)) وقتى به نماز مى‌ایستاد گویى شاخه درخت بود که جز آن چه باد از او به حرکت درآورد چیزى از او تکان نمى‌خورد.[39]
امام زین‌العابدین(علیه السلام) مى‌فرماید: از حقوق نماز [که باید رعایت شود] عبارت از این است که بدانى نماز ورود به محضر خدا است و بدانى که هنگام نماز در پیشگاه خدا ایستاده‌اى و...‌.[40]
آن چه در بیان فلسفه نشستن در نماز [که همان تشهد است]مى‌توان گفت این استکه: نمازگزار هنگام ورود به نماز در اذان و اقامه، شهادت به وحدانیت و رسالت و امامت مى‌دهد و در تشهد ـ هنگام خروج از نماز که در واقع خروج از فنا به بقا و از خودخواهى به خداخواهى است ـ در واقع یادآورى این حقیقت را دارد که نمازْ رسیدن به توحید حقیقى و شهادت به وحدانیت خداوند است و سرّ «اولیت» نماز که همان ایستادن در پیشگاه خداوند و سرّ نشستن که همان رسیدن به خداوند (تقرب به پروردگار) و شهادت به یکتایى او است، همه‌اش براى او است، چون همه چیز او است: (هُوَ الاَْوَّلُ وَ‌الاَْخِرُ وَ‌الظَّـهِرُ وَ‌الْبَاطِن)[41]؛اول و آخر و پیدا و پنهان او است. ایستادن آغاز، سفر براى خدا و نشستن اوجتعظیم و کرنش براى حرکت به سوى او است: (کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ)[42]؛همان‌گونه که در آغاز شما را آفرید باز مى‌گردید. پس در همه حالات (ایستادن یا نشستن) شایسته است، مقصد فراموش نشود و حقیقت وحدانیت و الوهیتحق تمام وجود نمازگزار را بگیرد و قلبش را در این سفر معراجى، خدایى کند، تا شهادتش حقیقت پیدا کند و از نفاق و شرک منزه گردد. شهادتى که در حال ایستادن هنگام اذان و اقامه گفته مى‌شود، شهادت قبل از سفر است و شهادتى کهدر حال نشستن در تشهد گفته مى‌شود، شهادت پس از سفر است. پس خوب است انسانبر این حالت خویش که مقام قرب الهى است مواظبت کند، تا همیشگى باشد.
امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: تشهد، ستایش خداوند بلند مرتبه است.[43]
آن چه از فلسفه ایستادن و نشستن در نماز گفته شد، تنها بخش بسیار کوچکى از آن است.[44]

[39]. همان، وسائل الشیعه، ج5، ص474.

[40]. محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج4، ص93.
[41]. حدید، آیه3.
[42]. اعراف، آیه29.
[43]. همان، ج5، ص17.
[44]. ر.ک: امام خمینى، آداب نماز، ص146ـ154 و ص362ـ363; عباس عزیزى، جامع آیات و احادیث نماز، ص171ـ192.

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:09 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

فلسفه یک رکوع و دو سجده

82128563861970231127.jpg

فلسفه یک رکوع و دو سجده

* چرا در نمازها یک رکوع و دو سجده انجام مى‌دهیم؟
* روایات اسلامى به نکته‌هایى در همین زمینه اشاره کرده‌اند که به نمونه‌اى‌از آنها اشاره مى‌کنیم:
1. از امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به همین پرسش، نقل شده است که فرمودند: چون نماز عبارت است از رکوع و سجود و تفاوتى میان این دو نیست، لکن چون رکوع عمل شخص ایستاده و سجده عمل شخص نشسته مى‌باشد و نماز نشسته نصف نماز ایستاده است، از این رو مى‌بایست عمل نشسته دو چندان شود تا با عمل ایستاده برابر گردد، لذا سجده تکرار مى‌شود تا با تعداد رکوع برابر شود.[1]
2. هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به معراج تشریف بردند، بادیدن عظمت پروردگار، به سجده رفتند. هنگامى که سر از سجده برداشتند بار دیگر عظمت پروردگار را دیدند و به سجده رفتند، از این جهت دو سجده در نماز واجب شد.[2]
3. فردى از امیرالمؤمنین على(علیه السلام) پرسید: معناى دو سجده چیست؟ حضرت فرمودند: سجده اوّلى تأویلش این است که وقتى سر برخاک مى‌گذارى یعنى خدایا! از همین خاک مرا خلق کردى و چنان‌چه سربرداشتى یعنى از همین خاک مرابیرون آورى، وقتى براى بار دوم سر بر خاک نهادى معنایش این است که خداوندا! مرا به همین خاک دوباره باز خواهى گرداند و چون سربرآورى یعنى از همین خاک دوباره خارج خواهى ساخت.[3] قرآن نیز به همین مطلب اشاره دارد(طه، آیه 55).
* به چه دلیل خواندن قرآن در رکوع و سجود مکروه است؟
* کراهت خواندن قرآن در رکوع و سجود به علت این است که در روایات از آن نهى شده از جمله: حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: چند نفر نباید قرآن بخوانند، رکوع کننده و سجده کننده در نماز، کسى که در دست‌شویى و حمام است،کسى که جنب است [و]، زنانى که عذر شرعى دارند.[4]

[1]. ر.ک: شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص262.

[2]. ر.ک: شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج4، ص680; عبدالله جوادى آملى، اسرار الصلاة، ص61.
[3]. ر.ک: همان، علل الشرایع، ج2، ص336.
[4]. ر.ک: همان، وسائل الشیعه، ج6، ص246 و شیخ صدوق، خصال، ص357.

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:09 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]