اسرار تاکید مسواک زدن قبل از نماز

67371893491836570313.jpeg

اسرار تاکید مسواک زدن قبل از نماز

سرّباطنی مسواک زدن قبل از وضو این است که مجرای ذکر خداوند منان پاک باشد، زیرا دهان مجرای قرآن است و اگر آلوده بود، خواندن نماز که قسمت عمده آن قرآن است، اثر کافی را نمی‌بخشد.

 آیینمقدس اسلام آن چنان برای مسواک زدن ارزش قائل است که پیامبر گرامی اسلام آن را سنت انبیاء الهی دانسته‌اند «السّواک من سُنن المرسلین» و حتی به صورت امر به معروف به مؤمنینی که از این سنت نبوی غفلت می‌ورزند، هشدار می‌دهد . اینکه قبل از وضو دستور به مسواک زدن داده شده است و چه اسرار باطنی در آن نهفته است، واحد پرسش و پاسخ مرکز تخصصی نماز این گونه بیان می‌کند: مسواک نماد پاک کردن ظاهر و باطن دهان می‌باشد، سر ظاهری مسواک ایناست که اگر پسماند غذا در دهان باقی مانده است، خارج شود و دهان هنگام ذکرتمیز باشد. در هنگام نماز دهان خوشبو باشد تا موجب اذیت خود و دیگران هنگام قرائت نشود، رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود «راه قرآن را پاک نگاهدارید»، گفتند «ای رسول خدا! راه قرآن چیست؟»، فرمود «دهان شما»، گفتند «به چه پاک کنیم؟»، فرمود «با مسواک زدن»[i] آن قدر مسواک برای نماز مهم است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند «لا ان اشق على امتى ، لامرتهم بالسواکمع کل صلوه»، «اگر بر امت من سخت و دشوار نبود، هر آیینه به آنها دستور مى‌دادم که با هر نماز مسواک بزنند»،[ii]
در مورد زیاد شدن ثواب نماز با مسواک فرمودند «رکعتین بسواک، احب الى الله - عزوجل - من سبعین رکعه بغیر سواک »؛ «دو رکعت نماز با دندان‌هاى مسواک زده، نزد خداوند از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک بهتر است».[iii]
سر باطنی این عمل این است که مجرای ذکر خداوند منان پاک و تمییز باشد، زیرا دهان مجرای قرآن است و اگر آلوده بود، خواندن نماز که قسمت عمده آن قرآن است، اثر کافی را نمی‌بخشد، چرا که اگر آب زلال را از نهر کثیف و لایروبی نشده بگذرانید، هر چند آب تمیز باشد، تیره می‌شود، لذا بنده‌ای که در مقابل خالق خود برای لحظاتی به فیض حضور می‌رسد، شایسته است همه اعضا و جوارحش حتی دهانش که مجرای ذکر نورانی است، پاک و تمیز باشد. 

پی‌نوشت‌ها:
 
[i]قال رسول الله(ص): نظِفّوا طریق القرآن.قیل: یا رسول الله و ما طریقُ القرآنِ؟قال: افواهکم. قیل: بماذا؟قال: بالسوّاک.» بحار ج921 ص 213
 [ii] (میزان الحکمه، ج 4، ص 597)
 [iii] (سفینه البحار، ج 1، ص 675)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 خرداد 1394  ] [ 6:23 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

حضرت سلیمان و نماز

16161114945612756244.jpg

حضرت سلیمان و نماز

کتاب ارزشمند ارشاد دیلمى روایت مى کند :

* لباس سلیمان لباسى بس عادى بود ، در حالى که سلطنت و حکومت و مالى

که در اختیارش بود براى احدى از گذشتگان و آیندگان مقرّر نشد .

او شبهاى خو را به نماز تمام مى کرد ، در حالى که همچون چشمه ى جوشان

بهارى از دیده اشک مى ریخت . آن حضرت اداره ى امور معاشش از طریق زحمت

بازوى خودش بود(1) .

علماىاهل سنّت در تفسیر آیات 30 تا 33 سوره ى ص متمایل به این معنا شده اند که سلیمان در بازدید از اسبهاى آماده براى جنگ از نماز عصرش غافل شد و به وقت غروب آفتاب متوجّه از دست رفتن نماز گشت و به این خاطر به غم و غصّه ى شدیدى دچار آمد

آن گاه خداوند قادر آفتاب را براى او برگرداند تا نماز عصرش را در ظرف معیّن وقتش بجاى آورد !

امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت باقر (علیه السلام) نظر کعب الاحبار و علماى اهل سنّت را مردود دانسته و دامن حیات باعظمت سلیمان را در تمام عمر از قضا شدنیک نماز پاک مى دانند .

درروایات شیعه آمده است که نماز سلیمان از اوّل وقت به تأخیر افتاد ، و به این جهت سخت ملول شد . حضرت حق آفتاب را به وقت عصر برگرداند تا آن مرد بزرگ الهى و آن پیامبر معصوم نمازش را به وقت فضیلتش ادا نماید(2) .

 آرى! بر اساس معرف اسلامى ـ البته معارف ملکوتى و باارزشى که شیعه نقل کرده است ـ حیات انبیاى حق از هر عیب و نقصى حتى قبل از مبعوث شدن مبرّا بوده است و پیامبرى نبوده که در عین آن همه زحمت و رنج روزانه ، نمازى از نمازهایش قضا شده باشد .

1 ـ بحارالانوار : 14 / 83.

2 ـ بحارالانوار : 14 / 98 ـ 103 .


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 خرداد 1394  ] [ 6:22 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

رفع بلا به وسیله نمازگزار

89257013275743527304.jpg

رفع بلا به وسیله نمازگزار

قال الصادق - علیه السلام -:

ان الله یدفع بمن یصلى من شیعتنا عمن لایصلى من شیعتنا و لو اجمعواعلى ترک الصلوة لهلکوا؛

همانا خداوند به وسیله شیعیانى که نماز به جا مىآورند، از شیعیان بى نماز (بلا) را دفع مى کند، ولى اگر همه تارک نماز بودند، هرآینه همه هلاک مى شدند.

(مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 184)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 خرداد 1394  ] [ 6:22 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز و تسلط بر قوه خیال

10557209218447028003.jpg

نماز و تسلط بر قوه خیال

نماز برای حضور قلب است. اصلا حضور قلب یعنی چه؟ این مسأله حضور قلب خیلی تعبیر عجیبی است. حضور قلب یعنی دل حاضر باشد و غایب نباشد، یعنی تو وقتی نماز می خوانی و رویت به طرف قبله است، حاضر غایب کن، ببین دلت در نماز حاضر است یا غایب؟ شما در اول نماز، دلتان را حاضر غایب می کنید و او حاضر می شود. دلتان هم می خواهد حاضر باشد. تا می گویید «الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین»، یک وقت می بینید این شاگرد کلاس فرار کرده؛ شما درس را از اول تا آخر داده اید ولی خود شاگرد در کلاس نبوده است.

وقتی که ما نماز می خوانیم و می گوییم «الحمدلله رب العالمین» داریم به دل خودمان تفهیم می کنیم، به روح خودمان تلقین می کنیم،اما وقتی «السلام علیکم و رحمةالله و برکاته»، گفتیم می بینیم این جسم ما،یعنی زبان ما، اعضاء و جوارح ما، مشغول درس دادن به دل ما بوده است و شاگرد کلاس، این دل بوده است اما متأسفانه در اینجا وضع به گونه ای بوده کهما درس را داده ایم، شاگرد، اول کلاس گفته حاضر و فرار کرده است و ما درس را داده ایم و هدر درس داده ایم. به ما گفته اند حضور قلب، دل تو در نماز حاضر باشد و غایب نباشد. در این زمینه هم باز مطالب زیادی است؛ روایتی هست از امام رضا (ع)، حدیثی هست از رسول اکرم (ص) و از علما کسی که بهتر از همه این مطلب را بیان کرده شیخ الرئیس، بوعلی سیناست.در باب عبادت عارف می گوید: «العبادة عندالعارف ریاضة ما لهممه و قواه المتخیلة والمتوهمة لیجرها بالتعوید عن جناب الغرور الی جناب القدس»، (این مضمون عین مضمون حدیث است، درست است که بوعلی از پیغمبر و ائمه گرفته است)،می گوید: «آدم عارف که عبادت می کند، یک آدم دانا و شناسا وقتی که عبادت می کند، در عبادت بیش از هر چیزی به تمرکز قوه خیال خودش اهمیت می دهد که ذهن متوجه خدا بشود و قوه خیال همیشه حاضر باشد و از سر این کلاس فرار نکند».

منـابـع

مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 111

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 5 خرداد 1394  ] [ 6:21 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]