فلسفه روبه قبله نماز خواندن

27646742996395310381.jpg

فلسفه روبه قبله نماز خواندن

* چرا مسلمانان هنگام نماز به سمت خاصى رو مى‌کنند؟ چرابااین که کعبه از سنگ و گل است باید سوى آن نماز بخوانیم؟
* خداوند مى‌فرماید: (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ‌الْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَ‌سِعٌ عَلِیمٌ)[15]؛ مشرق و مغرب براى خدا است، پس به هر طرف که رو کنید همان‌جا رو به خدا دارید که خدا واسع و داناست.
اینآیه مربوط به تغییر قبله است؛ هنگامى که قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر یافت، یهود در مقام انکار برآمدند و ایراد گرفتند که مگر مى‌شودقبله را تغییر داد. آیه نازل شد و جواب داد که شرق و غرب و هر جهتى صلاحیتدارد به اذن و دستور خداوند قبله باشد؛ مدتى مسجد الاقصى و بعد از آن کعبه


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:08 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

علت خواندن‌آیه (إنّ الله و ملائکته یصلون...)

07186891855588219017.jpeg

علت خواندن‌آیه (إنّ الله و ملائکته یصلون...)

* چرا بعد از قرائت آیه: (إنّ الله و ملائکته یصلون على النبى...) پس ازپایان نمازها باید سه بار صلوات بفرستیم؟ لطفاً فلسفه آن را بیان کنید.
* این کار ریشه در روایت‌هاى اسلامى دارد و در سنت و سیره پیشوایان معصوم(علیهم السلام) چنین آمده است و مؤمنان نیز به پیروى از سنت و سیره آنبزرگواران چنین اذکار و دعاها و تعقیباتى را به جا مى‌آورند؛ چنان که حضرتامام موسى کاظم(علیه السلام) مى‌فرماید: هر کس بعد از نماز صبح و نماز مغرب قبل از آن‌که‌پاهایش را حرکت دهد [هیئت نشستن در حال نماز را به هم بزند] و یا کسى سخنى بگوید، آیه (إنّ الله و ملائکته و یصلّون على النّبى...) را بخواند، و بگوید: خدایا بر محمد و ذریه آن حضرت درود بفرست، خداوند صد حاجت او را برآورده مى‌کند که هفتاد حاجت در دنیا و سى حاجت دیگردر آخرت براى او برآورده مى‌شود.1

1. ر.ک: همان، ص58.

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:08 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

‌صبح و شام یاد خدا

82128563861970231127.jpg

‌صبح و شام یاد خدا

و اذکر ربّک فی نفسک تضرّعاً و خیفةً و دون الجهر من القول بالغدوّ و الآصال و لا تکن من الغافلین.
پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و خوف و آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش.«اعراف ، 205»
دراین آیه به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دستور می‌دهد (و البته یک حکمعمومی است اگر چه روی سخن در آن به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ شده همانند بسیاری دیگر از تعبیرات قرآن).
و اذکر ربک فی نفسک تضرعاً و خیفة
پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و خوف یاد کن.
سپس اضافه می‌کند:
و دون الجهر من القول. و آهسته و آرام نام او را بر زبان بیاور
و این کار را همواره صبحگاهان و شامگاهان تکرار کن، بالغدو و الاصال.
(آصال) جمع (اصیل) به معنی نزدیک غروب و شامگاه است. و هرگز از غافلان و بیخبران از یاد خدا مباش. و لا تکن من الغافلین
یادخدا در همه حال و در هر روز و در صبحگاهان و شامگاهان مایه بیداری دل‌ها وکنار رفتن ابرهای تاریک غفلت از دل آدمی است، یاد خدا همچون باران بهاری است که چون بر دل ببارد گل‌های بیداری، توجه، احساس مسؤولیت، روشن بینی و هر گونه عمل مثبت و سازنده‌ای را می‌رویاند.[1]


[1] . تفسیر نمونه،‌ ج 7، ص 69 ـ 73.


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:07 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

و آنها که از نمازها مواظبت می‌‌نمایند، آنها وارثانند.

82554950183113146970.jpg

و آنها که از نمازها مواظبت می‌‌نمایند، آنها وارثانند.

و الّذین هم علی صلواتهم، یحافظون، اولئک هم الوارثون.
و آنها که از نمازها مواظبت می‌‌نمایند، آنها وارثانند. «مومنون ، 9 و 10»
دراین آیه یکی از ویژگی مؤمنان را که محافظت بر نمازها است بیان کرده می‌گوید: آنها کسانی هستند که در حفظ نمازهای خویش می‌کوشند «و الذین هم علی صلواتهم یحافظون».
ـجالب این که: نخستین ویژگی مؤمنان را خشوع در نماز و آخرین صفت آنها رامحافظت بر نماز شمرده است، از نماز شروع می‌شود و به نماز ختم می‌گردد چرا که نماز مهمترین رابطه خلق و خالق است.
نماز برترین مکتب عالی تربیت است.
نماز وسیله‌ بیداری روح و جان و بیمه کننده‌ انسان در برابر گناهان است.
خلاصه نماز هرگاه با آدابش انجام گیرد زمینه مطمئن برای همه‌‌ خوبی‌ها و نیکی‌ها خواهد بود.
(والذین هم علی صلواتهم یحافظون) صلوات جمع صلاة (نماز) است و اگر فرموده: نماز را محافظت می‌کنند، خود قرینه‌ این است که مراد محافظت بر عدد آن است،پس مؤمنین محافظت دارند که یکی از نمازهایشان فوت نشود و دائماً مراقب آنند، حقّ ایمان هم همین است که مؤمنین را به چنین مراقبتی بخواند.
وبه همین جهت کلمه صلوة را در اینجا جمع آورد و در جمله: (فی صلوتهم خاشعون) مفرد برای این که خشوع در جنس نماز، ‌و به طور مساوی شامل همه است دیگر لازم نیست که آن را جمع بیاورند.[1]


[1] . تفسیر المیزان، ج 15، ص 14.


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 خرداد 1394  ] [ 5:07 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]