اهمیت دادن به نماز جماعت در هر حال و مکانی

اهمیت دادن به نماز جماعت در هر حال و مکانی

09663361373974026190.jpg

 کسىکه بر آن باشد که در هر جا و در هر موقعیت و فرصتى، نماز خود را به جماعت بخواند، (در روز قیامت) جزو اولین گروه با سبقت‏ گیرندگان، با چهره‏اى روشنتر از ماه شب چهاردهم (بدر) به سرعت برق از پل صراط خواهد گذشت، و به ازاىهر روز و یا شبى که توفیق شرکت در نماز جماعت را داشته است ثواب یک شهید را به او خواهند داد.
(پاداش نیکی ها و کیفر گناهان، ص 746 و ثواب الاعمال عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه حسن زاده، ص673 )

 یکىاز صحابه‏ ى پیغمبر «صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» گفته: هر کس مدام پنج نماز را اول وقت بخواند خداوند نُه عنایت در حق او بفرماید: محبوب خدا شود،بدنش سالم ماند، ملائکه از او محافظت کنند، برکت در خانه‏اش پدید آید، سیماى صالحان پیدا کند، دلش نرم شود، از پل صراط چون برق جهنده بگذرد، از آتش نجات یابد، در جوار خدا با کسانى مأنوس شود که نه ترسى دارند و نه اندوهى.(نصایح،  ص 296)

وهر کس یک شبانه روز در یک بیمارى درد کشد، و رنج خود را به عیادت‏ کنندگانشکایت نکند، پروردگار در روز بازپسین وى را با ابراهیم [خلیل الرّحمن‏] علیه السّلام مبعوث فرماید، تا از پل صراط بگذرد همانند برقى جهنده

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:40 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

کدام تفکر از عبادت یک سال بالاتر است

 کدام تفکر از عبادت یک سال بالاتر است

56671649970923532050.jpg

آقای قدس می گوید:

«روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعتنماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.

آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.

آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق علیه السلام می فرماید:

« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »

آیتالله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرمودهبود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند وبه این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »

 منابع:

رضا باقی زاده، برگی از دفتر آفتاب: شرح حال شیخ السالکین حضرت آیت الله العظمی بهجت

سیدمهدی ساعی، به سوی محبوب: دستورالعملها و رهنمودهایی از شیخ الفقها والمجتهدین، عارف ربانی حضرت آیه الله العظمی بهجت مدظله العالی


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:39 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

چرا نماز می خوانیم ولی به معراج نمی رویم؟

چرا نماز می خوانیم ولی به معراج نمی رویم؟

31337640115668881830.png

مادرهمه ارزش ها و کمالات انسانى «ایمان به خدا» است. در روایات ما آمده است که: «اَلصَّلوةُ معراج المۆمن»؛(1) نماز معراج مۆمن است؛ پس چرا ما سال ها نماز مى‌خوانیم و حتى یک بار نیز احساس نمى‌کنیم به معراج رفته باشیم؟! قرآن مى‌فرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ ...»(2) همانا نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‌دارد؛پس چرا ما عمرى است نماز مى‌خوانیم، ولى هنوز این همه مرتکب گناه و اعمال زشت مى‌شویم؟! و ده ها اثر دیگر که در آیات و روایات ذکر شده، ولى ما آن رادر خود نمى‌بینیم.

زیرا ما «نماز» نمى‌خوانیم. آنچه ما به جا مى‌آوریم صورت ظاهرش شبیه نماز است و ما تنها اداى نماز را در مى‌آوریم! کسى که وقتى «السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» مى‌گوید تازه یادش مى‌آید که نماز مى‌گزارده است، آیا به راستى «نماز» خوانده است؟! بسیارى از ما مسایلى را که در فرصت هاى دیگر نمى‌توانیم به آنها فکر کنیم به وقت نماز موکول مى‌کنیم تا در حین نماز به تحلیل و بررسى آنها بپردازیم! نمازهایى که ما مى‌خوانیم نه تنها موجب تکاملما نمى‌شود، که ما باید از آنها توبه کنیم!

اگرکسى در حالى که با شما سخن مى‌گوید، رویش را به سویى دیگر کرده و مرتب بالا و پایین و چپ و راست را نگاه کند، آیا آن را بزرگ ترین اهانت و بى احترامى به خود تلقى نمى‌کنید؟! به راستى عبادت ها و نمازهاى ما «اهانت»است یا «عبادت»؟! در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت مى‌فرمایند: آیا کسى که چنین نمازى مى‌خواند، نمى‌ترسد از این‌که خداى متعال او را به صورت الاغى مسخ نماید؟!

هرجمله و ذکرى را که مى‌گوییم به معنا و مفاد آن توجه داشته باشیم. این چیزىاست که حتماً باید بر آن اصرار بورزیم. اگر در یک نماز، موفق به این کار نشدیم، در نماز بعدى حتماً سعى کنیم که این کار را انجام دهیم. اگر در نمازبعدى هم موفق نبودیم، در نماز پس از آن سعى کنیم، و خلاصه، این امرى است که حتماً باید به آن دست پیدا کنیم.

پی نوشت ها:

1. ارشاد القلوب، ج 2، ص 217.

2. سوره مبارکه عنکبوت، آیه 45.

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:39 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز بالاترین ذکر

نماز بالاترین ذکر

52057517313074201611.jpg

(و لذکر الله اکبر)
نامیدن نماز به ذکر برای این است که نماز هم مشتمل است بر ذکر زبانی از تهلیل و حمد و تسبیح و هم به اعتباری دیگر مصداقی است از مصادیق ذکر چون روی هم آن عبودیت بنده، خدای را مجسم می‌سازد، و لذا خدایتعالی نماز را ذکرالله نامیده فرمود

(اذانودی للصلوة من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله) چون روز جمعه به سوی نمازندا می‌شود، بشتابید به سوی ذکر الله و هم به اعتباری دیگر امری است که ذکر بر آن مترتب می‌شود، ترتّب غایت بر صاحب غایت، یعنی نتیجه نماز یاد خدااست، همچنان که آیه (و اقم الصّلوة لذکری)، نماز بپا دار برای یاد من به آن اشاره می‌کند.
جمله (و لذکر الله اکبر) اثر دیگری از نماز بیان می‌کند، و آن اثر، بزرگتر از اثر قلبی است.
پس فرمود: نماز بگذار تا تو را از فحشاء و منکر باز بدارد، بلکه آنچه عایدتو می‌کند بیش از این حرفها است، چون مهم‌تر از نهی از فحشاء و منکر این است که تو را به یاد خدا می‌اندازد و این مهم‌تر است، برای اینکه ذکر خدا بزرگترین خیری است که ممکن است به انسان برسد و چون ذکر خدا شامل همه خیراتاست و نهی از فحشاء و منکرات نسبت به آن فایده‌ای جزئی است.[1]
یاد خدا مایه‌ حیات قلوب و آرامش دلها است و هیچ چیز به پایه‌ آن نمی‌رسد (الا بذکر الله تطمئن القلوب) آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان دلها است.[2]
اصولاً روح همه عبادات چه نماز و چه غیر آن ذکر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقیبات نماز، همه و همه در واقع، یاد خدا را در دل انسان زنده می‌کند.[3]
در تفسیر مجمع البیان آمده:
مهم‌ترین چیزی که انسان را از فحشا و گناهان باز می‌دارد یاد پروردگار و همیشه به یاد دستورات او از امر و نهی و ثوابها و عقابها بودن است و این بهترین لطف وچیزی است که انسان را همیشه به یاد خداوند واداشته و ازگناهان دور می‌نماید.

پی نوشت ها:

[1] . المیزان، ج 16، ص 213 ـ 214.
[2] . تفسیر نمونه، ج 16، 287 و 288.
[3] . تفسیر نمونه، ج 16، 287 و 288.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:38 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]