گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

27529247494111705081.jpg

بدونتردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق). پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بُعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بُعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم.

قرآن کریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است که: «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ 1؛ آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زکات را ادا می‏کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‏نمایند.»

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است؛ اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می‏کنند.

 شهید علامه آیة الله مطهری :

«بهپا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود؛ یعنی نماز به صورت یک پیکر بی‏روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14سوره طه بداناشاره شده: «اقم ‏الصلوة لذکری» یاد خدا بودن مساوی است با فراموش کردن غیر خدا؛ اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، ربّ بودن، رحمان بودن،رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی‏ترین تأثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آنچنان ساخته می‏شود که مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امکان‏پذیر نیست.»2

پی نوشت ها:

1- حج، آیه 41.

2آشنایی با قرآن، سوره ‏های حمد و بقره، ص67 و 68.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:11 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

56592504743250166246.jpg

دردو آیه از قرآن، نماز خواندن با کسالت از ویژگی‏های منافقان شمرده شده است: «وإِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً ؛1ومنافقانخدا را فریب می دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فریب می دهد و، چون به نمازبرخیزند با اکراه و کاهلی برخیزند و برای خودنمایی نماز کنند و در نماز جزاندکی خدای را یاد نکنند.»

 «وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِوَلاَ یَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ کُسَالَى وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ کَارِهُونَ ؛2هیچ چیز مانع قبول انفاقهایشان نشده مگر آنکه به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده اند و جز با بی میلی به نماز حاضر نمی شوند و جز به کراهت انفاق نمی کنند.»

و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی‏کیفیت که به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست. در روایتی از حضرت امام سجّاد(علیه‌السلام) می‏خوانیم: «انّ المنافق ینهی و لا ینتهی و یأمر بما لایأتی و إذا قام إلی الصّلوة اعترض؛ همانا منافق(از کار زشت) نهی می‏کند، ولی خود از آن کار دستنمی‏کشد و فرمان می‏دهد(به خوبی) ولی خود انجام نمی‏دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می‏کند.» راوی می‏گوید: پرسیدم: «ما الإعتراض؛ اعتراض چیست؟»

حضرت فرمود: «الالتفات و اذا رکع ربض؛ رو به راست و چپ گردانیدن و چون رکوع کند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستدو به همان حال به سجده رود.»3

 پی نوشت ها:

1- نساء، آیه 142.

2- توبه، آیه 54.

3- اصول کافی، ج دوم، ص396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث3).


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:11 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز با خشوع

نماز با خشوع

45841208797359956704.jpg

از مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است.

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ  الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ 1؛ به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند.»خشوعبه معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمیدر انسان پیدا می‏شود و آثارش در بدن ظاهر می‏گردد. فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلک و هو مأخوذ من خشعت الارض اذا سکنت و اطمأنّت2؛ خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سکون و اطمینان است، آن چنان که برای سکون زمین واژه خشوع به کار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض.»

خشوع در نماز؛ یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان که برگزیدگان خداوند پیامبر و آلش(علیهم‌السلام) چنین بودند. اولین فرودگاه این خشوع روح است که بر جسم نیز اثر می‏گذارد؛ یعنی آن کس که در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی باریش و صورت ندارد! در حدیثی می‏خوانیم که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی می‏کند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه3؛ اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می‏شد.

پی نوشت ها:

1- مؤمنین، آیه 2.

2- المصباح المنیر، ص170.

3- مجمع البیان، ج7، ص99؛ انوار التنزیل بیضاوی، ج3، ص159 و کنزالدقائق،، ج7، ص559.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:10 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تکرار نشانه عظمت نماز

تکرار نشانه عظمت نماز

62443733814860714040.jpg

 توجه مکرر به یک چیز در نهایت انعطاف ودرخواست انجام متوالی یک وظیفه از طرف مولی، انسان را از اهمیت وعظمت آن آگاه می کند.اگر به کسی تکلیف شود کهباید روزانه پنج بار با شخصیتی ملاقات کند وقبل از ملاقات شرایط وآداب خاصی را رعایت نماید بدون شک این سوال پیش می آید که اوکیست؟ وچقدر از اهمیت برخورداراست که باید هر روز ،چند مرتبه سراغ اورفته ووی را ملاقات نمود؟ نماز عبادتی است که هر روزه چند نوبت تمامی مسلمانان به سوی آن سوق داده می شوند و غیر از ملاقاتهای ضروری والزامی که با عنوان واجب مشخص شده است ، ملاقاتهای آزاد نیز برای بندگان،باعنوان نمازهای نافله ومستحبی،پیش بینی گردیده‌است(1) این عبادت که به ظاهر تکراری می نماید به نردبان ترقی انسان تشبیه گردیده(2)که هر جزء وهر رکعت ازآن پلکانی است که انسانها را بهمقام برتر عروج می دهد.

پی نوشت ها:

1. محمد رضا رضوانطلب ،همان ، ص 86و 87 .
2.عبدالواحد بن محمد آمدی، همان ، ج2 ، ص 1682.

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:09 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]