چرا قبل از قنوت “کذلک اللهُ ربّی” می گوییم؟

چرا قبل از قنوت “کذلک اللهُ ربّی” می گوییم؟

سورۀتوحید دارای مضامین بلندی است که به نوعی شناسنامه خداوند است، در این سوره خداوند را به توحید و بی‌نیازی معرفی می‌کند؛ لذا عبارت «کذلک الله ربّی» تأکید و اعترافی است از طرف قاری و خواننده که خداوند همین گونه است که این سوره مبارکه معرفی می‌کند.

در روایتی آمده است که امام باقر(ع) بعد از قرائت سورۀ توحید، می‌فرمود: کذلک الله ربّی؛ یعنی خدای من همان‌گونه است که در این سوره بیان شده است.[۱]
لذا فقها در باب قرائت سوره توحید در نماز گفته‌اند: مستحب است بعد از خواندن سورۀ «قل هو اللّهُ احد»، یک، یا دو، یا سه مرتبه «کَذَلِکَ اللهُ ربّى» یا سه مرتبه «کَذَلِکَ اللّهُ رَبُّنٰا» بگوید.[۲]
پس گفتن این عبارت مخصوص رکعت دوم و قبل از قنوت نیست و در هر رکعت که سورۀ توحید خوانده شود، مستحب است بعد از آن این عبارت گفته شود.

پی نوشت ها :
[۱]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۷۱، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ق.
[۲]. توضیح المسائل(محشی)، ج ۱، ص ۵۶۰٫

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:05 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز، سپاس نعمت

نماز، سپاس نعمت

41580138447714645874.jpg

انسان،اسیر محبت دیگران است و نعمت و نیکی، انسان را به مقام سپاس و تشکر مى‌کشد. اگر کسى نعمتى به ما بخشید و احسانى در حق ما کرد، با زبان و عمل، سپاسگزار او مى‌شویم. ما بنده خداییم و غرق در نعمت‌‌هاى او، پس در هر نفسی، نه یک نعمت بلکه صدها نعمت موجود است و در این نعمت‌ها نه یک شکر، بلکه هزاران شکر لازم است. کافى است که اندکى چشم بصیرت بگشاییم و ببینیم لطف و فضل خدا را درباره خودمان، آن گاه خواهى نخواهى سپاس او خواهیم گفت. نماز، نوعى سپاس از نعمت‌هاى فراوان و بى‌شمار اوست.
خداوند، به ما هستى بخشید. آنچه براى زندگى مادى و معنوى لازم داشتیم، عطا کرد. هوش و عقلو استعدادمان داد. قطرات باران، برگ درختان، ماهیان دریا، پرندگان آسمان، نورخورشید و هدایت عقل و ولایت پاکان و راهنمایى وجدان را جهت سعادت ما ارزانى داشت. اعضایى متناسب، قوایى مفید، مربیانى دلسوز، طبیعتى رام و مسخربراى ما قرار داد، تا با او بیشتر آشنا باشیم. اگر لب ما نرم نبود، توان سخن گفتن نداشتیم. اگر انگشت شست نداشتیم، حتى دکمه یقه خود را نمى‌توانستیم ببندیم.
اگر آب‌ها، شور و تلخ بود، درختان نمى‌رویید. اگر زمین جاذبه نداشت، اگر فاصله خورشید به ما نزدیک‌تر بود، اگر هنگام تولد، مکیدن را نمى‌دانستیم، اگر قدرت نطق و گویایى نداشتیم، اگر چشم‌مان نابینا بود، اگر از موهبت عقل بى‌بهره بودیم... و هزاران اگر دیگر. به تعبیر قرآن، نعمت‌هاى الهی، قابل شمارش نیست. آیا این همه نعمت، تشکر لازم ندارد، آیا بى‌انصافى و حق ناشناسى نیست که انسان، غرق نعمت‌هاى خدا باشد ولى حالت سپاس به درگاه صاحب نعمت نداشته باشد؟
نماز، تشکر از خداست که ولى نعمت ماست، هر چه داریم از اوست. البته این سپاس، براى خدا سودى ندارد، بلکه براى خودمان مفید است و نشان معرفت ماست. همچنان که تشکر یک دانش‌آموز از معلم، بیانگر کمال و رشد فکرى اوست و از تشکر او چیزى عاید معلم نمى‌شود. چه غافل‌اند، آنان که بر سر سفره نعمت خدا، عمرى مى‌نشینند ویک بار هم به شکرانه این موهبت‌ها در آستان آن خداى متعال، پیشانى عبودیت وسجده شکر بر زمین نمى‌گذارند!


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:16 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

هلاکت افراد سبک شمار در نماز :

هلاکت افراد سبک شمار در نماز :

80587741686788885210.jpg

خداوندبرای افرادی که نماز را سبک میشمارند کلمه ویل را به کار برده است .ویل رابرای کسی که در مهلکه (هلاکت) واقع شود آنرا بکار می‌برد و آن در اصل عذابو هلاک است و حکایت از بدبختی و عذاب دارد و به کسی که در خطری بیفتد که سزاوار آن باشد گفته می‌شود. خداوند در سوره ماعون آیه 4 و 5 می‌فرماید: فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّین * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُون، پس وایبه حال نمازگزاران* امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه فرموده: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ و هم الّذین یؤخّرون الصّلاة عن أوقاتها (1) آنان که از نمازشان غافل و به آن بی‌اعتنایند کسانی هستند نمازرا از وقتش به تاخیر می‌اندازند. و منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است(2) حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هیچ عمل و طاعتی نزد خدای با عزت و جلال از نماز محبوب‌تر نیست، پس هیچ چیز از امور دنیا از بجاآوردن نماز در وقت‌هایش شما را مشغول نگرداند، زیرا خداوند با عزت و جلال جماعت و گروهی را مذمت کرده و فرموده: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (کسانی که از نمازشان غفلت می‌ورزند یعنی وقتهای آن را سبک میشمارند) (3)

پی نوشت ها:

1. (قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، 14/ 455 )
2. ( قمی، تفسیر قمی، 2/ 444)
3. (آشتیانی، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، 2 /452 )

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:13 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

27529247494111705081.jpg

بدونتردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق). پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بُعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بُعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم.

قرآن کریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است که: «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ 1؛ آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زکات را ادا می‏کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‏نمایند.»

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است؛ اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می‏کنند.

 شهید علامه آیة الله مطهری :

«بهپا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود؛ یعنی نماز به صورت یک پیکر بی‏روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14سوره طه بداناشاره شده: «اقم ‏الصلوة لذکری» یاد خدا بودن مساوی است با فراموش کردن غیر خدا؛ اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، ربّ بودن، رحمان بودن،رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی‏ترین تأثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آنچنان ساخته می‏شود که مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امکان‏پذیر نیست.»2

پی نوشت ها:

1- حج، آیه 41.

2آشنایی با قرآن، سوره ‏های حمد و بقره، ص67 و 68.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 6:11 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]