نماز بالاترین ذکر

نماز بالاترین ذکر

52057517313074201611.jpg

(و لذکر الله اکبر)
نامیدن نماز به ذکر برای این است که نماز هم مشتمل است بر ذکر زبانی از تهلیل و حمد و تسبیح و هم به اعتباری دیگر مصداقی است از مصادیق ذکر چون روی هم آن عبودیت بنده، خدای را مجسم می‌سازد، و لذا خدایتعالی نماز را ذکرالله نامیده فرمود

(اذانودی للصلوة من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله) چون روز جمعه به سوی نمازندا می‌شود، بشتابید به سوی ذکر الله و هم به اعتباری دیگر امری است که ذکر بر آن مترتب می‌شود، ترتّب غایت بر صاحب غایت، یعنی نتیجه نماز یاد خدااست، همچنان که آیه (و اقم الصّلوة لذکری)، نماز بپا دار برای یاد من به آن اشاره می‌کند.
جمله (و لذکر الله اکبر) اثر دیگری از نماز بیان می‌کند، و آن اثر، بزرگتر از اثر قلبی است.
پس فرمود: نماز بگذار تا تو را از فحشاء و منکر باز بدارد، بلکه آنچه عایدتو می‌کند بیش از این حرفها است، چون مهم‌تر از نهی از فحشاء و منکر این است که تو را به یاد خدا می‌اندازد و این مهم‌تر است، برای اینکه ذکر خدا بزرگترین خیری است که ممکن است به انسان برسد و چون ذکر خدا شامل همه خیراتاست و نهی از فحشاء و منکرات نسبت به آن فایده‌ای جزئی است.[1]
یاد خدا مایه‌ حیات قلوب و آرامش دلها است و هیچ چیز به پایه‌ آن نمی‌رسد (الا بذکر الله تطمئن القلوب) آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان دلها است.[2]
اصولاً روح همه عبادات چه نماز و چه غیر آن ذکر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقیبات نماز، همه و همه در واقع، یاد خدا را در دل انسان زنده می‌کند.[3]
در تفسیر مجمع البیان آمده:
مهم‌ترین چیزی که انسان را از فحشا و گناهان باز می‌دارد یاد پروردگار و همیشه به یاد دستورات او از امر و نهی و ثوابها و عقابها بودن است و این بهترین لطف وچیزی است که انسان را همیشه به یاد خداوند واداشته و ازگناهان دور می‌نماید.

پی نوشت ها:

[1] . المیزان، ج 16، ص 213 ـ 214.
[2] . تفسیر نمونه، ج 16، 287 و 288.
[3] . تفسیر نمونه، ج 16، 287 و 288.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:38 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

بیدار شدن جهت نماز صبح

بیدار شدن جهت نماز صبح

37520232513429728591.jpg

قبلاز هر چیز در خصوص اهمیت نماز صبح باید بگوئیم که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند : « فَمَنْ صَلَّى الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ وَ صَلَاةَ الْغَدَاةِ فِی الْمَسْجِدِ فِی جَمَاعَةٍ فَکَأَنَّمَا أَحْیَا اللَّیْلَ کُلَّه‏»( أمالی الصدوق ، ص 329)؛ هرکسی که نماز مغرب و عشا و نماز صبحش را در مسجد به صورت جماعت بخواند مانند آن است که تمام شب را به شب زنده داری و عبادت گذرانده است »

امامصادق علیه السلام می فرماید: «فَإِذَا صَلَّى الْعَبْدُ صَلَاةَ الصُّبْحِمَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أُثْبِتَتْ لَهُ مَرَّتَیْنِ تُثْبِتُهَا مَلَائِکَةُ اللَّیْلِ وَ مَلَائِکَةُ النَّهَار»( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏ ، نویسنده: شیخ صدوق‏ ، ص 36)؛ « پس هرگاه نمازگزار نماز صبح را با طلوع فجر به جای آورد دو مرتبه برای او نوشته می شود، هم فرشته صبح و هم فرشته شب می نویسند .(نماز صبح را فرشته روز و فرشته شب هر دو مشاهده می کنند)»

بایدتوجه داشت از دست دادن سلب توفیق از نماز صبح معلول علتهای مختلفی می باشدکه پس بررسی اعمال و رفتار خود در طول شبانه روز ، علت اصلی آن را یافته ودر رفع آن کوشش نمود .


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:38 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نقش امام جماعت در جذب جوانان به مسجد

نقش امام جماعت در جذب جوانان به مسجد

08324892813156551510.jpg

در میان تمام کسانی که به گونه ای در اداره امور مسجد دخالت دارند ، امام جماعت دارای نقشی ممتاز و ویژه است

طوری‌کهصلاحیت‌ها، شایستگی‌ها، عملکرد، شخصیت و چگونگی برخورد اوباجوانان به طور مستقیم بر  مسجد و جذب افراد از جمله جوانان اثر می گذارد.
(نوبهار ، 1375، ص 83). 
در ارتباط با عملکرد و نقش امام جماعت به موارد زیر می توان اشاره کرد :  

 الف)روابط و احترام میان امام جماعت و جوانان ، نباید در چارچوبی خشک و رسمی باقی بماند و باید به روابط عاطفی بیا نجامد ، یعنی امام جماعت به عنوان یکی از دوستان جوانان به شمار رود.

در این راستا لازم است همواره جوانان را همراهی کند ، مشکلات آنان را یاری کند ، موفقیت هایشان رابه آنان تبریک بگوید ، از ناراحتی و غم هایشان ابراز تأسف کند . همچنین علاوه بر ارتباط حضوری برقراری ارتباط کتبی نیز میان جوانان و امام جماعت مفید است.

ب) امام جماعت باید وقت کافی برای جوانان بگذارد.

«تجربهنشان داده است که امام جماعت هایی که وقت می گذارند ، می توانند در ترویج فرهنگ نماز موفق باشند و کسانی که صرفاً می خواهند یک نماز را اقامه کنند وبلافاصله از خوابگاه دانشجویی خارج شوند این امکان پذیر نیست» ( قمی ، 1380، ص 67).

«پیامبر اسلام(ص) بسیاری از اوقات پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد می‌ماندند.

بخشی از این وقت صرف پاسخگویی به پرسش های دینی و حتی تعبیر کتاب هایی که مسلمانان  دیده بودند ، می شد» ( نوبهار ، 1375،ص 31). 
ج) «مردم باید پذیرای امام  جماعت  باشند ،  امام جماعت  تحمیلی جایز نیست»
(محسن قرائتی ،1370، ص72 ).

اگرامام جماعت را دوست نداشته باشید تأثیر ندارد ، غیر از امامت که یک منصبی است ولایی ، در پیش نمازی رضاالقوم هم وجود دارد . سر آمد مسأله محبت است مردم باید امام جماعت را بپذیرند و دوستش داشته باشند .
(تقی قرائتی ، 1380،  صص 99-98).

د)«امام جماعت باید مراعات حال مردم را در نماز جماعت بکند، کسانی که در نمازجماعت شرکت می‌کنند از گروه‌ها و اصناف مختلف تشکیل‌می‌شوند و هر کدام دارای حوصله و ظرفیت مخصوصی هستند که رعایت و اهتمام به آن برای امام جماعتلازم است» (ابوالقاسمی،  1378،ص 68).

این امر از طرف پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع)، امام صادق(ع) مورد توصیه و تأکید قرار گرفته است.
(جعفری، 1388، صص 94-93؛ نوبهار ، 1375،صص 91-84؛ قرائتی، 1370، ص 73-72). 

 ه) امام جماعت باید فردی برخوردار از تقوا ، فضیلت های اخلاقی و مراتب علمی باشد.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: « امام جماعت هر گروه ، سفیر آن ها به سوی خداست، پس فاضل ترین افراد تان را مقدم دارید » (وسایل الشیعه به نقل از جعفری، 1388، ص 92).                                 
همچنین «امام جماعت باید بیش از دیگران مراعات رفتار خود را بکند ( قرائتی ، 1370، ص 74). و به زیور عدالت آراسته باشد.

و) علاوه بر موارد مذکور امام جماعت شایسته است ، خوش تیپ، خوش سواد ، خوش بیان ،
( قرائتی، 1370 ،ص 5)

مواظبنظافت دهان و دندان و احیاناً  بوی بد دهان خود بوده ، در کلیه ی امورات مربوط به مسجد نظم و انظباط را مراعات کند و توانایی دوست شدن با جوانان و کنار آمدن با آن ها را داشته باشد (انصاری راد ، 1388) 

برای عموم مردم به ویژه جوانان دعا کند و دارای صفات بردباری ، بخشش، آسان گیری ، مواسات بوده (ابوالقاسمی ، 1378، ص 82-72).

و از همه مهم آنچه را که می گوید خود و اهل خانواده اش عمل نمایند.                     


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:36 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

عبادت و تفکر

عبادت و تفکر

11035675795005974772.jpg

عبادتکننده‏ای که در طول زندگی از قوه تفکر و نیروی عقلانی خود بهره نگیرد، از اعمال معنوی و عبادتهای خویش سود چندانی نخواهد برد; چرا که ارزش و مراتب عالی اعمال، بستگی به معرفت هر شخص نسبت‏به معبود خود دارد و معرفت نیز حاصل نمی‏ شود، مگر اینکه انسان با دیده عقل و اندیشه و دلی بیدار در قدرت وشکوه لایزال آفریدگار هستی بنگرد و در زوایای حیرت‏ انگیز و شگفت آور این جهان باعظمت و آفریده ‏های متنوعی که در گستره این عالم پهناور، طبق نظم خاص خود حرکت می‏ نمایند و به دنبال اهداف خاصی سیر می ‏کنند، بیندیشد .
عبادتی که توام بامعرفت ‏باشد، هیچ‏گاه غرور آور نخواهد بود; بلکه هر چقدرشناخت و معرفت ‏به معبود بالاتر رود، خضوع و تواضع در عبادت مضاعف گردیده،احساس لذت انس بیشتر خواهد شد و اینجاست که عبادت کنندگان با معرفت‏به همراه سرور و زینت عبادتگران، حضرت زین العابدین‏ علیه السلام این زمزمه راسر خواهند داد که: «سبحانک ماعبدناک حق عبادتک; (1)
معبودا! تو پاک و منزهی، ما حق عبادت تو را بجای نیاوردیم .»
با توجه به این نکات، گفتار خردمندانه حضرت عسکری‏ علیه السلام را باید بهدقت‏به گوش جان سپرد که فرمود: «لیست العبادة کثرة الصیام و الصلوة وانما العبادة کثرة التفکر فی امر الله; (2)
عبادت [کامل] به بسیاری روزه و نماز نیست، همانا عبادت تفکر بسیار در امر خداوند است .»

پی نوشت ها:

1) صحیفه سجادیه، ص‏35 .
2) تحف العقول، ص 488 .

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:35 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]