نمی دانستید که همچنین غسلی وجود دارد.

نمی دانستید که همچنین غسلی وجود دارد.

 غسلبسیاریاز متدینین می دانند تعداد غسلهای به فتوای اکثر مراجع هفت مورد است« اول:غسل جنابت. دوم: غسل حیض. سوم: غسل نفاس. چهارم: غسل استحاضه. پنجم: غسل مس میت. ششم: غسل میت. هفتم: غسلى که به واسطه نذر و قسم و مانند اینها واجب مى شود» اما نمی دانند که دو تن از مراجع معظم تعداد غسلها واجب را هشت مورد می دانند.

حضرات آیات سیستانی و زنجانی احتیاط واجب داده اند اگر شخصی در هنگامی که ماه یا خورشید به صورت کلی گرفته شود، عمدا نمازآیات را نخواند برای قضای این نماز آیات بنابر احتیاط واجب باید غسل کند وبعد نماز قضای آن را بخواند.

پی نوشت:

رساله سیزده مرجع/ غسلهای واجب

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:08 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

وطن انسان

وطن انسان

 

محلی را که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده  و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد. و تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمی شود مگر آن که بدون قصد ماندن، آن قدر بماند که مردم بگویند اینجا وطن اوست. همچنین کسی که در دو محل زندگی می کند، مثلا شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر می ماند، هر دو وطن اوست.بنابراین بجز وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد در جاهای دیگر اگر قصد اقامه نکند نمازش شکسته است چه ملکی در آنجا داشته باشد یا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد یا نه.

اگر انسان در محلی که زندگی می کرده و وطن او بوده، از آنجا اعراض کند، یعنی دیگر قصد نداشته باشد در آنجا زندگی کند، نمازش در آنجا شکسته هست.[1]

آیت الله مکارم: هرگاه انسان جایى را براى «محلّ اقامت» خود انتخاب کند بطورى که وقتى در آنجاست او را مسافر نمى‌گویند، خواه قصد اقامت دائم داشته باشد یا موقّت، مثلًا مى‌خواهد دو سال یا بیشتر در آنجا بماند این محل در حکم وطن مى‌باشد و همین گونه است حال مأموران ادارات که ممکن است هر دو سال در محلّى باشند و آنجا حکم وطنشان را دارد.ممکن است کسى در دو محل زندگى کند، مثلًا شش ماه در شهرى و‌ شش ماه دیگر در شهر دیگر، هر دو وطن او محسوب مى‌شود و حتّى ممکن است انسان داراى سه وطن باشد.[2]

آیت الله خامنه ای: وطن اصلى جایى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پیدا کرده است. وطن دوم هم جایى است که مکلّف آن را براى سکونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزیده است و یا بناى زندگى در آنجا به مدت هفت، هشت سال داشته باشد. کسى که جایى را به عنوان وطن انتخاب مى‌‌کند، اگر به مقدارى که عرفاً صدق کند آنجا را به عنوان وطن اتخاذ کرده است در آنجا بماند، ـ مثلاً دو سه ماه یا کمتر به نحوى که عرفاً اهل آنجا محسوب شود آن محل براى او وطن مى‌‌شود.و شخصى که قصد مراجعت به وطن اصلى و زندگى در آنجا را ندارد، بلکه قصد عدم مراجعت دارد از وطن اعراض کرده و آنجا برایش حکم وطن را ندارد.[3]

آیت الله سیستانی: جائى را که انسان محل زندگى خود قرار داده ، هر چند قصد نداشته باشد که همیشه در آنجا بماند ، اگر طورى باشد که عرف او را در آنجا مسافر نمى‏گویند ، بطورى که اگر موقتاً ده روز یا بیشتر جاى دیگرى را محل زندگى خود قرار دهد ، باز هم محل زندگیش را جاى اول مى‏گویند ، آنجا براى او حکم وطن را دارد . و کسى که در دو محل زندگى مى‏کند ، مثلاً شش ماه در شهرى ، و شش ماه در شهر دیگر مى‏ماند ، هر دو محل ، وطن اوست . و نیز اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد ، همه آنها وطن او حساب مى‏شود.[4]
آیت الله بهجت: وطن انسان بنا بر اقوى جایى است که عرفاً آنجا را وطن شخص بدانند و لازم نیست در آنجا ملکى داشته باشد و یا اینکه شش ماه آنجا زندگى کرده باشد بلکه همین قدر که عرفاً آن جا وطن او به حساب بیاید کافى است.[5]

پی نوشت ها:

1- رساله سیزده مرجع ص 714
2- رساله آیت الله مکارم م 1160
3- سایت دفتر آیت الله خامنه ای، نماز ، نماز مسافر
4- رساله آیت الله سیستانی م 1314
5- رساله آیت الله بهجت  م1081

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:08 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز، نخستین ثمره ی حکومت صالحان

 نماز، نخستین ثمره ی حکومت صالحان

20505609287691248795.jpg

أَلَّذِینَ إن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَءَاتَوُاْ الزَّکَاةَ وَ أَمَرُواْ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْاْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ «حج / 41» کسانی که اگر آنان را در زمین به قدرت رسانیم، نماز به پا می دارند و زکات می دهند و (دیگران را) به خوبی ها دعوت می کنند و از بدی ها باز می دارند؛ و پایان امور به دست خداست.
تفسیر آیات برگزیده . ج1، ص: 102
نکته هااگر قدرت و حکومت، در دست صالحان باشد، بهره برداری درست می کنند و اگر دراختیار نااهلان قرار گیرد، سوء استفاده می کنند. اگر مؤمنان به قدرت رسند،به سراغ اجرای احکام و قوانین الهی و گسترش خوبی ها و نیکی ها و کاهش زشتیها و پلیدی ها می روند، ولی انسان های منحرف و نااهل، اگر به حکومت برسند،در راه گسترش فساد و نابودی منابع اقتصادی و نسل بشر گام بر می دارند: «وَ إِذا تَوَلّی سَعی فِی اْلأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ» . [1] پیام ها 1. نخستین ثمره ی حکومت صالحان، نماز و زکات و امربه معروف و نهی ازمنکر است: «اِن مکّنّاهم فی الارض اَقاموا الصّلوة. . . » ؛ 2. رابطه ی با خدا و دستگیری از محرومان و جلوگیری از مفاسد، از هم جدا نیست: «اَقاموا الصلوة و آتوا الزّکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر» ؛ 3. اقامه ی نماز و ادای زکات و امربه معروف و نهی ازمنکر، از وظایف و کارهای قطعی مسئولان حکومت اسلامی است: «مکّنّاهم فی الارض اقاموا الصلوة و. . . » ؛ 4. حاکمان مؤمن، هم در فکر رشد امور معنوی هستند و هم به دنبال حلّ مشکلات اقتصادی، فقرزدایی و اصلاح جامعه: «اَقاموا الصلوة و آتوا الزّکاة. . . » ؛ 5. امر و نهی دیگران، هنگامی تأثیرگذار است که فرد به وظایف فردی خود عمل کند: «اقاموا الصلوة. . . اَمَروا بالمعروف» ؛ 6. اگر وظایف خود را به درستی انجام دهیم، عاقبت نیکویی داریم: «و للّه عاقبة الامور» چنانکه در جای دیگر می فرماید: «و العاقبة للمتّقین» . [2]
تفسیر آیات برگزیده . ج1، ص: 103

[1] . بقره (2) : 205.
[2] . اعراف (7) : 128.

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:07 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز، همه اش ، نماز | آیت الله العظمی اراکی

نماز، همه اش ، نماز | آیت الله العظمی اراکی

آیت اله اراکی.jpg

((اِنَّ الصَّلاةَعَمُودُ الدّین اِنْ قُبِلَتْ، قُبِلَ ماسِواها وَ اِنْ رُدَّتْ، رُدَّ ماسِواها. وَ هِىَ تَنهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْکَرِ)).
براىهر عضوى از اعضاى بدن وظیفه اى است ، در ابتدا که قیام و قعود و رکوع و سجود باشد که چهار تا بیشتر نیست . براى هر یک وظیفه است ، از فرق سر تا نوک پا، براى چشم ، براى گوش ، کف ، دستها، سر زانو، حتى نوک انگشتها، هم وظیفه و حکمى است . این چنین وظایف و احکامى در هیچ دین و مذهبى وجود ندارد. هیچ نیست و بالاتر از همه این اعضاء مغز و سر و مخ انسان است ، وقتىکه مى گوید ((إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ))بایدمتوجه باشد که مقابل چه کسى ایستاده است . مقابل خانه اى ایستاده که خانه خداست . باید متوجه باشد که تمامى اعضاء از مغز سر تا نوک پا در عبادت او باشد. در بندگى او، خضوع و خشوع او باشد. و دست خضوع به طرفش دراز کنند... روح روان ، مغز سر و کلّه اش با آن خدایى که در مقابل خانه اش ایستاده است شفاهاً لب به لب دارد، صحبت مى کند. باید بفهمد که با چه کسى دارد حرف مى زند. اگر این کار را کرد مى شود: ((تَنْهى عَنِ الْفَحشاءِ وَالْمُنکَر)). اگر هر شبانه روز پنج بار اینکار را کرد مى شود:((تنهى عن الفحشاء و المنکر)). به این خاطر گفته است :((ان قبلت قبل ماسواها و ان ردت ، ردّما سواها)). همه اش نماز است ، نماز، نماز همه اش نماز، نماز، نماز است .


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 12:05 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]