برخی دیگر از اقتصاددانان مسلمان معتقدند: نگهداری ذخایر قانونی در بانکداری اسلامی همچون بانکداری ربوی لازم است؛ زیرا همان عللی که نگهداری ذخایر قانونی در بانکداری ربوی را توجیه می کند (امنیت سپرده ها و کنترل حجم پول)، در بانکداری اسلامی نیز وجود دارد و تفاوت های موجود بین دو نظام، سبب نفی ذخایر قانونی نمی شود. برخی از این گروه بین بانکداری سنتی و اسلامی هیچ فرقی در نرخ ذخیره قانونی نمی گذارند (عفر، 1980: ص134 به نقل از الغریب، همان: ص96؛ Siddiqi, 1983; P. 50) ولی برخی دیگر معتقدند که نرخ ذخیره های قانونی در مقایسه با سپرده های سرمایه گذاری در بانکداری اسلامی باید از این نرخ در بانکداری سنتی کمتر باشد (الغریب، همان: ص95، 96 و 98)؛ زیرا بین این دو نوع بانکداری دو اختلاف عمده وجود دارد: یکی آن که حجم و وزن سپرده های جاری در مقایسه با کل سپرده ها در بانکداری اسلامی کمتر از بانکداری سنتی است و مسأله در غیرسپرده های جاری برعکس است و دوم این که تأمین مالی اسلامی دارای مشخصاتی از قبیل ماهیت کالایی و عینی داشتن، توازن بین جریانات نقدی و کالایی از جهت حجم و زمان و جهت، تأثیرپذیری از نتایج فعلی سرمایه گذاری از نظر سود و ضرر است و این مشخصات در تأمین مالی سنتی وجود ندارد یا به نحو ضعیف تری وجود دارد. این دو فرق سبب کاهش درجه نقدینگی این سپرده ها در بانکداری اسلامی می شود؛ از این رو لازم است نرخ ذخیره قانونی کمتر باشد (همان). اگر از دریچه سازوکار خلق اعتبار به دو نظام بانکداری ربوی و بانکداری PLS بنگریم، این حرف کاملا درست به نظر می رسد؛ ولی برای داوری دربارة ذخایر قانونی باید مبانی مکتبی و ارزشی را نیز در نظر گرفت و با توجّه به مبانی مزبور نمی توان این قول را تأئید کرد. چنان که لابه لای مباحث پیشین اشاره شد، در این بحث، مصالح عمومی و ملاحظات مربوط به عدالت توزیعی نقش تعیین کننده دارد؛ زیرا بحث ذخایر قانونی با بحث عرضه پول در جامعه دارای ارتباط تنگاتنگ است. نگهداری ذخایر قانونی به مقدار کمتر از صددرصد باعث می شود که تصمیم های بانک ها و مردم نیز افزون بر تصمیم های دولت، بر عرضه پول مؤثر باشد. کاهش ذخایر قانونی سبب افزایش عرضه پول می شود و بالعکس و در صورتی که افزایش عرضه پول با نیازهای اقتصاد واقعی متناسب نباشد تورّم و تغییر توزیع در آمد ثروت در جامعه را در پی خواهد داشت. از سویی، سودی که در اثر خلق اعتبار نصیب بانک ها می شود، بسیار بیش از خدماتی است که بانک ها به مردم ارائه می کنند. رفیق المصری در این باره می گوید: اجازه ایجاد بانک به فرد یا شرکت، امتیاز بزرگی است؛ زیرا بانک تا حدّ بسیاری با اموال دیگران کار می کند؛ پس این اموال، سودهای بزرگی را پدید می آورد که به دست آوردن نظیر آن در فعالیت های دیگر اقتصادی به سهولت امکانپذیر نیست. این ویژگی است که برخی را به انجام اعمال بانکی در خفا (بدون اجازه حکومتی)، در بازارهای سیاه می فریبد و همین ویژگی است که برخی از دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان را به پیشنهاد منع بانک های تجاری از خلق پول (از طریق شرط کردن ذخیره قانونی صددرصد) یا ملّی کردن بانک ها یا لزوم اشتراک مردم در سود خلق پول یا اختصاص یافتن این سود به همه مردم، واداشته است (یونس المصری،1421ق: ص149)؛ پس، مسأله فقط این نیست که با فرض وجود نرخ ذخیره قانونی کمتر از صددرصد، چه تفاوت هایی در سازوکار خلق پولی بین دو نظام وجود دارد و این تفاوت ها چه اقتضائاتی دارد؛ بلکه این پرسش پیشینی مطرح است که آیا خلق پول به وسیلة بانک ها از طریق سازوکار نرخ ذخیره قانونی کمتر از صددرصد، با مصالح عمومی و ملاحظات مربوط به عدالت توزیعی سازگار است. در چه صورت و با چه شرایطی؟ عمر شابرا با در نظرگرفتن این ملاحظات، طرح جدیدی را برای منابع بانک های تجاری پیشنهاد می کند. وی که معتقد است «تصوّر اقتصاد اسلامی بدون اخلاق فردی و اجتماعی اسلام و بدون تعاون و نظام همکاری برخاسته از اخوّت اسلامی و بدون عدالت و رفع ظلم ممکن نیست» (شابرا، 1401ق: ص109)، می گوید: در نظام اسلامی، اقدام بانک های تجاری به خلق سپرده ها به دو شرط پذیرفته است: 1. اتخاذ تدابیر مناسب برای تضمین خلق سپرده های مشتقّه مطابق با نیازهای اقتصاد مالی غیرتورّمی؛ 2. این که سود ناشی از سپرده های مشتقّه به مصرف کل جامعه برسد، نه به صاحبان نفوذ (همان: ص212 و 211). وی سپس راه های به کاربردن مجموع سپرده های (جاری و مضاربه3) بانک ها را چنین برمی شمارد: 1. بخشی از سپرده ها (حدود ده درصد) به صورت پول در گردش نزد بانک نگهداری می شود؛ 2. 10 تا 20 درصد از سپرده های جاری به صورت ذخایر قانونی نزد بانک مرکزی گذاشته می شود. بانک مرکزی به مقتضای سیاست های پولی خود این نرخ را تعیین می کند و با سرمایه گذاری این وجوه از سود به دست آمده، هزینه های خود را تأمین می کند و وظیفه خود را در جایگاه بانک بانک ها انجام می دهد؛ 3. لازم است نسبت معیّن (حداکثر 25 درصد) از سپرده های جاری، جهت تأمین مالی پروژه هایی که دارای منافع اجتماعی اند، به دولت داده شود. دلیل منطقی این امر آن است که اموالی که از طریق سپرده های جاری در اختیار بانک ها قرار می گیرد، به مردم انتساب دارد و بانک ها به این سپرده ها سود نمی دهند. همچنین سپرده های جاری سپرده های کاملا ضمانت شده اند و مشتمل بر خطر خسارت نیستند؛ بنابراین باید بخشی از منفعت به مردم برسد و بهترین راه برای تحقق این امر آن است که جزئی از مجموع سپرده های مزبور به خزانه دولت جهت تأمین مالی پروژه های ضرور اجتماعی تحویل شود بدون آن که دولت بار هرگونه بهره ای را تحمّل کند؛ 4. 45 تا 60 درصد باقیمانده از سپرده های جاری و همه سپرده های مضاربه به وسیلة بانک از طریق عقود شرعی همچون مضاربه، شرکت و مانند آن سرمایه گذاری می شود. شابرا معتقد است: نگهداری ذخایر قانونی برای سپرده های سرمایه گذاری لازم نیست؛ زیرا سپرده های سرمایه گذاری به منزله سرمایه بانک شمرده می شود و همان گونه که برای سایر أشکال سرمایه نگهداری ذخیره قانونی لازم نیست، برای این شکل از سرمایه هم هیچ سببی وجود ندارد که نگهداری ذخیره قانونی را باعث شود و این مسأله تأثیر منفی بر کنترل عرضه پول ندارد؛ زیرا کنترل عرضه پول از طریق کنترل پول پرقدرت محقق می شود. شابرا در ادامه می گوید: برخی چنین اعتراض می کنند که ذخایر قانونی همچنین به تأمین امنیت سپرده های سرمایه گذاری و نقدینگی مناسب برای نظام بانکی کمک می کند. وی در پاسخ به این اعتراض می گوید: تحقق این هدف از طریق تقاضای سرمایه بیشتر و سازماندهی با تصمیم گیری درست و سازگار که نسبت نقدینگی مناسب را تضمین کند، همراه با نظام فعّال تحقیق بانکی امکانپذیر است. این بهتر از آن است که جزئی از سپرده های سرمایه گذاری از طریق درخواست ذخایر بلوکه شده سبب کاهش سود این سپرده ها در مقایسه با شکل های دیگر مشارکت شود. از سوی دیگر، شرط ذخایر این چنینی ممکن است به انتقال سپرده های مضاربه از بانک های تجاری به مؤسسات مالی دیگر انجامیده، سبب آن شود که بانک های تجاری در وضعیت نسبی بدتری قرار گیرند (شابرا، همان: ص215 - 217 و ص264 – 268). شایان ذکر است که محسن خان و محمد شوقی دنیا نیز ذخیره قانونی بر سپرده های سرمایه گذای را نفی می کنند (محسن خان و میرآخور، همان: ص69 و 70؛ شوقی دنیا، همان: ص602).نظریه سوم: سیستم نسبت ذخیرة قانونی جزئی
نظریه چهارم: سیستم نسبت ذخیرة قانونی جزئی ویژه


