نويسنده: بکی حسکوئی، مرتضی
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: مسعود درخشان
استاد مشاور: کاظم یاوری
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع:  
کلمات کليدي: ،
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
شناخت الگوی تغییرات ساختاری در اقتصاد و تاثیر درآمدهای نفتی بر روند بلند مدت تغییرات ساختاری از اهمیت بسیاری برخوردار است. تاثیر درآمدهای نفتی بر تغییرات ساختاری کشورهای صادر کننده نفت در قالب مدلهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. دیدگاههای بازار محور مانند الگوی بیماری هلندی با تاکید بر مکانیسم قیمتها تخصیص مجدد منابع را پس از شرکتهای نفتی بررسی می کنند. تئوری پیوندهای بین بخشی نقش درآمدهای نفتی را در رشد و توسعه اقتصادهای صادرکننده مثبت ارزیابی می کند. در مقابل متفکرین ساختار گرا معتقدند منحصر به فرد بودن ساختار تولیددر بخش نفت باعث می شود تا پیوندهای بخش نفت با سایر بخشهای اقتصادی بسیار ضعیف باشد و بخش نفت نتواند نقش خود را به عنوان بخش پیش رو ایفا نماید. با این وجود در مراحل اولیه رشد درآمدهای نفتی می تواند منجر به رفع تنگناهای ساختاری در کشورهای توسعه نیافته شده به رشد اقتصادی کمک نمایداما وابستگی صنایع داخلی به واردات و چسبندگی در ساختار مالی دولت باعث می شود تا وفور درآمدهای نفتی در اقتصاد به تنگناهای ساختاری (از جمله تنگنای ساختاری در تراز پرداختها ) بیانجامد که به نوبه خود مانع رشد و توسعه اقتصادی می شود. در این تحقیق در قالب یک مدل ساختارگرا ساز و کار تاثیر گذاری درآمدهای نفتی بر اقتصاد و نقش دولت در انتقال آثار این بخش به سایر بخشها بررسی شده است . در ادامه مشکلات و تنگناهایی را که استفاده از درآمدهای نفتی در بلند مدت برای اقتصاد های صادرکننده ایجاد می کنند بررسی کرده ایم. همچنین تغییرات ساختاری در صنعت و ساختار هزینه - درآمد دولت بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که سهم بالای درآمدهای نفتی در کل درآمدهای دولت مانع از شکل گیری یک نظام مالیاتی مقتدر شده است. وابستگی صنایع کشور به عواید نفتی باعث شده است تا سرمایه گذاری در صنعت متناسب با نوسانات نفتی تغییر کند. توجه دولت به صنایع بزرگ و بهره مندی این صنایع از اعتبارات بانکی باعث ایجاد دوگانگی در صنایع داخلی و توزیع نابرابر درآمد شده است. الگوی نابرابر توزیع درآمد تغییرات ساختاری در صنعت را در جهت داده است و ساختار صنایع در اقتصاد ایران براساس الگوی نابرابر درآمد شکل گرفته است.

منبع: سایت حوزه


 

نويسنده: اهرابی نیا، محمد
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: علی محمودی
استاد مشاور: حمید دیهیم، حمید ناظمان
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع:  
کلمات کليدي: ،
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
هدف از این تحقیق، بررسی نقش و جایگاه صنعت فلزی ساختمانی در اقتصاد ایران است. تحقیق حاضر که به روش کتابخانه ای انجام شده است مشتمل بر پنج فصل می باشد. فصل اول تکنولوژی صنعت تولید فلز ساختمانی در ایران را مورد بررسی قرار می دهد. فصل دوم به تولید فلز ساختمانی در ایران می پردازد. در فصل سوم مصرف فلز ساختمانی در ایران مورد بررسی قرار می گیرد. فصل چهارم هزینه هاو قیمت گذاری فلزات ساختمانی در ایران و بالاخره فصل پنجم تاثیرات صنعت فلزات ساختمانی بر اقتصاد ایران را مورد بررسی قرار می دهد. براساس نتایج حاصل از تحقیق، از آنجا که توسعه صنعت فولاد و فلز ساختمانی بیشتر بر اساس بهره وری های اجتماعی طراحی شده، در این صنعت تعداد نیروی انسانی بکار گرفته شده از نیاز آن بیشتر است و این امر باعث بازدهی منفی در تولید شده است و بازدهی سرانه را کاهش داده است . وجود این حجم عظیم، هزینه هنگفتی را براین صنعت تحمیل می کند و در مقایسه با معیارهای جهانی پایین تر از استانداردهای بین المللی بوده است و باعث زیاندهی سالانه این صنعت شده است. از جمله عوامل دیگری که باعث اقتصادی نبودن تولید در این صنعت شده است، هزینه تامین و جابجایی مواد اولیه آن در حد بسیار بالا می باشد. براین اساس، استفاده مطلوب از نیروی انسانی متخصص ، استفاده از تکنولوژی استخراج مناسب توسعه ظرفیت معادن می تواند در کاهش قیمت محصولات مصرفی موثر بوده و کاهش هزینه های صنعت تولید فلز ساختمانی را موجب می گردد. با توجه به مشکلات موجود باید استراتژی توسعه این صنعت تعییر یابد و در حال حاضر که برای صادرات کالاهای غیر نفتی و مصنوعاعت صنعتی برای رهاهیی از تک محصولی بوذدن اقتصاد فعالیتهای زیادی شده، باید استراتژی که در گذشته دنبال می گردید و آن جایگزینی واردات بود و نه توسعه صادرات، ملغی شود و بطور کلی در توسعه صنعتی و بطور اخص در صنعت فلزی ساختمانی ، استراتژی توسعه اقتصادی بودن طرحهای تولید فلز ساختمانی براساس منابع طبعی داخلی و با حداکثر بره وری در نیروی کار و تکنولوژی موجود به منظور استفاده حداکثر از منابع سرمایه گذاری شده عملی بشود. باتوجه به عملکرد گذشته تا حال این صنعت میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر بخواهیم اقتصادی بودن طرح کارخانجات تولید فلز ساختمانی را به مفهوم این تلقی کنیم که هزینه ها و درآمدهای این طرح سنجیده شود و در اینصورت مسلما" قیمت تمام شده پیش از قیمت بازار خواهد بود، ولی اگر بخواهیم مفهوم اقتصادی بودن را به معنی وسیع و درقالب حرف های اجتماعی مورد توجه قرار دهیم، خواهیم دید که مسلما" برای کشوری چون ایران که در مرحله خیز رشد اقتصادی بوده و در این راه احتیاج مبرم به صنایع سنگین دارد، دیگر نمی توان تز با صرفه بودن و یانبودن تولید را مورد تئوجه قرار داد و لذا هزینه سنگین تاسییس این قبیل کارحانجات از نقطه نظر اثرات معنوی و اجتماعی و نه صزرفا" از نظر عواید مالی آن سنجیده می شود.

منبع: سایت حوزه


 

نويسنده: فرنودی، امیرعباس
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: قربانعلی دری نجف آبادی
استاد مشاور: اسدالله فرزین وش
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع:  
کلمات کليدي: ،
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
هدف از این پژوهش، پاسخ به سوالاتی از این قبیل است که مفهوم اقتصاد اسلامی چیست؟ آیا بین تئوریهای اقتصادی و اسلام ارتباطی متصور می باشد؟ آیا منظور از اقتصاد اسلامی، علم اقتصاد اسلامی است؟ و .... تحقیق حاضر که به روش کتابخانه ای انجام یافته، در چهار فصل تنظیم شده است: فصل اول، اختصاص به تعریف دین دارد. در فصل دوم، گزاره های دینی تبیین می شود.در فصل سوم بح حوزه فقه به صورت مبسوط تری پرداخته می شود. نهایتا" در فصل چهارم، اقتصاد و ماهیت تئوریهای اقتصادی بررسی می شود. براساس یافته های تحقیق، دین برنامه کامل هدایت بشر است و بانگرش درون دینی مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسانهاست. لذا باید حوزه این مقررات و به عبارتی فقه مشخص گردد و تاثیر آن در حوزه تخصصی و حکم الهی را تعیین می کند و حوزه تخصص، تشخیص موضوعات پیچیده و تطبیق عینیات جزئی و تشخیص آن مصادیق احکام کلی الهی است. تخصص و به عبارتی علم که در این تشخیص رکن اصلی است، ارتباطی وثیق و جدی با جهان بینی دارد و به عبارتی کل علوم از جمله علم اقتصاد حاوی ارزشگذاری است و عینیت علمی صرف به این معنا که عاری از جهان بینی و ایدئولوژی خاصی باشد ممکن نیست. علاوه بر این علم اقتصاد، علمی است تجویزی نه به این معنی که ذاتا" رشته ای غیر علمی باشد. جهان بینی های مختلف حتی در علوم تجربی و طبیعی نیز تاثیر گذارند و از این حیث فرقی بین علوم اجتماعی و غیر آن نیست. چراکه اولا" پیش فرضهای متافیزیکی علم می تواند متاثر از جهان بینی دینی باشد و ثانیا" بینش دینی در جهت گیری های کاربردی علم موثر است. علم که حاوی ارزشگذاری است، مسلم این ارزشگذاری منشعب از جهان بینی دینی و یا غیر دینی است و لذا علم دینی یا اسلامی می تواند وجود داشته باشد. علم نمی تواند به طور صرف به توصیف پدیده ها بپردازد. اگر هم بتواند صرف توصیف پدیده ها ، کتابهای علمی را به کاتالوگهایی از یافته های تجربی تبدیل می کند که در بسیاری از موارد ربطی به هم ندارند. البته بدان معنی نیست که دستاوردهای علوم بطور کلی کنار گذاشته شوند و بطور مثال آزمایشگاهها و نظریه های فیزیکی و فرمولهای شیمیایی و ... از دین یا قرآن و سنت استخراج شود بلکه کلیت قضایا در یک متن متافیزیکی دینی قرار گکیرد و نگرش به قضایا یک نگرش الهی باشد و نگرش به جامعه و جهان و هدف از زیستن در جهاتی باشد که اسلام گفته است و لذا علم اسلامی و اقتصاد اسلامی می تواند وجود داشته باشد و نقطه آغاز حرکت در اقتصاد اسلامی، بررسی و تحلیل موضوعات با این نگرش و اهداف است.

منبع: سایت حوزه


 

نويسنده: احمدی، سیدمحمدرضا
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: دانشکده علوم اداری واقتصاد
دانشگاه: فردوس مشهد
استاد راهنما:  
استاد مشاور:  
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع: 1387
کلمات کليدي:  
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
جهان در مرحله خیز نوین دیگری واقع شده است و اقتصاد مبتنی برتولید جای خود را به اقتصاد مبتنی بر دانش و اطلاعات داده است. دانش و اطلاعات نقش اساسی و پایه¬ای در رشد و ایجاد ارزش افزوده در جوامع توسعه یافته و پسا صنعتی دارد. اقتصاد دانش¬محور از آنجا که مبتنی بر دانش بوده لذا انسان و نیروی کار ماهر به عنوان بهترین عامل تولید در بستر اقتصاد دانش¬محور محسوب می¬شود، از این رو اقتصاد دانش¬محور می تواند از طریق آموزش و تحقیقات و نوآوری، سطح بهره¬وری نیروی کار را به طور فزاینده افزایش دهد. با توجه به اینکه اقتصاد ایران وکشورهای نفت¬خیز خاورمیانه عمدتا وابسته به درآمدهای نفتی می باشند و به طور اساسی از مشکل بیکاری و پایین بودن رشد بهره¬وری نیروی کار رنج می برند و از طرفی اقتصاد دانش¬محور توانایی بالایی برای ارتقاء عدالت اجتماعی از طریق اشتغال زایی و افزایش بهره¬وری نیروی کار دارد، ضرورت ایجاب می نماید تا جهت ارتقاء مبانی فوق گام¬های اساسی برداشته شود. با توجه به اینکه هدف از انجام این تحقیق شناسایی شاخص¬های اقتصاد دانش¬محور ونحوه تاثیرگذاری پارامترهای این اقتصاد بربهره¬وری نیروی کار درایران وکشورهای نفت¬خیز خاورمیانه می باشد، از روش کتابخانه¬ای(اسنادی)- تحلیلی در این تحقیق استفاده گردیده شده است. از این روی با توجه به اینکه کشورهای مذکور در باب موارد فوق از جمله کشورهای نوپا در این عرصه می¬باشند و اطلاعات موجود محدود به سالهای اخیر می باشد از روش داده های تابلویی(Panel Data)استفاده گردیده است توجه مستمر به مولفه¬های اقتصاد دانش¬محور و بهبود شاخص¬های (فناوری اطلاعات وارتباطات،تحقیق وتوسعه و آموزش) آن اثر مثبت بر بهره¬وری نیروی کار درکشورهای نفت¬خیز خاورمیانه وهمچنین لزوم بکارگیری صحیح این پارامترها از نکات کلیدی برآمده از تحقیق پیش رو می باشد

منبع: سایت حوزه


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3   1 2 3