نويسنده: ماندا نا غفوری سادا تیه
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم اقتصادی
دانشگاه: فردوس مشهد
استاد راهنما:  
استاد مشاور:  
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع: 1386
کلمات کليدي:  
واحد:  
منابع:
 
چکيده:

این تحقیق، با استفاده از روشهای اقتصاد سنجی به بررسی شدت، جهت و نحوه تاثیرگذاری جهانی شدن اقتصاد بر فقردرایران طی دوره زمانی 1363- 83 می پردازد. در این راستا به تخمین سه مدل یکی در قالب مدل اصلی بری بیان شدت وجهت تاثیرات جهانی شدن اقتصاد بر فقر و دو مدل دیگر در قالب مدل تشریح مکانیسم برای بیان نحوه این تاثیر گذاری اقدام نمودیم ودرمرحله بعد به بررسی علیت بین فقروجهانی شدن پرداختیم. نتایج حاصل از برآورد مدل های رگرسیونی به روش همگرایی انگل-گرنجر طی دوره مورد بررسی(1363-83) در ایران ونیزازمون علیت گرنجر نشان می دهد: جهانی شدن اقتصاد تاثیر معنی دار و مثبتی بر فقر در ایران دارد و جهانی شدن اقتصاد یکی از علل فقر است وفقر نیز علت عدم موفقیت در جهانی شدن اقتصاد است. یک ارتباط مثبت بین جهانی شدن اقتصاد و تورم وجود دارد بنابراین جهانی شدن اقتصاداز طریق افزایش تورم موجب افزایش فقر می شود. یک ارتباط منفی بین جهانی شدن اقتصادوبیکاری وجود داردبنابراین جهانی شدن اقتصاداز این طریق تاثیری در افزایش فقر ندارد. کلید واژه ها : جهانی شدن اقتصاد ، فقر ، تورم ، بیکاری ، علیت گرنجری، ایران

 

منبع: سایت حوزه


 

نويسنده: توکلی قوچانی، سپیده
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم اقتصادی
دانشگاه: فردوس مشهد
استاد راهنما:  
استاد مشاور:  
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع: 1386
کلمات کليدي:  
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
در این پایان نامه تولید ناخالص داخلی واقعی اقتصاد ایران را به سه جزء روند بلند مدت، نوسانات چرخه ای و حرکات نامنظم با استفاده از فیلتر هادریک پرسکات تفکیک کرده ایم. سپس با دنبال کردن پژوهش لوکاس (1977)، حقایق آشکار شده ادوار تجاری را شناسایی کردیم: هم حرکتی بین متغیرهای اقتصاد کلان، تغییرپذیری نسبی آنها و پایداری آنها در طول چرخه ها. دوره مورد بررسی در این تحقیق از سال 1338 تا سال 1384 بر اساس داده های سالانه اقتصاد ایران می باشد. به منظور شناسایی حقایق آشکار شده ادوار تجاری در اقتصاد ایران، از شاخص های آماری مانند ضریب همبستگی متقابل بین جزء چرخه ای متغیرهای اقتصاد کلان و جزء چرخه ای تولید به عنوان متغیر مرجع استفاده شده است. علاوه بر این، به منظور محاسبه تغییرپذیری نسبی متغیرها، انحراف معیار آنها نسبت به انحراف معیار تولید ناخالص داخلی (متغیر مرجع) و پایداری بوسیله ضریب خودهمبستگی مرتبه اول محاسبه شده است. به منظور بررسی ثبات نتایج حقایق آشکار شده در ایران دوره زمانی تحقیق را بر اساس سال های شکست ساختاری به سه زیر دوره تفکیک کرده ایم و شاخص های آماری مورد بررسی را برای هر زیر دوره محاسبه کرده و نتایج را مقایسه کرده ایم. نتایج نشان می دهد که در طول دوره مورد بررسی و زیر دوره های تحقیق هم حرکتی بین متغیرهای اقتصاد کلان بدون تغییر مانده است. نهایتاً از آزمون علیت گرنجری حهت بررسی محرک اصلی ادوار تجاری در اقتصاد ایران بهره گرفته ایم. نتایج این آزمون نشان می دهد که نوسانات صادرات نفت و گاز می تواند به عنوان منبع اصلی ادوار تجاری ایران شناخته شود. برخی از نتایج دیدگاه لوکاس مانند هم حرکتی بین متغیرها و تغییرات بالای سرمایه گذاری و مصرف کالاهای بادوام را در اقتصاد ایران مورد تأیید قرار داد. متغیرهایی نظیر مصرف، سرمایه گذاری و صادرات متغیرهایی هم زمان و هم جهت با ادوار تجاری معرفی شدند، اما متغیرهای واردات، صادرات نفت و گاز، صادرات غیر نفتی، هزینه های دولت، سرمایه گذاری در ماشین آلات و تجهیزات و مصرف کالاهای بادوام متغیرهای پیشرو برای اقتصاد ایران می باشند. در مورد متغیرهای پولی نیز نتایج این تحقیق نشان می دهد که ادوار تجاری اقتصاد ایران پدیده ای غیرپولی است. متغیرهای قیمتی در اقتصاد ایران مخالف جهت ادوار تجاری نوسان می کنند و دستمزد واقعی در جهت موافق با ادوار هستند که این پدیده مطابق مطالعه کیدلند و پرسکات (1990) می باشد.

منبع: سایت حوزه


 

نويسنده: زریباف، مهدی
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: معارف اسلامی و اقتصاد
دانشگاه: امام صادق (ع)
استاد راهنما: محمد حسین تمدن
استاد مشاور: مسعود درخشان، حمید ناظمان
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع:  
کلمات کليدي: ،
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
هدف از تحقیق حاضر، بررسی علم اقتصاد از نقطه نظر روش شناسی و نیز ملاحظه این علم در بستر متدولوژیک علوم اجتماعی است. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش کتابخانه ای است. پیدایش بنیانگذاری علم اقتصاد، عنوان بخش اول است که به منظور تبیین علمی شدن اقتصاد و ظهور روشهای علمی در مباحث اقتصادی قرن هفدهم و بالاخره بنیانگذاری علم اقتصاد مستقل در نیمه دوم قرن هیجدهم، تدوین یافته است. مسلما" این امر زمینه مناسب جهت پرداخته به مباحث روش شناسی علم اقتصاد مدرن در قرن بیستم را دراختیار قرار می دهد. در بخش دوم، متدولوژی علوم اجتماعی بررسی شده است. این بخش به منظور شناسایی متدولوژی علوم اجتماعی و نیز تبیین هرچه بیشتر بستر متدولوژیک متدهای مطروحه در علم اقتصاد ارائه گردیده است. اهمیت و ماهیت متدولوژی علوم اجتماعی، قلمرو موضوعی آن در رابطه با علم، فلسفه، اپیستمولوژی و انتولوژی ، روند تاریخی نظریه های شناخت و روش شناسی سه دیدگاه تجربه گرایی، استنباطی و عقل گرایی - انتقادی و بالاخره معرفی بعضی از مکاتب شاخص در متدلوژی علوم اجتماعی از عمده مباحث این بخش می باشند. بخش سوم، اختصاص به تئوری سازی در اقتصاد دارد. هدف از این بخش معرفی ساختار تئوریک و تحلیلی تئوریهای اقتصادی است. بدین معنی که اولا"، تئوری های اقتصادی دارای چه ویژگیهایی هستند و بر اساس چه محورهایی تکوین می یابند؟ ثانیا"، معیار ارزیابی و تشخیص اعتبار تئوری های علمی اقتصادی چیست و این امر چگونه صورت می پذیرد؟ بررسی اجمالی علم اقتصاد مدرن از نقطه نظر روش شناسی که در واقع مبین هدف اصلی تحقیق می باشد، در بخش چهارم ارائه شده است. این بخش می کوشد تا آنچه را که امروزه تحت عنوان علم اقتصاد مدرن مطرح است از نقطه نظر روش شناسی مورد بررسی قرار دهد. البته منظور از اقتصاد مدرن، اقتصادی است که بر اساس متدهای تحقیقی و نوین قرن بیستم به دست آمده، چرا که امروزه معیار علمی بودن یک علم، متدی است که آن علم بر اساس آن به دست آمده است. از طرف دیگر علم اقتصاد مدرن به عنوان یک علم تجربی شناخته شده است و علت آن هم این است که در سنوات اخیر، تعاریف علوم به جای آنکه بر اساس هدف و یاموضوع آن علم صورت پذیرد، براساس متد آن علم صورت گرفته است. در مقابل دیدگاههای دیگری یافت می شود که اصلا" اعتقادی به این روشهای نوگرایانه ندارند و انتقادهایی جدی نسبت به آنها وارد می سازند. مسئله حائز اهمیت دیگر از نقطه نظر متدولوژیک، حوزه ارزشی اقتصاد می باشد، یعنی اینکه جایگاه ارزشهای انسانی و اجتماعی در موضوعات و تئوریهای اقتصادی کجاست و اگر بنا باشد، ملاک، متدهای تحقیقی اقتصاد باشد، آن وقت با مشکل ارزشها، به عنوان یک واقعیت عینی چگونه برخورد شود، مساله دیگر که از نقطه نظر روش شناسی مهم است، مساله انسان اقتصادی به عنوان یک مدل ایده آل می باشد که در فصل پایانی این تحقیق بدان پرداخته شده است.

منبع: سایت حوزه


 

نويسنده: مهدی زاده، مریم
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: علوم اقتصادی
دانشگاه: دانشگاه آزاد اسلامی ( تهران مرکزی )
استاد راهنما: محمدعلی مرادی
استاد مشاور: علیرضا امینی
استاد ناظر:  
تاريخ دفاع: 1384
کلمات کليدي:  
واحد:  
منابع:
 
چکيده:
هدف از این مطالعه بررسی اثر تجارت خارجی بر رشد اقتصاد ایران است. از داده های سالانه ۱۳۸۲-۱۳۳۸ استفاده شده و با بکارگیری روش ARDL مدل شناسایی شده تخمین زده شده است.ابتدا مبانی نظری رشد با تأکید بر تجارت خارجی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و نظریات رشد به وجود رابطه قوی بین تجارت خارجی و رشد اقتصادی تأکید می کند چرا که تجارت خارجی از طریق بهبود تخصیص منابع، دسترسی به بازارهای خارجی، تکنولوژی ها، کالاهای واسطه ای بهتر و افزایش رقابت داخلی، بر نرخ رشد اقتصادی تاثیر مثبت می گذارد.همچنین نظریات رشد درونزا، تجارت خارجی را عامل تسریع کننده رشد دانسته چرا که امکان دستیابی به دانش تکنولوژی را فراهم آورده، انتقال این دانش را تسهیل نموده و از پژوهش های تکراری جلوگیری به عمل می آورد و همچنین شواهد تجربی در سطح بین المللی و ملی مؤید تاثیر مثبت شاخصها و متغیرهای بخش خارجی بر رشد اقتصاد کشورها است.حقایق اقتصاد کشور در چارچوب روند تحولات متغیرهای کلیدی و مهم اقتصاد نشان می دهد که طی دوره مورد بررسی، کشور نرخ رشد اقتصادی نازلی را تجربه کرده است و همچنین مشخص شد که در ترکیب واردات، اتکای بیش از حد به واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای برای یک دوده بلندمدت وجود داشته است. همچنین تمرکز صادرات کشور و سهم بالای نفت در صادرات کالایی مبین عدم تنوع کافی و توسعه نیافتگی ساختار تولید ملی، شکنندگی و آسیب پذیری تجارت در اقتصاد کشور است.بر اساس یافته های این تحقیق ضمن شناسایی متغیرهای استاندارد تابع تولید، متغیرهای بخش خارجی نظیر واردات کالاهای سرمایه ای و درجه باز بودن اقتصاد در مدل لحاظ شده است که نتایج برآورد موید آن است که موجودی سرمایه سرانه، واردات کالاهای سرمایه ای سرانه و درجه باز بودن اقتصاد بر رشد سرانه تولید ناخالص داخلی ایران تاثیر مثبت دارد.

منبع: سایت حوزه


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3   1 2 3