همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
دميري در حيوة الحيوان مي نويسد: روزي حضرت رسول صلي الله عليه و آله در مسافرت به شخصي برخوردند و ميهمان او گرديدند. آن شخص ‍ پذيرائي شاياني از حضرت نمود. هنگام حركت آن جناب فرمود چنانچه خواسته اي از ما داشته باشي از خداوند درخواست مي كنيم تو را به آرزويت نائل نمايد. عرض كرد از خداوند بخواهيد بمن شتري بدهد كه اسباب و لوازم زندگي ام بر آن حمل نمايم و چند گوسفند كه از شير آنها استفاده كنم پيغمبر صلي الله عليه و آله آنچه مي خواست برايش تقاضا نمود، آنگاه رو به اصحاب كرده فرمود اي كاش همت اين مرد نيز مانند عجوزه بني اسرائيل بلند بود از ما مي خواست كه خير دنيا و آخرت را برايش بخواهيم.
عرض كردند داستان پيره زن بني اسرائيل چگونه بوده، آنجناب فرمود، هنگاميكه حضرت موسي خواست با بني اسرائيل از مصر به طرف شام برود راه را گم كردند بهر طرف جستجو نمودند از راه اثري نيافتند. حضرت موسي ترسيد مانند سابق در سرگرداني گرفتار شوند اصحاب خود را جمع نموده پرسيد آيا شما به مردم مصر وعده اي داده ايد كه با رفتن از اين شهر خلف وعده شود. در پاسخ گفتند بلي، چنين از پدران خود شنيده ايم: وقتي حضرت يوسف مشرف به مرگ شد از مصريان تقاضا نمود هر وقت خواستند به شام بروند جنازه ي او را همراه خود ببرند و در كنار قبر پدرش ‍ يعقوب به خاك سپارند. اجداد ما قبول نموده اند حضرت موسي فرمود به مصر برگرديد تا بوعده خود وفا نمائيد و گرنه هرگز از اين سرگرداني نجات نخواهيد يافت. به مصر بازگشتند.
حضرت موسي از هر كس جوياي محل قبر يوسف شد اظهار بي اطلاعي مي نمود به انجناب اطلاع دادند كه عجوزه ايست ادعا دارد من قبر يوسف را مي دانم در كجا است دستور داد او را احضار كنند. فرستاده ي موسي كه پيش پيره زن آمد و او را از جريان مطلع نمود ان زن گفت به حضرت موسي عرض كنيد اگر احتياج به علم من پيدا كرده او بايد پيش من بيايد زيرا ارزش دانش چنين مقتضي است پيغام پيره زن را به موسي رسانيدند تصديق نمود و از همت عالي و نظر بلند او در شگفت شد پيش آن زن آمد و از محل قبر يوسف استفسار كرد. عجوزه گفت يا موسي علم قيمت دارد من سالها است اين مطلب را در سينه خود پنهان كرده ام در صورتي براي شما اظهار مي كنم كه سه حاجت از براي من برآوري. حضرت فرمود حاجتهاي خود را بگو.
گفت اول آنكه جوان شوم دوم به ازدواج شما درآيم سوم در آخرت هم افتخار همسري شما را داشته باشم.
حضرت موسي از بلند همتي اين زن كه با خواسته خود جمع بين سعادت دنيا و آخرت مي كرد و متعجب شد از خداوند درخواست نمود هر سه حاجت او برآورده شد.
در اين هنگام محل قبر يوسف را به اين شرح افشاء نمود. گفت وقتي يوسف از دنيا رفت مصريان در محل دفن او اختلاف نمودند هر طايفه اي مي خواستند قبر آنجناب در محله ايشان باشد دامنه اختلاف نزديك بود به شمشير منتهي شود براي رفع نزاع قرار شد بدن حضرت يوسف را در تابوتي بلوري بگذارند و روزنه هاي آن را مسدود كنند و تابوت را در داخل نهريكه وارد مصر مي شود دفن نمايند تا آب شهر مصر از روي قبر يوسف بگذرد و در محلات گردش كند هم از فيض قبر او استفاده كنند.
محل قبر را به حضرت موسي نشان داد. موسي تابوت را بيرون آورد و در شش فرسخي بيت المقدس محليكه معروف به خليل قدس است رو بروي قبر يعقوب دفن نمود در كنار قبر حضرت ابراهيم عليه السلام.
كتاب داستانها و پندها جلد چهارم


[دوشنبه 10 خرداد 1389 ]  [10:27 PM]  [مرجان ب]
*پيشرفتهاي فوق العاده

همه امكاناتي كه من به گوشه كوچكي از آن اشاره كردم قرنهاي متمادي در اختيار سلاطين مستبد و حكام ديكتاتور در اين كشور بود. شما به شرح حال اين پادشاهان نگاه كنيد ـ البته متوني كه بيشتر در اختيار ماست خاطرات و گزارشهاي دوران قاجار و پهلوي است اينها كشور را مال خودشان مي دانستند مثل يك ملك شخصي كه يك عده در آنجا كار مي كنند و بالاخره بايد چيزي بخورند و زندگي اي كنند. بنابراين مردم نقشي نداشتند. طبعا آن پادشاهان و حكام به سرنوشت كشور و به پيشرفت علمي كشور اهميتي نمي دادند. سالهاي متمادي اين طور گذشت و كشور ما از اين امكانات استفاده نكرد اما در دوره انقلاب پيشرفتها فوق العاده و چشمگير است ... انقلاب و نظام اسلامي كشوري را كه حدود هفتاد و چند درصد بيسواد داشته تحويل گرفته اما امروز ما به كشوري با درصد بسيار بالاي سواد تبديل شده ايم كه من درصد آن را تعيين نمي كنم چون نمي خواهم يكي دو درصد بالا و پايين گفته شود اما درصدش مشخص است . در توسعه دانشگاه و دانشجو كشور ما يك كار معجزه آسا انجام داده است . بيش از 10 برابر هنگامي كه نظام اسلامي تشكيل شد ما امروز دانشجو داريم . ما در همه اقطار كشور دانشگاه داريم . كدام شهر كوچك و بزرگ در اطراف اين كشور هست كه يكي دو تا يا بيشتر دانشگاه در آن نباشد در عرصه فناوري ـ پتروشيمي نفت فولاد توليدات و صنايع دفاعي ـ پيشرفتها حيرت آور است . سامانه هاي دفاعي اي كه امروز در كشور توليد مي شود يك روز به رويا و خواب هم نمي آمد كه كشور ما بتواند حتي محصولاتش را داشته باشد اما امروز اينها را توليد مي كنند. در فناوري برتر كه در دنيا با افتخار از آن ياد مي شود مجبور شدند به رغم همه دشمني ها بگويند ايران جزو 10 كشوري است كه توانسته چرخه سوخت هسته اي توليد كند اين چيز كمي نيست . البته وقتي چنين موفقيتي پيش مي آيد اين جنجال را هم دنبالش راه مي اندازند كه بله اينها مي خواهند چنين كنند چنان كنند بمب بسازند. اين پيشرفتهاي مهم به بركت نظام اسلامي به وجود آمده است .

هر كدام از دانشگاههاي مهم و بزرگ كه بنده گاهي از آنها بازديد داشته ام ـ از دور هم اطلاع داشتم از نزديك هم كه مي روم مي بينم ـ كارهاي تحقيقاتي شان تحسين برانگيز است . اين در حالي است كه گرفتاريهاي دولت در طول سالهاي گذشته كمتر اجازه داده سهم بودجه تحقيقات آن چنان كه بايد و شايد باشد. در زمينه هاي پزشكي و همچنين توجه به زيرساختهاي كشور ـ احداث سد راه پايانه هاي دريايي براي نفت ـ و ديگر چيزها پيشرفتهاي چشمگيري داشته ايم . اينها واقعا به فضل پروردگار و در عين استقلال و استغنا به وجود آمده است . در دوران ستمشاهي نگاه نمي كردند كه مردم چه مي خواهند و چه لازم دارند. نگاه مي كردند كه رفقاي خودشان نوكران خوشان و خوانين منطقه چه لازم دارند و چه مي خواهند مردم را قرباني خانها مي كردند نتيجه اين شد كه از قبل اين استان و اين مردم محروم و نجيب و صبور و با استعداد جيبهايي پر شد و خانها و خان زاده ها عياشيها كردند اما جوانان اين استان محروم ماندند. در و پيكر اين استان محروم ماند. كوه و بيابان اين استان دست نخورده ماند. در دوران بعد از پيروزي انقلاب تا امروز به فضل پروردگار خيلي كار شده خيلي زحمت كشيده شده و خيلي بودجه و پول در اينجا مصرف شده است اما همه اينها در مقابل محروميتها و نيازها چيز زيادي نيست. امسال كه سال 1371 است بودجه عمراني اين استان تقريبا 5 برابر سال گذشته است . اين نشان مي دهد كه مسئولين كشور و مسئولين استان و عناصر فعال اين استان تلاش و كار مي كنند. بحمدالله طرحهاي زيادي اجرا شده است اما آنچه بايد بشود كمتر از آن چه امروز شده است نيست .

از اول انقلاب تاكنون 13 سال گذشته است . شما نگاه كنيد ببينيد كدام 13 سال در دوران عمر فرهنگي و تاريخي ما توانسته است شخصيت هاي درجه يك به وجود آورد البته اينها تا شخصيت درجه يك بشوند هنوز فاصله دارند اما كساني كه شخصيت درجه يك بشوند در اين مجموعه اي كه انقلاب پديد آورده زيادند. مادر ميهن ما در دوران استبدادهاي اواخر دوران پادشاهي سترون و عقيم شده بود. حقيقتا آدمهاي بزرگ نويسندگان بزرگ هنرمندان بزرگ به خصوص در بعضي از رشته هاي هنري پرورش پيدا نمي كردند لكن امروز مي بينيم در ميان بچه هاي جوان ما سينماگران خوب نمايشنامه نويسان خوب كارگردانان خوب شعراي خوب و داستان نويسان خوب زيادند انقلاب است كه اين نيروها را آزاد كرد. اوايل جنگ ما سيم خاردار لازم داشتيم آن را از يك كشور خارجي خريديم تا به داخل كشور بياوريم . اين محموله بايد از شوروي آن روز عبور مي كرد. چون آنها پشتيبان عراق بودند اجازه عبور ندادند! سيم خاردار كه نه بمب اتم است نه توپ است نه تانك است اما اجازه عبور ندادند! اين قدر با ما بد بودند. وقتي ما مي خواستيم توپ بخريم به ما نمي فروختند تانك مي خواستيم بخريم به ما نمي فروختند سيم خاردار مي خواستيم بخريم به ما نمي دادند امكانات مي خواستيم به ما نمي دادند اما قاچاقچي با قيمت 2 برابر و 3 برابر مي فروخت و ما مجبور بوديم بالاخره اين لوازم را به قدر نياز با قيمت بالا تامين كنيم . نتيجه اين تحريمها اين شد كه امروز ما در زمينه ضد زره جزو 10 كشور سطح اول دنيا هستيم .

امروز ما در زمينه غني سازي اورانيوم جزو ده يازده كشور دنيا هستيم كه اين فناوري را در اين حد داريم . اين فناوري بومي هم هست . ما فرق داريم با آن كشوري كه چون نظام كمونيستي داشت شوروي آن روز به او كمك كرد. بعضي ها چين را به رخ ما مي كشند . چين در 10 سال اول انقلابش تمام امكانات را از شوروي آن روز گرفت آن موقعي كه هنوز ميانه شان به هم نخورده بود. اما در هيچ سالي از سالها هيچ قدرت داراي دانش و صنعت به ما كمك نكرد. هر كار كرديم خودمان كرديم . در استان چهارمحال و بختياري ـ طبق آمارهاي موثقي كه به دست من رسيده ـ كاري كه در بعد از پيروزي انقلاب تا امروز شده شايد چندين برابر ـ 10 برابر يا بيشتر ـ بيشتر از كاري است كه در كل زمان قبل از انقلاب انجام گرفته است . در عين حال خدمات فراواني كه در اين استان انجام گرفته براي پاسخگويي به نيازهاي اين استان كافي نيست . حقيقتا انسان از سطح فرهنگ اين مردم لذت مي برد. با اين كه سواد سواد رسمي نيست اما روح فرهنگي و استعداد فرهنگي هست . آدم وقتي اينها را مي بيند هزاران بار لعنت مي فرستد به آن خانهاي خبيث و سلاطين خبيث تر از خانها كه سالهاي متمادي مردم را عقب نگه داشتند اين مردم را بيسواد و محروم نگه داشتند ازشان استفاده كردند و اينها را دوشيدند بدون اين كه فايده اي بهشان برسانند. اميدواريم ان شاالله در دوران جمهوري اسلامي جبران شود. البته بخش زيادي از عشاير اين كشور بحمدالله در دوران جمهوري اسلامي به سروسامان نسبي رسيده اند. اين جاها هم ان شاالله بايد هر چه زودتر به سروسامان برسد.

*فناوري بومي

از اولي كه سدسازي به اين كشور وارد شد تا وقتي كه طاغوت از اين كشور ازاله شد ده دوازده سد آن هم به دست خارجيها ساخته شده بود كه بعضي از آنها اشكالات فني فراوان داشت اما در دوران انقلاب بيش از 70 سد طراحي شده كه بسياري از اينها ساخته شده و دهها سد هم الان از انواع و اقسام بزرگ و كوچك بتوني و خاكي در حال ساخته شدن است كه به طور مرتب ساخته و آبگيري مي شود . در اين حد انبوه سازي سد آن هم با فناوري بومي و 100 درصد به دست متخصصان بومي ـ آن طور كه به من گزارش كردند ـ باعث شده كه ما يكي از پنج شش كشوري باشيم كه مي تواند با اين كيفيت سدهاي بزرگ را آن هم با اين حجم انبوه به وجود بياورد و بسازد. در زمينه صنايع نظامي در زمينه صنايع گوناگون در زمينه توليد كارهاي زيربنايي در زمينه توليد فرهنگ از اين قبيل فراوان است . به رغم اين كه در داخل موريانه هايي را مي خواهند به پايه هاي مستحكم بناي فرهنگي ما بيندازند كه عملا هم كارهاي زشتي را در زمينه فرهنگي انجام مي دهند ـ اين گفته شده باشد معلوم باشدـ امروز فرهنگ اصيل و فلسفه اسلامي و دانشهاي فرهنگي اسلامي در سطح دنيا به مرور در حال پيشرفت است چشمهايي را خيره كرده . امروز فلسفه صدرايي ما چشمهايي را در دنيا به خودش خيره كرده آنها اظهار اعجاب مي كنند تحسين مي كنند.

مي بينند كه جمهوري اسلامي از زير اين آوارها سربلند كرده و آنچه كه توقع داشتند تا در زير اين آوارها خفه اش كنند حالا با سينه سپر با يك ملت زنده و با اين همه جوان ايستاده و تهديدها را به چيزي نمي گيرد. آن روزها كشور و نظام به مهندس ما براي ساخت و تحقيق و رشد علمي و حتي براي بهره برداري ميدان نمي داد. من قبلا در مصاحبه اي بعد از آنكه از سد دز بازديد كردم اين نكته را گفتم شايد هم شنيده باشيد. بعد از آن كه شركتهاي خارجي قسمتي از سد دز ما را ساختند براي مدت كوتاهي بهره برداري از نيروگاه آن رابه يك شركت داخلي دادند . بعد مي خواستند ظرفيت نيروگاه را 2 برابر كنند . يك شركت آمريكايي كه متعهد شد بيايد ظرفيت نيروگاه را 2 برابر كند وقتي ديد بهره بردار ايراني است گفت : « اينها بايد بيرون بروند . » بنابراين اجازه نداد. دولت ايران بهره بردار ايراني را بيرون كرد و بهره برداري از نيروگاه دز را به يك شركت ايتاليايي داد آن وقت آمريكاييها ظاهرا حاضر شدند بيايند 50 درصد ديگر نيروگاه را تكميل كنند . بنابراين به ايراني اصلا اجازه داده نمي شد حتي در زمينه بهره برداري . براي همين هم هست كه ما در زمينه هاي ساخت ـ چه ساختهاي صنعتي چه سازه هاي ساختماني عمران و مهندسي هاي گوناگون در آن زمان ـ واقعا يك چيز قابل ذكر و قابل عرضه اي كه ساخت ايراني باشد نداريم در حالي كه نيروهاي ما همان نيروهايند و نسل امروز از نسل ديروز متمايز و متفاوت نيست . همين جوانهايي كه امروز توانسته اند اين سدها اين نيروگاهها اين بزرگراهها اين خط آهن ها اين كارخانجات گوناگون اين طراحي ماشينها و هواپيماها اين سلاحهاي نظامي و اين فناوري پيچيده هسته اي را توليد كنند در نسل گذشته ما هم بودند اما از اين چيزها خبري نبود. اين بزرگترين خدمت انقلاب به كشور است . به نظر من در زمينه هاي علمي بزرگترين خدمت اين است كه اين باور را به ما ايرانيها بخشيد كه : « ما مي توانيم » همان تعبيري كه امام كردند : « ما مي توانيم » آن روز به ما مي گفتند شما برويد لولهنگ بسازيد آفتابه هاي گلي اي كه آن وقتها مي ساختند يعني آفتابه حلبي هم نه ! ما حتي دسته بيل را هم از خارج وارد مي كرديم همچنين بقيه چيزهاي مورد مصرف و مورد نياز روزافزون صنعتي را. سطح زندگي پيشرفت مي كرد و نيازهاي فراوان . روز به روز پيش مي آمد همه اينها را ما بايد از ديگران مي گرفتيم و وارد مي كرديم . برنامه ريزان آن وقت افتخار هم مي كردند! از اولي كه سدسازي به ايران وارد شد تا وقتي كه طاغوت از ايران بيرون رفت ده دوازده سد در ايران ساخته شد آن هم به دست خارجي ها و با اشكالات فني فراوان . اما در دوران انقلاب اسلامي بيش از 70 سد طراحي و با فناوري كاملا بومي به دست متخصصان ايراني ساخته شد. در توسعه دانشگاه و دانشجو كشور ما يك كار معجزه آسا انجام داده است . در فناوري هاي برتر نيز ما جزو چند كشوري هستيم كه چرخه توليد سوخت هسته اي داريم

روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 12 بهمن 1388، صفحه كتاب و كتابخواني،

[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389 ]  [6:16 PM]  [مرجان ب]

شگفتي هاي انقلاب اسلامي

كتاب « عصر شكوفايي » مقايسه قبل و بعد انقلاب اسلامي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي است كه توسط عبدالرحيم اباذري تدوين يافته و سازمان انتشارات جهاددانشگاهي آن را در 200 صفحه منتشر كرده است . كتاب مذكور سرفصل دارد . عنوان فصل اول نماد ستمشاهي نام دارد و فجر شكوفايي و طلوع بالندگي عنوان فصل دوم و سوم است . در ذيل بخشي از كتاب مذكور براي بهره برداري خوانندگان درج مي كنيم .

*شگفتي هاي انقلاب اسلامي

تهران دوران حكومت وابسته و فاسد كجا و تهران دوران اسلام كجا ! مزرعه رشد ارزشهاي فاسد غربي كجا و بوستان بالندگي گلها و ميوه هاي ارزشهاي اسلامي كجا ! آن وقت آن مردي كه بعد از اولياي خدا كسي را در انسانهاي معمولي به عظمت او به قدرت او به تجلي صفات الهي در وجود او نمي شناسيم با آن عظمت از تبعيدگاه خود وارد كشور شود و به محض ورود با دستي كه از آستين قدرت الهي بيرون آمده است حكومت اسلامي را در دنياي دورافتاده از ارزشهاي معنوي پايه گذاري كند! اين حوادث جلو چشم ما اتفاق افتاد. ما امام و انقلاب را از نزديك ديديم . اما مي خواهم عرض كنم : اكثر ما خود من يكي از آنها عظمت اين پديده يعني پديده امام و انقلاب را حس نكرديم . خيلي عظمت دارد! بنده يك وقت به امام عرض كردم : « اگر كسي شبيه شما دويست سيصد سال پيش در تاريخ بود و نشانه اي از او مي ماند ـ يك دستخط يك كلمه امضا يك تكه از پارچه لباس ـ و امروز به دست ما مي رسيد آن را در موزه ها مي گذاشتيم و به آن تبرك مي جستيم حال شما با وجود خودتان و با همه حقيقتتان در مقابل ما هستيد. ما چطور مي توانيم عظمت شما را درك و حس كنيم » اين يك واقعيت است . بايد گسترش اين حقيقت در دلها و فضاي زندگي ما و در همه دنيا و به خصوص دنياي اسلامي هرچه زنده تر و ملموس تر شود.

در دوران رژيم پهلوي در بين عده اي ازقشرهاي متجدد تبليغات اين بود كه روحانيون اصلا سواد ندارند! اينها اصلا اهل علم نيستند! اينها هيچ علمي را بلد نيستند! شايد اهل علم ما باور نكنند; چون همه عمرشان را در علم گذرانده اند. مي گويند مگر ممكن است كسي اين طور اشتباهكاري كند ! بله ; ممكن است . اين كار را كردند. امروز هنوز عده اي از همان بقاياي نسل پرورش يافته دوران رضاخان كه دل سنگي داشتند و تحت تاثير حقايق آشكار شده بعد از جمهوري اسلامي قرار نگرفتند هستند كه با نظام جمهوري اسلامي بدند; براي اين كه در راس اين نظام يك روحاني است ; والا مي بينند كه اين نظام نظام عادلانه اي است . مي بينند كه اين نظام از فساد دور است . امروز كدام كشور در دنيا وجود دارد; اين را ما تحدي مي كنيم كه مسئولان آن در بالاترين سطوح آن چنان كه در جمهوري اسلامي به فضل پروردگار و به لطف الهي وجود دارد اين همه نسبت به زخارف و تعيش دنيا و لذات مادي بي اعتنا باشند ! البته اين جز به اراده الهي نيست . در اين مورد ما كاره اي نيستيم . هرچه هست از خداي متعال است ; از اراده ذات مقدس ربوبي است .

روزي بود كه مومنان صادقي آرزو مي كردند كه بتوانند در راه خدا دفاع كنند ولي نمي توانستند; راهها به روي آنها بسته فضا با ابرهاي ظلماني سلطنت و حكومت طواغيت پر شده و امكان هرگونه سرمايه گذاري فكري و علمي و جسمي و روحي در راه آرمانهاي اسلامي ناموجود بود. در خون دل زندگي مي كردند و با خون دل از دنيا مي رفتند. امروز راهها به روي ما و فرزندان اين دوران باز و فضا گشوده است ; آينده اميدبخش است و امكان براي دفاع از ارزشهاي مظلوم الهي و اسلامي در دسترس ماست . اين نعمت بزرگ الهي است ; بايد آن را قدر بدانيم و هر لحظه از عمر در اين دوران را معادل سالها عمر به بطالت گذشته بخشي از انسانهاي غافل در همه زمانها به حساب آوريم ...

سالها اسلام بود اما نه در صحنه فعاليتهاي اساسي عالم . يك دوران طولاني اسلام در دستگاه حكومتهاي مسلمان نام و بي خبر از اسلام منزوي بود. در طول سلطنت هاي مفصل ايران و عثماني و هند كه ظاهرا مسلمان بودند اسلام به معناي حقيقي كلمه در دستگاهشان نبود. اسلام منزوي بود. بعد هم كه از دو سه قرن پيش به اين طرف دوران پيشرفت غرب و اروپا پيش آمد و ارزشهاي مادي به شكلهاي مختلف بر دنيا حاكم شد اسلام و مسلماني كاملا در غربت و انزوا افتاد; حتي سعي مي كردند كه نام اسلام را هم به دست فراموشي بسپرند; سعي مي كردند تا كشورهاي مسلمان را هم با تفكرات لائيكي و غيراسلامي حتي از صورت اسلام جدا كنند. « بسم الله » گفتن در اول حرف زدن ها ننگ بود; نماز خواندن ننگ بود; مسلمان زيستن به معناي واقعي محال بود. تظاهرات اسلامي بيشتر تشريفاتي بود. از معنويت اسلام از جهاد اسلام و از ارجحيت اسلام در مقابل رقيبهاي مادي خبري نبود. در آن شرايط وعده « ليظهره علي الدين كله » چگونه عملي بشود

*انقلاب ايران و عراق

من مقايسه اي بين انقلاب ايران و كودتاي عراق مي كنم تا شما ببينيد كه انقلاب اسلامي ايران چه ضربه اي بر استعمار وارد كرد. وقتي كه در سال 37 در عراق كودتا شد و « فيصل » را سرنگون كردند و « نوري سعيد » را به جاي او نشاندند ايدن ـ نخست وزير انگليس ـ در خاطراتش نوشت : « من در جزيره اي مشغول تفريح آخر هفته بودم كه خبر كودتاي عراق به من رسيد و بزرگترين ضربه به مغز من وارد شد و ناگهان احساس كردم كه دنيا تكان خورده است . » ـ تعبيرات دقيق او الان يادم نيست ـ براي انگليس و دستگاه استعمار آن قدر كودتاي عراق مهم بود كه حد نداشت . اين نگراني در تمام نوشته ها و خاطراتي كه بعد از كودتا منتشر شد منعكس شده بود و عظمت ضربه خودش را نشان مي داد. اين كودتا در كشوري انجام گرفت كه بعدها معلوم شد بعضي از دستگاههاي استعماري در آن نقش داشته اند و بعضي هم بعدا از آن استفاده كرده اند و در مشت خود گرفته اند. حالا هم شما دنباله هاي آن كودتا را مي بينيد كه بعد از گذشت حدود 30 سال تحفه هاي امروز عراق دنباله همان كودتا ـ و به قول خودشان انقلاب ـ هستند .

*تربيت بانوان نخبه

ما اين همه زن نخبه در دوره حاكميت طاغوت نداشتيم . اين حرف من است و بر اين اصرار دارم . امروز عدد مطلق و نسبي محققين زن اساتيد زن دانشمندان زن در رشته هاي مختلف متفكرين و نويسندگان زن كه در رشته هاي گوناگون فكر مي كنند صاحبنظرند و قلم مي زنند ادباي زن شعراي زن هنرمندان زن ـ قصه نويس ها شاعرها نقاشها ـ به مراتب بيشتر از دوره طاغوت است ; يعني آن دوره اي كه به نام طرفداري از زن حجاب و عفاف و وجود فاصله بين زن و مرد را به كلي از بين برده بودند و روزبه روز هم اين بي بندوباري را ترويج مي كردند; حتي در مواردي از كشورهاي اروپايي هم بدتر و تندتر عمل مي كردند. امروز ما در نظام جمهوري اسلامي و زير پوشش حجاب زير چادر زير مقنعه اين تعداد عظيم نخبه فكري علمي عملي فعال سياسي صاحبنظران فرهنگي و هنري داريم . آن روز بخشي از بخشها و بعضي از ابعاض اين مجموعه را هم ما نداشتيم . بسيار محدود بودند. اين يك نظريه اي درست عكس ان چيزي را كه در صدد بودند القا كنند احيا مي كند و او اين كه آن كيفيت ترويج بي بندوباري نه فقط به معناي رشد دادن به زن به معنويات زن به استعدادهاي زن نيست بلكه سرگرم كردن زن به آنچه كه لوازم آن كيفيت زندگي است ـ آرايشهاي گوناگون و گرفتاريهاي گوناگون جنبي اي كه اين كارها دارد ـ خودش مانع حركت به سمت كمال و تعالي زنان است .

در نظام اسلامي محدوديتي كه به وجود مي آيد كه اين محدوديت بر طبق فطرت انساني زنانه است ; هم براي مردها محدوديت است به يك كيفيتي ; هم براي زنها به كيفيت ديگري محدوديت است كمك كننده به اين است كه نيروهاي آنها هرز نرود و حتي المقدور در جهت درستي به كار بيفتد; كه آن وقت نتيجه اش مي شود رشد فكري و علمي و عملي در جامعه زنان كه امروز شاهدش هستيم . اين نكته اول . اينكه گفته مي شد ـ و البته هنوز هم بعضي ها با غفلت تمام مي گويند ـ مگر مي شود با حجاب و با رعايت حدود شرعي و اسلامي جامعه زنان رشد كند تكليف مساله زن در نظام اسلامي چه مي شود اين جواب عملي اش جواب عيني اش همين وجود مجموعه عظيم نخبگان زن در جامعه ماست كه هيچ وقت ما در كشور چنين وضعي را نداشتيم ; در دوره طاغوت هم نبوده قبل از آن هم كه وضع تعليم و تربيت از جهت ديگري اشكال داشته . امروز در نظام اسلامي بحمدالله اين فراهم است . حالا تعداد بيشتر برگزيدگان دختر در دانشگاهها و امثال آن اينها مسائل درجه دو است ; مساله درجه يك اين است كه همين مجموعه زنان نخبه توانسته اند در نظام جمهوري اسلامي در بخشهاي مختلف بدرخشند.

اسلام زنان عالمه بزرگي پرورش داده است . اگر امروز هم در جامعه ما مشاهده كنيد مي بينيد كه متخصصان زن دانشمندان زن پزشكان زن محققان زن و هنرمندان بزرگ زن كم نيستند; انسانهاي ارزش آفرين و صاحب فكر و مكتب در بين آنها هست . در صحنه سياسي و در قواي مجريه و مقننه هم همين طور است . در همه بخشهاي كشور حضور زنان حضور فعالي است . بين ما و آنها بين تفكر و ارزشگذاري اسلامي و غربي بحث بر سر اينها نيست ; بحث بر سر چيز ديگري است . يكي از همين فعاليتهاي فاجعه آميز قضاياي هفدهم دي بود كه در زمان رضاشاه اتفاق افتاد. طبق نقشه دشمنان اسلام و ايران به كمك روشنفكران آن روز متصل به دربار پهلوي تصميم گرفتند كه زن ايراني را از دايره عفاف و حجاب خود بيرون كنند و اين نيروي عظيم ايماني را كه به بركت عفاف زن همواره در جوامع مسلمان وجود داشته است نابود كنند و بر باد بدهند.
يكي از جنايات بزرگ رژيم طاغوت همين مسئله 17 دي هست .

كشف حجاب از بين بردن آن حائل و فاصله اي كه در اسلام ميان دو جنس قرار داده شده است ـ كه اين براي سلامت زن و سلامت مرد است ; براي سلامت جامعه است ـ تا همان بلايي كه بر سر زن در جوامع غربي آمد بر سر زن مسلمان ايراني بياورند. اين اقدام را با چماق رضاخان در داخل كشور انجام داد. زن غربي با ورود در منجلاب فساد دستاوردش نابودي خانواده بود. اين جور نبود كه زن با برداشتن حجاب در ميدان علم يا در ميدان سياست يا در ميدان فعاليتهاي اجتماعي پيشرفت كند. همه اينها با حفظ حجاب و عفت ممكن بود و ما در نظام اسلامي اين را تجربه كرديم . برداشتن حجاب مقدمه اي براي برداشتن عفت بود; براي برداشتن حيا در جامعه اسلامي بود; براي سرگرم كردن مردم به عامل بسيار قوي و نيرومند جنسي بود; براي اين كه از همه كارهاي ديگر بمانند; و يك مدتي هم موفق شدند اما ايمان عميق ملت ايران نگذاشت . زنهاي مسلمان ما با وجود سختگيري ها در طول زمان در مقابل اين فشار سركوبگر مقاومت كردند; بعد از رفتن رضاخان به نحوي در زمان خود او به نحوي در طول دوران بقيه طاغوت هم به نحوي . لذا در همان ديماه 1356 روز هفدهم ديماه در مشهد يك اجتماع عظيمي تظاهراتي از زنان مسلمان با شعار حفظ حجاب راه افتاد. ما آن وقت در تبعيد بوديم ; خبر آن را شنيديم كه زنان مومن و مسلمان و شجاع يك چنين حركتي را به راه انداختند. اين گوشه اي از فجايع رژيم طاغوت بود; نابود كردن آرمانهاي ديني ارزشهاي اخلاقي پيشرفتهاي اقتصادي عزت بين المللي و خلاصه بر باد دادن سرمايه هاي يك ملت جزو كارهايي بود كه آن رژيم طاغوت و سياهكار انجام داد.

*ايراني توانست

امروز ما در بخشهاي بسيار مهمي پيشرفتهاي بسيار برجسته اي كرده ايم . اينها حركت انقلاب و روح انقلاب است ; خودباوري اي است كه انقلاب داده ; فضاي بازي است براي استعدادها كه انقلاب به ما ارزاني داشته و اين امكان را به ما داده كه بتوانيم باز فكر كنيم و اميدوار باشيم . اين را در خودتان در نسل خودتان و در مجموعه هاي خودتان تقويت كنيد. اين كه منفي بافي كنيم و بگوييم « نمي شود » « آقا نمي گذارند » « آقا فايده اي ندارد » سم مهلك اين حركت است . يك روز آمدند اين سم را ساختند و در آب فرهنگي اين ملت تزريق كردند. يك روز آمدند صريحا گفتند : « ما نمي توانيم . » زمان جواني من اين حرف جزو حرفهاي رايج بود كه ايراني حتي نمي تواند « لولهنگ » بسازد! شايد شماها ندانيد لولهنگ چيست . لولهنگ يعني آفتابه ; آن هم آفتابه گلي . اين نگاه سياستمداران و سررشته داران امور دانشگاهي آن روز بود. خيلي از سياستمداران آن روز عناصر دانشگاهي بودند; اسمهايشان هم مشخص است .

آنها مي گفتند : « ايراني نمي تواند! » نخير ايراني مي تواند. ايراني مي تواند مرز دانش را ـ كه امروز خيلي پيشرفته و افق بسيار بلندي است ـ بشكند و پيش برود و مرز جديدي درست كند; منتها ما توقع نداريم اين كار را در طول مثلا 5 سال و 10 سال انجام دهيم . من در همين اتاق به جمعي از جوانهاي مثل شما گفتم از حالا همت كنيد تا 50 سال ديگر اين كشور بتواند نوترين فناوريها و نظريه هاي علمي را در همه بخشها به جامعه بشري عرضه كند . شما با اين نيت حركت كنيد . اگر 50 سال ديگر بخواهيد به آنجا برسيد كارهايي كه الان شما داريد مي كنيد كارهاي زيادي نيست ; قدمهايي است كه حتما بايد برداشته شود و تسريع گردد. به خودتان متكي باشيد و بخواهيد كار را انجام دهيد. تجربه شماها هم تجربه خوبي است. خودتان همت كرديد و وارد ميدانهاي كاري شديد; و البته دستگاههايي هم الحمدلله كمك كردند. من اصرار دارم بر اينكه جوانهاي ما اگر توانستند دستاوردي داشته باشند به آن قانع نشوند و نبايد خيالشان راحت باشد كه به جايي رسيده اند; نه اين آغاز راه است ; اين مژده دهنده به شماست كه مي توانيد.

شمايي كه اين جا نشسته ايد مي توانيد يك روز پر سر و صداترين و مهمترين اختراعات دنيا را به بشريت ارائه كنيد و ملت خود را جلو ببريد. يك ملت فقط باهاي و هوي و سر و صدا نمي تواند كارش را پيش ببرد. البته سروصدا وهاي و هوي هم لازم است اما بايد مغز و عمق داشته باشد; مغز و عمقش هم 2 چيز بيشتر نيست ; يكي ايمان يكي علم ; اين 2 را بايد داشته باشد . علم بي ايمان كار را پيش نمي برد ـ يعني مشكلات فراوان جنبي درست مي كند ـ ايمان بي علم هم همين طور. امروز خوشبختانه فضاي كشور فضاي امني است ; روزگاري گذشت كه اين طور نبود. شما اگر مي خواستيد در كارگاه تان چراغ روشن كنيد چنانچه از غروب نيم ساعت گذشته بود مي گفتند بايد خاموش كنيد تا بمب افكن هاي دشمن نيايند بمباران كنند. همين تهران و كرج و تبريز و اصفهان را مي آمدند مي زدند; يعني دشمن بر آسمان كشور ما مسلط بود. جوانهاي خود ما آن فضاي تنگ اسارت را شكستند; هم در عرصه علم هم در عرصه جهاد. در دوران حاكميت 25 ساله نظام اسلامي چندين برابر 100 سال گذشته در اين كشور كار شده است ; 100 سالي كه خاندانهاي ننگين قاجار و پهلوي بر اين مملكت حكمراني مستبدانه داشتند و براي اين ملت كاري نكردند و ظرفتيها را يا بر باد دادند و يا استفاده نشده باقي گذاشتند. آنچه ملت و كشور را به سمت يك آينده مناسب با شان اين كشور حركت داده انقلاب اسلامي و نظام اسلامي است .

روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 12 بهمن 1388، صفحه كتاب و كتابخواني،

[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389 ]  [6:13 PM]  [مرجان ب]



 
 
 
[تصویر: 2k6abfcdc463.jpg]

 
رسیدن به موفقیت، قدرت و هر چیز خوب دیگری در این دنیا آرزوی مشترک بیشتر انسان‌هاست ولی با این حال هنوز اکثریت انسان‌ها از وضعیت مالی، فکری و روحی مناسبی برخوردار نیستند.
در دنیایی که ما انسان‌ها در آن زندگی می‌کنیم فرصت‌های زیادی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد ولی متاسفانه کمتر کسی می‌تواند از این فرصت‌ها به نفع خود استفاده کند. متاسفانه انسان‌ها بیشتر در رویای رسیدن به موفقیت زندگی می‌کنند تا اینکه بخواهند برای رسیدن به آن تلاشی از خود نشان دهند. حقیقتی که هر انسانی در راه رسیدن به موفقیت باید همواره به آن توجه کند این است که نه کسی شانسی و از روی اتفاق به موفقیت می‌رسد و نه کسی به همین صورت موفقیت‌های خود را از دست می‌دهد. این موضوع بیانگر این مطلب است که رسیدن به موفقیت خود مراحلی دارد و فقط کسانی که از این موضوع باخبرند که می‌توانند امیدوار به دستیابی به آن باشند
.
 

[یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ]  [10:14 PM]  [مرجان ب]
سيدمحمدمهدي جعفري، شارح و مترجم برگزيده نهج‌البلاغه با اشاره به نامگذاري سال 89 به عنوان سال همت و كار مضاعف گفت: در نهج‌البلاغه امام علي (ع) موضع روشني نسبت به كار و تلاش وجود دارد و اين امام همام، همواره انسان را به كار و تلاش تشويق كرده است.
وي با بيان اينكه مباني همت، كار و تلاش از نهج البلاغه قابل استخراج است، افزود: امام علي (ع) نه تنها براي دنيا بلكه براي آخرت نيز به فعاليت و كار تأكيد مي‌فرمودند و در جمله معروفي از وي، عبارت «العمل العمل» بيان شده است.
جعفري در تبيين معناي عبارت «العمل العمل» گفت: اين عبارت در اصطلاح علوم بلاغي به معناي «اغراء» يعني «تشويق كردن» است. اميرالمؤمنين انسان را به استفاده از فرصت‌ها تشويق مي‌كند و او را به مسير «عمل» سوق مي‌دهد، چون اين دنيا محل عمل و جهان آخرت، محل حسابرسي است.
مدير گروه نهج‌البلاغه دانشكده علوم حديث با تأكيد بر اينكه امام علي (ع) عمل اخروي و دنيوي را جدا از يكديگر نمي‌دانست، اظهار داشت: اميرالمؤمنين مي‌فرمود: انسان نبايد چنان به دنيا بچسبد كه گويي هيچ هدفي جز پرداختن به دنيا ندارد و همچنين نبايد آنچنان تارك دنيا شود كه تنها براي آخرت بكوشد و زندگي‌اش دچار اختلال شود.
وي با اشاره به خطبه 208 نهج‌البلاغه اظهار داشت: پس از جنگ جمل، ‌هنگامي كه اميرالمؤمنين وارد بصره شد، به عيادت يكي از دوستان خويش به نام «ربيع بن زياد حارثي» رفت كه از ناحيه چشم مجروح شده بود. امام هنگامي كه به منزل وي مراجعه كرد، با خانه‌اي بسيار فراخ مواجه شد و پس از جويا شدن احوال ربيع، در پاسخ وي مبني بر آرزو كردن مرگ فرمود: پس اين خانه فراخ و وسيع را براي چه مي‌خواهي؟ جعفري ادامه داد: ربيع در پاسخ به امام فرمود: من چه بايد بكنم؟ امام پاسخ داد: البته اگر در اين خانه حقوق الهي پرداخت شود، به نياز مستمندان رسيدگي شود و آنها را ميهمان اين خانه كني، اشكالي ندارد و مي‌تواني در همين خانه به وظايف انساني خود عمل كني.
اين مترجم و شارح برگزيده نهج‌البلاغه افزود: ربيع به امام فرمود كه اي اميرالمؤمنين! برادرم «عاصم» را درياب كه در گوشه‌اي نشسته و لباس ژنده و پشمينه پوشيده است و به دنيا نمي‌پردازد. امام با شنيدن اين سخن برآشفت و برادر وي را احضار كرد و وقتي احوال وي را مشاهده كرد، بر سرش فرياد زد: «اي دشمنك نفس خويش! تو كوچك‌تر از آن هستي كه خداوند نعمتي به تو بدهد و از آن استفاده نكني».
عضو هيأت علمي دانشگاه شيراز با بيان اينكه به كار بردن عبارت «دشمنك» از سوي امام از روي تعمّد و براي تحقير عاصم به كار رفته است، ادامه داد: در اين هنگام، عاصم با تعجب به امام (ع) فرمود: اي اميرالمؤمنين! تو خود در خوراك و لباس از من نيز ساده‌تر هستي، پس چگونه مرا به پرداختن به دنيا امر مي‌كني؟ امام فرمود: اشتباه نكن، مسئوليت من، همگاني و عام است و بايد خود را در حد پايين‌ترين شخص اجتماع قرار دهم تا مبادا فقر او باعث طغيانش شود، اما تو مسئول خود و خانواده خويش هستي و بايد براي فراهم كردن رفاه خود و خانواده‌ات بكوشي، ضمن اينكه به وظيفه ديني و اخروي خويش نيز بايد رسيدگي كني.
جعفري در پايان تصريح كرد: امام علي (ع) همواره امر به رعايت اعتدال مي‌كرد و به كار كردن براي يك زندگي انساني متعادل و متوسط در اين جهان و غافل نشدن از وظايف اخروي اعتقاد داشت

[پنج شنبه 2 اردیبهشت 1389 ]  [4:44 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4