همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

پشتکار و تلاش:

تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید.

 

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید.

 

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید.

 

تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود.

 

تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید.   

 

تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید.   

 

تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او.

 

  تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی که در این راه به شما

 کمک کرده اند را فراموش نکنید.

 

تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند ،شما نباشید.

 

تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و

 عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست.

 

تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و

 گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نکنید.

 

تلاش کنید به هر چیز آنقدر بها بدهید که استحقاقش را دارد.

 

تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید.

 

 
 
پشتکار و تلاش:

[چهارشنبه 26 خرداد 1389 ]  [7:02 PM]  [مرجان ب]
  کمتر کسی می تواند از این فرصتها به نفع خود استفاده کند. انسانها بیشتر در رویایی ثروتمند شدن زندگی می کنند تا اینکه برای رسیدن به آن تلاشی از خود نشان بدهند. حقیقت این است که نه کسی شانسی ثروتمند می شود و نه کسی شانسی ثروت خود را از دست می دهد. این موضوع بیانگر این مطلب است که ثروتمند شدن نیز مثل رسیدن به هر خواسته دیگری در این دنیا برای خود مراحلی دارد, و فقط کسانی که از این موضوع باخبرند می تواند به ثروتمند شدن خود امید داشته باشند.
با کمی مطالعه و تحقیق در زندگی بیشتر ثروتمندان جهان به این نتیجه می رسیم که پشت کار داشتن و سخت کوش بودن ویژگی مشترک تمام ثروتمندان جهان است. اگر در زندگی بسیاری از ثروتمندان جهان نگاهی بیاندازید به این حقیقت پی می برید که بیشتر آنها در ابتدا بیشتر به اشخاصی خانه به دوش شبیه بوده اند اما در عین حال افکاری سلاطین گونه داشته اند. اگر شما هم می خواهید ثروتمند شوید باید جنس ذهنیت شما از پول باشد تا اشتیاق به ثروت شما را به سوی طرحی مشخص برای دستیابی به آن هدایت کند.
انسانهای موفق برای ثروتمند شدن نیازی به منابع مالی ندارند. این انسانها با ذهنیت طلایی خود افکارشان را به ثروت تبدیل می کنند. فراموش نکنید که افکار شما می توانند راهنمای شما به سوی ثروت و توانگری باشند. حقیقت این است که مغزتان با افکار شما دوست می شود. اگر شما به خود به چشم یک انسان ثروتمند و موفق نگاه می کنید ذهنتان نیروی درونی شما رای برای رسیدن به وضعیتی که دوست می دارید هماهنگ می کند, اما اگر افکار و تصورات شما بر علیه خودتان باشند حتی اگر از منابع مالی خوبی نیز برخوردار باشید به زودی ثروت خود را از دست می دهید. بسیاری از انسانها از روی ساده لوحی فکر می کنند که محدودیت
اگر در زندگی بسیاری از ثروتمندان جهان نگاهی بیاندازید به این حقیقت پی می برید که بیشتر آنها در ابتدا بیشتر به اشخاصی خانه به دوش شبیه بوده اند اما در عین حال افکاری سلاطین گونه داشته اند.
مالی معیار سنجش انسانهاست, در صورتی که معیار سنجش انسانها افکاریست که آنها در سر دارند.
آیا شما جزو آن دسته از انسانهایی هستید که بر این باورند که می توان با اندیشیدن ثروتمند شد یا جزو کسانی هستید که فکر می کنند نمی توان با اندیشیدن ثروتمند شد؟ اگر جزو دسته دوم هستید باید قبول کنید که عادات فکری شما در نداری و فلاکت پرورش یافته است.
ارباب ذهن خود بودن مساوی با رسیدن به ثروت بی نهایت است. فقط اگر صاحب افکار خود باشید و بتوانید کنترل افکار خود را به دست بگیرید به زودی به یکی از ثروتمندان جهان تبدیل می شوید در غیر اینصورت تلاش شما نتیجه ای نخواهد داشت. تلاش شما باید توام با ایمان به پیروزی و موفقیت باشد. اگر شما شبانه روز 24 ساعت کار کنید ولی باز خود را بدبخت و فقیر بدانید نمی توان به ثروتمند شدنتان امیدی داشته باشید, ولی اگر مانند سایر دوستان و آشنایانتان یا حتی کمتر از آنها روزی چند ساعت کار کنید و به نتیجه کار خود ایمان داشته باشید حتما موفق می شوید. برای ثروتمند شدن نیازی به زیاد کار کردن ندارید, نیاز به منابع مالی و داشتن خانواده ثروتمندی ندارید, تنها چیزی که به آن نیاز دارید امید و پشتکار است.
در زمانهای نه چندان دور تب طلا فرومانروای افکار تمام ساکنین غرب بود اما در این دوران کمتر کسی به این موضوع می اندیشید که در ذهن انسان طلایی به مراتب بیشتر از آنچه که در کره زمین وجود دارد یافت می شود.
یکی از علل عمده شکست و ناکامی بیشتر انسانهایی که دوست دارند ثروتمند شوند ولی هیچوقت به ثروت نمی رسند این است که آنها در برخورد با مشکلات و ناکامی هایی مالی دست از تلاش خود برمی دارند. در دهه 1960 یکی از جویندگان طلا در منطقه ای که در آن در جستجوی طلا بود رگه ای از طلا پیدا کرد. او بدون اینکه سایر جویندگان طلا متوجه موضوع بشوند محل را علامت گذاری کرد و سریع به دیدن چند تن از اقوام ثروتمند خود رفت. بعد از اینکه او ماجرا را با اقوام خویش در میان گذاشت و همه آنها از امنیت سرمایه گذاری در آن محل مطمئن شدند شروع به حفاری زمین کردند. اما بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی امید آنها به ناامیدی مبدل گشت و دست از کار خود کشیدند. بر طبق محاسبات اولیه آنها به این نتیجه رسیده بودند که باید بعد از چند متر حفاری به رگه طلا برسند اما همه چیز طبق خواست آنها پیش نرفت, نه بخاطر اینکه در آن محل اصلا طلایی وجود نداشته باشد بلکه به این خاطر که آنکه آنها مکان درستی را برای حفاری انتخاب نکرده بودند. نهایتا آنها دست از کار کشیده و محل را به قیمیت بسیاری پائینی فروختند.
اما نکته جالب توجه این بود که خریدار دوم با چند صد دلار
انسانهای موفق برای ثروتمند شدن نیازی به منابع مالی ندارند. این انسانها با ذهنیت طلایی خود افکارشان را به ثروت تبدیل می کنند.
صاحب یک معدن طلا شد! شخص دوم هنگام خرید معدن با یک کارشناس مشورت کرد و به این نتیجه رسید که صاحبان قبلی معدن مکان درستی را برای حفاری انتخاب نکرده بودند اما آنها با یک بررسی حساب شده و پیش بینی تمام احتمالات شروع به حفاری کرده و دقیقا بعد از 90 سانتی متر حفاری به طلا رسیدند. سهم گروه اول از طلا فقط آه و افسوس آن بود در حالی که گروه دوم به ثروت فوق العاده ای رسیده بودند. این موضوع نشان دهنده این حقیقت است که اشخاص موفق قبل از اینکه دست از کاری بردارند حتما با یک متخصص مشورت می کنند. هرچند که صاحب قبلی معدن ثروت زیادی را از دست داد ولی با توجه به درسی که از این اشتباه خود گرفته بود توانست به یکی از ثروتمندترین و موفق ترین افراد عصر خود شود. اگر شما هم در حال حاضر به نتیجه مطلوب محاسبات خود نرسیده اید قبل از اینکه دست از تلاش بردارید حتما با یک متخصص مشورت کنید.
اگر شما بدانید که چه می خواهید و در پی چه هستید می توانید از موسسه ای ورشکسته سازمانی موفق بسازید. توجه داشته باشید که هرگز بدون زحمت هیچ چیزی عاید شما نمی شود. برای رسیدن به موفقیت باید بهای آنرا بپردازید. هر چند این هزینه در مقایسه با آنچه که بدست می آورید بسیار ناچیز است, اما کسانی که براستی خواستار آن نباشند در ازای هیچ مبلغی نمی توانند به آن دست یابند. برای ثروتمند شدن باید از همین امروز شروع کنید و قدر تک تک لحظات و کوچکترین فرصتهای زندگی خود را بدانید. برای ثروتمند شدن منتظر لحظات جادویی نماید, فرصت ها همیشه در جامه مبدل به سراغ اشخاص می آیند. یک ضرب المثل ایتالیائی می گوید " کسی که منتظر زمان می ماند آنرا از دست می دهد"
برای ثروتمند شدن باید به تلاش خود بیافزائید. این مهم نیست که تلاش شما تا چه اندازه سخت و طاقت فرسا باشد. تلاش و نظریه درست تنها مواردی هستند که برای ثروتمند شدن به آنها نیاز دارید. همواره به خود یادآوری کنید که موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند و شکست از آن کسانی است که بی تفاوت اجازه می دهند ذهنیت شکست در آنها نفوذ کند. یکی از ویژگیهای این تفکر این است که وقتی به آن تسلط پیدا می کنید و از آن استفاده می کنید خود را در مسیر رسیدن به موفقیت بی اراده در حال حرکت می بینید. در این هنگام است که ثروت به سوی شما سرازیر می شود و شما از این موضوع تعجب خواهید کرد که در این چند سال کجا بوده است؟ 


http://www.aftabnews.ir/vdchmknz.23nv6dftt2.html

[دوشنبه 24 خرداد 1389 ]  [8:09 PM]  [مرجان ب]
اگر زندگی مردان و زنان بزرگ را و کسانی که به نحوی در پیشرفت جامعه بشری تاثیر داشتند و تحولی در دنیا و زندگی بشر ایجاد کردند بررسی کنیم به این نکته مهم میرسیم که پشتکار فراوان یکی از عوامل اصلی موفقیت این افراد بوده است.یقین بدانید که بدون پشتکار هیچ کار بزرگی انجام نخواهد شد.مثبت اندیشی و بزرگ اندیشی به تنهایی برای رسیدن به درجات عالی یا رسیدن به پیشرفتها و موفقیتها و تحولات بزرگ کافی نیست .هنگامی که فکر و اندیشه تان را عوض کردید و افکار و اندیشه های بزرگ را وارد ذهنتان کردید بعد از آن باید وارد عمل شوید و مقدمات محقق شدن فکر و اندیشه بزرگتان را فراهم کنید . اینکه فقط اندیشه های بزرگ را یک به یک وارد فکرتان کنید و گمان هم بکنید که با ورود افکار بزرگ زندگیتان هم بزرگ میشود ٬ این بیشتر خیالبافیست و اتفاقا افراد زیادی هم خصوصا جوانان به آن مبتلا هستند.اما آن بزرگ اندیشی و تحول فکری که موجب ایجاد یک تغییر و تحول بزرگ در خود ٬ دیگران ٬ جامعه و دنیا میشود لازمه اش پشتکار فراوان است .اگر پشتکار نداشته باشید بعد از مدتی که از شروع کار گذشت چه بسا خسته و ناامید شوید و در نتیجه کارتان را در نیمه راه متوقف کنید .
 
 

[دوشنبه 24 خرداد 1389 ]  [8:07 PM]  [مرجان ب]
معما

عوامل حقیقى كامیابى

اولین عامل: كار در خور ذوق و استعداد

مقدمه

دوران جوانى دوران امید و آرزوست . دوران نشاط و طراوت است . در این حلقه از حیات، دورنماى آینده زندگى براى هر جوانى مانند رؤ یاهاى شیرین در برابر دیدگان پرفروغش مجسم می‌گردد. فكرها می‌كند، نقشه ها می‌ریزد و آرزوهاى بلند در مغز خود ترسیم می‌كند.

ولى چه بسا دوران جوانى فردى سپرى می‌گردد و پیرى او فرا می‌رسد اما او هنوز به كوچكترین آرزوى خود نرسیده است . گاهى برخلاف انتظار، بعضى ها به بیش از آنچه آرزو می‌كنند نائل می‌گردند و تمام رؤ یاهاى شیرین آنها صورت خارجى پیدا می‌كند.

به طور مسلم شكست آن یكى و پیروزى آن دیگرى بى علت نیست و علت هر دو را باید در درون زندگى آنها جستجو كرد.

مطمئن باشید آن فرد موفق و پیروز از طریقى وارد صحنه زندگى شده كه آن طریق ، پیروزى او را تضمین كرده ولى آن دیگرى كه شكست خورده غالبا بر اثر اشتباهات و راههاى غلطى بوده كه با پاى خود پیموده است .

هدف ما در این سلسله نوشتار بیان گوشه اى از علل پیروزى مردان موفق جهان و راز خوشبختى آنهاست تا نسل جوان از برنامه سودمند و تجربیات آنها حداكثر استفاده را بنمایند. در جاده اى قدم بگذارند كه قبلا هموار است و از راههاى پر پیچ و خم و سنگلاخها و بیراهه هاى زندگى بپرهیزند.

در هر سرى شورى است ، خوشبخت كسى است كه ذوقش را دریابد!

راز موفقیت مردان بزرگ و سر كامیابى آنها یكى دوتا نیست . البته قسمتى از كامیابى آنها مرهون استعدادهاى باطنى و نبوغ فكرى است كه به طور وراثت یا به علل دیگر به آنان رسیده است و ناگفته پیداست كه این گونه عوامل قابل تحصیل نیست ؛ بلكه موهبتهایى است كه خداوند براى نظام آفرینش در اختیار آنها گذارده است .

بخشهای آینده این نوشتار اثبات خواهد كرد با اینكه این گونه عوامل در پیشروى جوانان مؤثر است، اما اثر آنها زیاد نیست و عوامل مؤثر ترقى، امور دیگرى است كه هر فرد علاقمند به آینده خود به آسانى می‌تواند آنها را بكار بندد و از آنها استفاده كند. و اگر هم بحد نوابغ جهان نرسد، می‌تواند یك فرد ممتاز و مبدا آثارى براى اجتماع خود باشد. این موفقیت خود در خور تحسین است و بیشتر جوانان بر اثر گم كردن راه ترقى از این موفقیت محروم می‌شوند.

ترقیات انسان اكثرا در گرو تربیتها، فعالیتها، كوششها و اجراء برنامه‌هاى مخصوصى است و تاثیر وراثت در ترقى و انحطاط، نسبت به این عوامل بسیار كم است .

اكنون ما عوامل و رموز كامیابى مردان بزرگ جهان را به طور اجمال با ذكر شواهد و نمونه هاى زنده از نظر خوانندگان گرامى می‌گذارنیم .

 

كار در خور ذوق و استعداد

در هر سرى شورى است ، خوشبخت كسى است كه ذوقش را دریابد!

یكى از رموز كامیابى این است كه جوان رشته‌اى را تعقیب كند كه مطابق ذوق و سلیقه و توانایى روحى و فكرى او باشد.

دستگاه آفرینش همه را یكنواخت نیافریده و در همه افراد بشر توانایى همه كار به ودیعه ننهاده است. بلكه براى گردش چرخهاى اجتماع، افراد را با ذوق و استعدادهاى مخصوصى آفریده است تا هر یك رشته‌اى را دنبال كند كه ذوق آن را دارد و كارى را انجام دهد كه از عشق باطن و نیروى فطرى او سر چشمه می‌گیرد.

پاره‌اى از شكستها و ناكامیهاى جوانان معلول انحراف از این اصل مسلم است كه گاهى؛ بر اثر تبلیغات غلط و تربیتهاى نادرست دنبال كارى می‌روند كه ذوق و استعداد آن را ندارند و از كارى كه شایستگى و برازندگى آن را دارند سرباز می‌زنند.

آنها این اصل مسلم را فراموش كرده‌اند كه: در هر سرى شورى است، خوشبخت كسى است كه ذوقش را دریابد!

بخاطر دارم در اوایل دهه‌ی 30 كه مسأله نفت سر زبانها افتاده بود و هر زن و مرد ایرانى یك تفكر نفتى پیدا كرده بود و كارمندان و مهندسان صنعت نفت ارزش و قیمت قابل توجهى در میان اجتماع پیدا كرده بودند، طرز تفكر بیشتر دانشجویان به حكم تبعیت از محیط فرق كرده بود و همه و یا بیشتر دانشجویان خواستار شركت در رشته مخصوص نفت شده بودند ولو اینكه بیشتر آنها ذوق آن را نداشتند.

سخت‌ترین ضربه بر پیشرفت و كامیابى یك فرد دانشجو این است كه بدون این كه استعداد خود را بسنجد، بدون مطالعه دقیق، رشته‌اى را تعقیب كند كه ذوق آن را ندارد.

جوانى كه ذوق ادبى دارد از گفتار و قلم او ادب و شعر می‌بارد و فكر ریاضى او بسیار ناچیز است و كامیابى او به طور مسلم در غیر رشته ادبى رضایت بخش نخواهد بود.

چه بسا نوآموزانى در آغاز تحصیل كودن و نفهم به نظر می‌رسند ولى بعدا در سنین مخصوصى نابغه می‌شوند. پیداست، به حكم قوانین طبیعى، شكفتن این گونه شایستگى، شرائط دیگرى لازم داشته است.

از دفتر خاطرات یك نقاش هنرمند سرگذشت كوتاهى را نقل می‌كنم: وى در محیط دبیرستان دانش آموز تنبلى بود. نه درس می‌خواند و نه می‌گذاشت همكلاسانش درس بخوانند. خار راهى براى خود و دیگران بود ولى چشم و ابرو و پیشانى او از استعداد مخصوصى حكایت می‌كرد.

یك دبیر روان شناس او را به حضور طلبید، مقدارى او را پند داد، و از عواقب این طرز زندگى ترسانید و گفت : همواره سایه پدر بالاى سر انسان نیست، مشكلات زندگى فراوان است و این وضع باعث عقب افتادگى توست .

در این لحظه كه او سخن می‌گفت، ناگهان متوجه شد كه دانش آموز در حالى كه سخنان او را گوش می‌دهد، با قطعه ذغالى كه از روى زمین برداشته، عكس مرغى را كه روى شاخه‌هاى پر برگ نشسته است، روى زمین می‌كشد.

دبیر هوشمند دریافت كه این عنصر براى نقاشى آفریده شده، نه براى حل معالات جبرى. او هر چه در این راه رنج ببرد، كمتر سودى خواهد برد. وظیفه وجدانى خود دانست كه به ولى او جریان و تشخیص خود را گزارش دهد.

او هنگامى كه با پدر وى روبرو گردید چنین گفت :فرزند شما ذوق سرشارى در هنر نقاشى دارد. اگر او را وادار كنید كه تغییر رشته دهد شاید در این رشته سرآمد روزگار گردد.

گذشت زمان صحت گفتار دبیر آزموده را اثبات كرد و چیزى نگذشت كه وى نقاش چیره دست و هنرمندى گردید.

از ادیسون پرسیدند چرا اغلب جوانان موفق نمی‌شوند؟

گفت :براى اینكه راه خود را نمی‌شناسد و در جاده دیگرى گام برمیدارند.

این چنین افرادی دو نوع ضرر بر جامعه می‌زنند:

1- كارى كه شایستگى آن را دارند و اگر آن را تعقیب كنند كامیاب می‌شوند، انجام نمی‌دهند.

2- كارى را كه عهددار آن شده‌اند بخوبى انجام نداده و از عهده آن بر نمی‌آیند.

 

عقربك استعداد هر فردى از هنگام تولد به سوى كارى كه براى آن آفریده شده متوجه است .

سعادتمند كسى است كه مربیان او سمت تمایل این عقربه را بدست بیاورند.

امروز در كشورهاى توسعه یافته با آزمایشهاى مخصوص استعداد افراد را به دست می‌آورند و آنها را وادار می‌نمایند كه در رشته‌اى كه استعداد آن را دارند وارد شوند.

ای كاش دانشمندان به موازات دستگاه‌هاى حرارت سنج و زلزله سنج، دستگاهى به نام استعداد سنج اختراع می‌كردند تا در تمام آموزشگاهها نصب می‌شد و میلیونها استعداد بشرى بر اثر بدى محیط و ناآشنائى مربیان و پدران و مادران به هدر نمی‌رفت .

گالیله در بچگى علاقه به ساختن ماشین آلات بچگانه داشت. پدر او بر خلاف میل فرزند، او را وادار كرد كه طب بخواند. او در این راه ترقى نكرد. سپس به آموختن ریاضیات و فیزیك پرداخت و در نتیجه نبوغ خود را در نجوم و چیزهائى كه عقربك استعداد او نشان می‌داد، ابراز نمود.

گالیله نخستین كسى بود كه اثبات كرد زمین به دور خورشید می‌گردد و نخستین كسى بود كه پاندول  ساعت را ساخت .

تولستوى هنوز بچه بود كه علاقه زیاد به مطالعه كتاب پیدا كرد و كتابهاى فلسفى را زیاد می‌خواند و در این دوران سعى می‌كرد مسائل مهم زندگى را مطرح سازد و تا پایان عمر این مسائل در قلمرو و فكر او بود.

جرج مورلند نقاش حیوانات از شش سالگى هنر نقاشى خود را ابراز می‌كرد. او با این كه در سن 41 سالگى بدرود زندگى گفت، آثار گرانبهائى در نقاشى از خود به یادگار گذارد.

زراه كولبرن از طفولیت استعداد ریاضى‌اش نمودار بود. گاهى از او می‌پرسیدند: در یك سال یا بیشتر چند ثانیه وجود دارد؟ پس از تأمل مختصرى پاسخ صحیح آن را می‌داد.

جیمز وات، مخترع چندین آلت مكانیكى و كاشف نیروى بخار، از آغاز كودكى به آزمایش علاقه زیادى داشت و از این طریق كامیابى‌هایى در علوم طبیعى بدست آورد.

دستگاه آفرینش همه را یكنواخت نیافریده و در همه افراد بشر توانائى همه كار به ودیعه ننهاده است. بلكه براى گردش چرخهاى اجتماع، افراد را با ذوق و استعدادهاى مخصوصى آفریده است تا هر یك رشته‌اى را دنبال كند كه ذوق آن را دارد و كارى را انجام دهد كه از عشق باطن و نیروى فطرى او سر چشمه می‌گیرد.

داروین در دوران كودكى كلكسیون جانوران داشت. و این كشش طبیعى او را به مطالعه درباره ثبات و یا تحول انواع واداشت و نظریه اشتفاق و تحول انواع را پس از یك سفر طولانى به وسیله كتاب بنیاد انواع انتشار داد.

از پیشوایان مذهبى ما دستور اكید رسیده است كه خود را بشناسیم و بسان غواصان در دریاى وجود خود فرو رویم و با نورافكنهاى قوى خود، به شناسائى درون خود بپردازیم تا راز درون مت بر ما روشن گردد.

تمایلات باطنى ما بسان مغناطیسى است كه شبیه و هم سنخ خود را می‌كشد و در مخزنى به نام حافظه  انبار می‌نماید و در مواقع لزوم از آنها بهره بردارى می‌كند. اگر آنچه را می‌آموزیم مطابق ذوق و تمایلات باطنى ما باشد، به آسانى وارد مخزن شده تا مدتى ثبات و قرار خود را حفظ می‌كند. ولى اگر كارى را تعقیب نمائیم كه شایستگى طبیعى آن را نداریم ، در اندك زمانى از مغز و مراكز حفظ ما فرار می‌كند و در نتیجه موفقیت ما خیلى كم می‌شود. یك چنین فرد منحرف از تمایلات استعداد خود بسان كسى است كه بر خلاف جریان آب شنا كند. یا دستخوش امواج كوه پیكر آب می‌گردد و یا با كامیابى ناچیزى روبرو می‌شود.

وقتى انسان خود و شایستگى خود را شناخت و كار مطابق استعداد خود را پذیرفت ، چون عشق و كشش باطنى آن را دارد، در هدف خود كامیاب می‌گردد.

یك سلسله استعدادهایى هست كه در شرایط مخصوصى بروز و نمو می‌كند. روان شناس زبر دستى لازم دارد كه این نوع استعدادها را تشخیص دهد.

چه بسا نوآموزانى در آغاز تحصیل كودن و نفهم به نظر می‌رسند ولى بعدا در سنین مخصوصى نابغه می‌شوند. پیداست، به حكم قوانین طبیعى، شكفتن این گونه شایستگى، شرائط دیگرى لازم داشته است.

می‌گویند اینشتین، دانشمند بزرگ و ریاضى‌دان عصر حاضر، در كلاسهاى ابتدائى رفوزه می‌شد، ولى او در محیطهاى مخصوصى قدرت درونى خود را ابراز نمود.

چه بسا افسرانى كه یك مدت به زبونى و ترس و بی‌عرضگى معروف بودند، ولى در موقع كار، دلاوریهایى از خود نشان دادند كه دهانها از تعجب باز ماند.

به ملكشاه سلجوقى خبر رسید كه قیصر روم در صدد تسخیر بغداد است. در پی این خبر ملكشاه با ارتش منظم به سمت مرز ایران حركت كرد. در این ایام، خواجه نظام الملك روزى از ارتش سان دید، ناگاه قیافه‌ی سرباز كوتاه قدى توجه او را جلب كرد. دستور داد كه او را از صف بیرون كنند. تصور كرد كه از این سرباز كارى ساخته نیست.

ملكشاه گفت :چه می‌دانى؟ شاید همین سرباز قیصر را اسیر كند.

 اتفاقا فتح و پیروزى با مسلمانان شد و قیصر روم به دست همین سرباز اسیر گردید!
 

[دوشنبه 24 خرداد 1389 ]  [8:01 PM]  [مرجان ب]
كار

عوامل حقیقى كامیابى

دومین عامل: كار و كوشش و فعالیت

لَیسَ لِلانسانِ اِلا مَا سَعَى؛ سعادت هر كس در گرو عملش مى‌باشد.

صفحات گیتى و نظام جهان آفرینش گواه روشنى است كه كامیابى هر موجودى وابسته به فعالیت و كوشش اوست. تا صدها فعل و انفعال شیمیایى در یك نهال به وجود نیاید، هرگز یك درخت برومند نخواهد شد. هر موجود ذیر وحى ار روى غریزه و یا فطرت به این حقیقت رسیده كه بقاء ناموس حیات در گرو كار و كوشش است .

عدم پیروزى عده‌اى از جوانان ما عللى دارد. یكى از آن علل این است كه روح كار كردن و فعالیت در بعضى از آنها كشته شده است .

هجوم جوانان به سوى ادارات و اشغال كرسیها و میزهاى مؤسسات دولتى گواه روشنى است كه عشق به كارهاى سنگین كمتر شده است .

قول بزرگمهر باید لب فروبست و بازو گشود و كار كرد و دم نزد و یقین نمود كه كلید طلایى كامیابى كار و كوشش  است .

بجاى اینكه این جوانان مولد ثروت باشند مصرف كننده ثروت هستند.

زندگى مردان موفق شهادت مى‌دهد كه همگى مرد كار و زحمت بودند و به قول الكساندر هامیلتن نابغه عصر خود: "مردم مى گویند تو نابغه هستى. من از نبوغ خود خبر ندارم فقط مى‌دانم شخص زحمتكشى هستم". و به قول یكى دیگر از دانشمندان: "آنچه شده‌ام نتیجه كار است. من در سراسر عمرم لقمه‌اى بدون كار و زحمت نخورده‌ام".

این صنایع شگفت انگیز مولود كوششهاى خستگى ناپذیر دانشمندان است. مخترع رادیو گاهى تا سحر در حالى كه همه اهل خانه در خواب فرو رفته بودند، كار مى‌كرد.

ادیسون براى تكمیل پاره‌اى از اختراعات خود شبها و روزها در آزمایشگاه مى ماند و براى آن كه نیروى برق را طورى تسخیر كند كه استفاده از آن ارزن و آسان باشد، بارها اتفاق مى‌افتاد كه دو، سه روز از آزمایشگاه بیرون نمى‌آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش مى‌كرد و به چند تكه نان خشكیده اكتفا مى‌نمود.

در زندگانى پاستور دانشمند بزرگ فرانسه مى‌خوانیم كه شعار او در طول زندگى "كار" بود. گاهى چنان سرگرم كار مى شد كه سروصدا و غوغاى بیرون آزمایشگاه را نمى‌شنید. حتى هنگامى كه قواى مهاجم آلمان شهر پاریس را محاصره كردند و غریو توپهاى دشمن در آن شهر محشر بپا كرد، او به هیچ وجه این غوغا را كه بیرون آزمایشگاه بپاخاسته بود، متوجه نشد.

پیامبر اسلام كسى را كه سربار اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است

ناپلئون شبانه روز پنج ساعت مى‌خوابید و بقیه ساعات را مشغول كار بود.

نابغه شرق، ابن سینا، مردى پركار و پرمطالعه بود. كتابهاى متنوع او یادگار و نشانه فعالیتهاى خستگى ناپذیر اوست. كتاب "شفا" در فلسفه و "قانون" در طب دو اثر بزرگ او شهرت جهانى دارد و كتاب اخیر وى به زبانهاى زنده جهان ترجمه شده است .

ابن رُشد، دانشمند اسلامى، از موقعى كه با كتاب آشنا شده بود حتى یك روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفكر نگذارنده بود.

كتاب "جواهر الكلام" یكى از كتابهاى نفیس و از مدارك فقه اسلامى است در حدود چهل جلد نسبتا قطور كه تاكنون كتابى به این جامعى در فقه نوشته نشده است .

یكی از دانشمندان ایرانى ساكن مصر نقل مى كند روزى تمام مجلدات این كتاب را به نظر اساتید دانشگاه مصر رساندم و گفتم همه این مجلدات را با این دقت، یك نفر نوشته است. آنان از شنیدن این سخن، فوق العاده تعجب كردند.

آقاى شاه آبادى نقل مى كرد كه :پدرم یكى از شاگردان نویسنده كتاب "جواهر الكلام" بود. روزى كه فرزند ارشد و دانشمند آن مرد بزرگ فوت شد، موقعى مراسم غسل او به پایان رسید كه هوا روبه تاریكى بود. لذا قرار شد بدن او را در یكى از بقعه‌هاى صحن مطهر امیر المؤمنان بگذارند و فرداى آن روز مراسم تشییع به عمل آید.

با اینكه مرحوم صاحب "جواهر" داغدار بود، اما همان شب نیز برنامه مطالعه و نوشتن خود را تعطیل نكرد. با كمال صبر و استقامت، پس از خواندن مقدارى از كلام اللّه مجید در كنار بدن فرزند عزیز خود به مطالعه و نوشتن صفحاتى از كتاب "جواهر" پرداخت .

مرجع عالیقدر اسلام مرحوم آقاى بروجردى مى گفتند: "یك شب كه درباره یكى از مسائل علم اصول فكر مى‌كردم و مى‌نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فكر و نوشتن بودم كه رنج بى‌خوابى را ملتفت نبودم . یك مرتبه صداى مؤذن به گوشم رسید، متوجه شدم كه هوا دارد روشن مى‌شود و من از آغاز تا پایان شب سرگرم كار بوده ام".

در افسانه‌هاى پیشینیان آمده است كه در نقاط گوناگون زمین گنجهائى است و روى هر گنجى اژوهائى است و تا بر آن پیروز نشویم . گنج میسر نخواهد شد.

بسیارى از مردم این مطلب را افسانه پنداشته و گروهى نیز به ظاهر آن اكتفا كرده‌اند . یعنى تصور نموده اند كه واقعا در زیر زمین گنجهاهائى است و حقیقتا روى هر گنجى مارى خوابیده است .

در صورتى كه جمله فوق حقیقتى را در بر دارد و آن گنجها همان ذخائر فكرى یا طبیعى است كه در اختیار بشر گذارنده شده، و موهبتهائى است كه خداوند بزرگ به ما داده است . آن مارها كنایه از مشكلات و مشقتهایى است كه باید بشر در راه تحصیل آن متحمل گردد.

عابدى خدمت پیامبر رسید. به عرض حضرتش رساندند كه او تمام سال را با عبادت مى گذراند و مخارج عائله او را برادرش مى دهد. پیامبر فرمود: "برادر او كه متكفل مخارج عائله اوست از وى در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است" .

ادیسون مى‌گوید:  "هیچ یك از اختراعات من معلول تصادف نیست. وقتى كه معتقد شدم فلان كار نتیجه بخش است خودم را به آن كار مى‌بندم و تجربه روى تجربه مى‌‌كنم تا كامیاب شوم".

نیوتن مى‌گوید: "اگر من به جائى رسیده‌ام براثر كار و كوشش است".

میكلانژ مى‌گوید: "اگر مردم مى‌دانستند كه براى احراز مقام استادى چه رنجها برده‌ام از دیدن شگفتیهاى هنرم متعجب نمى‌شدند".

و به قول بزرگمهر باید لب فروبست و بازو گشود و كار كرد و دم نزد و یقین نمود كه كلید طلایى كامیابى كار و كوشش  است .

براستى برخى از مردان روان عظیمى دارند و روح آنها بسان دریا بى قرار است. حرارت و عشق و علاقه آنها به كار و هدف، آنها را به جنبش و حركت در مى‌آورد. حتى در لحظات سخت زندگى نیز دست از كار و كوشش بر نمى دارند.

مورخ بزرگ اسلامى، ابن خلدون، شاهكار نفیس خود به نام "مقدمه بر تاریخ" را در تبعیدگاه نوشته است .

فیلسوف شرق، خواجه نصیر الدین طوسى، كه مدتها در قلعه "الموت" از طرف فرقه اسماعیلیه باز داشت بود كتاب بزرگ خود به نام "شرح اشارات" را در آن زندان نوشته است .

دانشمند بزرگ ما، مرحوم شهید اول، اثر ارجمندی به نام "لمعه" را كه متن قوانین اسلامى است در زندان دمشق نوشته است .

سرو الترراله "تاریخ دنیا" را در زندان نوشته است .

رابن كرمو شاهكار ادبیات انگلستان را در زندان به وجود آورده است. ما در این قسمت به همین اندازه اكتفا كرده و سخنانى از بزرگان براى خوانندگان گرامى نقل مى‌نمائیم .

رسول گرامى كارگرى را دید كه دستش ورم كرده بود. دست او را بلند كرد و فرمود: "آتش دوزخ هیچ گاه این دست را نمى سوزاند. این دستى است كه خدا و پیامبر او آن را دوست مى دارند. هر كس از دسترنج خود زندگى كند خدا با نظر رحمت به او مى‌گردد." (1)

سعادت و خوشبختى در خانه كسى را مى‌زند كه ساعى و كوشا باشد.

عابدى خدمت پیامبر رسید. به عرض حضرتش رساندند كه او تمام سال را با عبادت مى گذراند و مخارج عائله او را برادرش مى دهد. پیامبر فرمود: "برادر او كه متكفل مخارج عائله اوست از وى در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است" .

امیرمؤمنان در مسجد كوفه به دسته اس برخورد كرد كه در گوشه‌اى نشسته بودند. از خصوصیات آنها پرسید. عرض كردند: "رجال الحق" هستند و اگر كسى چیزى به آنها بدهد مى‌خورند والا صبر مى نمایند. فرمود: "سگان بازار كوفه نیز چنین هستند. اگر استخوانى برسد مى‌خورند و گرنه صبر مى كنند". سپس دستور داد كه حلقه "رجال الحق" پراكنده شود و هر كدام دنبال كارى بروند.

سعادت و خوشبختى در خانه كسى را مى‌زند كه ساعى و كوشا باشد.

كسانى كه جهان را تكان داده اند، از نظر مواهب عقلى و فكرى، زیاد فوق العاده نبوده‌اند؛ بلكه شالوده موفقیت آنها را كار و كوشش و بعدا ثبات و استقامت تشكیل مى‌داده است

بزرگان جهان براى تامین زندگى از تصدى كارهاى كوچك پروائى نداشتند. بسیارى از شاگردان حضرت امام صادق علیه السلام روغن فروش، كفش دوز، شتردار، و... بودند.

افلاطون هنگام سیاحت در مصر مخارج سفر خود را از روغن فروشى در مى‌آورد.

لینه گیاه شناس معروف كفش دوز بود.

بدبختانه یكى از فحشهاى رجال ما این است كه در مقام مذمت افراد مى گویند: حمال! در صورتى كه باربرى شغل شریفى است و اگر یك روزی باربران اسكله دست به اعتصاب بزنند، یا باربران یك شهر دست از كار بكشند، زندگى فلج مى‌شود.

لَیسَ لِلانسانِ اِلا مَا سَعَى؛ سعادت هر كس در گرو عملش مى‌باشد.

پیشواى بزرگ جهان انسانیت حضرت امیر مومنان علیه السلام با دست خود باغهاى زیادى احداث می‌كرد و بعدا به بینویان واگذار مى‌نمود. با قدرت بازوان خود قناتهاى متعددى در گوشه و كنار مدینه بوجود آورد و از عرق ریزى در راه كار هرگز واهمه نداشت .

پیامبر اسلام كسى را كه سربار اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است .(2)

پشواى پنجم ما حضرت امام باقر علیه السلام در هواى گرم به مزرعه و باغ خود مى‌رفت و در حالى كه عرق از پیشانى او مى ریخت، دستورات لازم به متصدیان كار مى‌داد و شخصا كارها را روبه راه مى‌ساخت. وقتى مورد اعتراض یكى از دوستان خود، محمد منكدر، قرار گرفت و او تصور كرد كه كار كردن براى شخصیتى مانند امام باقر شایسته نیست، امام در پاسخ وى گفت : "كار و كسب یك نوع عبادت است . من بدین وسیله مى خواهم خود و خانواده ام را از تو و دیگران بى نیاز سازم." (3)

 


 

1-  امالى طوسى 1، ص 26.

2-  فروع كافى 1، ص 347.

3- وسائل الشیعه 2، ص 521.

رمز پیروزى مردان بزرگ؛ آیت اللّه جعفر سبحانى
 
 

[دوشنبه 24 خرداد 1389 ]  [7:59 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3