در این نوشته، «سرمایهداری»، به معنای اصطلاحی آن منظور است که پدیدهای استثماری با عملکرد و راهکارهایی ویژه میباشد نه سرمایهداری به معنای لغوی آن که معطوف به هرگونه در اختیار داشتن مال و سرمایه است. نگرش اسلام به اصل اموال و سرمایه، بسیار مثبت است. اموال و هرگونه کالا که بگونهای نیازهای بشری را برآورد، در نظر اسلام، امری حیاتی و عامل بقأ و برپایی جامعه، و راه تداوم حیات انسانی، و رشد دین و دینباوری است. این موضوع را، در سراسر تعالیم اسلامی به روشنی میبینیم که با تعبیرهایی گونهگون، از ضرورت تمتعات زندگی، و حیاتی بودن اموال و کالاها سخن گفته و سهم اصولی «اموال» را در جامعه انسانی، تبیین کردند.
از آنجا که در این مقاله، بنابر ارزیابی فشرده و کوتاه است، تنها به چند نمونه از این تعالیم اشاره میشود:
در قرآن کریم، «اموال»، عامل قوام و امداد الهی شمرده شده است:
-1 ولا تُوء توا السفهاَء اَموالکُم التی جَعَل ا لکُم قیاماً...(15)اموال خود را، که خداوند سبب برپایی زندگی شما قرار داده است، به دست سفیهان (ناواردان و غیرمتخصصان) مسپارید...
-2 و امدد ناکُم باموالٍ و بَنینٍ...(16)از طریق اموال و فرزندان به شما کمک رساندیم.
در احادیث نیز «مال و ثروت»، عامل پایداری اسلام و مسلمانان و ابزار سامانیابی کار اجتماع دانسته شده است:
امام باقر(ع) - به روایت امام صادق(ع):
... هی (الدنانیر و الدراهم) خواتیم ا فی اَرضِه، جَعَلها ا مَصَحَّهً لخلقه، و بها تستقیم شوؤنهم و مطالبهم(17)درهم و دینار، مُهر (سکهً) خدا است در زمین، خداوند آن را برای سامانیابی کار خلق قرار داده است، تا بدان وسیله، امور زندگانی مردمان بگذرد و نیازهای آنان برآورده شود.
مقصود از این تعبیر، اینست که خدای متعال چنین به فکر و نظر آدمیان داده است که این ابزار و وسیله (درهم، دینار، تومان و هر پولی) را پدید آورند و برای آن، اعتبار مالی قرار دهند، تا از تعویض کالا با کالا - کهکاری دشوار و دراکثر موارد، غیرعملیاست - آسوده گردند و زندگی و امور آنان به آسانی برگزار شود.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 3:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
به دلایل زیر این پرسش ، پاسخ مثبت دارد.
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 11:04 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
بـر پـا كردن مهمانى يا مجالس جشن ميلاد ائمه عليهم السـلام و يـا مـجـالس عـزادارى بـدون اجـازه شـوهـر در منزل براى زن چگونه است ؟ و اگر شوهر راضى نباشد حكم چيست ؟ جـواب : بـدون اذن شـوهـر جـايـز نـيـسـت و دعـوت كـردن بـيـگـانـه و ورود بـه منزل شوهر بدون اذن جايز نيست ، مگر احراز رضايت شود.
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 12:18 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تئورى «توسعه» اقتصادى در آموزههاى لیبرال - سرمایهدارى، مبتنى بر نوعى حیوانانگارى مفرط و توهینآمیز در باب انسان است. انسان اقتصادى در مکتب سرمایهدارى لیبرال، محکوم محض در چنبره قوانین طبیعى است و تبعیت رفتار انسان از نفع شخصى و حسابگر بودن خود محورانه او در تعقیب منافع شخصى به هر قیمت و جدا بودن اخلاق از اقتصاد، جزء اصول موضوعه «توسعه» غربى و باعث تقدم رتبى و ارزشى آن!! بر عدالت است. نقد دیدگاه سرمایهدارى «توسعه»، درباره انسان اقتصادى، نقد حاکمیت قوانین طبیعى بر رفتارهاى انسان، نقد تبیین رفتار انسان در تبعیت از نفع شخصى، نقد فرضیه لیبرالى در موضوع هماهنگى منافع فرد و اجتماع و نقد تز ماتریالیستى جدایى «اخلاق» از «اقتصاد»، که از ارکان اصلى «توسعه محورى غربى» است، مضمون اصلى این نوشتار را تشکیل مىدهد:
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 9:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تئورى «توسعه» اقتصادى در آموزههاى لیبرال - سرمایهدارى، مبتنى بر نوعى حیوانانگارى مفرط و توهینآمیز در باب انسان است. انسان اقتصادى در مکتب سرمایهدارى لیبرال، محکوم محض در چنبره قوانین طبیعى است و تبعیت رفتار انسان از نفع شخصى و حسابگر بودن خود محورانه او در تعقیب منافع شخصى به هر قیمت و جدا بودن اخلاق از اقتصاد، جزء اصول موضوعه «توسعه» غربى و باعث تقدم رتبى و ارزشى آن!! بر عدالت است. نقد دیدگاه سرمایهدارى «توسعه»، درباره انسان اقتصادى، نقد حاکمیت قوانین طبیعى بر رفتارهاى انسان، نقد تبیین رفتار انسان در تبعیت از نفع شخصى، نقد فرضیه لیبرالى در موضوع هماهنگى منافع فرد و اجتماع و نقد تز ماتریالیستى جدایى «اخلاق» از «اقتصاد»، که از ارکان اصلى «توسعه محورى غربى» است، مضمون اصلى این نوشتار را تشکیل مىدهد:
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 9:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در میان مکاتب مختلف فکری که در مورد «خدا» وجود دارد، میتوان از الحاد(137)، لاادریگری(138)، شکاکیت(139)، دئیسم یا «خداشناسی طبیعی» و توحید، یاد کرد. واژة دئیسم(deism) در اصل با(theism) مترادف است. اولی از معادل یونانی کلمة خدا یعنیdevs و دومی از معادل لاتین آن یعنیtheos اخذ شده است. زمینههای پیدایش دئیسم
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 4:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عدالت نزد فلاسفه یونان قرار گرفتن هرچیز در وضع طبیعى خود است. عدالت توزیعى به معناى تعیین سهم هرکس بر حسب منزلت و شایستگى او و عدالت تعویضى ناظر به برابرى در مبادله است. اما اندیشه سوبژکتیویستى مدرن تحولى اساسى در مفهوم عدالت ایجاد کرد و آن را بر حسب کردار انسانى تعریف نمود. چکیده عدالت نزد فلاسفه یونان باستان قرار گرفتن هرچیز در وضع طبیعى و آرمانى خود است. عدالت توزیعى به معناى تعیین سهم هرکس بر حسب منزلت و شایستگى او و عدالت تعویضى ناظر به برابرى در مبادله است. اما اندیشه سوبژکتیویستى مدرن تحولى اساسى در مفهوم عدالت ایجاد کرد و آن را بر حسب کردار انسانى تعریف نمود. عدالت اجتماعى مفهومى نوین است که علىرغم تشابه ظاهرى با عدالت توزیعى، با آن متفاوت است. عدالت توزیعى ناظر به وضع طبیعى افراد و گروههاى نابرابر در چارچوب یک جامعه سلسله مراتبى است؛ اما عدالت اجتماعى در اندیشه مدرن، همه افراد انسانى را برابر فرض مىکند و ناظر به برابر کردن فرصتها و درآمدها و ثروتهاست.
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 1:11 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اشاره
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 1:05 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نویسنده مقاله با ذکر تاریخچه ادبیات توسعه در غرب و خاورمیانه، جهت گیرى نظام غرب را در توسعه، به سمت اقتصاد و آن را ناشى از جهان بینى مادّى حاکم بر اندیشه غرب معرفى مى کند و جهت گیرى توسعه در اسلام را از دیدگاه امام، تربیت و رشد معنوى انسان مى داند. از نظر نویسنده، فرهنگ توسعه و توسعه فرهنگى دو پیش شرط توسعه هستند و توسعه فرهنگى نیز از دیدگاه غرب و اسلام مبتنى بر تعریف انسانى است که این تعریف از دو دیدگاه با یکدیگر متفاوت است. ادبیات توسعه از سال 1950 و پس از جنگ دوم جهانى آغاز شد و از همان آغاز، مبنا را بر توسعه اقتصادى قرار دادند. هدف از این کار نیز آماده کردن بستر لازم براى ورود و گسترش سرمایه دارى آمریکایى بود. توسعه غربى به معناى سمت گیرى نظام سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در جهت رشد اقتصادى است و به عبارت دیگر باید اقتصاد زیربناى همه برنامه ریزى ها باشد. بینش خاصى که جهان را مادى تفسیر مى کند اساس این نگرش در توسعه است. در خاورمیانه نیز مفهوم توسعه به تدریج با غربى شدن یکسان انگاشته شد و تقلید از ارزشها و شیوه هاى زندگى غربى رواج یافت. اما در نظام اسلامى هدف، فربه شدن جامعه در بعد مادى نیست; بلکه جنبه هاى روحى نیز مدّنظر است; از این رو سیستم اقتصادى این مکتب در جهت رشد معنوى انسان است. از نگاه حضرت امام(قدس سره)، توسعه در اسلام به معناى ارتقاى کلّ جامعه و نظام اسلامى به سوى زندگى انسانى تر است. براى تدوین اهداف توسعه اقتصادى ابتدا باید هدف غایى نظام تبیین شود تا توسعه اقتصادى در ربطى منسجم با هدف غایى و تحت سیطره آن شکل گیرد. امام خمینى(قدس سره) هدف غایى نظام را همان هدف انبیا(علیهم السلام)، یعنى تربیت انسان و اساس هر چیزى را سیر الى الله و شکستن بت نفس مى دانند و معتقدند توسعه اقتصادى یک راه است; نه هدف. به اعتقاد امام، هیچ کس حق ندارد از اسلام که هدف اساس است بگذرد.
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 1:37 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
وصیت به تجار و بازرگانان: از پیامبر اکرم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده است: رونقدهنده بازار مسلمین با جلب اجناس، روزی بسیاری دارد ولی محتکر، محروم خواهد بود. هرکه نسبت به مسلمانان موادغذائی را احتکار نماید، خداوند او را به فقر و جذام مبتلا میسازد. (جامعالاصول ج1، ص594) رسول خدا (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: هرکس گندم را (یا موادغذایی دیگر در روایت آمده) چهل روز احتکار نماید برای اینکه قیمتش بالا برود، چنین شخصی از خدای روگردان و خداوند هم از او بیزار است. (بحارالانوار، ج62، ص292) از پیامبر اکرم(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده که فرمودند: همانا ترسناکترین چیزی که درباره امت خود از آن بیم دارد کسبهای حرام و آلوده و شهوت پنهان و گرفتار شدن به ربا میباشد. (وسائل الشیعه، کتاب التجاره، ص52) پیامبر اعظم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: آنکه از دسترنج خویش، مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد و خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. (مستدرک الوسائل ج2، ص417)
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 6:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دست خدا: فزونخواهی اطرافیان: از لوازم مدیریت صحیح، بستن راههای سوءاستفاده از هر طرف به ویژه از جانب اطرافیان و وابستگان است. طبع عافیت طلب و فزونخواه آدمی در مرتبه اسفلسافلین میل به «سخره» دارد. این که دیگران را در جهت مطامع خود به کار گیرد و همه چیز را به خود و اطرافیان و وابستگان خود اختصاص دهد و خودکامگی نماید و این امر در همه تاریخ از اسباب سقوط و هلاکت زمامداران و دولتها بوده است. تحفالعقول، ص 19، احیاءالعلوم، ج2، ص 330. فزونخواهی اطرافیان: کسی که در رأس امور قرار میگیرد، هر چند که خود، انسانی وارسته باشد و اهل سوءاستفاده و ستم و تعدی نباشد، اما خواه ناخواه اطرافیان و وابستگانی دارد که ممکن است بخواهند از مقام و قدرت او سوءاستفاده کنند و به امتیازها و امکاناتی بیشتر از دیگران و خلاف مصالح عمومی دست یابند. ممکن است از وی انتظارهایی داشته باشند که تن دادن به آن انتظارها به منزله زیر پا گذاشتن حدود الهی و منافع عمومی باشد. حق، آن است که از همان ابتدا، باید این گونه انتظارها و امتیازطلبیها را قطع کرد و چنین راهی را سد نمود. آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، تقریر و تنظیم: حسین کریمی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366.ش، ص184-185. مال حلال: هر کس از دسترنج خویش خورد، خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417 آداب خرید و فروش : رسول خدا(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: چهار چیز اگر در کسی باشد کسب و تجارت او پاکیزه و حلال است: 1. هنگامی که کالائی میخرد عیب روی آن نگذارد و مذمت آن جنس را نکند.
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 1:50 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گرفتن حق ضعیف: ای علی! اگر[ناچار شوم] دست خود را تا آرنج د ردهان اژدها فرو برم، این عمل نزد من خوشتر است از این که، از کسی که چیزی نبوده و دارا شده است، چیزی را درخواست کنم. من لایحضرهالفقیه، چاپ دوم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ج4، ص 373. رسول خدا(ص) در تمام دوران رسالت خود تلاش کرد تا صورتهای مختلف استرحام(ترحم طلبیدن از غیر) را از روابط اجتماعی بزداید و جامعه ای سربلند و ارجمند برپا سازد. آن حضرت به پیروان خود میآموخت که با سربلندی و ارجمندی زیست کنند و آنان را در این جهت تربیت مینمود. عالم ربانی، احمد بن فهد حلی، نقل کرده است که روزی پیامبر اکرم(ص) به اصحاب خود فرمود: «الا تبایعونی»(آیا با من مبایعت نمیکنید؟) گفتند: ما با شما مبایعت کردیم. فرمود:«تبایعونی علی ان لا تسألوا الناس شیئا» (مبایعت کنید مرا در این که از مردمان چیزی خواهش نکنید) و پس از آن اگر از دست کسی تازیانه میافتاد، خود فرومیآمد و آن را برمیداشت و به کسی نمیگفت آن را به من بده. عدهالداعی و نجاحالساعی دارالکتاب الاسلامی، بیروت، 1407 ق، صص 99-100. مال حلال:
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 7:11 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
1- جامعیت اسلام: اسلام یک دین جامع و جهان شمول است و برای تمام ابعاد زندگی بشر دستوراتی دارد. چگونه ممکن است که یک دین جامع ، یکی از جنبه های اصلی حیات بشری یعنی بعد اقتصادی را فروگذار کرده باشد؟به عبارت دیگر از نظر منطقی چنین دین جامعی نباید جنبه مادی حیات بشری را نادیده بگیرد، چرا که به جامعیت آن خدشه وارد می شود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
هر مکتب اقتصادى مبتنى بر مجموعهاى از عقاید درباره فرد و جامعه انسانى است. اینکه انسان چگونه موجودى است؟ هدف از زندگى چیست؟ چه قوانینى بر رفتارهاى انسانى حاکم است؟ میان منافع فرد و اجتماع چه نسبتى است؟ از اساسىترین سؤالهایى هستند که تبیین آنها چارچوب اصلى یک مکتب اقتصادى را تشکیل مىدهند.
نوع انسانشناسى یک مکتب درباره مسائل فوق، چگونگى برخورد آن با پدیدهها و رفتارهاى اقتصادى را جهت مىدهد و احکام و نظریههایى که به این منظور ارائه میشوند یک مکتب اقتصادى را پدید مىآورند.
مکتب اقتصادى سرمایهدارى و علم اقتصاد مرسوم در آکادمىهاى جهان نیز که غالبا به توجیه و تئوریزه کردن توسعه به سبک لیبرال - سرمایهدارى مشغولند، در بدو پیدایش خود مرهون پارهاى عقائد و اندیشهها در زمینههاى مزبور بودهاند. این مقاله، نقد و بررسى برخى از بنیادىترین اصول اقتصادى سرمایهدارى را به دلایل زیر مورد توجه قرار داده است.
1- این عقائد به منزله علتبوجود آورنده «علم اقتصاد مرسوم» هستند و شناخت و ارزیابى آنها در پى بردن به ماهیت علم اقتصاد کنونى و آموزههاى رایج «توسعه» در جهان، فوقالعاده حائز اهمیتاست.
2- علیرغم تجدید نظرهائى که بتدریج پیرامون این عقائد به عمل آمده است، غالب آنها همچنان شالوده اصلى اقتصاد سرمایهدارى را تشکیل مىدهند.
3- هماکنون نیز برخى از اقتصاددانان بنیادگرا مانند فریدمن و اقتصاددانان مکتب شیکاگو و مکتب ویرجینیا خواهان بازگشت صریح، حتى به سنت لیبرالى کلاسیکها و نابودى دولت قاهر هستند. (1)
4- برخىازنویسندگان ایرانى هنوز از اندیشههاى اقتصاددانان لیبرال قرن نوزدهم، رونویسى و دفاع مىکنند و در صدد ترویج آن برمىآیند.
بدیهى است اندیشههاى بنیانگذاران اقتصاد سرمایهدارى در همه موارد، یکسان و همگون نیست. مثلا فیزیوکراتها با کلاسیکها و همچنین کلاسیکهاى خوشبین با کلاسیکهاى بدبین آراء گاه تفاوتى داشتهاند. ولى تاکید ما بر اندیشههایى خواهد بود که جریان غالب سرمایهدارى را تشکیل مىدادهاند.
ما نخست، اندیشههاى بنیادى اقتصاد سرمایهدارى از قبیل انسانشانسى آن را بر اساس گفتار بنیانگذارانش توضیح مىدهیم آنگاه در بخش دوم با روش تحلیل عقلى و منطقى به نقد و بررسى آنها خواهیم پرداخت.
ادامه مطلب
هر مکتب اقتصادى مبتنى بر مجموعهاى از عقاید درباره فرد و جامعه انسانى است. اینکه انسان چگونه موجودى است؟ هدف از زندگى چیست؟ چه قوانینى بر رفتارهاى انسانى حاکم است؟ میان منافع فرد و اجتماع چه نسبتى است؟ از اساسىترین سؤالهایى هستند که تبیین آنها چارچوب اصلى یک مکتب اقتصادى را تشکیل مىدهند.
نوع انسانشناسى یک مکتب درباره مسائل فوق، چگونگى برخورد آن با پدیدهها و رفتارهاى اقتصادى را جهت مىدهد و احکام و نظریههایى که به این منظور ارائه میشوند یک مکتب اقتصادى را پدید مىآورند.
مکتب اقتصادى سرمایهدارى و علم اقتصاد مرسوم در آکادمىهاى جهان نیز که غالبا به توجیه و تئوریزه کردن توسعه به سبک لیبرال - سرمایهدارى مشغولند، در بدو پیدایش خود مرهون پارهاى عقائد و اندیشهها در زمینههاى مزبور بودهاند. این مقاله، نقد و بررسى برخى از بنیادىترین اصول اقتصادى سرمایهدارى را به دلایل زیر مورد توجه قرار داده است.
1- این عقائد به منزله علتبوجود آورنده «علم اقتصاد مرسوم» هستند و شناخت و ارزیابى آنها در پى بردن به ماهیت علم اقتصاد کنونى و آموزههاى رایج «توسعه» در جهان، فوقالعاده حائز اهمیتاست.
2- علیرغم تجدید نظرهائى که بتدریج پیرامون این عقائد به عمل آمده است، غالب آنها همچنان شالوده اصلى اقتصاد سرمایهدارى را تشکیل مىدهند.
3- هماکنون نیز برخى از اقتصاددانان بنیادگرا مانند فریدمن و اقتصاددانان مکتب شیکاگو و مکتب ویرجینیا خواهان بازگشت صریح، حتى به سنت لیبرالى کلاسیکها و نابودى دولت قاهر هستند. (1)
4- برخىازنویسندگان ایرانى هنوز از اندیشههاى اقتصاددانان لیبرال قرن نوزدهم، رونویسى و دفاع مىکنند و در صدد ترویج آن برمىآیند.
بدیهى است اندیشههاى بنیانگذاران اقتصاد سرمایهدارى در همه موارد، یکسان و همگون نیست. مثلا فیزیوکراتها با کلاسیکها و همچنین کلاسیکهاى خوشبین با کلاسیکهاى بدبین آراء گاه تفاوتى داشتهاند. ولى تاکید ما بر اندیشههایى خواهد بود که جریان غالب سرمایهدارى را تشکیل مىدادهاند.
ما نخست، اندیشههاى بنیادى اقتصاد سرمایهدارى از قبیل انسانشانسى آن را بر اساس گفتار بنیانگذارانش توضیح مىدهیم آنگاه در بخش دوم با روش تحلیل عقلى و منطقى به نقد و بررسى آنها خواهیم پرداخت.
ادامه مطلب
اولین بار این واژه در کتاب «ساختار مسیحیت»(140) از نظریهپرداز کالوینیسی(141)، پیرویرت(142) مورد استفاده قرار گرفت، وی دئیست(143) را اینگونه تعریف مینماید: «کسی که به خداوند به عنوان خالق بهشت و زمین معتقد است. اما منکر عیسی مسیح و تعالیم او میباشد و هیچگونه تلقی از دین وحیانی ندارد.»(144)
در واقع، دئیسم، جریان مذهبی میباشد که تنها متکی به دلیل عقلی است و ارتباطات مابعدالطبیعی را مطرود میداند و معتقد است که عقل انسان میتواند بدون وحی و تعهد به مذهب، به وجود خداوند آگاهی و اذعان داشته باشد. جریان مزبور در قرن 17 و 18، به عنوان شکلی از حرکتهای ضد ارتودکسی دینی، مبتنی بر عقل شناخته میشد.
از دیگر مکاتب در باب خدا در غرب، «توحید»(145) است، که تنها یک خدای متعال را قبول دارد که اطاعتی مطلق از انسان میطلبد. این مفهوم در عهد عتیق اینگونه مطرح شده است:
«ای اسرائیل بشنو! یهوه، خدای ما یهوة واحد است. پس یهوه، خدای خود را به تمامی جهان و تمامی قوت خود محبت نما.»(146)
همان گونه که این عبارات تاریخ ساز نشان میدهد درک و شناخت عبرانیان از خدا که در مسیحیت نیز ادامه یافت، اساساً توحیدی است.(147)
آشنایی مختصر با سه دورة «قرون وسطی»، «عصر رنسانس» و «عصر عقل» برای بررسی و تحلیل روند پیدایش و رشد خداشناسی طبیعی لازم به نظر میرسد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
پروفسور نقوی از چهرههای برجستة جهانی علم اقتصاد است که درجهت تحکیم و تثبیت رشته نوپائی به نام اقتصاد توسعه نیز فعالیت میکند.
از دیدگاه نقوی، اقتصاد توسعه - که نزدیک به نیمقرن از پیدایش آن میگذرد. - یک رشته جدید با قلمرو خاص خودش است که در بستر علم اقتصاد تولد یافته ولی در عینحال از هویت ویژهای برخوردار است. اقتصاد توسعه دیدگاهی را در مباحث مربوط به توسعه دنبال میکند که با جریان اصلی علم اقتصاد متفاوت است، اقتصاد توسعه بجای اینکه به بررسی راهحلهایی بپردازد که منجر به ثابت ماندن نرخ رشد درآمد ملی است، میکوشد، راهحلهای افزایش درآمد سرانه و توزیع برابر آن را کشف نماید. تصویری که نقوی از اقتصاد توسعه بیان میکند، دارای سه ویژگی است اول - الگویی جهانی و جدید از توسعه ارائه میدهد. دوم - دارای محتوای اخلاقی است. سوم - در شرایط عادی، مناسبترین تاسیسات برای بهینه کردن محصول و به حداکثر رسانیدن رفاه مصرف کننده را در بردارد، اما بر نقش فعال دولت بعنوان عاملی که به منظور پیادهکردن سیاستهای مربوط به توسعه، چهارچوب حقوقی و قضایی مناسبی را جهت استقرار سیستم اقتصاد مختلط به اجرا درآورده، تأکید میکند. بواسطه هدایت و نظارت دولت، بخش خصوصی در کنار بخش عمومی و به کمک هم، با دیدی حمایتگرایانه اهداف سیستم اقتصاد توسعه را به پیش میبرند. همچنین در الگوی ایشان از توسعه، هنجارهای اخلاقی وعدالتِ در توزیع نیز از جایگاه ویژهای برخوردار است، و عقیده دارند توجه به این امر، از جمله مسائلی است که جهان و علم اقتصاد پوزیتویستی امروز بکلی فاقد آن است. آنچه در این مقاله میآید در واقع «ترجمه» فصل پنجم از کتاب «اقتصاد توسعه، یک الگوی جدید» پروفسور نقوی است که در آن به بیان نسبت ارزشهای اخلاقی و اقتصاد توسعه پرداخته است. [درخور ذکر است که کتاب فوق توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ترجمه شده و در دست چاپ است] البته لازم به توضیح است که نویسنده با استنادهای کوتاه و مکرر خود بر دیدگاهها و نظریههای مختلف، گویی از پیش آگاهی مبسوط و کاملِ خوانندة خود را به این آرأِ مفروض دانسته است. از اینرو به نظرمیرسد فهم مقاله حاضر برای کسانی که به تفصیل از اصل این آرأ و نظرها آگاه نباشند، بسیار دشوار و سخت خواهد بود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ای گروه تجار و بازرگانان! مواظب و مراقب باشید همه تاجران و بازرگانان، روز قیامت، به عنوان فاجر و بدکار برانگیخته میشوند مگر آن بازرگانانی که حدود خدا را رعایت کنند و پرهیزکار و نیکوکار و راستگو باشند. میزانالحکمه، ج1، ص 528
نهی از احتکار:
در بازار ما مسلمین، شخصی که جنس مورد نیاز مردم را احتکار نماید، همچون کافر به کتاب خدا میباشد. میزانالحکمه، ج2، ص 487
«الا یدی ثلاث: فیدالله العلیا و یدالمعطی التی یلیها و یدالسائل اسفلی الی یوم القیامه، فاستعفف عن السؤال مااستطعت» دستها سه تاست: دست خدا که بالاتر است و دست دهنده که پس از آن است و دست خواهشکننده که تا روز قیامت پایینتر است، پس تا میتوانی از خواهش کردن [و اظهار نیاز نمودن] خودداری کن. تاریخ یعقوبی، ج2، ص 67
2. هنگامی که چیزی میفروشد تعریف و تمجید ننماید.
3. عیب کالا را نپوشاند و یا کاری نکند که خریدار فریب بخورد.
4. در بین خرید و فروش قسم و سوگند نخورد (چیزی که الان رواج پیدا کرده که هم خریدار و هم فروشنده در معاملات خود قسمهای زیادی بر زبان جاری میکنند، از این عمل پرهیز نماید.) (وسائل الشیعه، ج12، ص285)
مردم، به خدا سوگند که بیگمان کسی از شما نزد من قویتر از ضعیف نیست تا حقش را بگیرم و کسی نزد من ضعیفتر از قوی نیست تا حق [دیگران] را از او بستانم. الکامل فی اللغه و الادب؛ ج1، ص 8.
آنکه از دسترنج خویش مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]