آنچه تاکنون پیرامون اقتصاد اسلامى به رشته تحریر در آمده است غالبا ناظر به مکتب و حقوق اقتصادى است و نظام اقتصادى به معنایى که در این نوشتار مطرح است، کمتر مورد توجه و بحث قرار گرفته است. قبل از تحقق حکومت اسلامى در ایران، ضرورتى براى پرداختن به این بحث احساس نمىشد ولى پس از آن، ترسیم نظام اقتصادى اسلام اجتناب ناپذیر شد و خود به خود این سؤالات مطرح گشت که چگونه باید بر اساس اصول مکتبى به اهداف اقتصادى دستیافت؟ آیا اسلام براى حرکتبه سمت اهداف بر اساس اصول مکتبى، الگوهاى رفتارى نظام مندى را در حوزه اقتصاد معرفى کرده است؟ اجزا و عناصر این نظام کدام است؟
متاسفانه پس از انقلاب اسلامى پاسخى محققانه به سؤالات فوق داده نشد و مسئولان بناچار قبل از ترسیم نظام اقتصادى اسلام به جرح و تعدیل نظام اقتصادى موجود بر اساس احکام فقهى پرداختند و در نتیجه بعضى نهادها مانند بیمهها که مطابق با موازین فقهى بودند تثبیتشد و برخى دیگر مانند بانکدارى که با فقه اسلام منافات داشتبه بانکدارى بدون ربا تبدیل گشت و بعضى نهادها مانند قرضالحسنه که قبلا به صورت رسمى وجود نداشتشکل رسمى گرفت و ...
عدم ترسیم نظام اقتصادى اسلام به عنوان یک مجموعه هماهنگ و منسجم و ترمیم و ایجاد نهادهایى به شکل یاد شده موجب بروز اشکالاتى شد که بررسى آنها در این مختصر مقدور نیست. بعلاوه از جهت نظرى هنوز هم در مورد جایگاه خمس و زکات و مالیاتهاى دولتى در اقتصاد، نقش نهادهایى چون قرضالحسنة، صدقات، اوقاف در نظام اقتصادى و نیز نقش پول، ارتباط بخش دولتى و خصوصى، منابع درآمد و مخارج دولت، چگونگى تامین درآمدهاى دولتى و توازن اقتصادى و... ابهاماتى وجود دارد که تنها با ترسیم نظام اقتصادى مىتوان این ابهامات را بر طرف نمود.
این نوشتار کوشیده استبا روشى مشخص به کشف و ترسیم نظام اقتصادى اسلام از دیدگاه حضرت امام قدس سره پرداخته، گامى کوتاه در این راستا بردارد و با توجه به توقف نظام اقتصادى، بر مکتب اقتصادى تبیین مکتب اقتصادى از دیدگاه امام قدس سره ضرورت دارد.
نوشتار حاضر در چهار بخش:
الف - مفروضات کلامى مباحث و مفاهیم و اصطلاحات مورد نیاز، روش کشف مکتب و نظام اقتصادى اسلام.
ب - مکتب اقتصادى اسلام از دیدگاه حضرت امام قدس سره
ج - نظام اقتصادى اسلام از منظر ایشان
د - بررسى ویژگیهاى نظام اقتصادى ترسیم شده.
تنظیم شده است.
ادامه مطلب
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 1:12 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
ریشهیابى علل تنگناهاى اقتصادى كارشناسان علم اقتصاد، هنگامى كه در خصوص عوامل ركود اقتصاد یك كشور بحث مىكنند معمولاً به علتهاى مادى توجه مىكنند، اما در یك نظام الهى، غیر از اینها به عوامل غیر مادى و معنوى هم توجه مىشود و با ریشهیابى آنها اقتصاد كشورى رونق و شكوفایى مىگیرد، چنان كه على علیه السلام در ریشهیابى تنگناهاى اقتصادى مىفرماید:" إنَّ اللَّه یَبتَلى عِبادَهُ عِند الأعمالِ السَّیَّئةِ بِنَقص الثَّمراتِ و حَبسِ البَركاتِ، وإغلاقِ خزائِن الخَیراتِ، لِیَتُوبَ تائِبٌ و یُقلِعَ مُقلِعٌ، و یتَذَكَّرَ مُتذَكَّرٌ، و یَزدَجِرَ مُزدَجِرٌ، وَ قَد جَعَلَ اللَّهُ سُبحانَهُ الإستِغفارَ سَبَباً لِدُرُور الرِّزقِ و رَحمةِ الخَلقِ فَقال: "استَغفِروُا ربَّكُمْ إنَّهُ كانَ غَفَّاراً * یُرسِلِ السَّماءَ عَلیكُمْ مِدْراراً * و یُمِدِدكُمْ بِأموالٍ و بَنِینَ" فَرَحِمَ اللَّهُ امرَاً استَقبَلَ تَوْبَتَهُ و استَقالَ خَطِیئَتَهُ، و بَادَر مَنِیَّتَهُ؛ آرى، هنگامى كه بندگان خدا كارنامهاى زشت ارائه كنند، خداوند به كاهش میوهها و دریغ داشتن بركتها و فرو بستن درهاى خزائن خیرات، مبتلاشان مىكند تا شاید كه توبهكارى توبه كند و خوددارى، عنان نفس دركشد و مهار سازد. آرى، چنین است كه خداوند استغفار را سببى ساخته است براى روزى رسانى و گسترش رحمت و فرموده است: و از پروردگارتان آمرزش جویید كه بسى آمرزنده است آسمان پر باران را به سویتان گسیل مىدارد و با دارایىها و فرزندان به یارىتان مىشتابد. رحمت خدا بر آن كس كه از توبه استقبال كند و از خطاها پوزش طلبد و بر مرگ پیشى گیرد." فرد واقتصاد امام على علیه السلام هنگامى كه زندگى فردى یك مؤمن را زمانبندى مىكند، براى اقتصاد، همطراز عبادت، نقش ویژهاى قائل است، چنان كه مىفرماید:"لِلمؤمِن ثلاثٌ ساعاتٍ: فَساعَةُ یُناجِى فِیها ربَّهُ، و سَاعةٌ یَرمَّ معَاشَهُ، و ساعةٌ یُخَلِّى بین نَفسِه و بینَ لذَّتِها فیما یَحِلُّ و یَجمُلُ، و لَیسَ لِلعاقِل أن یكونَ شاخِصاً إلّا فِى ثلاث: مَرمَّةٍ لِمَعاشٍ، أو خُطوَةٍ فِى معادٍ، أو لَذَّةٍ فی غَیر مُحَرَّم؛ در برنامه زندگى مؤمن، سه زمان مشخص است: زمانى كه در نیایش با پروردگارش مىگذرد؛ زمانى را كه در ترمیم گذران خویش به سر مىبرد و در تأمین هزینه زندگىاش مىكوشد؛ و زمانى كه نفس را با لذات آن در قلمروى كه مشروع و زیباست، تنها و آزاد مىگذارد. خردمند را نیز نسزد كه جز در یكى از این سه مورد به صحنه در آید: سامان دادن به زندگى و تلاش اقتصادى؛ برداشت گامى در راه معاد و لذت بردن بدون ارتكاب گناه است.
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 10:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
رعایت حقوق محرومان در تعیین بودجه اقتصادى محرومان و مستضعفان همواره مورد توصیه حضرت امیر علیه السلام بودهاند. آن بزرگوار لحظهاى از رسیدگى به حال آنان غافل نبود. نه تنها خود چنین بود، بلكه این امر را به كارگزارانش هم توصیه مىكرد. در این جا یك نمونه از سفارشهاى آن حضرت را در این باره مىآوریم:" ثمّ اللَّه، اللَّه فِى الطَّبقةِ السُّفلى مِن الّذینَ لا حِیلَةَ لَهُم مِن المساكِین والمُحتاجِین و أهلِ البُؤسَى والزَّمنى، فإنّ فِى هذِهِ الطَّبَقَةِ قانِعاً و مُعترَّاً، واحفَظ للَّه ما استحفَظكَ مِن حَقِّه فِیهم، واجعَل لَهُم قِسماً مِن بَیتِ مالِكَ و قِسماً مِن غَلاَّت صَوافِى الإسلامِ فِى كُلِّ بَلَدٍ، فإنَّ لِلأقصى مِنهُم مِثلَ الّذِى لِلأدْنى، و كُلُّ قَد استُرعیتَ حَقَّهُ فَلا یَشغلَنَّكَ عَنهُم بَطَرٌ، فإنَّك لا تُعذَرُ بِتَضییعكَ التَّافِهَ لاِحكَامِكَ الكَثیرَ المُهمَّ، فَلا تُشخِص همَّكَ عَنهُم، ولا تُصعِّر خَدَّكَ لَهُم، و تَفَقَّد أُمورَ مَن لا یَصِلُ إلیكَ مِنهُم مِمَّن تَقتَحِمُهُ العُیُون، و تَحقِرُهُ الرَّجالُ ففرِّغ لاُِولئكَ ثِقَتَك مِن أهلِ الخَشیَةِ والتَّواضُعِ، فلیَرفَع إلیكَ أُمورَهم.ثُمّ اعمَل فِیهم بالإعذار إلى اللَّه یومَ تَلقاهُ فإنّ هؤلاء مِن بَین الرَّعیة أحوجُ إلى الإنصافِ مِن غَیرهِم، و كُلُّ فَأعذر إلى اللَّه فِى تَأدیةِ حقِّهِ إلیه، و تَعَهَّد أهلَ الیُتْمِ و ذَوى الرِّقَّة فِى السِّنِّ مِمّن لا حِیلَةَ لَهُ ولا یَنصِبُ لِلمسألةِ نَفسَهُ، و ذلكَ عَلى الوُلاةِ ثَقِیلٌ والحَقُّ كُلُّهُ ثَقِیلٌ. وَ قَد یُخَفِّفُه اللَّهُ عَلى أقوامٍ طَلَبوا العاقِبَةَ فَصَبِّرُوا أنفُسَهُم و وَثِقُوا بِصدقِ مَوعُودِ اللَّهِ لَهُم؛ خداى را، خداى را، در خصوص فرودستان، زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندانى كه دردشان را هیچ چارهاى نیست، چه در میان این قشر، كسانى به دریوزگى روى مىآورند و كسانى با نیاز آبرودارى مىكنند. پس براى خدا پاسدار حقى باش كه خداوند بر ایشان تعیین كرده است و تو را به رعایتش فرمان داده است و از بیت المال و محصول زمینهاى غنیمتى اسلام - در هر شهرى - سهمى برایشان در نظر بگیر، چرا كه براى دورترین مسلمانان همانند نزدیكترینشان سهمى هست و تو مسؤول رعایت حق همگانى هستي.پس هرگز مبادا سرمستى ریاست تو را از آنان باز دارد كه انجام گرفتن كارهاى فراوان و مهم، زمین ماندن مسؤولیتهاى پیش پا افتاده را پوزشى نتواند بود. پس اندیشه از آنان برمدار و روى برمگردان و به ویژه امور كسانى از این قشر را بیشتر پرس و جو كن كه چندان كوچك و بىشمارند كه به چشم نمىآیند و نمىتوانند به تو دست یابند. بدین منظور براى این گروه از نیازمندان، بخشى از نیروهاى مورد اعتمادت را - كه خداترس و افتادهاند- آزاد بگذار تا گزارش امورشان را نزد تو آورند، سپس در موردشان به گونهاى اقدام كن كه در روز دیدار با خدایت پوزشى باشد كه این قشر را به انصافِ تو بیش از دیگران نیاز است هر چند عملكرد تو باید به گونهاى باشد كه در پیشگاه خداوندت در ارتباط با حقوقِ همگان پوزشى پذیرفته باشد. از یتیمان خردسال و پیران سالخورده كه چارهشان نیست و خود را در موضع درخواست نمىنشانند، پیوسته دلجویى كن و این مسؤولیتى است بس گران بر دوش زمامداران و حق در هر شكل و مصداق گران است، ولى بسا كه خداوند آن را براى مردمى كه آخرت خواهند و با تكیه زدن بر راستى وعده خداوند شكیبایى مىورزند، سبك سازد."
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 3:49 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
امنیت اقتصادى امنیت در برنامهریزىهاى اقتصادى، عامل مهمى است كه بدون آن، رونق و شكوفایى اقتصادى امكانپذیر نیست. منظور از چنین امنیتى، شیوه برخورد دولت با تجار و كسبه و تولیدكنندگان و كارگران و برنامهریزى دولتى در جهت امنیت شغلى آنان است. آن حضرت در این باره مىفرماید:"... وَلا تَحسِمُوا أحداً عن حاجَتِه، ولا تَحبِسُوهُ عن طِلْبَتِه، ولا تَبِیعَنَّ لِلنّاسِ فِى الخَراجِ كِسوَةَ شِتاءٍ ولا صَیفٍ، ولا دابَّةً یَعتَمِلُونَ عَلیها ولا عَبداً، ولا تَضربُنَّ أحداً سَوطاً لِمَكان دِرهَمٍ، وَلا تَمَسُّنَّ مالَ أحدٍ مِن النّاس مُصلٍّ ولا مُعاهَدٍ، إلّا أن تَجِدُوا فَرَساً أو سِلاحاً یُعدَى بِه عَلى أهل الإسلامِ فإنَّهُ لا یَنبَغِی لِلمُسلِم أن یَدَعَ ذلِكَ فِى أیدِى أعدَاءِ الإسلامِ فَیكُونَ شَوكَةً عَلَیه؛ ... هرگز مبادا كسى را از مایحتاجش باز دارید و از رسیدن به خواستهاش بىبهره نمایید، هرگز مبادا از براى گردآورى خراج، پوشاك زمستانى یا تابستانى كسى را یا حیوان سوارى را كه با آن كار مىكند یا برده خدمتكارش را بفروشید، هرگز مبادا احدى از مردم را براى درهمى بىارزش تازیانه بزنید، و هرگز مبادا به مال خواسته احدى از مردم - مسلمان نمازگزار یا اقلیتهاى در گرو پیمان - دست بیازید، مگر اسب و جنگ افزارى بیابید كه در تجاوز به مسلمانان به كار گرفته شده است. در چنین صورتى سزاوار نیست كه مسلمان، آنان را در اختیار دشمن باقى بگذارد تا بر ضد مسلمان شوكتى بیابد."آن حضرت علیه السلام در جاى دیگر در همین باره مىفرماید:"انطَلِق عَلى تَقوَى اللَّهِ وحدَهُ لا شَریكَ لَهُ، وَلا تُرَوِّعَنَّ مُسْلِماً وَلا تَجتَازَنَّ عَلیهِ كارِهاً، وَلا تأخُذنَّ مِنهُ أكثرَ مِن حَقِّ اللَّهِ فِى مالِهِ؛ بر مبناى تقواى خدایى كه یگانه است و براى او شریكى نیست به پیش رو! هرگز مبادا مسلمانى را بیمناك سازى یا بر (زمین وباغ) او به غیر دلخواهش و به زور وارد شوى و گذر كنى یا از او چیزى بیشتر از آنچه حق خدا در مال اوست بگیرى."باز مىفرماید:" ثُمّ تَقُول: عِبادَ اللَّهِ أرسَلَنی إلیكُمْ وَلیُّ اللَّهِ و خَلِیفتُهُ لاِخُذَ مِنكُم حَقَّ اللَّه فِى أموالِكُم، فَهَل للَّهِ فِى أموالِكُم مِن حقٍّ فَتَؤَدُّوه إلى وَلیِّه؟ فَإن قالَ قائِلٌ لا، فَلا تُراجِعُه، و إن أنعَمَ لَكَ مُنِعمٌ فانطَلِق مَعهُ غیرِ أن تُخِیفَهُ أو تُوعِدَهُ أو تَعسِفَهُ أو تُرهِقَهُ،، فَخُذ ما أعطاكَ مِن ذَهَبٍ أو فِضَّةٍ، فإنّ كان لَهُ ماشِیَةٌ أو إبلٌ فَلا تَدخُلها إلّا بإذنِه، فإن أكثَرها لَه، فإذا أتیتَهَا فَلا تَدخُل عَلیها دُخُولَ مُتَسَلِّطٍ عَلَیه ولا عَنِیفٍ بِه، ولا تُنَفِّرَنَّ بَهیمَةً وَلا تُفزِعَنَّها وَلا تَسُوءنَّ صاحِبَها فِیها؛ وانگهى سخن خود را چنین آغاز كنى: بندگان خدا، مرا ولى خدا و جانشین او به سوى شما فرستاده است كه حقى را كه خداوند در اموالتان دارد بگیرم. پس آیا در اموال شما حقى هست كه آن را به ولى او بپردازید؟در این هنگام اگر گویندهاى جواب منفى داد، دیگر سخن خود را تكرار مكن، ولى اگر توانگرى جواب مثبت داد همراهش روان شو با پرهیز از هرگونه هراس افكنى، تهدید، سختگیرى و تحمیل. پس هر آنچه از زر وسیم (نقدینه) به تو داد بستان. اگر (اموالى از نوع) گاو و گوسفند و شتر داشت، بىاجازه و سرزده بر آن داخل مشو، زیرا كه (هر چند تو را به عنوان نماینده ولى امر، سهمى در آن هست اما) بیشتر آن، ملك اوست. بنابر این به هنگام آمدن بدان جا نباید با آهنگ زور و سلطه بر آن دامها وارد شوى، به هیچ روى دامى را رم مده و هراسانش مكن كه این، رنجش دامدار را در پى خواهد داشت."
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 11:02 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
جلوگیرى از رشد انگلهاى اقتصادى مسؤولان و كارگزاران هر حكومت براى خود، خواص و نزدیكانى دارند كه برخى از آنها چشم به استفاده از امكانات و بهرهجویى و لذت بردن از اموال مردم را دارند و اینان انگلهایى هستند كه رشد و ازدیاد آنان باعث اضمحلال یك نظام خواهد شد. امام على علیه السلام به كارگزاران خود اكیداً توصیه مىكند كه از چنین عناصر خطرناكى بپرهیزید، آن جا كه مىفرماید:" ثُمّ إنَّ لِلوالی خاصَّةً و بِطانَةً فیهمُ استِئثارٌ و تَطاوُلٌ و قِلَّةُ إنصافٍ فِى مُعامَلةٍ، فأحسِم مادَّةَ أولئك بِقَطعِ أسبابِ تِلكَ الأحوالِ. ولا تُقطِعَنَّ لاِحَدٍ مِن حاشِیَتِكَ وَ حامَّتِكَ قَطِیعَةً. ولا یَطمَعَنَّ مِنكَ فِى اعتِقادِ عُقدَةٍ تَضُرُّ بِمَن یَلیها مِنَ النَّاس فِى شِربٍ أو عَمَلٍ مُشتَرك یَحمِلُونَ مَؤُونَتهُ عَلى غَیرهِم، فیَكُونَ مَهْنَأُ ذلِك لَهُم دُونَك، وعَیبُهُ عَلَیكَ فِى الدُّنیا والآخِرة؛ وانگهى، زمامداران را خواص و نزدیكانى است كه در وجودشان خصلتهایى چون خودكامگى، چپاولگرى و نامردى در روابط اقتصادى با دیگران وجود دارد. پس بر تو است كه اسباب چنین خصلتهایى را ریشهكن نمایى. هیچ گاه به هیچ یك از حاشیهنشینان و خواصت زمینى مبخش و هرگز اجازه مده كه بر تو در احداث كشتزارى طمع كنند كه كشاورزان مجاورش در سهم آب یا كارى كه همگان به یارى یكدیگر انجام دادهاند زیان ببینند یا این كه هزینه كشتزار اینان بر آنان تحمیل شود كه در این صورت در عیش و نوششان بهرهاى نخواهى داشت، اما ننگ كردار بدشان در دنیا و آخرت بر شخص تو خواهد بود."
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 9:52 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عمران و آبادانى كشور یكى دیگر از اصول كلى در برنامهریزى اقتصادى امام على علیه السلام توجه به آبادانى كشور و رونق دادن به كسب و تجارت است، چنان كه مىفرماید:" وَلیَكُنْ نَظَرُكَ فِى عِمارَةِ الأرضِ أَبلَغَ مِن نَظَرِكَ فِى استِجلابِ الخَراجِ اَِنَّ ذلك لا یُدرَكُ إلّا بِالعِمارة وَ مَن طَلَبَ الخَراجَ بِغَیرِ عِمارةٍ أخرَبَ البِلادَ و أَهلَكَ العِباد و لم یَستَقِم أمرُهُ إلّا قَلِیلاً"؛ و سزاوار است كه بیشتر از گردآورى خراج و مالیات به عمران زمین بیاندیشى، زیرا خراج جز از راه عمران به دست نمىآید و هر كس بدون عمران، خراج بگیرد، كشور را ویران و ملت را نابود مىكند و فرمانروایىاش، چندان نمىپاید.و باز مىفرماید:" فَإنّ العُمرانَ مُحتَمِلٌ ما حَمَّلتَهُ، و إنّما یُؤتى خَرابُ الأرضِ مِن إعواز أهلِها و إنّما یُعْوِزُ أهلُها لاِشرافِ أنفُسِ الوُلاةِ عَلى الجَمعِ و سُوءِ ظَنِّهِم بِالبَقاء و قِلَّةِ انتِفاعِهم بِالعِبَر؛ تا بخواهى آبادانى زمین توسعهپذیر است و تنها زمینهساز ویرانىاش ورشكستگى زمینیان است كه یگانه رمز آن در آزمندى نفسانى زمامداران به خواسته اندوزى و بدگمانىشان به پاییدن و بهرهگیرى ناچیزشان از عبرتها خلاصه مىشود."
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 2:08 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
امام على علیه السلام هنگامى كه زندگى فردى یك مؤمن را زمانبندى مىكند، براى اقتصاد، همطراز عبادت، نقش ویژهاى قائل است. از اين رو محرومان و مستضعفان همواره مورد توصیه حضرت امیر علیه السلام بودهاند. آن بزرگوار لحظهاى از رسیدگى به حال آنان غافل نبود. در نهجالبلاغه و دیگر مجموعههاى حدیثى مطالب بسیارى از امام على علیه السلام در خصوص سیاستهاى كلى اقتصادى به چشم مىخورد كه اگر هر فرد و یا حكومتى در آنها تأمل و سپس عمل نماید، دستاوردهاى درخشانى در جهت رونق اقتصادى به دست خواهد آورد كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مىكنیم.
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 2:01 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عضى منکر علم اقتصاد اسلامى هستند. مراد این گروه از «علم»، معناى پزیتیویستى آن است. از سوى دیگر، برخى محققان اقتصاد اسلامى، با پذیرفتن همین تعریف از علم، مدلهاى نئوکلاسیک در اقتصاد را مبنا قرار مىدهند و تنها ظواهر و روبناهایى از حقوق اقتصادى اسلام را در آن قرار مىدهند. مؤلف معتقد است با توجه به انگارههاى جدیدى که از علم مطرح شده است، مىتوان از علم اقتصاد اسلامى سخن گفت و آموزههاى اقتصادى اسلام را به صورت تئوریک و در قالب مطالعات روشمند، قاعدهمند و قابل تعمیم ارائه نمود. اگر علم را آنگونه که غالباً گفته مىشود، همان science در نظر بگیریم، بخصوص بنابر تعریف نئوکلاسیک که اقتصاد را تبیینى از ارتباط دادههاى رفتارى در اقتصاد مىداند، دشوار است که اقتصاد اسلامى را علم بدانیم. این که آیةاللَّه صدر در کتاب اقتصاد ما گفتهاند: «الاقتصاد الاسلامى لیس بعلم» نیز بر همین مبناست. ایشان معتقد است که چون مردم مسلمان، اسلام را بهطور کامل درک نکردهاند، رفتارى هم که از خود نشان مىدهند به تمامى ناشى از اسلام نیست؛ بنابراین تبیین این رفتارها و تفسیر ارتباط آنها با یکدیگر و استخراج تئورى از آنها نمىتواند معرفتى با عنوان علم اقتصاد اسلامى را سامان دهند.
[ پنج شنبه 4 فروردین 1390 ] [ 9:22 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
زمانی نه چندان دور، کشور پهناور ایران نه تنها در مسیر جاده ابریشم بلکه در طول سواحل طولانی خود یکی از بزرگترین مراکز تجاری جهان برای تبادل انواع کالاهای آن روزگار بشمار می رفت و علاوه بر آن به عنوان یکی از کشورهای برتر در عرصه تولید، نقش عمده ای را در تجارت جهانی برعهده داشت و بصورت خودکفا بسیاری از محصولات کشاورزی و صنعتی عهد خود را نیز تامین می کرد. علاوه بر محصولاتی مانند نفت خام، خاویار، زعفران و فرش ایران که همچنان شهرت جهانی خود را حفظ کرده اند، کالاهای دیگری مانند خرما، چای و حتی ابریشم ایران از جایگاه نسبتا خوبی در مبادلات تجاری داخل و خارج از کشور برخوردار بودند، صنایع دستی ایران با تنوع و کمیت و کیفیت برتر در زمینه های مختلف عرصه رقابت را در اختیار خود داشتند. حتی کشورهایی مانند چین و ژاپن با وجود تمام قدمت تاریخی خود نتوانستند جایگاه صنایع دستی ایران را در معرض تهدید قرار دهند.
[ پنج شنبه 4 فروردین 1390 ] [ 12:22 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات1 ]
راهی آسان برای پی ریزی نظریه پولی
[ پنج شنبه 4 فروردین 1390 ] [ 12:20 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
وضعیت اقتصادی ناشی از بحران مالی و رکود عمیق سالهای 2008 و 2009 به تدریج رو به بهبودی است؛ اما همچنان یک سوال مهم باقی است و آن اینکه: سیاستگذاران برای جلوگیری از وقوع دوباره چنین بحرانهایی چه اقداماتی میتوانند انجام دهند؟
[ پنج شنبه 4 فروردین 1390 ] [ 12:12 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
درک شما از رشد کسب و کار اشتباه است ادوارد دی هس، استاد مدرسه کسبوکار میگوید: نباید پنداشت که يك كسبوكار بزرگتر همیشه بهتر است، بهبودهای مستمر بسیار حیاتی تر از گسترش هستند.
[ پنج شنبه 4 فروردین 1390 ] [ 12:07 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
به نظر ما این دیدگاه ضربه قابل توجهى به نظریه اقتصاد اسلامى وارد کرده است. در واقع نظریه ایشان بر تعریف پوزیتیویستى از علم که در زمان ایشان رواج بسیار داشت، استوار است؛ یعنى همان تعریفى که در اقتصاد «پوزیتیویستى فریدمن» موجود است، از سوى آیةاللَّه صدر مفروض گرفته شده است. اما از دهه هفتاد میلادى تصورات دیگرى از علم مطرح مىشود. به عنوان مثال، بسیارى از صاحب نظران علوم اجتماعى، علم را هر نوع مطالعه روشمندى مىدانند که ذهنهاى ممتاز بتوانند درک کنند و قابلیت انتزاع داشته باشد. به عبارت دیگر، مىتوان مطالعه علمى را از علم تفکیک کرد و به این دلیل مىتوانیم اقتصاد اسلامى را هم نوعى مطالعه علمى قلمداد کنیم؛ بنابراین مىتوان آموزههاى اقتصادى اسلام را در قالب مطالعات روشمند، قاعدهمند، قابل استخراج به صورت تئوریک و پیدا کردن یک رابطه منطقى بین مؤلفههاى درونى آن بررسى کرد. این نگرش، هم مطالعه عالم خارج و هم مطالعه کارهاى قیاسى را در بر مىگیرد و پتانسیل استخراج تئورى را دارد؛ آنگاه مىتوان برمبناى این اصول تئوریک که از مبانى دینى استخراج مىشوند، رفتارهاى خُرد اقتصادى را تبیین نمود.
البته گروهى از اقتصاددانان به علمى بودن اقتصاد اسلامى قائلاند، منتها با همان معناى نئوکلاسیک. این دسته با مطالعه رفتار مسلمانهاى معمولى و استخراج دادهها و تعمیم آنها، ارتباط متغیرها را با یکدیگر بررسى مىکنند و قاعده رفتار اقتصادى آحاد جامعه اسلامى را کشف مىکنند. به نظر من این مجموعه معرفتى را باید «علم اقتصاد مسلمانى» نام نهاد، نه علم اقتصاد اسلامى. در واقع دستاورد نظرى این اقتصاددانها با نظام اقتصاد نئوکلاسیک هیچ فرقى نمىکند؛ بلکه تنها بعضى از فروض و الفاظ تغییر مىکند. مثلاً بهجاى بهره، از کارمزد یا سود یا بازدهى استفاده مىشود، یا در الگوهاى ترسیم شده، بهجاى کالاهاى مادى از کالاهاى معنوى و آخرتى استفاده مىشود. به اعتقاد من این رویکرد علمى نیست؛ بلکه به قول مکلاپ، عقده حقارت علم نمایى است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اغلب اقتصاددانان برای توضیح دلیل نوسانات اقتصادی از نوعی نظریه پولی بهره میگیرند. سادهترین مدل درباره این نوسانات که پیش از این به آن اشاره کردم، این است که عرضه پول، قیمتها را تعیین میکند، قیمتها نرخ دستمزد واقعی را تعیین میکنند (زیرا دستمزدهای اسمی چسبندگی دارند)، نرخ دستمزد واقعی، تقاضا برای نیروی کار را مشخص میکند و تقاضا برای نیروی کار، اشتغال و تولید را معین میسازد.
در مقابل، در یک نوع مدل کینزی چنین گفته میشود که اگر پسانداز افزایش یابد، کمبودی کلی در تقاضا پدید میآید، زیرا پول، کالایی غیر قابل تولید (non-produced good) است. نقشی که مدل اتریشی چرخه کسبوکار برای پول در نظر میگیرد، آن است که بانک مرکزی میتواند از قدرت خود برای چاپ پول استفاده کرده که نرخهای بهره را به انحراف کشانده و به رونق یا رکود میانجامد.
ادامه مطلب
شاید بهترین نقطه شروع، اعتراف ما اقتصاددانان به ناتوانیهایمان باشد. اگر وقایع اخیر، چیزی به اقتصاددانان و سیاستگذاران آموخته است، همانا نیاز به خویشتنداری و فروتنی است.
یکی از مواردی که ما به خوبی قادر به انجام آن نیستیم، پیشبینی اقتصاد است. بحران و رکود اخیر، ناتوانی بسیاری از اقتصاددانان را در پیشبینی اقتصاد نشان داد؛ هر چند این موضوع جدیدی نیست. ما هرگز عملکرد خوبی در پیشگویی آینده نداشتهایم؛ اما وقتی اخبار امیدبخش باشد، دیگران ضعف ما در زمینه پیشگویی را نادیده میگیرند.
بسیاری از منتقدان میگویند: فدرال رزرو باید ترکیدن حباب در بخش مسکن و پس لرزههای ناشی از آن را پیشبینی میکرد.
به هر حال در هر زمانی، تعداد زیادی کارشناس با دیدگاههای متنوع و گسترده وجود دارند. پس از کشف حقیقت، تعداد کمی از آنها به این نتیجه میرسند که درست گفتهاند و معلوم میشود که شمار زیادی اشتباه کردهاند. سیاستگذاران فدرال رزرو از قبل نمیدانند که بخت با چه کسی یار خواهد بود. بهترین روش برای آنها اعتماد به اجماع پیشبینیها و آمادگی برای شگفتیهای غیرقابل اجتناب است.
ادامه مطلب
ادوارد هس، استاد مدرسه کسبوکار داردن دانشگاه ویرجینیا اعتقاد دارد بخش زیادی از دانستههاي مردم درباره کسبوکار بر پایه واقعیات نبوده و ایدهآل گرایانه است. این مدیر اسبق، سالها روی مفهوم رشد کسبوکار مطالعه کرده است و مقالات و کتابهای زیادی در باب این موضوع شامل «رشد هوشمند: ایجاد یک کسبوکار پایدار به وسیله مدیریت ریسکهای رشد» (انتشارات مدرسه کسبوکار کلمبیا، 2010) را تالیف کرده است. در ادامه مصاحبهای که پروفسور هس، درباره مطالعات اخیرش، با خانم کارنای کلین خبرنگار سایت بیزینس ویک داشته را میخوانیم:
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]