کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است





يكي از دوستان مورد اعتماد و استناد ، از سيد پيرمردي به نام : < سيد جواد دهقاني > نقل مي كند كه اهل يزد است و مكرر مورد عنايت حضرت معصومه _سلام الله عليها _ قرار گرفته است ، از جمله دو سال قبل شديداً مريض بوده به پسرش گفته : مرا به حرم مطهر ببر ، شب را در حرم با توسل و تلاوت قرآن احيا نگه دارم ، بلكه خداوند به بركت اين خاتون دو سرا مرا شفا عنايت كند .

پسرش او را به حرم مطهر مي برد ، او در ايوان طلا مي نشيند و مشغول دعا و توسل و تلاوت قرآن مي شود ، بعد از نصف شب در يك حالت بين خواب و بيداري مي بيند :


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 شهریور 1392  ] [ 9:47 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



صاحب انوار المشعشعين از ميرزا حبيب الله خادم نقل كرده كه روزي يكي از زوار يك دو ريالي به داخل ضريح انداخت ، آن دو ريالي دو نيم شد ، به پاي ضريح افتاد ، چون تحقيق به عمل آمد سرب از آب درآمد .

و اين نظير درهم سربي بود كه به محضر حضرت موسي بن جعفر عليه السلام آورده بودند ، حضرت آن را به دو نيم كرد و امر فرمود آن را در بالوعه بيندازند و با آن خريد و فروش نكنند . (67) و نظير دينار حرامي است كه حضرت بقيه الله ( ارواحنا فداه ) از ميان كيسه هاي ارسالي از قم جدا كردند و علت حرام بودنش را بيان كردند و به صاحبش برگردانيدند . (68)




[ دوشنبه 11 شهریور 1392  ] [ 9:47 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


مرحوم آيت الله اراكي ، از آقا سيد احتشام فرزند سيد جعفر احتشام ، كه هر دو از منبريهاي قم بودند ، نقل مي كند كه شيخ ابراهيم صاحب الزماني تبريزي شبي در خواب مي بيند كه به حرم مطهر حضرت معصومه عليها السلام مشرف شده ، مي خواهد داخل حرم بشود نمي گذارند و به او مي گويند : حضرت فاطمه و حضرت معصومه _ سلام الله عليهما _ به گفتگو نشسته اند ، به اين خاطر نبايد كسي داخل حرم شود .

آقاي صاحب الزماني مي گويد : من مادرم سيده است و با آنها محرم هستم ، من چرا ؟

وقتي اين مطلب را مي گويد به او اجازه مي دهند كه داخل شود . هنگامي كه داخل مي شود ، مي بيند آن دو بزرگوار مشغول صحبت هستند ، از جمله حضرت معصومه به حضرت فاطمه زهرا _ سلام الله عليهما _ عرض مي كند : حاج سيد جعفر احتشام براي من مديحه اي سروده است و آن را براي آن حضرت مي خواند


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 شهریور 1392  ] [ 9:46 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0




در آخرين روزهايي كه كتاب < كريمه اهلبيت > زير چاپ بود ، كرامت باهره و معجزه ظاهره اي از حضرت معصومه عليها السلام مشاهده گرديد كه مورد توجه همگان قرار گرفت ، نقاره صحن به صدا درآمد ، از سوي آستانه مقدسه گزارشي چاپ شد و به ديوارها الصاق گرديد .

اين كرامت باهره در شب شنبه سوم ذيحجه الحرام 1414 هـ . برابر 24/ 2/ 73 ش . ساعت 5/9 در حرم مطهر اين خاتون دو سرا تحقق يافت و گزارش دقيق آن به گوش اهل وِلا رسيد .

اين عنايت و كرامت به دختر سعادتمند چهارده ساله اي به نام : < رقيه امان الله پور > مربوط مي شود ، كه از 94 روز پيش به فلج مبتلا شده بود ، پزشكان از معالجه اش فرومانده بودند ، در طي اين معجزه باهره از فلج نجات يافت و عصاها را به دور انداخت و با پاي خود به وطنش بازگشت .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:54 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



حجه الاسلام و المسلمين حاج آقا سبزواري فرمودند : حدوداً ساعت 5/8 شب بود ، از حرم خواستم بيرون بروم ، يادم آمد كه يكي از دوستان سخت التماس دعا داشت .

برگشتم كنار ضريح و عرض كردم : بي بي جان ! يكي از دوستان خيال كرده علي آباد هم خبري هست . او مشكلي دارد كه سخت افسرده است و افكارش پريشان است . به او عنايتي بفرماييد ، تا گرفتاري ايشان برطرف شود .

از حرم بيرون آمدم ، صبح روز بعد او را ديدم ، چهره اش بانشاط بود و خوشحال به نظر مي رسيد . گفتم : چه خبر ؟ آن مشكل كذايي چه شد ؟ با خوشحالي گفت : ديشب حل شد . گفتم : ممكن است بگوييد حدوداً چه ساعتي مشكل شما حل شد ؟ گفت : بلي ، حدود ساعت 5/8 شب .

اين فراز ، از باب : ( وَ اَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) : (63) < نعمتهاي پروردگار را بازگو كن > قلمي گرديد .




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:53 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



در يكي از شبهايي كه كشيك حرم مطهر حضرت معصومه عليها السلام سيد علي اصغر تقوي بود ، هنگامي كه حرم مطهر كاملاً خلوت شده ، درهاي حرم يكي پس از ديگري بسته مي شود ، خانمي از او التماس مي كند كه شب را در حرم بيتوته كند ، سيد عذر مي آورد ، او مي گويد : حاجت بسيار مهمي دارم و اجازه دهيد امشب را در حرم بمانم .

سرانجام سيد در مقابل اصرار و التماس آن زن ، دلش به رحم مي آيد و به او اجازه مي دهد كه شب را در حرم بماند .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:51 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


 

با فرارسيدن غروب خورشيد و نزديك شدن اذان مغرب, برجمعيت مشتاق زيارت كريمه اهل بيت, ((حضرت معصومه(س) افزوده مى شود. صحن و رواق هاى حرم مملو از جمعيت است. نماز جماعت, شور و حال وصف ناپذيرى دارد. پس از اقامه نماز, عاشقان گرد مزار آن حضرت به زيارت و راز و نياز مى پردازند.

پس از نماز از انبوه جمعيت مشتاق كاسته مى شود و طولى نمى كشد كه حرم كاملا خلوت مى گردد. هنگام بستن درهاى حرم مطهر فرا مى رسد.

ـ برادر محترم, خواهر گرامى! لطفا بفرماييد بيرون مى خواهيم درها را ببنديم.

 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:50 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



يكي از دوستان فرهنگي كه همه روزه توفيق عتبه بوسي حضرت معصومه _سلام الله عليها _ را دارد ، براي نگارنده نقل كرد :

براي دخترم خواستگارهاي فراواني آمدند و توافق نشد ، اسامي آنها را يادداشت كردم به 54 مورد رسيد ، روزي به حرم مطهر مشرف شدم و گفتم : اي كريمه اهلبيت من يك داماد سيد و اهل وِلا از شما مي خواهم ، همان روز خواستگاري آمد و برنامه رديف شد و در كمتر از 24 ساعت به توافق رسيديم .




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:49 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



هوا، بسيار سرد و تاريك بود و از آسمان به آرامى و لطافت برف مى باريد انگار كسى پنبه ها را، رشته مى كرد و از بالا به زمين مى ريخت، باد جانسوز و تندى كه از كوههاى جنوبى شهر مى وزيد از روزنه هاى پنجره، با صداى ترسناكى كه بى شباهت با زوزه گرگ نبود، وارد اتاق مى شد.

لامپ اتاق خاموش بود اما با نور چراغ برق خيابان روشن بود. در دو سمت اتاق تختخوابى قرار داشت كه روى يكى از آندو، مرد جوانى خوابيده بود، كه از خروپف اش چنين بر مى آمد بسيار خسته است روى تخت ديگر دختركى دراز كشيده بود و صداى آه و ناله اش، به آرامى در جان سكوت رسوخ كرده، آنرا جريحه دار مى ساخت. كنار تخت دخترك، خانم جوانى با لباس سياه و روسرى سبزى نشسته بود چشمانش سرخ و متورم و بسيار هم خسته بنظر مى رسيد. از جاى برخاست و دستى به شيشه پنجره كشيد و بخار قسمتى از آن را پاك كرد تا بتواند بهتر بيرون را نگاه كند بعد هم سرجايش نشست.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:49 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


 


طلبه هاى جوان نخجوانى در سالن مدرسه علميه جمع شده بودند.قرار بود فيلم مراسم ورود آنها به ايران نمايش داده شود. اين فيلم چند ماه قبل در فرودگاه مهرآباد گرفته شده بود. طلبه هاحدود 100 نفر بودند. با شروع فيلم زمزمه ها قطع شد. همه بادقت به صفحه تلويزيون چشم دوختند. فرودگاه پذيراى طلاب جوان جمهورى آذربايجان بود. گزارشگران و خبرنگاران زيادى از صدا و سيما ومطبوعات آمده بودند. در قسمتى از فيلم نماى نزديكى از صورت وچشمان يكى از طلاب نشان داده شد. افراد حاضر در سالن با مشاهده چشمان معيوب آن طلبه با صداى بلند خنديدند. حمزه سرش را زيرانداخت و صورتش سرخ شد. صداى دوستانش را از گوشه و كنارمى شنيد. بچه ها ديدين چه جورى از صورت حمزه فيلم برادرى كردن! چشماش قشنگ معلوم بود! انگار فيلم برداره باهاش لج بوده.مى خواسته او نو مسخره كنه. بچه ها نگاه كنيد. دوباره داره حمزه رو نشون مى ده!
 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:48 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236258 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب