کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


آقاى حيدرى كاشانى (واعظ) نقل مى كند كه يكى از رفقاى روحانى ايشان در محضر آيت الله بهاءالدينى ((دءم ظله)) نقل مى كرد: كه روزى ديديم بر روى مردمك چشم دختر ده ساله ما دانه كوچكى پيدا شده, وقتى به دكتر متخصص مراجعه كرديم; بعد از معاينه, ايشان اظهار نمودند كه بايد عمل شود ولى عمل خطر دارد..


ادامه مطلب

[ دوشنبه 25 شهریور 1392  ] [ 12:33 AM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


اين كرامت كه به حد تواتر رسيده از اين قرار است: كه يكى از خدام آن حضرت بنام ((ميرزا اسد الله)) به سبب ابتلاى به مرضى انگشتان پايش سياه شده بود;جراحان اتفاق نظر داشتند كه بايد پاى او بريده شود تا مرض به بالاتر از آن سرايت نكند, قرار شد كه فرداى آن روز پاى او را جراحى نمايند. ميرزا اسد الله گفت: حال كه چنين است امشب مرا ببريد حرم مطهر دختر موسى بن جعفر عليه السلام. او را به حرم بردند; شب هنگام خدام در حرم را بستند و او پاى ضريح از درد پا مى ناليد تا نزديك صبح, ناگهان خدام صداى ميرزا را شنيدند كه مى گويد: در حرم را باز كنيد حضرت مرا شفا داده, در را باز كردند ديدند او خوشحال و خندان است. او گفت:
درعالم خواب ديدم خانمى مجلله آمد به نزد من و گفت چه مى شود ترا؟ عرض كردم كه اين مرض مرا عاجز نموده و از خداى شفاى دردم يا مرگ را مى خواهم, آن مجلله گوشه مقنعه خود را دفعه بر روى پاى من كشيد و فرمود: شفا داديم ترا. عرض كردم شما كيستيد؟ فرمودند: مرا نمى شناسى؟! و حال آنكه نوكرى مرا مى كنى; من فاطمه دختر موسى بن جعفرم.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 25 شهریور 1392  ] [ 12:31 AM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


حاج آقا تقى كمالى, از خدام آستانه مقدسه مى گويد: در سال1302هـ.ش درآستانه مقدسه متحصن شده و پناهنده و به آن بانوى معظمه بودم و در يكى از حجرات صحن نو منزل داشتم;روزگارم به تلخى و سختى سپرى مى شد و كاملا" تحت فشار بى پولى و ندارى قرار گرفته بودم; زندگانى را با قرض از كيسه اطراف حرم مى گذراندم تا اينكه يك روز بعد از اداى فريضه صبح خدمت بى بى مشرف شده و وضع خود را به عرض رساندم; در اين حال ديدم كيسه پولى روى دامن افتاد; مدتى صبر كردم به خيال اين كه شايد اين كيسه پول مال زوار محترم باشد تا به صاحبش رد نمايم, ديدم خبرى نشد فهميدم كه مرحمتى خانم است به حجره خود بگشتم وقتى كيسه را بازكردم مبلغ 4 تومان در آن بود. ابتدا بدهى هايم را پرداختم وبه مدت چهارده ماه خرج مى كردم و تمام نمى شد تا آنكه روزى حضرت حجه الاسلام والمسلمين آقاى حسين حرم پناهى تشريف آوردند و از وضع زندگى من جويا شدند من موضوع را اظهار نمودم در همان ايام به آن عطيه خاتمه داده شد.(بشاره المومنين, ص 52, آشيخ قوام اسلامى)




[ دوشنبه 25 شهریور 1392  ] [ 12:24 AM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

حاج آقا مهدى صاحب مقبره اعلم السلطنه مى گويد: مردى از دهات خلجستان قم دچار مرض سل مى شود. به اقب اء قم مراجع ه مى كند ولى نتيجه اى نمى گيرد. به طهران مى رود و مشغول معالجه مى شود تا وقتى كه تمام داراييش راخرج مى كند امابه نتيجه اى نمى رسد, مايوس و تهيدسيت به وطن برمى گردد. در آنجا هم اهالى به او مى گويند: تو كه در اينجا چيزى ندارى, مرضى هم كه به آن مبتلا هستى مرضى است مسرى, ماندن تو باعث گرفتارى ساير اهالى مى شود, پس از اينجا برو.
به ناچار از وطن آواره و با دستى تهى و بدنى رنجور وارد قم مى شود و در صحن جديد در ايوان يكى از مقبره هاى حرم مطهر در حالى كه دل از همه جا بريده و دل به عنايات فاطمه معصومه عليها السلام بسته بود خوابش مى برد, در اثر عنايات بى بى وقتى از خواب بيدار مى شود هيچگونه اثرى از بيمارى در خود نمى بيند.(همان مدرك, ص 51)




[ دوشنبه 25 شهریور 1392  ] [ 12:16 AM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

حاج آقا مهدى صاحب مقبره اعلم السلطنه (بين صحن جديد و عتيق) نقل كرده: كه من چندى قبل به ضعف چشم مبتلا شدم, بعد از مراجعه به اطباء, اظهار داشتند كه چشم شما آب آورده بايد برسد تا آن را عمل كنيم. او مى گويد: بعد از آن هر وقت كه به حرم مشرف مى شدم مختصرى از گرد و غبار ضريح را به چشمانم مى كشيدم و اين عمل باعث شد كه ضعف چشم من بر طرف شود به طورى كه الان بدون عينك, قرآن ومفاتيح مى خوانم. (همان مدرك)


ادامه مطلب

[ دوشنبه 25 شهریور 1392  ] [ 12:15 AM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

آقاى مير سيد على برقعى فرمودند: مردى اظهار مى داشت كه من در ايامى كه سفير ايران درعراق بودم, عيالم مبتلا به جنون شد به طورى كه كند به پاهايش زديم;روزى از سفارتخانه به منزل آمدم حال او را بسيار منقلب و آشفته ديدم, داخل اطاق مخصوص خود شدم و از همانجا متوسل شدم به مولا امير المومنين عليه السلام و عرض كردم يا على چند سال است كه در خدمت شما هستم و غريب و تنهايم شفاى همسرم را از شما مى خواهم. همين طور در حال تحير بودم كه خدايا چه بكنم كه يك مرتبه خادمه منزل دويد و گفت آقا بياييد, گفتم همسرم فوت كرد؟ گفت: خير بهتر شد. من باعجله نزد عيالم رفتم, ديدم با حال طبيعى نشسته, عيالم به من گفت: اين چه وضع است, چرا به پاهاى من كند زديد؟! براى او توضيح دادم بعد گفتم چه شد كه شمايك مرتبه بهتر شديد؟ گفت: در همين ساعات خانم مجلله اى داخل اطاق شد گفتم شما كيستيد؟
فرمود من معصومه دختر موسى بن جعفر عليه السلام هستم. جدم اميرالمومنين على عليه السلام امر فرمودند من شما را شفا بدهم و شما خوب شديد ...(بشاره المومنين, ص 43, آشيخ قوام اسلامى جاسبى)




[ یک شنبه 24 شهریور 1392  ] [ 11:56 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
حرم حضرت معصومه

 دخترك خردسال درون كیسه اكسیژن به آرامى نفس می كشید. گاه چشمان آسمانى رنگش را لحظه اى به صورت مادرش میدوخت، گویا چیزى از او می خواست. مادر با نگاهى خسته و درمانده به نقطه اى از اتاق خیره می شد و در میان خیالات غوطه می خورد تا دور دستها روزنه امیدى به چشم نمی خورد.

آفتاب از لاى پرده كركره آبى رنگ به داخل اتاق سرک می كشید. باد خنكى از دشت شرقى ساوه تا عمق قم می خزید. لكه هاى سفید ابر به دنبال باد در دل آسمان آبى می دویدند. ساعت ده صبح را نشان می داد كه دكتر با تبسمى ساختگى وارد اتاق می شد.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 4:27 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

ازآنجا كه شناخت، پايه دين است، و اظهار عقيده و انجام كارهاي نيك از روي شناخت، به عقيده و اعمال، ارزش چندان برابر مي دهد، و از آنجا كه اميرمؤمنان علي(ع) به كميل فرمود:

"ما مِنْ حَرَكَهٍ اِلا وَ اَنْتَ مُحْتاجٌ فِيها اِلي مَعْرِفَهٍ؛

هيچ حركتي نيست مگر اينكه تو به شناخت خير و شر آن نيازمند هستي."(188)

و حضرت رضا(ع) در مورد پاداش زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) فرمود:

"مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهُ؛

كسي كه او را در حالي كه حقش را شناخته، زيارت كند، براي او بهشت است."(189)

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 3:28 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
با توجه به اينكه شفاي مريضان و قضاي حوائج مردم ببركت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله عليها بيش از حد ضبط و نگارش است و مسلما اكثر آنها اصلا ثبت نشده و كسي از آنها اطلاع ندارد. بعنوان تيمن و تبرك بذكر سه مورد اكتفا مي شود.

*گرچه"معجزه" يكي از افتخارات شيعه بداشتن چنين مواليان صاحب نفوذ در نظام تكويني كبريائي حق تعالي است، ولي بايد دانست كه مقام بزرگان دين ما و تمامي اهل بيت عصمت و طهارت كه آبرومندان دستگاه خداوندي(با حفظ درجات) اند بالاتر از چند معجزه و خارق العاده است و ما به آنان با نظر والاتري مي نگريم.

هر شيعه و محبي چه در دنيا و چه در آخرت در تلاش براي تقرب و نزديكي به اين مواليان براي تقرب و عزت و سربلندي در پيشگاه حق تعالي است.

*در زمان قديم هنگام بروز معجزه نقاره خانه‌ حرم را براي اعلام معجزه بصدا در مي آوردند(28).

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 3:26 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



توضيحي درباره كرامات و ولايت تكويني

يكي از اقسام ولايت ها كه در سطح بالايي قرار دارد،"ولايت تكويني" است. ولايت تكويني آن است كه كسي توانايي تصرف در جهان آفرينش داشته باشد، مثلاً حضرت عيسي(ع) داراي مقام ولايت تكويني بود، يعني مي توانست در جهان خلقت تصرف كند و به تعبير قرآن، به اذن خدا، با دميدن به مجسمه گلي پرنده، آن را زنده كرده و به پرواز درآورد، و يا كور مادرزاد را بينا نمايد، و يا بيماري بي درمان بُرص را درمان بخشد، و از همه بالاتر مرده را زنده كند.(221)

اين قدرت ملكوتي عيسي(ع) به خاطر آن بود كه او عبد كامل خدا و از اولياء و پيامبران بود، و انسان مي تواند در پرتو بندگي خالص و كامل به چنان مقاماتي برسد كه خداگونه شود و مظهر صفات كمال و جلال خدا گردد، چنان كه امام صادق(ع) در سخني فرمود:


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 1:52 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236263 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب