تفنگ106
عراقی هاگفته بودند؛طی هفتادودوساعت منطقه راپس می گیرند.ظهربود.تمام تانک هایشان به سوی ماراه افتادند.نخستین باربودکه من درعملیات شرکت می کردم.ماتنهاچندقبضه تفنگ 106میلی متری داشتیم.باخود گفتم؛چگونه ممکن است بااین چندتفنگ جلوی این همه تانک مقاومت کرد؟!درفکربودم.ترس وجودم رافراگرفته بود. روی گلوله ای آیه{ومارمیت اذرمیت ولکن الله رمی}رانوشته وشلیک کردم.گلوله مستقیم خوردبه یکی اززاغه های مهمات عراقی ها وانفجاری عظیم رخ داد.عراقی هادیگرنتوانستندکاری ازپیش ببرند.
منبع:کتاب هرکسی کارخودش،فرهنگ مشاغل جبهه/
[ یک شنبه 6 مهر 1393 ] [ 6:19 PM ] [ علی بیدرام ]
