کاف و ها و یا و عین و صاد یعنی کربلا

پایتخت دل حسین آباد یعنی کربلا

پابرهنه میروم سوی حریم پاک یار

در حقیقت محور " بالواد..." یعنی کربلا

از تولد با خودم همراه دارم تا به حال

تربتی که کار دستم داد یعنی کربلا

امر به معروفِ بعد نهی از منکر:حسین

مبدا پیدایش ارشاد یعنی کربلا

تا که میپرسم مراد از معدن الاسرار چیست

پاسخم را میدهم استاد یعنی کربلا

حکم یک دارالشفا دارد برای عاشقان

دردمندان! مرکز امداد یعنی کربلا

مهر تنها مهر سوق الزینبیه -پشت تل-

گریه بازار همه عباد یعنی کربلا

یک سفر رفتم و بعد از آن گرفتارش شدم

صید یعنی قلب من صیاد یعنی کربلا

حسرت دارالجنون را میخورم با خون دل

آری آری عشق مادرزاد یعنی کربلا

سینه زن ها بر رضا هم عرض حاجت میکنند

هر گره بر پنجره فولاد یعنی کربلا

نینوایی میشوم با یک نوای یا حسین

روضه آن هم کنج گوهرشاد یعنی کربلا

مقتل پر رمز و رازی که ز هفتاد ودو گل

می دهد خاکستری بر باد یعنی کربلا

هر بلایی بر سر آقای من آورده اند

آخرین جولانگه جلاد یعنی کربلا

کار دارد حق تعالی با سنان و حرمله

" إِنَّ رَبِّکَ لَبِاالمِرصاد " یعنی کربلا

سرزمینی که به هر گوشه کنارش مادری

در میان خاک و خون افتاد یعنی کربلا

روضه ام را در دو خط دیگر خلاصه میکنم

دلهره ، آتش ،حرم ، فریاد ، یعنی کربلا 

شاعر: عليرضا خاكساري


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 22 آذر 1395  | 10:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﻫﺎ ﯾﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺳﻮﯼ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺩﯾﺪﯼ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻧﺪ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺁﺭﻭﺯﯼ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﻫﻤﭽﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﯿﺪﻝ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺧﻮﻥ
ﮐﯽ ﺷﻮﺩ ﺟﺎﻧﻢ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ
ﯾﮏ ﺩﻭ ﺟﺮﻋﻪ ﻣﯽ ﺑﻨﻮﺷﻢ ﺍﺯ ﺳﺒﻮﯼ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﻪ ﻗﺒﻠﻪ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺑﺎﺯ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﻫﻢ ﺻﻔﺎ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻨﺎ ﺩﺭ ﺁﺭﻭﺯﯼ ﺗﺮﺑﺘﺶ
ﮐﻌﺒﻪ ﮔﯿﺮﺩ ﺁﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﮐﺮﺑﻼ‌

 

حسین علا الدین


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:17 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ﮔﺮ ﺳﺮ ﮐﻨﻢ، ﻣﺼﯿﺒﯿﺖ ﺍﺯ ﺷﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺗﺮﺳﻢ ﺷﺮﺭ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﺯﻧﺪ، ﺁﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﻟﺮﺯﺩ ﺯﻣﯿﻦ ﺯ ﮐﺜﺮﺕ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ
ﺳﻮﺯﺩ ﻓﻠﮏ ﺯ ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﺟﺎﻥ ﮐﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺍﯼ ﺑﺲ ﺷﺒﺎﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﻟﯿﺪ ﺑﺮ ﻓﻠﮏ
ﺧﺎﮎ ﺍﺯ ﻓﺮﻭﻍ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻭ ﻣﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﮔﺮ ﯾﻮﺳﻔﯽ ﻓﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻨﻌﺎﻥ، ﺩﺭﻭﻥ ﭼﺎﻩ
ﺻﺪ ﯾﻮﺳﻒ ﺍﺳﺖ، ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺍﯼ ﺳﺎﺭﺑﺎﻥ! ﺑﻪ ﮐﻌﺒﻪ ﯼ ﻣﻘﺼﻮﺩ، ﻣﺤﻤﻠﻢ
ﮔﺮ ﻣﯽ ﺑَﺮﯼ، ﺑﺮﺍﻥ ﺷﺘﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﻭﯼ ﺭﻫﻨﻤﺎﯼ ﻗﺎﻓﻠﻪ! ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺑﮑﺶ
ﺗﺎ ﭘﺎﯾﻪ ﯼ ﺳﺮﯾﺮ ﺷﻬﻨﺸﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ، ﻣﺸﺎﻡ ﺟﺎﻥ
ﺗﺮ ﺳﺎﺯﻡ ﺍﺯ ﺷﻤﯿﻢ ﺳﺤﺮﮔﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺍﯼ ﮐﻌﺒﻪ ﯼ ﻣﻌﻈّﻤﻪ! ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ
ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ، ﺯ ﺟﺎﻩ ﺗﻮ  ﺗﺎ ﺟﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﺁﻩ ﺯ ﺩﻣﯽ! ﮐﻪ ﺁﺗﺶ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺷﻌﻠﻪ ﺯﺩ
ﺑﺮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯ ﺧﯿﻤﻪ ﻭ ﺧﺮﮔﺎﻩ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﮔﻮﺵ ﮐﻠﯿﻢِ ﻃﻮﺭ ﻭﻻ‌ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖِ ﻋﺸﻖ
ﺑﺸﻨﯿﺪ ﺑﺎﻧﮓ «ﺍﻧّﯽ ﺍﻧَﺎ ﺍﻟﻠﻪِ» ﮐﺮﺑﻼ‌
 ﭘﺮﺗﻮ ﻓﮑﻨﺪ ﻣﻬﺮِ ﺗﺠﻠّﯽ ﺯ ﺷﺮﻕ ﻋﺸﻖ
ﻣﻮﺳﺎﯼ ﻋﻘﻞ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪ، ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺑﺮﻕ ﻋﺸﻖ

 

ادیب الملک فراهانی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

درجهان دیگر غریبی نیست بعد از کربلا

زندگی جز ناشکیبی نیست بعد از کربلا

 

زندگی تکرار دیروز است و امروزی که نیست

چون که در فردا نصیبی نیست بعد از کربلا

 

گر که معیار طبابت تربت کرب و بلاست

هرچه می گردم طبیبی نیست بعد از کربلا

 

دوستی ها دشمنی های به ظاهر دوستی ست

واقعا دیگر «حبیبی» نیست بعد از کربلا

 

بر مشامم می رسد...هرهفته درهیأت ولی

درحقیقت بوی سیبی نیست بعد از کربلا

 

از گلوی کوچک شش ماهه وقتی که گذشت

ظلم هم چیز عجیبی نیست بعد از کربلا

 

روضه ی گودال هم تنها همین یک جمله است

اسب حیوان نجیبی نیست بعد از کربلا

 

مهدی رحیمی


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امام حسین(ع)-کربلا-اربعین

 

کربلای عمر هرکس بی گمان خواهد رسید

روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید

عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان

ورنه در بستر بِسَر عمرِ گران خواهد رسید

دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست

هرکسی کرب و بلایی شد ، به آن خواهد رسید

نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان

پیر  هم  گردد به آقایش جوان خواهد رسید

غم مخور ، پای پیاده ،کربلا ، روزی نشد

عاقبت یک روز ، جا مانده ، دَوان خواهد رسید

دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون

دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید

آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل دهد

وانگهی ، روزی ، جواب امتحان خواهد رسید

اشک عاشق ، تازه روز اربعین گل می کند

آشنا باشیم ،زنگ کاروان خواهد رسید

ناله زینب کند کاری که بر "هل من معین"

پاسخ لبیک از کلِّ جهان خواهد رسید

گر بماند نزد حق یک روز از عمر جهان

طالب خون خدا،صاحب زمان خواهد رسید

 

محمود ژولیده


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مستِ مستم کن پیاپِی ،کربلا
از سبو و باده و مِی ،کربلا
ماهیانه گر که روزی میدهی
پس کَرَم کن روزیِّ دِی ، کربلا
تا که در را واکنی ، پشت درت
هِی بر این در میزنم ، هِی کربلا
آه...آهِ من چه آهنگین شده
مطرب دل میزند نِی ،کربلا
دور یا نزدیک ،کُلِّ عمر من
با تو و یاد تو شد طِی ،کربلا
دردِ هجر و اشک و حسرت ، تا کجا؟
انتظار و صبر تا کِی ،کربلا؟
.
لااَقل آبی بر این آتش بریز
در فراقت سوختم ، اِی کربلا...
.


ایمان دهقانیا


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:12 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمّد سهرابی

امام حسین (ع)-پایان محرّم

 

دهنی بسته و توفیق فغانم دادند

یک فلک ناله و یک حلقه دهانم دادند

جوهر درد، متاعی است که هر جایی نیست

از چنین جنس، در این کوچه دکانم دادند

جگر و چشم و سر و دست بگویند حسین

ای عجب یک دهن و چند زبانم دادند

من نه آنم که فروشم به کسی یارم را

قدر این مرحله را هر دو جهانم دادند

دل گرفت از من و فرمود دلت را بردار

پای رفتار شکستند و عنانم دادند

سر قبرم بنویسید حسین بن علی

زان که از خویش گرفتند و نشانم دادند

ز محرّم نروم بار مبندید مرا

سوختم تا که در این خیمه مکانم دادند


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 آذر 1395  | 10:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 28 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید