ب١:
دلم هوايي تو شد
يه چند روزي قبل عزات
كارامو كردم كه بيام
من اربعين كرب و بلات
بزار بيام تا هستيم و
آقا بريزم من به پات
با اشك چشم راهي بشم
من از نجف تا كربلات
كرب و بلات رؤيامه رؤيامه رؤيامه
اربعين امسالم خواب اين شبهامه
بزار بيام اين اربعين
روي منو نزن زمين
فدات بشم اي مه جبين
بزار بيام اين اربعين (تكرار)
ب٢:
كاشكي ميشد تو خواب بياي
بهم بگي راهي ميشم
نوكري كردي و منم
برا حرم راضي ميشم
كاشكي ميشد بگي مثِ
رقيه جا نميموني
اسير نميشي نميري
بزم شراب و مهموني
سه تا بهارو ديدي اما چه تاوون دادي
كنج خرابه خانم چجوري جون دادي
فدات بشم اي جون من
فدات بشم خاتون من
فدات بشم دلخون من
بزار بيام اين اربعين
روي منو نزن زمين
فدات بشم اي مه جبين
بزار بيام اين اربعين (تكرار)
شاعر : علی اصغر فرجی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بنداول
میبری با یه نگات
لشکره سینه زنات
میرسیم با زینبت
اربعین کرب و بلات
تمومِ دلخوشی مون اینه
فداییه تو آقا باشیم
بزار ببینم اون روزی که
دوباره پایینِ پا باشیم
عشق حسین میجوشه
از نفس من هر شب
خداروشکر این دهه رو
سینه زنم با زینب
( (ما رایت الا جمیلا)۳_یازینب) ۲
بند دوم
بیرق ماتم تو
سایه ی رو سرمه
غلامِ تو پدرم
کنیزت مادرمه
اسیره این دلم آقا جون
برای یک نگاه زینب
ایشاالله جون بده این نوکر
برای بارگاه زینب
از نفس مدافعات
شور میگیره نوکرت
منم شبیه عابست
بگیر زیر بال و پرت
( (ما رایت الا جمیلا)۳_یازینب) ۲
سجاد شرفخانی
شاعر : حامد شریف
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
*بند اول*
نوکر آلودم وصله ی ناجورم
با تو غرق مغفرتم غرق نورم
میبینی التماس و اشک و نالم رو
بطلب کربلا از وطنم دورم...
منی که با عشق تو پر از یقینم
مست چای موکبای اربعینم
یعنی میشه باز توی اوج جوونی
گوشه ای از صحن با صفات بشینم...
آقایی کن بدیهامو؛اصلا به روم نیار
غم کرب و بلا شده؛روی سرم هوار...
خوبی تو زبونزده؛ارباب خوب من
کربلا قسمتم بکن؛جون امام حسن...
///یا حسین اربابم؛؛دریابم دریابم دریابم...///
*بند دوم*
مبدا عاشقی جایی نیستش الا
یک سحر از نجف از حرم مولا
سر به راهم وقتی که توو این مسیرم
مقصدم منتهی میشه به کربلا...
خستگیه راه فدا زینب خسته
فدای غمی که توو دلش نشسته
گریه میکنم توو این مسیر به یاد
حُرمتی که از بی بی زینب شکسته...
از همون سن کودکی؛بودم توو این مسیر
نوکر خونه زادتم؛دست منو بگیر...
نزار آقا یه لحظه هم؛از تو بشم جدا
اربعین هر ساله باشم؛توو شهر کربلا...
///یا حسین اربابم؛؛دریابم دریابم دریابم...///
*بند سوم*
کور بشه چشم دشمنات تا همیشه
علی مولا عشقت توو دل کرده ریشه
اگه تا صبح قیامتم بخونیم
از کرامات تو باز تموم نمیشه...
اسداللهی علی حبل المتینی
پهلونه پهلونای زمینی
توی عرش و فرش و توی کل هستی
نجفت انگشتر و خودت نگینی...
صاحب تیغ دوسری؛حیدر علی علی
جانشین پیمبری؛بر خلق تویی ولی...
علی دریای رحمتی؛ذکرت عبادته
هر کسی دشمنت شد از؛روی حسادته....
///یا علی بابامی؛؛دنیامی دنیامی دنیامی...///
شاعر : مهدی ندرخانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
چندوقته که آقا، همیشه هرکجا
دلم اسیر کرببلاته
میونه هیئتا، یاکه تو روضه ها
مرغ دلم رو گنبد طلاته
بیا و آقا به دلم کن یه نیم نگاهی
خودت می دونی این روزا من شدم هوایی
عنایتی کن تابشم من کرببلایی
سخته برام که بگن جامونده دوباره
بزار بیام داره چشمام بارون میباره
این روسیاه غیر تو هیچ کسی نداره
حسین من بده کرببلا امیرم...
بنددوم
منی که نوکرم ، اگه حرم نرم
انگشت نمای عالم میمونم
آبرومو بخر، بیامنو ببر
تاوقتی که آقاجون جوونم
حسین امیری توکه ارباب بی نظیری
آرزوم اینه کاش بشه دستمو بگیری
ایشالا باشم پیرغلامت به وقت پیری
منی که با عشقه تو مملو از یقینم
بدون تو همیشه دلخون و غمینم
کی می رسه گوشه صحن تو بشینم
حسین من بده کرببلا امیرم...
بندسوم
عمریه گریونم، براتو می خونم
شامل لطف مادر تو هستم
به سینه می زنم، من دل نمی کنم
همیشه پای روضت نشستم
به یادگودال، یاد خشکی لب سقا
یاد اسارت، امون از دل زینب کبری
یاد رقیه، زیر لب آروم میگه بابا
گوشوارمو کشیدن بردنش به غارت
منو زدن، هممون رفتیم به اسارت
بابا حسین فدای اون لباس پارت
حسین من بابای خوب و مهربونم...
شاعر : علی بهرامی نیا
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
دوباره قلبمو
میبینی پر غمه
حسین حسین میگم برا رضای فاطمه
میبینی چشممو
بارون نم نمه
حسین حسین میگم برا رضای فاطمه
دوسش دارم آقا
مو من یه عالمه
حسین حسین میگم برا رضای فاطمه
توروضه هاش اگه
جونم بدم کمه
حسین حسین میگم برا رضای فاطمه
گریه واشک وآهمو
از کرم حسن دارم
خدارو شکر یه عالمه
رفیق سینه زن دارم
انشالله
مرگم توی روضه هات باشه
انشالله
روزیم یه گوشه نگات باشه
انشالله
عمرم توی هیئتات باشه
یاثارالله
ادرکنی اباعبدالله
به جون مادرت
رومو نزن زمین
بذار پیاده کربلا بیام تواربعین
بیا و آبرومو
توخطر ببین
بذار پیاده کربلا بیام تواربعین
یه لحظه پای
صحبت دلم بشین
بذارپیاده کربلا بیام تواربعین
امام رضا تویی
امید آخرین
بذارپیاده کربلا بیام تو اربعین
تنگه دلم برا حرم
عقده گشایی کن حسین
به درد دوریمون خودت
بیا دوایی کن حسین
انشالله
بازم میبینم موکبارو
ازشوق تو
میشمارم آقا عمودارو
هرکی زایر
میشه شده زائر خدارو
یاثارالله
ادرکنی اباعبدالله
نداره غصه و
نداره دلهره
اونی که زندگیش برا علی اکبره
پیاله خالیو
گناهه من پره
دخیل من به بیرق علی اصغره
به ساقی حرم
دل داره میبره
آقام ابوفاضل برام امید آخره
کی آخرش منو
کربلا میبره
رقیه اون که صورتش شبیه مادره
آخرالتماسمو
اول گریه هام میگم
هرچی میخوام بهت بگم
بااشک توچشام میگم
انشالله
روزی میشه روسفید بشم
انشالله
از عشق تو ناپدید بشم
انشالله
روپای آقام شهید بشم
یاثارالله
ادرکنی اباعبدالله
شاعر : محمد رضا طالبی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
گدای سر به زیرم غم دلم زیاده
نشده قسـمـتـم باز کرببلا پیاده
حالا بین جامونده هام بارونی ی چشام
از راه دور حسین می دم به تو سلام
به تو وابسته شدم از دوری خسته شدم
کاری کن آقا برام که شکسته شدم
من فقط برات نوکرم حسین
می شه جون بدم تو حرم حسین
پاشو ببین برادر زینب پر شکسته
با قد خم رسیده بالا سرت نشسته
بی تو رفتم از قتلگاه با سوز و اشک و آه
تا می خوردم زمین می خندیدن سپاه
نگاه کن مونده داداش رو دستم رد طناب
پیرم کرده به خدا غم بزم شراب
پاشو مه جبین زینب و ببین
توی کوچه ها خورده بر زمین
شاعر : محسن طالبی پور
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
چهل روزه که تنهای تنهام
رو گونه هام می باره اشکام
چهل روزه که تو رو ندیدم
ببین که از غمت خمیدم
اما رسیدم
پاشو ببین با حال زار بی بال و پر زینب رسیده
غصه ی تو منو سوزوند حالا دیگه خاکستر زینب رسیده
رسیدم اما نیمه جونم
نا ندارم روضه بخونم
می لرزه دستام آخه پیرم
میخوام کنار تو بمیرم
حاجت بگیرم
یادت میاد قرارمون. قرار نبود تنها بری تو
قرار نبود بدون من داداش کنار مادرم زهرا بری تو
یادم میاد اینجا شلوغ بود
میون قتلگا شلوغ بود
یادم نمی ره نیزه دار و
شمر لعین و بی حیا رو
جسارتا رو
اومد نشست رو سینه و خنجرش و گذاشت رو حنجر
می شنیدم مادرمون تو قتلگاه ناله می زد غریب مادر
شاعر : محسن طالبی پور
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
باز شور اربعین
باز شور اربعین وباز خیل عاشقان
عازمان کربلا از کل اکناف جهان
باز دریای خروشانی ز عشاق حسین(ع)
جملگی پای پیاده کودک وپیر وجوان
باز ایجاد حماسه صحنه های بی بدیل
ما رایت الا جمیلا، هست هرسویی عیان
با اجازه از پدر،آهنگ دیدار پسر
از نجف تا کربلا پیمودن راهی گران
باز کسب افتخار خدمت بر زایرین
میزبانانی حسینی، مردمانی مهربان
بازهم ابراز قدرت ازمحبان حسین(ع)
بازهم درماندگی سهم عدوی شیعیان
باز یاد اربعین شصت ویک، یاد حسین
بازهمراهی جابر،زینب(س) ویک کاروان
ای خوشا بودن میان راهیان اربعین
همچو نجمی در میان کهکشان بیکران
شاعر : اسماعیل تقوایی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
رفتی از دور و برم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
مثل جابر...غرق غم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
هم برای ظهر عاشورا؛ هم اینکه باز هم
اربعین جا مانده ام؛ «یا لیتنا کنّا مَعک»
چفیه ای بر گردن و نذرِ شهیدان میروی
از حرم تا به حرم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
یاد زینب(س) با نوایِ «کلّنا عباسکِ»
هست بر دوشت علَم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
از نجف تا کربلا بردار لطفا تشنه لب
جای من چندین قدم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
اسمی از من هم بیاور لحظهٔ پابوسیِ
حضرت ِ صاحب-کرم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
ذکر تو پای پیاده «یالثاراتِ ٱلحسین(ع)»
ذکر من هم دم به دم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
کنج شش گوشه شده رزق تو و شد رزق من
کنج خانه...رزقِ کم...«یا لیتنا کنّا مَعک»
رزق تو میدان مشک و من هم اینجا غرقِ اشک
می نویسم با قلم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
چای-ریزِ موکب مخصوص ِ شاعرها اگر
مقبل است و محتشم٬ «یا لیتنا کنّا مَعک»
بسته ای بارِ سفر را زائر کرب و بلا
مانده حسرت بر دلم؛ «یا لیتنا کنّا مَعک»!
شاعر : مرضیه عاطفی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
در شام چون یزید ز طغیان حیا نمود
شد خسته از شقاوت و ترک جفا نمود
تا رفت توسن ستم و جور و ظلم راند
چون لنگ شد زقهر ، در لطف وانمود
یعنی ز رنج و محنت بی منتهای شام
میل رهائی حرم مصطفی نمود
باور کن که کرد ترحم بحالشان
با این عمل برای رضای خدا نمود
اسباب پرده پوشی خذلان خویش جست
در این خیال ناوک ظلمش خطا نمود
از بهر دفع سرزنش کافرو مجبوس
احسان به اهلبیت شه لافتی نمود
سخریه را باسم محبت بخرج داد
از روی بغض خندة دندان نما نمود
ظالم کبوتران حریم جلال را
بگرفت بال بست و شکست ورها نمود
یک دودمان زآل علی را یتیم کرد
یکجا اسیر پنجه آل زنا نمود
جرّاره وار مار صفت نیش خویش زد
آنگه بنای چاره و فکر دوا نمود
از تیشه کند ریشة گلزار دین و بعد
با شاخهاش حکایت نشو و نما نمود
یعنی زبعد قتل جوانان فاطمه
بنیاد عذر خواهی زین العبا نمود
بگشود دست دختر شیر خدا ز بند
وانگه بچشم خلق بایشان عطا نمود
زنجیر را زگردن زین العبا گشود
یمار را خلاص زقید بلا نمود
هر حاجتی که قبلة حاجات خلق داشت
آن ناروای کافر بیدین روا نمود
هر غارتی که از حرم شاه برده بود
تسلیم شاهزادة بی اقربا نمود
داغ درون زینب و کلئوم تازه کرد
مشت زری بخون حسین خونبها نمود
دنیا پرست داشت محبت بسیم و زر
از خود قیاس رتبة آل عبا نمود
پنداشت آنکه کشت حسین را وشد تمام
یا میتوان که خون خدا زیرپا نمود
از شام خیمه سوختگان حجاز را
قلب شکسته عازم کرب بلا نمود
آه از دمی که عترت غم پرور نبی
در روی تربت شه لب تشنه جا نمود
زینب چو مرغ تازه برون رفته از قفس
از ناله پر زخون دل ارض و سما نمود
نزد برادر از سفر شام و کوفهاش
شرح غم اسیری خود را ادا نمود
زین العبا زیاد لب تشنة پدر
آب چشم خویش بحسرت شنا نمود
لیلا زهمرهان و عزیزان در آندیار
یک یک سراغ اکبر یوسف لقا نمود
کلئوم در مصیبت عباس و نوعروس
شیون برای قاسم نوکدخدا نمود
آن یک بقتلگاه بشیون که شمر شوم
اینجا سر حسین من از تن جدا نمود
آن یک دوید در بر زینب که باب من
در این مکان بلجة خون دست و پا نمود
هر کودکی بناله که در این زمین فلک
ما را بدرد بی پدری مبتلا نمود
هر نورسی گریه که با حلق تشنه شمر
اینجا جدا سر پدرم از قفا نمود
آن در فغان که داغ علمدار کربلا
اینجا قدرسای حسین را دوتا نمود
آن در امان که شمر زنعش پدر مرا
در این زمین بضربت سیلی جدا نمود
بعد از نوای ناله حریم شه امم
سوی مدینه روز صف کربلا نمود
صامت همیشه بود عزادار و اشکبار
تا از جهان مقام بدار بقا نمود
صامت بروجردی
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


