غلامرضا سازگار-نوحه اربعین
اربعین ( نوحه سوم )
فاتح میدان بلا خواهرم
هم قدم و همدم و هم سنگرم
آینهدار پدر و مادرم
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
من سر نیزه، به تو بالیدهام
صدای حیدر ز تو بشنیدهام
گیسوی خونین تو را دیدهام
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
از رگ ببریده، صدایت کنم
با دل بشکسته دعایت کنم
اشکْفشان، ناله برایت کنم
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
یک اربعین خونِ جگر خوردهای
رو به سوی کرب و بلا کردهای
رقیّه را چرا نیاوردهای؟
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
برای من ز شام ویران بگو
از لب و چوب و طشت و قرآن بگو
ز بازوی بستۀ طفلان بگو
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
دختر فاطمه، چها کردهای
یاد من از مهر و وفا کردهای
وقت نماز شب دعا کردهای
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
نایبة الحیدر بی قرینه
نمان به کربلا، مرو مدینه
ترسم ز گریه، جان دهد سکینه
خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم
ادامه مطلب
غلامرضا سازگار-نوحه اربعین
اربعین ( نوحه دوم )
بعد از چهل منزل اسارت
آمدهام بهر زیارت
السلام علیک یا بن زهرا (2)
ای یوسف زهرا کجایی؟
گردیده زینب کربلایی
السلام علیک یا بن زهرا (2)
دستهگلم، گریه و ناله
سوغاتیم، داغ سه ساله
السلام علیک یا بن زهرا (2)
من فاتح کوفه و شامم
نشان سنگ لب بامم
السلام علیک یا بن زهرا (2)
نام تو ذکر لب من بود
روح نماز شب من بود
السلام علیک یا بن زهرا (2)
در راه تو از جان گذشتم
با خون پیشانی نوشتم
السلام علیک یا بن زهرا (2)
بر پیکرت، ای نور دیده
آوردهام، سر بریده
السلام علیک یا بن زهرا(2)
ادامه مطلب
غلامرضا سازگار-نوحه اربعین
اربعین ( نوحه اول )
ای ساربان، اینجا باغ گل یاس است
این قبر ثارالله، این قبر عبّاس است
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
اینجا حسینم را از من جدا کردند
لب تشنه رأسش را، از تن جدا کردند
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
اینجا جدا گردید، دست از تن سقّا
خون جگر میریخت بر دامن سقّا
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
اینجا رباب از غم، در التهاب افتاد
عکس علی اصغر، بر روی آب افتاد
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
اینجا دو گل از ما جان داده، زیر خار
لبْ تشنه جان دادند، با دیدۀ خونبار
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
اینجا به خون، خفتند، هفتاد و دو یارم
هجدهگل پرپر، در خاک و خون دارم
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
اینجا تن قاسم، در خون شناور شد
یک سیزدهساله، صدپاره پیکر شد
خون از دو عین آید، بوی حسین آید
ادامه مطلب
علی اکبر لطیفیان
اربعین - مدح و مصیبت حضرت زینب (س)
ای اذان پر از نماز حسین
جا نماز همیشه باز حسین
نام سبزت ، اقامه ی زهرا
زندگی ات ادامه ی زهرا
مثل بیت الحرام، یا زینب
واجب الاحترام ، یا زینب
ذکر ایاک نستعین لبم
آیه های تو هم نشین لبم
حضرت مریم قبیله ی ما
آیة الله ِ ما، عقیله ی ما
ما دو آئینه ی مقابل هم
جلوه های پر از تکامل هم
بال یکدیگریم، در همه جا
تا خدا می پریم ، در همه جا
ادامه مطلب
مجید لشکری (السلام علیک یا مظلوم یا حسین)...اربعین...
اربعین
یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیده ام
یک اربعین، چو شمع به پایش چکیده ام
یک اربعین، به ضربه ی شلّاق ساربان
بر روی خــارهای مغــیلان دویده ام
یک اربعین، تمام تنم درد می کند
با ضـرب تـازیانه ز جـایم پریده ام
یک اربعین، رقیّه ی تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیـده ام
یک اربعین، به شام و به کوفه حماسه ها
با خطــبه های حیــدری ام آفـریده ام
یک اربعین، ز چوبه ی محمل سرم شکست
همچـون پـدر ببیـن تـو جبین دریــده ام
یک اربعین، کنار عدو، وای! وای! وای!
بس جورِ طعنه های فراوان کشیده ام
یک اربعین، به ضربه سیلی ببین حسین
رویم کبود گشته و قامــت خمیــده ام
ادامه مطلب
محسن احمدزاده
حضرت زینب (س) - اربعین
من و داغ غمی سنگین چهل روز
چه ها بر من گذشته این چهل روز
چهل روز است هجران من و تو
که هر روزش مرا چندین چهل روز
مرا جز ضربه های تازیانه
نداده هیچ کس تسکین چهل روز
اسارت، طعن دشمن، تهمت دوست
نصیب عترت یاسین چهل روز
در این غم خوب می دانی که باید
چه رنجی برده باشم این چهل روز
تو و رأسی پر از خاکستر و زخم
من و پیشانی خونین چهل روز
من و بغضی چهل ساله که بی تو
شکسته در گلویم این چهل روز
ادامه مطلب
جواد حیدری
اربعین
من که مأموریت خود را به سر آورده ام
خاطراتی تلخ از داغ سحر آورده ام
گوئیا یک عمر بود این اربعینی که گذشت
از شب مرگ یتیم تو خبر آورده ام
گوشوار دخترت را پس گرفتم از عدو
ارث دختر را سر قبر پدر آورده ام
دست و پایی زخم دیده، قامتی اندر رکوع
بهترین سوغات را من از سفر آورده ام
سجده ی شکری نمودم بهر دیدار سرت
یادگار از سجده ی خود زخم سر آورده ام
از کبوتر بچه هایی که کنارم بوده اند
یا اخا بنگر فقط یک مشت پر آورده ام
اولین بار است، قبرت را زیارت می کنم
قبر زهرا مادرم را در نظر آورده ام
ادامه مطلب
جواد حیدری
اربعین
کاروانی که سر قبر شما آورده ام
نیمه جان هایی است تا کرب و بلا آورده ام
من نیابت دارم از مادر زیارت آمدم
من وصیت های مادر را به جا آورده ام
کی رود از یاد، وقتی آمدم در قتلگاه
نیزه بیرون از تن تو بارها آورده ام
روی نی ما را تو می دیدی کجاها می برند؟
دخترانت را ز بازار جفا آورده ام
بارها شد، حرمله خندید بر اشک رباب
مادری پاره جگر در نینوا آورده ام
پشت خیمه روی خاکستر به دنبال علی
بر سر قبر پسر صاحب عزا آورده ام
دخترت لطمه به پهلو خورده، زیر خاک رفت
بس حکایت زان شب پرماجرا آورده ام
شد رقیه پیش مرگ حضرت زین العباد
تربتی از قبر او بهر شما آورده ام
ناله اش چون ناله مادر میان کوچه بود
خاطره از قدرت آن با وفا آورده ام
تا که دیگر تازیانه ور بیفتد، جان سپرد
گفت با خود همّت خیرالنساء آورده ام
تا که با چشم کنیزی بر سکینه ننگرند
گفت جان خویش را بهر فدا آورده ام
غیرتش آئینه میر و علمدار تو بود
من از او شرمندگی خویش را آورده ام
پاسبان حرمت شیر خدا در شام شد
داد پیغامی به من تا کربلا آورده ام
گفت: ای بابا شبیه ات بی کفن تدفین شدم
رسم عشق و عاشقی را من به جا آورده ام
ادامه مطلب
علیرضا لك
اربعین
دردها می چكد از حال و هوای سفرش
گرد غم ریخته بر چادر مشكی سرش
تك و تنها و دو تا چشم كبود و چند تا ...
كودك بی پدر افتاده فقط دور و برش
ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما
هیچ كس باز نفهمیده چه آمد به سرش
روزها از گذر كوچه آتش رفته
اثر سوختگی مانده سر بال و پرش
همه بغض چهل روزه او خالی شد
همه كرب و بلا گریه شد از چشم ترش
ادامه مطلب
علیرضا لک
اربعین
خواهر نگو، خاکستر خواهر می آید
با کوهی از غم ، خسته و بی پر می آید
ای شاهد بر نیزه ی دربدری هام
چشم تو روشن ، صاحب معجر می آید
امروز یعنی با صدای «یا حسینم»
ته مانده ی جانم کنارت در می آید
ای بی کفن! ای بی سر و سامانی من
برخیز زینب را ببین با سر می آید
با دستباف مادر و گهواره و مشک
همراه من یک حلقه انگشتر می آید
یادت می آید با چه شکلی رفتم، اکنون
انگار اصلا یک کس دیگر می آید
از شهر بی شرم نگاه خیره سر ها
سقا کجایی؟ دختر حیدر می آید
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


