
حضرت آیت الله شهید بزرگوار محراب سید عبدالحسین دستغیب رضوان الله تعالی علیه فرمود: پیش از سی سال قبل روضهخوانی بود به نام شیخ حسن که چند سال آخر عمرش به شغل حرامی سرگرم بود، پس از مردنش یکی از خوبان او را در خواب میبیند که برهنه است و چهرهاش سیاه و شعلههای آتش از دهان و زبان آویزانش بالا میرود به طوری وحشتناک بود که آن شخص فرار میکند پس از گذشتن ساعاتی و طی عوالمی باز او را میبیند و لکن در فضای فرحبخش در حالی که آن شیخ چهره سفید و با لباس است روی منبر نشسته و خوشحال است نزدیکش میرود و میپرسد:





