




( ( ان هـؤلا اخـافـونـی وهـذه کـتب اهل الکوفه وهم قاتلی , فاذا فعلوا ذلک ولم یدعواللّه محرما الا انتهکوه بعث اللّه الیهم من یقتلهم حتی یکونوا اذل من فرام الامة ) ) . ( ( ریـاشـی ) ) از مـردی کـه نـامـش را ذکر نکرده , نقل می کند که آن شخص می گویدبعداز انجام مـناسک حج , از همسفرانم جدا شده وبه تنهایی راه می رفتم که خیمه هایی نظرم را جلب کرد, به طـرف خـیـمـه هـا رفتم تا به خیمه کوچکی رسیدم واز صاحب خیمه سؤال کردم , گفتند خیمه حسین ( ع ) است جلو خیمه حضرت را دیدم که نشسته ومشغول خواندن نامه ها می باشد . این شخص از اینکه در چنین زمانی حضرت را در چنین مکانی مشاهده می کند, تعجب کرده است , زیـرا تـصـور مـی کرد که امام ( ع ) باید الان در مکه معظمه پاسخگوی مسائل دینی مردم باشد, لذا سؤال می کند . ( ( بابی انت وامی ! ما انزلک فی هذه الا رض القفرا التی لیس فیها ریف ولا منعة ) ) . ( ( پـدر ومـادرم فـدای شـما باد ! چه باعث شده که به این سرزمین آمده ای که نه آب وعلفی برای حیوانات است ونه سنگری که خودرا حفظ کنید ؟


