سلطان کربلا

جستجو


دانشنامه عاشورا

 

 

مجلس سی وپنجم - کلام امام حسین ( ع ) به فرزدق

 

( ( صـدقـت , للّه الا مـر, واللّه یفعل ما یشا, وکل یوم ربنا فی شان , ان نزل القضا بمانحب فنحمد اللّه عـلی نعمائه , وهو المستعان علی ادا الشکر وان حال القضا دون الرجا فلم یعتد من کان الحق نیته , والتقوی سریرته ) ) ( ( 330 ) ) . در منزل ( ( زباله یا شوق یا صفاح ) ) بود که امام ( ع ) با ( ( فرزدق شاعر ) ) برخوردکردند فرزدق همراه مـادرش , عـازم حـج بـود واز اینکه امام ( ع ) را در آن موقع در آن سرزمین مشاهده می کند, تعجب می نماید لذا با تعجب می پرسد : ( ( ما اعجلک عن الحج ,چقدر زود از مناسک حج فارغ شدید ) ) .
حضرت فرمود : ( ( لو لم اعجل لا خذت , اگر عجله نمی کردم مرا می کشتند ) ) .
آنگاه امام ( ع ) از او سؤال کرد از کوفه چه خبر ؟

نظرات 0 نویسنده : شنبه 6 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

 

مجلس سی وچهارم - ملاقات امام حسین ( ع ) با یزید بن ثبیط وفرزندانش

 

( ( الـسـلام عـلـی یـزیـد بـن ثـبـیـط الـقـیسی , السلام علی عبداللّه وعبیداللّه ابنی یزید بن ثبیط القیسی ) ) ( ( 327 ) ) . ( ( یزید بن ثبیط ) ) ودو فرزندش از شهدای کربلا هستند که نام آنان در زیارت ناحیه آمده است وی از شیعیان بصره ومورد احترام قبیله اش بود . در بـصـره زنـی بـود بـه نام ( ( ماریه ) ) دختر ( ( منقذ عبدی ) ) که خانه اش محل تجمع شیعیان بود هـنـگـامـی کـه ( ( ابن زیاد ) ) از آمدن امام ( ع ) به عراق مطلع شد, دستور دادراههارا کنترل کنند وجـاسـوس بگمارند که کسی نتواند به حضرت ملحق شود, اما باتمام این کنترلها, یزید تصمیم به خـروج از بـصره می گیرد وبه ده فرزندش می گوید : کدامیک از شما آمادگی خروج به همراهی مرا دارید ؟

نظرات 0 نویسنده : شنبه 6 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس سی وسوم - ملاقات امام حسین ( ع ) با ابو محمد واقدی وزرارة بن خلج .

 

( ( لولا تقارب الاشیا وحبوط الا جر لقاتلتهم بهؤلا ولکن اعلم یقینا ان هناک م صرع اصحابی لا ینجو منهم الا ولدی علی ) ) . در مسیر حرکت سیدالشهدا ( ع ) از مکه به سمت عراق , دو نفر به نامهای ( ( ابومحمد واقدی وزرارة بن خلج ) ) با حضرت برخورد کردند وبعد از سؤال از مقصدامام ( ع ) عرض کردند که : ( ( دلهای مردم با شماست , ولی شمشیرهارا به روی شماکشیده اند ) ) . ایـنجا بود که حضرت با دست به آسمان اشاره کردند : ( ( ففتحت ابواب السماونزلت الملا ئکة عددا لا یحصیهم الا اللّه عزوجل ) ) . ( ( درب هـای آسـمـان بـاز شـد وآنـقدر فرشته به زمین فرود آمدند که تعداد آنان راکسی جز ذات پروردگار نمی داند ) ) . آنـگاه فرمود : ( ( اگر نبود که امور باید نزدیک هم باشند ( وبا هم سنخیت داشته باشند ) واینکه اجر وپاداش از بین می رفت , به وسیله این ملائکه با این مردم می جنگیدم ولکن یقینا می دانم که آنجا ( کـربـلا ) مـقـتـل ومـصـرع یـارانـم مـی بـاشـد وهـمه کشته می شوند مگر زین العابدین علی بن الحسین ) ) ( ( 319 ) ) . این جریان , یکی از معجزات حضرت است که هم فرشته را ببیند وهم آنان رابرای دیگران نشان بدهد واستبعادی هم ندارد, زیرا قرآن مجید می فرماید ملک به صورت انسان برای حضرت مریم متمثل شد : ( فتمثل لها بشرا سویا ) ( ( 320 ) ) . یـا در بـنی قریظه وحنین , ( ( حارثة بن نعمان ) ) جبرئیل را به صورت ( ( دحیه کلبی ) ) مشاهده کرد که در حال صحبت کردن با پیامبر ( ص ) بود, جبرئیل عرض کرد : ( ( اگرحارثه به ما سلام می کرد, پاسخ اورا می دادیم ) ) . بعد رسول خدا ( ص ) به حارثه فرمود : ( ( او دحیه نبود, بلکه جبرئیل بود ) ) ( ( 321 ) ) .

نظرات 0 نویسنده : شنبه 6 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

مجلس سی ودوم - کلام امام حسین ( ع ) به عبداللّه بن عمر

 

( ( امـا عـلـمـت ان مـن هـوان الدنیا علی اللّه , ان راس یحیی بن زکریا اهدی الی بغی من بغایا بنی اسرائیل اتق اللّه یا ابا عبدالرحمن ! ولا تدعن نصرتی ) ) ( ( 305 ) ) . از جـمـلـه کسانی که در مکه مکرمه با امام حسین ( ع ) ملاقات کرده ( ( عبداللّه بن عمر ) ) است وبه حضرت پیشنهاد می کند که با یزید صلح نماید والا کشته می شود : . ( ( فـانی سمعت رسول اللّه ( ص ) یقول : حسین مقتول ولئن قتلوه ولن ینصروه لیخذلهم اللّه الی یوم القیامة ) ) . از جـدت پـیـامـبـر ( ص ) شنیدم که می فرمود : حسین کشته خواهد شد وهرگاه اورایاری نکنند, خداوند متعال تا قیامت آنان را خوار می سازد ) ) . امـام ( ع ) مـی فـرمـاید : ( ( این دنیا آنقدر بی وفااست که سر یحیی ( ع ) را برای ستمگری از ستمگران بنی اسرائیل هدیه بردند ای ابو عبدالرحمن ! از خداوند بترس وهمراهی با من را رها نکن ) ) . اما ( ( عبداللّه بن عمر ) ) وقتی با تصمیم قاطع حضرت مبنی بر حرکت به سوی عراق مواجه می شود, عرض می کند : . ( ( اکشف لی عن موضع الذی کان رسول اللّه یقبله , فکشف الحسین عن سرته فقبلها ابن عمرو وبکی وقال : استود عک اللّه یا ابا عبداللّه انک مقتول . ( ( پـیـراهن را کنار بزن تا آنجایی را که پیامبر می بوسید, ببوسم , بعد هم گریه کردوگفت : حسین جان ! تورا به خدا می سپارم در حالی که کشته خواهی شد ) ) .

نظرات 0 نویسنده : شنبه 6 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

 

مجلس سی ویکم - کلام امام حسین ( ع ) به عبداللّه بن زبیر

 

( ( یابن زبیر ! لئن ادفن بشاطئ الفرات احب الی من ان ادفن بفنا الکعبة ) ) ( ( 295 ) ) . ( ( عـبـداللّه بـن زبیر ) ) از کسانی است که در مکه معظمه خدمت امام حسین ( ع ) رسید وعرض کرد شما در مکه بمانید وما هم در خدمت شما هستیم ولی باطنا آرزو داشت که هر چه سریعتر, حضرت مـکـه را خالی کند تا محیط برای اومساعد بشود حضرت هم کاملا قصد اورا می دانست لذا فرمود : ( ( او دوست دارد که من هر چه زودتر از مکه خارج شوم تا به دنیای خودش برسد ) ) . امـام ( ع ) در پاسخ به پیشنهاد ( ( عبداللّه بن زبیر ) ) فرمود : ( ( اگر در سرزمین فرات دفن شوم برایم بهتراست از اینکه در آستانه کعبه به خاک سپرده شوم ) ) . ان ابی حدثنی ان بها کبشا یستحل حرمتها, فما احب ان اکون ذلک الکبش ) ) . ( ( پـدرم بـه من خبر داد که در مکه , قوچی کشته می شود که به وسیله او حرمت خانه خدا شکسته می گردد ومن دوست ندارم هتک حرمت الهی به دست من واقع شود ) ) . یـعـنی تو هستی که برای ریاست چند روزه دنیا, حریم الهی را می شکنی هنگامی که حضرت ( ع ) از مکه خارج شد, ابن عباس رو کرد به ابن زبیر وگفت : . یا لک من قبرة بمعمر ـــــ خلا لک الجو فبیضی واصفری . ونقری ما شئت ان تنقری ـــــ ورفع الفخ فماذا تحذری . لا بد من صیدک یوما فاصبری . ایـن اشـعار از ( ( طرفة بن عبد ) ) است که همراه عمویش در سفر در کنار آبی به نام ( ( معمر ) ) فرود آمـدند وچند ( ( قبره ) ) را که در فارسی به آن ( ( چکاوک ) ) می گویند, دید, دامی گذاشت وهر چه به انتظار نشست , کبوتری نیامد, لذا مایوسانه دام را جمع کرد وموقع حرکت این اشعاررا خواند که : ( ( مـا رفـتـیم وفضا برای پرواز تو خالی شد, پس تخم کن وآواز بخوان وهر کجا که می خواهی لانه بساز ) ) ( ( 296 ) ) .

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 4 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

 

مجلس سی ام - ملاقات امام حسین ( ع ) با ابن عباس

 

 ( ( یابن عم ! انی واللّه لاعلم انک ناصح مشفق ولکنی ازمعت واجمعت علی المسیر ) ) ( ( 287 ) ) . از مـلاقاتهای سیدالشهدا ( ع ) در مکه معظمه , ملاقاتی است که بین حضرت و ( ( عبداللّه بن عباس ) ) واقع شده است . ( ( ابـن عـبـاس ) ) به خدمت امام ( ع ) می رسد واز تصمیم آن حضرت جویامی شودامام ( ع ) در پاسخ می فرماید : ( ( امروز وفردا به طرف عراق خواهم رفت ) ) . اما ( ( ابن عباس ) ) آن حضرت را به شدت بر حذر می دارد ومی گوید, اگر واقعامردم کوفه خواهان شـمـا هستند, ابتدا محیطرا با بیرون کردن استاندار یزید ودشمنان شما, آماده کنند, آنگاه تشریف ببرید ومن در این سفر بر شما مطمئن نیستم . ( ( فقال له حسین : وانی استخیراللّه وانظر ما یکون ) ) . ( ( حضرت فرمود : در این مورد از خدای متعال طلب خیر می کنم تا ببینم چه می شود ) ) . الـبـته در اینجا استخاره اصطلاحی منظور نیست بلکه مؤمن کارهارا به خداوندوا می گذارد تا او آنچه مصلحت بنده است مقدر فرماید . ( ( ابن عباس ) ) مجددا شب یا فردای همان روز به خدمت حضرت رسید وعرض کرد : . ( ( یا بن عم ! انی اتصبر ولا اصبر, انی اتخوف علیک فی هذا الوجه الهلاک والا ستئصال ) ) . ( ( ای پـسـر عـمو ! هر چند به ظاهر صبر کنم , اما در واقع , تحمل فراق شمارا ندارم ودر این سفر بر شـما بیمناک هستمکه کشته شوی وفرزندانت اسیر وبیچاره شوندوچنانچه در رفتن اصرار داری , حـداقل به طرف یمن برو, چون شیعیان پدرت درآنجا هستند وسرزمینی است که دارای کوههای مرتفع وبلند می باشد که دشمن نمی تواند در آنجا نفوذ پیدا کند ) ) . امام ( ع ) در پاسخ فرمود : . ( ( ای پـسـر عـمو ! به خدا قسم ! می دانم که تو خیرخواه من هستی , اما من تصمیم خودرا گرفته ام واین مردم تا مرا نکشند, دست از من بر نمی دارند, اما بعد از من , دچارذلت وزبونی می شوند ) ) .

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 4 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

 

مجلس بیست ونهم - ملاقات امام حسین ( ع ) با برادرش محمد بن حنفیه

 

( ( اتـانـی رسول اللّه ( ع ) بعد ما فارقتک فقال : یا حسین ! اخرج فان اللّه قد شا ان یراک قتیلا فقال ابن الـحـنـفـیة : اناللّه و انا الیه راجعون , فما معنی حملک هؤلا النسوة معک وانت تخرج علی مثل هذه الحال ؟
فقال له : قد قال لی : ان اللّه قد شا ان یراهن سبایا ) ) ( ( 280 ) ) . یـکـی از ملاقاتهای سیدالشهدا ( ع ) در مکه معظمه , با برادرش ( ( محمد بن حنفیه ) ) ( ( 281 ) ) است هنگامی که محمد از حرکت امام ( ع ) مطلع می شود, به خدمت حضرت می رسد وعرض می کند : . ( ( یـا اخی ! ان اهل الکوفة من قد عرفت غدرهم بابیک واخیک وقد خفت ان یکون حالک ک حال من مـضی , فان رایت ان تقیم فانک اعز من فی الحرم وامنعه فقال یا اخی ! قدخفت ان یغتالنی یزید بن معاویة فی الحرم فاک ون الذی یستباح به حرمة هذا البیت ) ) . ( ( ای بـرادر ! مردم کوفه را خوب می شناسی ومی دانی که با پدر وبرادرت چه کردند ومن می ترسم کـه سـرنوشت شما نیز همان سرنوشت گذشتگان بشود اگرمصلحت بدانی , در مکه بمان که هم جانت سالم می ماند وهم عزت واحترامت محفوظاست ) ) .

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 4 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

صفحات سایت

تعداد صفحات : 6
  • ترجمه سایت
  • آمار
  • لینک دوستان
  • پیوندها

نویسندگان

روز شمار محرم

روزشمار محرم عاشورا

اوقات شرعی


تاریخ روز

ذکر ایام هفته

حدیث

حدیث موضوعی

امکانات جانبی