وی مدیرعامل مركز مشاوره و توسعه نانو فناوری ایتالیا، مدیر تحقیقات و نانوتك شركت سنچریون آمریكا كه در زمینه كاربردهای فناوری نانو در بدنه شاتل، هواپیما و لباسهای بسیار مقاوم كار میكند و طراح و مجری طرح شهرك بینالمللی نانو فناوری خاورمیانه است.
وی از سال 76 تئوری ذخیره اطلاعات در سطح ملكولی (MERI) را مطرح كرده و از سال 77 تیمی را تشكیل داد تا توانست بهطور عملی این كار را انجام دهد و اولین نمونههای محیط ملكولی ذخیره اطلاعات را ساخت و آن را توسعه داد. فرقی كه MERI با محیطهای ملكولی ذخیره فعلی دارد این است كه بهعلت كوچك بودن آن ملكولها ظرفیت ذخیرهشان بسیار زیاد است. كار وی تقلیدی از طبیعت است یعنی از ملكول DNAكه فواصل واحدهای سازندهاش (نوكلئوتیداسیدها) خیلی كم است استفاده كرده و طی پروسهای اطلاعات را روی آن ذخیره كرد و در سال 80 تیمش اولین جایزه ملی نانوفناوری را به خاطر این كار به دست آورد.
وی در حقیقت قبل از اینكه اسمی از نانوفناوری در ایران بیاید روی آن كار میكرد و بعد از سال80 هم در مؤسسه پژوهشیاش روی نانوفناوری نانووایرها و نانوواریها شروع به كار كرد. وی از جمله كسانی است كه برای كمیسیون نانوفناوری اتحادیه اروپا گزارش تهیه كرده است. با مهندس مرادی در باره آخرین دستاوردهای تحقیقاتیاش در زمینه نانوفناوری گفتوگو كردهایم.
-
چند وقت پیش در یك همایش در باره پیشتازی ایران در نانو فناوری مطالبی را عنوان كرده بودید. در این باره توضیح میدهید كه جریان چه بوده است؟
تا قبل از اعلام این خبر جدید شواهدی وجود داشته كه خیلی سالها قبل تمدن رومها به نانو فناوری دست پیدا كرده بودند و این قضیه اثبات شد. شیئی جام مانند در موزه لندن وجود دارد كه دارای خاصیت جادویی خاصی است یعنی اگر نور از بیرون به آن تابانیده شود به رنگ سبز و اگر از داخل این كار صورت بگیرد به رنگ قرمز دیده میشود. یافتن علت این موضوع سالها ذهن دانشمندان را بهخود مشغول كرده بود تا اینكه چند سال قبل با آزمایشهایی كه روی مواد این جام انجام دادند فهمیدند كه یك سری ذرات نقره و طلا در ابعاد نانو در این جام وجود دارد و همین باعث بروز چنین خاصیتی شده است. این جام مربوط به 400 سال قبل است. اینكه 400 سال قبل رومیها چگونه به این فناوری بسیار پیچیده دست پیدا كردهاند مسئلهای مهم بوده كه هنوز هم جوابی برای آن پیدا نشده است.
اما میدانیم كه چنین كاری شده و وجود دارد. البته حدس من این است كه آنها از روش بیوسنتز استفاده كردهاند. میدانید كه ما چند روش برای داشتن نانو پارتیكالهای طلا و نقره داریم، مثلا روش فیزیكی، شیمیایی، اما ما مطمئن هستیم كه رومیهای قدیم به این روشها دسترسی نداشتهاند. بنابر این امكان دارد آنها از روش بیولوژیك استفاده كرده باشند. این روش در هند و آمریكا با استفاده از برخی گیاهان و قارچهای میكروسكوپیك انجام شده است. یعنی توانستهاند نمكهای طلا را در ابعاد نانو تبدیل به طلای خالص كنند. اما چیزی كه به پیشینه ایرانیها برمیگردد این است كه ما مدعی هستیم كه ایرانیها حتی قبل از رومیها به این فناوری دست پیدا كردهاند یعنی حدود 2500سال قبل.
من در هنگام بازدید از جام رومی در موزه لندن، ذهنم به سمت نكتهای در كتب قدیمی به نام زرسرخس رفت، من حدس زدم كه ممكن است در ایران هم برای تولید آن از نانو پارتیكالها استفاده كرده باشند. لذا من و همسرم تحقیق روی كتابهای قدیمی را شروع كردیم و متوجه شدیم در دوره هخامنشیان طلای سرخ بسیار ارزشمندتر از طلای زرد بوده و فقط در مراسم خاص داد و ستد میشده است. بعد از بررسی و مطالعه كتب و منابع قدیمی و تاریخی به این نتیجه رسیدیم كه در دوره سامانیان و عباسیان هم زرسرخ وجود داشته اما هیچكدام از اینها آن زر سرخ مشهور دوره هخامنشیان نبوده است.
در دوره سامانیان، طلا را با جیوه مخلوط میكردند و در دوره عباسیان طلا را با مس مخلوط میكردند چون میخواستند سكه ضرب كنند. اما در دوران هخامنشیان، یك دستور دولتی از طرف داریوش اول صادر شده مبنی بر اینكه هر سكهای كه ضرب میشده فقط باید مخلوطی از طلا و نقره با نسبت مشخص باشد. لذا در این زرسرخ ویژه اثری از جیوه و مس نیست. نتیجه بررسی این شد كه نیشابوریان آن زمان، با فناوری منحصر به فردی كه به آن دست یافته بودند سكهای ضرب میكردند كه ضمن حفظ نسبت طلا و نقره، رنگ قرمز داشت.
رنگ قرمز برای ایرانیان مقدس بوده لذا آنها با این كار هم از آن دستور حكومتی تخطی نكرده و هم سكهای با رنگ قرمز ضرب كرده بودند. تئوری ما این است كه نیشابوریان در ساخت این سكه از نانو ذرات طلا استفاده میكردهاند و از نانو ذرات نقره برای جایگزینی در بین نانو ذرات طلا و تبدیل آنها به مایكرو ذره استفاده میكردند. وجود ذرات نانو طلا در این سكه باعث بازتابش نور به رنگ قرمز میشود. لذا این سكه، بسیار خاص بوده و در عین حال كه فقط از طلا و نقره درست شده بود قرمزرنگ بود.
بر این اساس من فكر میكنم این افتخاری برای ایران است و البته نیاز به این هست كه گروههای باستانشناس در ایران و مورخین روی این قضیه كار كنند اما متأسفانه هنوز این اتفاق نیفتاده و امیدوارم در آینده یا خود من و یا دیگران روی این قضیه بهصورت مستند كار كنند.
-
من دو مقاله از شما خواندهام كه یكی از آنها با عنوان طراحی شلیك هوشمند با فرماندهی مستقیم مغز انسان بود و مقاله دیگری در زمینه فناوری محیط مولكولی ذخیره اطلاعات. آیا از این دو طرح استفاده عملی هم شده و به مرحله اجرا رسیده است؟
درباره فناوری محیط مولكولی ذخیره اطلاعات باید عرض كنم ما در حال حاضر نسلهای جدید مولكول ذخیره اطلاعات را طراحی كردهایم ولی وارد مرحله تحقیقاتیاش نشدهایم ولی طراحی شده است. فناوری محیط مولكولی ذخیره اطلاعات نسل اول دو عیب دارد گرانقیمت و تهیه آن زمانبر است. یعنی برای ذخیره اطلاعات زمان زیادی باید صرف شود. این اشكالات باعث شده تا این فناوری فقط برای استفاده در محیطهای نظامی مقرون به صرفه باشد.
ما بعدا به این فكر افتادیم كه از نسلهای جدیدی از این فناوری استفاده كنیم كه ضمن ارزانتر بودن از سرعت بالاتری برای ذخیره دیتا برخوردار باشد. این كار در ایران انجام شد اما در همان سالها ما هرچه تلاش كردیم جایی را پیدا نكردیم كه علاقهمند به استفاده از این سیستم باشد و تمام تماسهایی كه گرفتیم به جایی نرسید لذا ما این موضوع را منتشر كردیم و این بر خلاف فعالیتهایی است كه در اروپا انجام میشود. در غرب فعالیتها منتشر نمیشود تا زمانی كه ثبت شود و ارزش مالی داشته باشد. در آن زمان ما چنین سیستمهایی در كشور نداشتیم.
لذا در برخی كنفرانسهای داخلی و خارجی این تحقیقات را ارائه دادیم. در همان موقع دكتر فیلیپه رئیس طرح كئو از كشور سوئیس با من تماس گرفت و ابراز علاقه كرد كه بتوانند از این سیستم برای ذخیره اطلاعات و استفاده در طرح كئو استفاده كنند. طرح كئو در واقع موشكی بود كه پیامهای بشر فعلی را برای موجودات احتمالی در فضا به دور دستها میبرد. بنا براین ما متأسفانه آن را ثبت نكردیم وانتشار عمومی دادیم ولی نسل دومMERI را كه در حال كار روی آن هستیم ابتدا ثبت میكنیم.
