همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
تلاش در تحول زندگی:
 
 
 
 
 

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

۱- ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.

“سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.”
ادی کانتور

۲- خواستار تغییرباشید

“تمایل داشتن” ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.

به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

۳- مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک “باید” است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.

“باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.”
استفان کوی

۴- ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

۵- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.

۶- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:

“من نمی توانم….”

“قادر نیستم که ….”

“من هیچ وقت نتوانستم ….”

“هیچ راهی وجود ندارد که ….”

هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.

۷- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

۸- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

۹- انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.

۱۰- پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

منبع: مردمان

 
 
تلاش در تحول زندگی:

[جمعه 28 خرداد 1389 ]  [4:40 PM]  [مرجان ب]
افکار مثبت و پیروزی
 
 

افکار از چنان قدرتی برخوردارند که می‌توانند سازنده یا ویرانگر باشند، بنابر‌این باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیت‌ها و کامیابی‌های بزرگی دست یابیم:

۱- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.

۲- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه‌های تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.

۳- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.

۴- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت»، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»

۵- افکار خود را متوجه خوبی‌ها و جنبه‌های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت‌نگر شویم.

۶- با خوش‌بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه‌های جدید مثبت شکل گیرند.

۷- هر روز صبح که از خواب بر می‌خیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بینی آغاز کنیم.

۸- از افراد منفی‌نگر یا موقعیت‌هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می‌شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.

۹- به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی‌های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه ی بدی را پیش‌بینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازه‌ای مهم هستند که ما آنها را مهم می‌پنداریم.

۱۰- به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود فکرکرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.

۱۱- از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیّت دنبال کنیم.

۱۲- به ندای منفی درونی خود و تلقین‌های مخرب و نگران کننده‌ی دیگران بی‌توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.

۱۳- به قدرت بی‌کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترین‌ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.

۱۴- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.

۱۵- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.

۱۶- در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)

۱۷- از چشم و هم‌چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.

۱۸- هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه ی سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می‌رسیم.

۱۹- قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به ‌خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز تکرار نخواهد شد.

۲۰- برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می‌توانیم آنها را از بین ببریم.

۲۱- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی می‌شود خودداری کنیم.

۲۲- خود را از قید و بندهای آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده‌ای داشته باشیم.

۲۳- از انزوا و گوشه‌گیری که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.

۲۴- هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.

۲۵- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا خسته نشده‌ایم به رختخواب نرویم.

۲۶- هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.

۲۷- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

۲۸- خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می‌شود تا افکار ناراحت کننده و منفی‌ جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهن

اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه‌ای ندارند و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی‌شوند.

فقط باید این شعار را فراموش نکنیم:

اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگی‌مان متحول می‌شود

منبع: charismaco.com
 
افکار مثبت و پیروزی

[جمعه 28 خرداد 1389 ]  [4:36 PM]  [مرجان ب]
همت مضاعف در رسیدن به موفقیت:

در کسب و کار و تجارت آداب و قواعدی وجود دارند که مبنا و پایه و اساس یک کسب و کار را شکل می دهند. هیچ
کارشناس و صاحب کسب و کار خبره ای نیست که درستی همه این اصول را تایید نکند. این ها ظاهری بسیار ساده دارند و برای فهمشان به هیچ فن و تخصص ویژه ای نیاز نیست. ارتباطات با مردم و دنیای اطراف هنر ارزشمندی است که در پی توجه و رعایت اصول زیر کسب می شود. خوب دقت کنید:

● خوب گوش دهید

به مراجع و آن مشتری احتمالی و مشتری کنونی به دقت گوش دهید. به حرف های کارمندانتان هم توجه کنید. کارمندان هستند که از چند و چون کسب و کار خبر دارند و اگر آنها مشکلات، نقاط ضعف و نقاط قوت کسب و کار و بازار را به شما نگویند، نخواهید توانست بازاریابی و کسب و کار موفقی را پیش ببرید. مشتریان کنونی و احتمالی، عوامل رشد و افزایش درآمدتان هستند. نیازها، خواسته ها و انتظاراتشان از خرید را درک نخواهید کرد مگر با گوش دادن دقیق و نکته بینانه به حرف های آنان. اعتراض ها و ابراز رضایت های این گروه، هر دو راهنمای کار شمایند.

● پاسخگو باشید.

ابتدا گوش دهید و سپس دست به عمل بزنید. هر چه زودتر پاسخ بدهید، مشتری کنونی ناراضی و مشتری بالقوه بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. سریع، قوی و موثر، آشکار و برجسته پاسخ دهید.

● کار گروهی و استمرار فعالیت هایتان را حفظ نمایید.

اگر یک تیم بازاریابی دارید، همواره با آنها مشورت کنید و نظرات و ایده هایشان را جویا شده درباره شان بحث و تبادل نظر نمایید. پیشنهادات و ایده ها و توصیه های یکدیگر را بشنوید و در یک کار گروهی، طرحی مناسب برای خلق و تقویت بازاریابی و راهبری و توسعه کسب و کار، تدوین کنید و به اجرا گذارید.

● کاملا بر کارهایتان تمرکز کنید.

ابتدا تا جایی که می توانید در پی کسب دانش، معلومات و مهارت های لازم باشید. سپس درباره ایده بازاریابی و کسب و کارتان، فکر و تعمق کنید. تمامی جوانب مسئله را در نظر گرفته از زوایای گوناگون به آن بنگرید. کارها و فعالیت هایتان را در یک مسیر معلوم و اصلی قرار دهید و همیشه سعی کنید در همین مسیر و در راستای نیل به هدف هایتان جلو بروید. این مسیر را کانون توجه خود قرار دهید و همیشه برای چالش ها و مشکلات آمادگی داشته باشید. کسب معلومات و مهارت های به روز در یک کسب و کار، هرگز به پایان نمی رسد و راه اصلی آمادگی همیشگی است.

● مفهوم "موفقیت" را به تمامی بدانید.

این مشتری است که فروش را خلق می کند. شما به عنوان یک بازاریاب فقط به او کمک می کنید. او برای تکمیل موفقیت آمیز فرایند فروش، از شما جایزه می گیرد! این همان موفقیت حقیقی است. مشتری را فقط یک عامل کسب درآمد ندانید. خدمت رسانی به او و اعطای جایزه به خاطر موفقیت، روند کسب و کارتان را زیباتر و لذت بخش تر می کند.

● با مردم آشنا شوید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

با هر کسی که لازمست بشناسید، به تمامی آشنا شوید و او را از چگونگی کسب و کارتان آگاه کنید. هر قدر که دایره و شبکه ارتباطات انسانی شما وسیعتر باشد، فرصت های بیشتر و بهتری پیش رویتان قرار خواهند گرفت.

● منصفانه برای کالاها یا خدماتتان قیمت گذاری کنید.

بهای هر کالا یا خدمات را عادلانه و منصفانه تعیین نمایید و درباره حقوق کارمندانتان نیز چنین باشید. آن مقداری که لازمست از مشتری پول بگیرید. کاری کنید که قیمت های عادلانه ویژگی مشخص کسب وکارتان باشد.

● شراکت و همکاری با دیگر کسب و کارها را همواره در نظر داشته باشید.

این شریک ها می توانند همان مشتریان بالقوه و دائمی شما باشند. در این حال از محصولات یا خدمات آنها استفاده کنید. این روش اعتمادی دو سویه خلق می کند.

● هر روز که می گذرد، سعی کنید با اطرافیان، اعضای خانواده، کارمندان، مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی، ارتباطات موثرتر، گسترده تر و مستحکمتر برقرار سازید.

● فراموش نکنید که "افراد" بهترین منابع رشد و پیشرفت هستند. تلفن موبایل، فکس، اینترنت و ایمیل ابزارهای بسیار قوی و راحت هستند اما روابط و ملاقات های رودررو مجاری رشدی هستند که قدرت و ارزششان به مراتب بیش از وسایل فوق است. اشخاص موردنظر را بیابید، در مکان و زمانی مناسب با آنها ملاقات نمایید. خواهید دید که این دیدارها چقدر تعیین کننده خواهند بود.

● همواره حساب های پولی و مالیتان را نگه دارید و هیچوقت رسیدگی به آنها را بی اهمیت و ساده ندانید.

زمانی که صاحب کسب وکاری از شرایط مالی خودش و کاستی ها و قوت های آن خبر داشته باشد و در ضمن از اوضاع بازار هم غافل نشود، می تواند در بحران های اقتصادی، کسب و کارش را از خطر سقوط نجات دهد.

● اجازه دهید که کارمندان، مشتریان احتمالی و مشتریان کنونی بدانند که شما به آنها علاقه مندید ومانند خودشان تلاش کرده در جهت پیشرفت کسب و کار قدم برمی دارید.

● مانند افراد موفق و همیشه پیروز فکر کنید.

و هرگز واقع گرایی را از یاد نبرید. خوش خیالی و بی توجهی و خوش بینی غیرواقع بینانه همان قدر زیانبار است که بدبینی بیشتر از حد و احتیاط های وسواس گونه.

● هرگز از یاد نبرید که شما تنها کسی نیستید که در بازار حضور دارد.

تجارت و کسب و کار شبکه عظیمی از ارتباطات انسانی را در خود دارد و اگر بخواهید در این شبکه به تداوم حضور داشته باشید و فعال وموثر فعالیت کنید، باید جزیی از آن باشید.

----------

سیمرغ
 
 
 
همت مضاعف در رسیدن به موفقیت

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:45 PM]  [مرجان ب]

همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)

وجدان كار و احساس تعهد  

وجدان كار و احساس تعهد

نویسنده : شهرام شيركوند



بحث وجدان كاري و تعهد سازماني كاركنان از جمله مباحثي است كه همواره مورد توجه صاحب‌نظران و مديران بوده و شكل‌گيري آن نيازمند توجه به مؤلفه‌هاي متفاوت است. محور و چارچوب اصلي وجدان كاري سه مؤلفه فرد، كار و مديريت را در بر مي‌گيرد.مشاهدات روزمره ما از خودمان بيانگر اين واقعيت است كه متأسفانه ما به‌طور كلي آنچنان كه بايد وشايد و يا حداقل به حدي كه جامعه ما نياز دارد، مفيد كار نمي‌كنيم. همه مي‌دانيم كه ما از جهات متعددي در مقايسه با كشورهاي پيشرفته دنيا در وضعيت خوبي قرار نداريم وبه همين دليل بايد حتي بيشتر از آنها كار كنيم.
با وجود اين ميزان تلاش و فعاليت ما به حدي نيست كه حتي در آينده نزديك ما را در چنين مقايسه‌اي راضي و سر بلند كند، پس چه بايد كرد ؟ چطور مي‌توانيم كار بيشتر و بهتري را انجام دهيم ؟ چگونه مي‌توانيم وجدان كاري داشته باشيم ؟
وجدان كاري را مي‌توان چنين تعريف كرد: «عاملي كه سبب مي‌شود فرد بدون وجود هيچ كنترل خارجي و به‌دنبال انگيزه‌اي دروني كارش را به‌نحواحسن انجام دهد». يا ممكن است بگوييم «وجدان‌كاري عاملي است كه موجب مي‌شود فرد صرف‌نظر از هر گونه تشويق يا تنبيهي كارش را به بهترين صورت ممكن انجام دهد». با اين تعاريف مي‌توان اظهار داشت: وجدان كاري به سه عامل فرد، كار و مديريت ارتباط دارد؛ يعني اينكه چه كسي،‌ چه كاري را تحت چه شرايط يا مديريتي انجام مي‌دهد، مبين ميزان تلاشي است كه وي صرف كار خود مي‌كند.
براي توضيح تركيب فوق لازم است كه ابتدا اين سه عامل مستقلا مورد بحث قرار ‌گيرد:

الف- فرد

از نظر مديريت آنچه در رابطه با فرد به‌عنوان يك نيروي كار در محل سازمان مورد توجه است نخست جنبه تكنيكي يا فني و دوم جنبه انساني آن است كه توجه به هر دو جنبه از اهميت زيادي برخوردار است. هر كسي براساس شرح وظايف معين به كاري گمارده مي‌شود كه اگر اين انتخاب براساس تخصص و يا شايستگي فني وي انجام بگيرد طبعا مي‌توان انتظار داشت كه با توانايي فني، وظايف خود را به خوبي ايفا كند.
با اين‌حال داشتن توانايي در كاري معين، الزاما به معناي انجام دادن آن نيست زيرا عامل انساني و مختصات ويژه فرد در تعامل با شايستگي فني او قرار مي‌گيرد و تاثير و تاثر متقابلي ايجاد مي‌كند به‌نحوي كه اگر جنبه‌هاي انساني فرد در طول جنبه‌هاي فني وي بوده باشد و بالعكس، اين دو عامل مويد يكديگر خواهند بود و در غيراين‌صورت هر كدام مانعي براي ديگري ايجاد خواهد كرد.
به‌طور خلاصه در ارتباط با عامل فرد، مي‌توان گفت كه كارمندي، وظايف شغلي خود را بهتر و بيشتر و حتي بدون وجود سر پرستي نزديك انجام خواهد داد كه اين كار از ويژگي‌هاي زير برخوردار باشد:
1 - در رفع نيازهاي او با توجه به تنوع و اولويت آنها مفيد افتد.
2 - مورد علاقه و دلخواه او باشد و با آرزوها، اميال و اهداف وي همخواني پيدا كند.
3 - نتايج حاصل از كار در ارتباط با ميزان تلاش و فعاليت وي در مقايسه با ديگران رضايت شغلي او را فراهم آورد.
4 - با مختصات شخصيت وي سازگار باشد.
5 - موافق و مطابق عقايد و افكار و باورهاي او بوده باشد.

ب - كار

امروزه محققين به جاي تقسيم كار دقيق و مشخص در سازمان‌ها – كه توسط مكتب مديريت علمي تيلور و نيز بوروكراسي آرماني ماكس و بر رسميت پيدا كرد – روش‌هاي توسعه شغلي و يا غني‌سازي‌ شغلي را توصيه مي‌كنند به اين صورت كه كار هر قدر گسترده‌تر و براي فرد معني‌دارتر باشد، احساس مسئوليت وي را تقويت مي‌كند، ابتكار و خلاقيت را افزايش مي‌دهد و به ارضاي نيازهاي اجتماعي و خودگرايي كمك مي‌كند. چرا كه محققين دريافته‌اند كه تقسيمات كاري باريك‌تر، كاركنان را بعد از مدتي از كار خود خسته كرده و جذابيت كار را از بين مي‌برد.
توجه به محيط سازماني از جمله عواملي است كه بايد در اين مقوله به آن پرداخت.
منظور از فضاي سازماني سالم محيطي است كه:
1 - در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است.
2 - داراي قابليت انعطاف و خلاقيت براي ايجاد تغييرات لازم بر حسب اطلاعات به دست آمده باشد.
3 - نسبت به اهداف سازمان داراي يگانگي و تعهد است.
4 - حمايت داخلي و رهايي از ترس و تهديد را فراهم مي‌كند زيرا كه تهديد به ارتباط خوب و سالم آسيب مي‌رساند، قابليت انعطاف را كاهش مي‌دهد و به جاي علاقه به كل نظام حفاظت از خود را تحريك مي‌كند.

ج - مديريت

از جمله اقداماتي كه مديريت مي‌تواند با تركيب فرد و كار، سازمان را در وضعيت مساعد و مطلوبي قرار دهد، عبارت است از:

1 - تشويق و تنبيه:

كساني كه تجربه كار در سازمان‌ها را داشته‌اند مي‌دانند كه غالب افراد از برخورد يكسان با افرادي كه از نظر ميزان عملكرد متفاوت هستند، گله‌مند هستند و غالبا اظهار مي‌دارند كه در سازمان ما بين دوغ و دوشاب تفاوتي نيست و شايد هم اوضاع بر وفق مراد كساني است كه كار كمتر مي‌كنند ولي واجد خصوصيات ديگري كه به كار مربوط نمي‌شود هستند و يا بارها براي انجام دادن كار بهتر، از جان خود مايه گذاشتم ولي يك تشويق خشك و خالي و يا يك تشكر هم از من نكردند.
خلاصه اينكه اگر قرار باشد پاداش به‌عنوان مشوقي در مقابل عملكرد بهتر و بيشتر به كار رود و اثر مثبتي داشته باشد بايد در بين كاركنان تفاوت قائل شد. اما تفاوتي كه مبتني بر كيفيت و كميت عملكرد افراد است و براي اينكه مديران افراد واجد شرايط را پاداش دهند بايد از طرف مقامات مسئول در مورد خود آنان نيز چنين روشي اعمال شود.

2 - ارزيابي عملكرد افراد:

در جريان ارزيابي بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرد :
- كاركنان تا چه حدي به وظايف خود عمل كرده‌اند؟
- به اشكالات و موانع واقف هستند يا نه؟
- چه اقداماتي در جهت رفع مشكلات كار و يا اصلاح جريان كار انجام داده‌اند؟
- چه پيشنهادي براي بهبود عملكرد خود دارند؟

3 - عدم‌تمركز:

گرچه اعمال تمركز و يا عدم‌تمركز تصميم‌گيري با عواملي نظير اندازه سازمان، ماهيت كار، تخصص و تجربه افراد شاغل در آن ارتباط دارد با اين‌حال بايد به‌طور كلي توان بالقوه عدم‌تمركز را در ايجاد حسن نيت و وفاداري افراد نسبت به سازمان، دادن آزادي نسبي در ايفاي وظايف، پذيرش مسئوليت و ارضاء نيازهاي خودگرايي آنان به رسميت شناخت و هر جا كه ممكن باشد از عدم‌تمركز اداري سود جست.

4 - مديريت مبتني بر اهداف يا مديريت مشاركتي:

عبارت است از فرايندي كه طي آن مديران و كاركنان اهداف مشترك خود را بر حسب نتايج مورد انتظار تعيين مي‌كنند و اين نتايج را براي ارزيابي عملكرد افراد به كار مي‌گيرند. به عبارت ديگر روشي كه اهداف سازمان و كاركنان را به اهداف شاغل پيوند مي‌دهد كه محاسن زير بر اين نوع مديريت مترتب است:
- ارتباط با بالا دستان و زير دستان را تسهيل مي‌كند.
- دستيابي به اهداف سازمان را مورد توجه قرار مي‌دهد.
- نتايج را ارزيابي مي‌كند نه شخصيت‌ها و سياست‌ها را.
- اصلاح شغلي و پيشرفت فردي را فراهم مي‌آورد.
- موجب فهم مشترك اهداف سازماني مي‌گردد.

تفاوت وجدان كاري و ايمان

بايد بين وجدان كاري و ايمان فرق گذاشت، زيرا مي‌توان كسي را در نظر گرفت كه فاقد ايمان مذهبي باشد ولي وقتي كاري به‌عهده وي گذاشته مي‌شود بدون اينكه نيازي به كنترل خارجي و فيزيكي داشته باشد كارش را خوب و درست انجام مي‌دهد. البته روشن است كه در فردي كه از ايمان برخوردار است زمينه گسترده‌تري براي ايجاد وجدان‌كاري وجود دارد.

تعهد سازماني

«مي‌ير» و «آلن »تعاريف تعهد سازماني را به سه موضوع كلي وابستگي عاطفي، درك هزينه‌ها و احساس تكليف وابسته مي‌دانند. از تفاوت‌هاي مفهومي اجزاي سه‌گانه تعهد سازماني، كه هر يك تا حدودي از يكديگر مستقل اند، اين نتيجه حاصل مي‌شود كه هر كدام پيامد پيش فرصت‌هاي خاصي هستند. پيش فرصت‌هاي تعهد عاطفي به چهار گروه دسته بندي مي‌شوند: ويژگي‌هاي شخصي، ويژگي‌هاي شغلي، ويژگي‌هاي ساختاري و تجربيات كاري. تحقيقات زيادي كه در ارتباط با تعهد سازماني انجام شده بيانگر اين مطلب است كه ارتباط تعهد سازماني با عملكرد شغلي و رفتارهاي مبتني بر تابعيت سازماني مستقيم (مثبت) است ولي ارتباط آن با ترك خدمت، غيبت و تأخير كاركنان معكوس (منفي) است.
لذا ماهيت ارتباط فرد با سازمان در هر يك از اجزاء سه‌گانه تعهد عاطفي، تعهد مستمر و تعهد تكليفي متفاوت است. كاركنان با تعهد عاطفي قوي در سازمان مي‌مانند براي اينكه مي‌خواهند بمانند. افرادي كه تعهد مستمر قوي دارند مي‌مانند چون نياز دارند بمانند و آنهايي كه تعهد تكليفي قوي دارند مي‌مانند، زيرا احساس مي‌كنند بايد بمانند.
منبع: همشهری آنلاین
 
 
همت مضاعف در کسب و کار( وجدان کاری)

[پنج شنبه 27 خرداد 1389 ]  [12:23 PM]  [مرجان ب]


جوان و پشتکار:


 

 

زوج های جوان، به دلیل شرایط ویژه جوانی که اغلب طالب شادی، گردش، تفریح و ... هستند، گاهی ناخواسته یا ندانسته گرفتار بعضی ناهنجارهای اجتماعی می شوند. مسلمان باید حافظ ناموس خود باشد. می گویند انسان غیرت را باید از خروس یاد بگیرد. مرد غیرتمند نباید کمتر از خروس باشد. در احادیث آمده که اگر کسی در مقام دفاع از ناموس خود کشته شود شهید است.

یک جوان مسلمان، همان گونه که باید در مورد ناموس دیگران غیرت داشته باشد و حاضر نشود به ناموس دیگری خیانت کند، در مورد ناموس خودش نیز باید حساسیت داشته باشد و نه تنها آن ها را در معرض دیگران قرار ندهد بلکه با کمال قدرت از هر گونه نگاه چپ به ناموس خود جلوگیری کند. در این مورد به چند روایت توجه کنید:

رسول خدا صلي الله عليه و آله می فرماید:

«الغیرة من الایمان.

غیرتمندی از ایمان و نشانه مومن بودن است.»[۱]

نیز می فرماید:

«البداء من النّفاق.

بی غیرتی و بی تفاوتی در برابر ناموس، از نشانه های نفاق و بی ایمانی است.»[۲]

نیز می فرماید:

«کان ابی ابراهیم علیه السّلام غیوراً و انا اغیر منه و ارغم الله انف من لا یغار؛

پدرم ابراهیم با غیرت بود ومن از او با غیرت ترم. خدا بینی آدم بی غیرت را به خاک می مالد.»[۳]

نیز می فرماید:

«انّی لغیور والله عزّ و جلّ اغیر منّی و انّ الله تعالی یحبّ من عباده الغیور.

من غیرتمندم و خداوند بزرگ از من غیرتمندتر، و خداوند متعال از میان بندگانش مرد باغیرت را دوست می دارد»[۴]

نیز می فرماید:

«انّ الله لیبعض الرّجل یدخل علیه فی بینه فلا یقاتل.

خدا دشمن می دارد مرد بی غیرت را که دیگران در خانه اش رفت و آمد کنند و او با آنها به جنگ برنخیزد.»[۵]

علی عليه السلام می فرماید:

«مازنی غیور قطّ.

آدم غیرتمند هرگز زنا نمی کند.»[۶]

زیرا ناموس دیگران را ناموس خود می داند و اهانت به آنها را اهانت به ناموس خود می داند و همان طور که حاضر نیست کسی به ناموس او خیانت کند او هم به ناموس دیگران خیانت نمی کند و در جای دیگری ضمن حدیثی می فرماید:

«و عفّته علی قدر غیرته؛

عفت و پاکدامنی مرد به اندازه غیرت اوست.»[۷]

همان گونه که شرم و حیا داشتن می تواند سدی در برابر فسادها باشد، غیرتمندی یک مرد مسلمان نیز می تواند او و خانواده او و جامعه را از افتادن در منجلاب فساد برهاند. قرآن کریم مرد را در برابر خانواده اش مسئول می داند و می فرماید:

«یا ایّها الّذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً؛

ای مومنین، خود و خانواده خویش را از آتش جهنم بازدارید...»[۸] (یعنی کاری نکنید که گرفتار آتش شوید).

بسیاری از فسادهای جامعه، ناشی از بدحجابی و بد عمل کردن بسیاری از خانم هاست که بر می گردد به بی غیرتی یا بی توجهی مرد.

اسلام برای زن و مرد شخصیت والایی قائل است که این شخصیت نباید سقوط کند. بنابراین، عوامل سقوط را بیان نموده و انسان را بر حذر داشته است. یکی از جاهایی که بیشترین قربانی را در طول تاریخ بشریت از انسان گرفته و دره خطرناکی که بسیاری در آن سقوط کرده اند، مسائل شهوانی است که اسلام درهای سقوط را بسته و راهها مستقیم و راست را که همان ازدواج باشد گشوده است.

غیرت مرد، حیای زن و حجاب، سدهایی در برابر سیل ویرانگر شهوت اند. تحریم بعضی گناهان زشت نیز به این دلیل است که شخصیت انسانی محفوظ بماند، و با حیوان ها تفاوت داشته و بدون حد و مرز نباشد.

این که در احادیث آمده اگر خانمی خود را برای غیر از شوهر خود آرایش کند، مورد لعنت و نفرین ملائکه قرار می گیرد، یا اگر بوی خوش استعمال کند و از خانه بیرون رود، ملائکه او را لعنت کنند تا وقتی که به خانه برگردد، برای حفظ شخصیت و کرامت زن و نظام خانواده و مصونیت جامعه است.[۹]

اگر زنان آرایش نکنند با شکل و لباس زننده و محرک بیرون نیایند، جوانان نیز گرفتار گناه نخواهند شد. بیش از نیمی از گناه جوانان در این زمینه، بر گردن زنان بدحجاب و بقیه آن بر گردن مردان بی غیرت آنان است.

چگونه جوان مسلمان به خود اجازه می دهد نامزد یا زن جوان خود را که آرایش کرده و حجاب خود را خوب رعایت نکرده در معرض چشم های جوانان تشنه شهوت قرار دهد؟

امام علی عليه السلام به مردم عراق اعتراض کرد و آنان را توبیخ نمود و فرمود:

«یا اهل العراق نبّئت ان ّ نسائکم یدافعن الرّجال فی الطّریق اما تستحون؟ ولا تعارون

ای مردم عراق، باخبر شده ام که زنان شما در بازار تنه به تنه مردان می زنند آیا شرم ندارید؟ آیا غیرت ندارید؟»[۱۰]

غیرت از صفات خدا و انبیا است و خداوند بنده با غیرت را دوست دارد.

امام صادق عليه السلام می فرماید:

«انّ الله غیور یحبّ کلّ غیور و من غیرته حرّم الفواحش ظاهرها و باطنها؛

خداوند غیرتمند است و هر آدم باغیرتی را دوست دارد و به خاطر همین غیرتش بوده که کارهای زشت و فحشا را حرام نموده چه آشکار باشد چه پنهان.»[۱۱]

رسول خدا صلي الله عليه و آله می فرماید:

«الا و انّ الله حرّم الحرام و حدّ الحدود و ما احد اغیر من الله و من غیرته حرّم الفواحش؛

خداوند حرام را حرام کرده و برای آن حد مشخص نموده (و این به دلیل غیرت خداست) و کسی که از خدا غیرتمندتر نیست و از روی غیرتش فحشا را حرام نموده است»[۱۲]

امام علی عليه السلام می فرماید:

«انّ الله للمومن فلیغر، و من لا یعار فانّه منکوس القلب

خداوند به خاطر مومن غیرتمندانه عمل کرده (که تجاوز به ناموس را حرام دانسته است) پس مومن هم باید غیرت داشته باشد. زیرا کسی که غیرت ندارد قلبش وارونه است.»[۱۳]

 

غیرت بی مورد

در مورد غیرت دو نکته نباید فراموش شود:

نکته اول، احادیثی است که به عذاب بی غیرتی اشاره دارد؛ چنان که رسول خدا صلي الله عليه و آله می فرماید:

«انّ الجنّة لیوجد ریحها من میسره خمس ماة عام و لا یجدها عاق و لا دیّوث (در اثر دوری از بهشت) بوی بهشت را نیز درک نکنند.

از آن حضرت سوال شد: «و ما الدیّوث؟ دیوث کیست؟ فرمود: الّذی تزنی امراته و هو یعلم بها؛ دیوث کسی است که همسر او دست به کار بد بزند و او بداند (و جلوگیری نکند)»[۱۴]

در احادیث آمده است: شیطان چهل روز بساط خود را بر در خانه ای پهن کند تا آن که مرد دیگر غیرت به خرج ندهد و ملائکه اسم آن را مرد دیوث نامند. به گفته امام علی عليه السلام، مردی که غیرت نداشته باشد قلبش وارونه است.[۱۵]

نکته دوم این است که هر چیزی باید از حداعتدال خارج نشود و به افراط و تفریط نرسد. غیرت نیز همین طور است. اگر انسان بی اندازه بی تفاوت باشد، بی غیرت است و اگر بی اندازه حساسیت نشان بدهد و بی دلیل به زن خود مشکوک باشد و او را از رفتن به نماز و حج و .. منع کند و مانع صله رحم او گردد و عرصه را بر او تنگ کند، این کار نیز درست نیست و بسا زیان آن بیشتر باشد و زندگی را از هم بپاشد و بی گناه را به گناه بکشاند.

حضرت علی عليه السلام در این خصوص به امام حسن عليه السلام می فرماید:

«ایّاک والتّغایر فی غیر موضع الغیرة فانّ ذلک یدعوا الصّحیحة منهنّ الی السّقم و البریئة الی الرّیب..

از غیرت بی جا پرهیز کن؛ زیرا این کار، زنان سالم را به گناه می کشاند و پاکان را به بیماری...»[۱۶]

رسول خدا صلي الله عليه و آله می فرماید:

«من الغیرة ما یحبّ الله منها ما یکره الله فامّا ما یحبّ الله فالغیرة فی الرّیبة و امّا ما یکره فالغیرة فی غیر الرّیبة.

نوعی غیرت را خدا دوست دارد و نوعی دیگر را دوست ندارد، آن غیرتی که خدا دوست دارد جایی است که شک به گناه باشد و غیرتی که خدا دوست ندارد، غیرت در مورد فرد بی گناه است.»[۱۷]

امام صادق عليه السلام می فرماید:

«لا غیرة فی الحلال

در امر حلال، غیرت جا ندارد»[۱۸]

گاهی زن مطلقه یا شوهر مرده می خواهد شوهر کند؛ اما پدر، برادر یا سایر مردم او را سرزنش می کنند و می گویند بد است، زشت است و آن زن ناچار می شود به دلیل فرهنگ غلط مردم یا فامیل تمام عمر را در خانه بنشیند؛ که این خلاف شرع است و گاهی از این راه بیشتر به گناه می افتد و گناه آن به عهده کسانی است که از شوهر کردن او جلوگیری کرده اند!

بنابراین، مسلمان باید در حراست از ناموس خود دقت و حساسیت به خرج دهد، از اختلاط زنان و مردان جلوگیری کند، به همسر خود اجازه ندهد با آرایش یا لباس بدن نما یا بوی خوش نزد نامحرمان حاضر شود، در حجاب زنش دقت کند، به او اجازه رفتن به عروسی ها و میهمانی ها که رعایت اخلاق اسلامی و ضوابط شرعی را نمی کنند ندهد، و غیرت دینی داشته باشد.



[۱] . میزان الحکمه، ج ۴، ص ۳۵۷/

[۲] . بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۴۲/

[۳] . بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۴۲/

[۴] . بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۴۲/

[۵] . بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۹۶/

[۶] . غررالحكم، ص ۲۵۹/

[۷] . وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۱/

[۸] . سوره تحریم، آیه ۶/

[۹] . به کتاب درس های خوشبختی برای زوج های جوان، تالیف نگارنده، مراجعه شود.

[۱۰] . مشکاه الانوار، ص ۳۳۷/

[۱۱] . وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰۷/

[۱۲] . بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۳۲/

[۱۳] . وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳۷/

[۱۴] . وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۵۴/

[۱۵] . میزان الحکمه غیر.

[۱۶] . نهج البلاغه، نامه ۳۱/

[۱۷] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۳۵۹/

[۱۸] . وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳۸/
 
 
 
جوان و پشتکار:

[چهارشنبه 26 خرداد 1389 ]  [7:00 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5