بهره به عنوان قيمت توافقي بين وامگيرنده به دليل استفاده از پسانداز نقدي وامدهنده ميباشد كه به وي پرداخت ميشود. اقتصاددانان كلاسيك به تعيين بهره توسط پسانداز و نرخهاي آن و سرمايهگذاري در جامعه معتقد بودند و نئوكلاسيكها بخصوص در نظريات ويكسل و رابرتسون به تاثير متقابل نيروهاي پولي و غير پولي به نرخ بهره تاكيد دارند. همچنين عناصري مثل تقاضا، فداكاري و منتظر ماندن براي دريافت سود نيز ميتواند براي توجيه و علت وجود نرخ بهره در هر كشور مطرح باشد كه توسط اقتصاددانان مطرح شدهاند.
این مقاله من در مجله گزارش شماره ۱۸۷ چاپ شده است.
در حال حاضر وضعيت اقتصادي كشور در شرايط ركود تورمي قرار دارد و با كاهش نرخ بهره اگر چه تشويق سرمايهگذاران براي سرمايهگذاري، ايجاد اشتغال و بهبود شرايط ركودي به وقوع ميپيوندد، ولي حتي افزايش سرمايهگذاري در كشور در اين شرايط بيشتر به ركود موجود دامن خواهد زد و كاهش نرخ بهره هدفهاي اقتصادي مورد نظر را در پي نخواهد داشت.
اقتصاددانان طرفدار اصلاحات اگر چه پايين آوردن نرخ بهره را ورد مقدس اصلاحات در بخش مالي عنوان ميكنند و اعتقاد دارند كه يك رژيم بهره پايين ميتواند به رشد شتاب بيشتري بخشد، چون با نرخهاي پايينتر بهره، شركتهاي بزرگ از اعتبارات بانكي استفاده خواهند كرد و با عدم فعاليت اين شركتها در اقتصاد، توليد ملي در كشورها كاهش خواهد يافت.




