بر نخل نیزه میوه ی طوبایی ای حسین
دردا جدا ز دسترس مایی ای حسین
یک دم جدا ز محمل خواهر نمی شوی
تنها انیس خواهر تنهایی ای حسین
اهسته بر مدار دلم دور می زنی
با این شکسته دل به مدارایی ای حسین
منزل به منزل از پی ات ایم به اشک واه
تا کی به نیزه بادیه پیمایی ای حسین
خواهم به بال سوخته پروانه ات شوم
اخر تو شمع محفل زهرایی ای حسین
بینم سرت به نیزه و باور نمی کنم
کز پا فتاده ای تو و بر پا یی ای حسین
گر چه میان هاله ی خون چهره ات گم است
هم چون هلال یک شبه پیدایی ای حسین
اسپند جان به مجمر دل دود می کنم
کز چشم خلق غرق تماشایی ای حسین
راضی نی ام به نیزه ببینم سرت ولی
بر قلب داغ دیده تسلایی ای حسین
شاید یتیمی از تو به صحرا فتاده است
کاین سان به نیزه روی به صحرایی ای حسین

 

سید محمد رستگار


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:12 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ﺑﻪ ﻋﺰﻡ ﮐﺮﺑﻼ‌ ﻋﺸﺎﻕ، ﺑﺮ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻣﺤﻤﻞ ﻫﺎ
ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺁﺳﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ ﺍﻭﻝ ﻭﻟﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺎ
ﻗﺮﺍﺭ ﺟﺎﻥ ﻟﯿﻼ‌، ﺟﺎﯼ ﺩﺭ ﻣﺤﻤﻞ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ
ﺍﺯ ﺗﺎﺏ ﺟﻌﺪ ﻣﺸﮑﯿﻨﺶ، ﭼﻪ ﺧﻮﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﺎ
ﺑﮕﻔﺘﺎ ﺭﻫﺮﻭ ﻋﺸﻘﻢ، ﭼﻪ ﺑﺎﮎ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪﻥ؟
ﮐﻪ ﺳﺎﻟﮏ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻧﺒﻮّﺩ ﺯ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺭﺳﻢ ﻣﻨﺰﻝ ﻫﺎ
ﺷﺐ ﺗﺎﺭﯾﮏ  ﻭﺑﯿﻢ ﻣﻮﺝ ﻭﮔﺮﺩﺍﺑﯽ ﭼﻨﯿﻦ ﺣﺎﯾﻞ
ﮐﺠﺎ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺳﺒﮏ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺳﺎﺣﻞ ﻫﺎ
ﭘﯽ ﺟﺎﻥ ﺑﺎﺧﺘﻦ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻨﺰﻝ ﺟﺎﻧﺎﻥ
ﺟﺮﺱ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺑﻨﺪﯾﺪ ﻣﺤﻤﻞ ﻫﺎ
ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻭﺻﻞ ﺟﺎﻧﺎﻥ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺸﯿﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ
ﻧﻬﺎﻥ ﮐﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺁﻥ ﺭﺍﺯﯼ ﮐﺰ ﺍﻭ ﺳﺎﺯﺩ ﻣﺤﻔﻞ ﻫﺎ؟
(ﺻﻔﺎ)!ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﻋﺸﻖ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺑﺮﺧﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ ﮔﻔﺖ:
ﻣﺘﯽ ﻣﺎ ﺗَﻠﻖ ﻣَﻦ ﺗَﻬﻮﯼ ﺩﻉِ ﺍﻟﺪﻧﯿﺎ ﻭَ ﺍﻣﻬﻠﻬﺎ؟

 

صفا تویسرکانی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:12 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

زلف دیوانگی ام باز پریشان شده است
روضه خوان ازخبر آینه، حیران شده است

روضه خوان مانده که با معجر زینب چه کند
گویی از آخراین روضه پشیمان شده است

روضه خوان دم نزد اما همگان میدانند
ماه از حادثه کوفه، هراسان شده است

مستمع حوصله ی صبرندارد دیگر
بعدازاین صاعقه ها نوبت باران شده است

روضه خوان لال شد و مستمع، آهسته گریست
فهم این روضه برای همه آسان شده است

چند سال است که درگیر همین بیدلی ام
"آتش و آب بهم دست و گریبان شده است"

شاه عریان به صلیب است و مسیحا درعرش
ارمنی در عجب از کار مسلمان شده است

روضه ی کوفه نخوانید مگر نیمه ی شب
این تنوری ست که گرم از سر مهمان شده است

 

احمد بابایی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:11 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مُهر فراغ بر جگرم خورد بی حسین
زخم خزان به برگ و برم خورد بی حسین

میخواستم نسوزم ازین شعله ها ولی
آتش به روی بال و پرم خورد بی حسین

من که شب سیاه ندیدم تمام عمر
تیر سه شعبه بر قمرم خورد بی حسین

دست تو نیست؛ نیزه مرا راه میبرد
خیلی به دست و بر کمرم خورد بی حسین   

پیرم ...توان تند دویدن نداشتم
فریادها بروی سرم خورد بی حسین

 ما را ندیده بود کسی وقت بودنت
 چشم غریبه سمت حرم خورد بی حسین

ماییم و آستین لباسی که معجرست
دستی بدست شعله ورم خورد بی حسین

ما داغدیده ایم ولی ساز می زنند
خنده به اشک چشم ترم خورد بی حسین

سنگم که میزدند دو دستم نقاب بود
باران سنگ بر سپرم خورد بی حسین

بی محرمم بلند شو ای محرم حرم
من ماندم و اسیری و اشک و غم حرم

 

سید پوریا هاشمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت زینب س اسارت


از پشت بام بر سر تو سنگ میزنند
عمدا به پیش خواهر تو سنگ میزنند

قرآن نخوان که گوش به قرآن نمیدهند
این ها همه به باور تو سنگ میزنند

از هوش میرود بخدا مادرش رباب
وقتی به سوی اصغر تو سنگ میزنند

آلاله های روی زمین را نگاه کن
بر غنچه های پرپر تو سنگ میزنند

این دختران به نیت بازی نیامدند
دارند سمت دختر تو سنگ میزنند

آیینه ی غرور تو را تا که بشکنند
بر من مقابل سر تو سنگ میزنند



 محمدحسن بیات لو


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

چشمت شده ست محو تماشایِ نیزه ها
یک شیر رفته دَر دِلِ دریایِ نیزه ها

هم زخم خورده ای زِ سرِ تیرهایِ خصم
هم اینکه خورده ای لگد از پایِ نیزه ها

هم پایمالِ سُمِّ سواران شده تنت
هم رفته است زیر قدم های نیزه ها

روزی به دوش ختم رُسُل بود این بدن
حالا شده ست مسکن و مأوایِ نیزه ها

اول قیام و بعد رکوع و سپس سجود
شد قلب پر غم تو مُصَلّایِ نیزه ها

تَن زیر نیزه رفته روی خاک کربلا
سر بین راه رفته به بالایِ نیزه ها

تا اینکه یک دقیقه تماشا کند تو را
شد خواهر تو گرم تمنایِ نیزه ها


علی مشهوری"مهزیار"


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سر خونین تو ای جان جهان
شد به دروازه ی شام اویزان
کوچه ها غرق چراغانی شد
روز ما چون شب ظلمانی شد
دست طفلان همه بر دامن من
دست من بسته به بند دشمن
چشم ها خیره همه سوی حرم
وای وای از نظر نا محرم
هیچ کس چون حرمت خوار نشد
یا چو من هیچ گرفتار نشد
وای من خارجی ات می خوانند
سب بابا به زبان می رانند
ما گریبان همگی چاک زنیم
از غمت ناله به افلاک زنیم

 

حمید کریمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:07 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 10 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید