بابا سلام...
بابا سلام بر بدن بي سرت كنم؟
يا آن كه گريه برسربي پيكرت كنم
بگذار تا كه چهره گذارم به خاك تو
آنگه سلام بربدن بي سرت كنم
وقتي نظربه شعلهْ خورشيد مي كنم
يادازشرار جان ودل وحنجرت كنم
خون مي شود دلم ز تن پاره پاره اش
هرگه نظر به قبر علي اكبرت كنم
همرنگ خون دست ز پيكر فتاده اش
اشكي نثار تربت آب آورت كنم
چشمم فتاده است به شط فرات وباز
گريـه به ياد لعل لب اصغرت كنم
از آن شبي كه خواهر من ازنفس فتاد
هرشب فغان ز هجر رخ دخترت كنم
بابا چه گويمت چه كشيده است عمه ام
بگذار ناله ها به دل خواهرت كنم
بابا سرم،تنم، جگرم دردمي كند
گرخون دل روانه به خاك ترت كنم
پيداكندمقام وفایی به روزحشر
وقتي كه التفات به نوحه گرت كنم
سید هاشم وفایی
ادامه مطلب
کربلا نرفته ها...
گر چه لب تشنه یک پیاله شیم
همه حسرت به دل حواله شیم
کربلا نرفته های اربعین
تازه مثل دختر سه ساله شیم
در این خونه همیشه نوکره
بره کربلا یا کربلا نره
اربعین هر کی میره زینبیه
هر کی جامونده رقیه ای تره
جواد پرچمی
ادامه مطلب
کربلا...
اربعین ، کرب و بلایی نشدم میسوزم
لایقِ جود و عطایی نشدم میسوزم
کربلا پای پیاده چقدر میچسبد
پای پر آبله راهی نشدم میسوزم
همه خوبان به حریم تو دگر جمع شدند
یابَدم یا که خدایی نشدم میسوزم
مادرت دیده که من برتو چقدر میگریم
موجب رحمت ذاتی نشدم میسوزم
چه دهم تا به حریمت ، شبی سینه زنم
راهی کوی منایی نشدم میسوزم
قسمتم کن که بیایم به حریمت آقا
تاکه من کرب و بلایی نشدم میسوزم
سیدمهدی خادمی
ادامه مطلب
داداش...
یک خواهر دلخسته آمد سمت گودال
با دیدن یک قبر خاکی رفت از حال
باران تیغ و تیر و نیزه یادش آمد
اینها که جای خود امان از جسم پامال
تصویر روضه نقش بسته در دل او
یک اسب بی صاحب میان خیمه بی یال
کو روضه خوان تا روضه مقتل بخواند
تا می رسم بر قتلگاهش میشوم لال
گر روزی ما کربلا شد شکر گوییم
این بود مزد نوکری ما در امسال
اصغر چرمی
ادامه مطلب
سالار زینب...
اگر چه نور چشمان ترش رفت
به دريا زد يل آب آورش رفت
دلش خوش بود تا آن لحظه اي كه
سوي مقتل غريب مادرش رفت
*****
بكش دستي به قلب زار زينب
مدد كن بر دل خونبار زينب
به امدادم بيا سالار قلبم
كه افتاده گره در كار زينب
*****
پس از پژمردن يك باغ لاله
شده كار دل من آه و ناله
بگير اين نيمه جانم را وليكن
نپرس از حال زهراي سه ساله
*****
ز جا برخيز اي غمخوار زينب
كه رفت از دست چشم تار زينب
نمي داني كه در راه اسارت
چه آمد بر سرم سالار زينب
اصغر چرمی
ادامه مطلب
داداش...
ز داغت ای هلالم چون ننالم
ملول وخسته حالم چون ننالم
به روی نیزه دیدم غرق درخون
سرت را ای هلالم چون ننالم
تو آسوده شدی ازغم و غم
ولی من درملالم چون ننالم
نهال عمرمن ، ازظلم گلچین
شکسته این نهالم چون ننالم
به پیش دیده ام پرپر شدی تو
گل من ، بی مثالم چون ننالم
به یاد کام عطشانت کنار
چنین آب زلالم چون ننالم
میان قتلگه دشمن نمی داد
کنار تو مجالم چون ننالم
موکه افسرده حالم چون ننالم
شکسته پر وبالم چون ننالم
همه گویند «زینب»گریه کم کن
تو آیی درخیالم چون ننالم
سيد هاشم وفايي
ادامه مطلب
مجنون صفت به دشت و بیابان دویده ام
اکنون به کوی عشق تو جانان رسیده ام
در راه عشق تو شده پایم پر ابله
از بس که روی خار مغیلان دویده ام
تنها نشد زداغ تو موی سرم سفید
هم چون هلال از غم عشقت خمیده ام
دیوانه بار بر سر کویت گر امدم
منعم مکن که داغ روی داغ دیده ام
من پرچم اسیری و بار غم تو را
از کوفه تا به شام به دوشم کشیده ام
عمرم تمام گشت عزیزم در این سفر
دست از حیات خویش حسینم کشیده ام
بس ظلم ها که شد به من از خولی وسنان
بس طعنه ها ز مردم نادان شنیده ام
دیدی به پای تخت یزید از جفای او
چون غنچه پیرهن به تن خود دریده ام
گنج تو را به گوشه ی ویران گذاشتم
چون اشک .او فتاد رقیه ز دیده ام
می گفت و می گریست (رضایی ) ز سوز دل
اشکم به خاک پای شهیدان چکیده ام
عبد الحسین رضایی
ادامه مطلب
داغ هیچ غمی به این نمیرسه
منو می کُشه همین ” نمیرسه “
بذار اربعین بیام کرب و بلات
آسمون که به زمین نمیرسه…
شاعر:یاسین قاسمی
ادامه مطلب
مناجات امام حسین علیه السلام
جسم و روحم با حرم گشته عجین
حال و روزم با غمت گشته غمین
این سه جمله خواب شبهای من است
کربلا ... پای پیاده ... اربعین
شاعر : مجید آقاجانی
ادامه مطلب
نوشتن از غم تو ذکر این قلم شده است
چقدر فکر من این روزها حرم شده است
پیاده ، رو به حرم… کاش روزیم بشود
تمام دلخوشیم کوله پشتیم شده است
شب دلتنگى من نافله اى مى خواهد
قلمم از تو نوشته ، صله اى مى خواهد
راهى جاده عشقم نکنى مى میرم
دل من پاى پر از ابله اى مى خواهد
مرغ دل بر سر این بام بیارى بهتر
از پریدن به هواى تو چه کارى بهتر؟
سال دیگر نکند زنده نباشم ، اى واى
ارزو روى دل من نگذارى بهتر
سید مسیح شاه چراغ
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


