در مرز خویش ماندن و از مرز رد شدن
با مُهر و مِهر فاطمه اصل سند شدن
این آروزی سرخ گذرنامه ی من است
در زیر پای مُهر سفارت لگد شدن
راه ورود را مگر آموختن از عشق
راه خروج را ز کبوتر بلد شدن
پیمودن مسیر به فریاد یا علی
یعنی که با حسین، علی را مدد شدن
موکب شدن،مسیر شدن،مبتلا شدن
زائر شدن،گزارش یک مستند شدن
تیر هزار و چارصد و شصت و عشق را
بعد سه روز دیدن و از بیست صد شدن
بد چونکه بخش دوم “گنبد” شده نگو
مارا تمایلی ست جدیدا به بد شدن
تغییر می دهی همه را بعد کربلا
یعنی حسین ع با تو فقط میشود “شدن”
مهدی رحیمی(زمستان)
ادامه مطلب
امام حسین(ع)-کربلا-اربعین
کربلای عمر هرکس بی گمان خواهد رسید
روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید
عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان
ورنه در بستر بِسَر عمرِ گران خواهد رسید
دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست
هرکسی کرب و بلایی شد ، به آن خواهد رسید
نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان
پیر هم گردد به آقایش جوان خواهد رسید
غم مخور ، پای پیاده ،کربلا ، روزی نشد
عاقبت یک روز ، جا مانده ، دَوان خواهد رسید
دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون
دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید
آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل دهد
وانگهی ، روزی ، جواب امتحان خواهد رسید
اشک عاشق ، تازه روز اربعین گل می کند
آشنا باشیم ،زنگ کاروان خواهد رسید
ناله زینب کند کاری که بر "هل من معین"
پاسخ لبیک از کلِّ جهان خواهد رسید
گر بماند نزد حق یک روز از عمر جهان
طالب خون خدا،صاحب زمان خواهد رسید
محمود ژولیده
ادامه مطلب
یه عمره که با قاب عکس حرم
شب و روزمو هقهق میکنم
بذار اربعین زائر تو بشم
وگرنه از این دوری دِق میکنم
همه کوله بار سفر بستنو
با پای پیاده هوایی میشن
فقط من از این فیض بیبهرهام
رفیقام دارن کربلایی میشن
نذار آبروم بیشتر از این بره
بگو دردمو با کی قسمت کنم؟
یا راهی جلو پام بذار یا بگو
چجوری به این دوری عادت کنم؟
اگه کربلاتو نبینم حسین
بگو پس چهخاکی بریزم سرم؟
آخه تا کِی این دوری و دوستی؟
بذار پا برهنه بیام تا حرم
رسیده به اینجام صبوری بسه
میشه تا حرم زیر بارون بیام؟
میخوام اینقدَر گریهزاری کنم
که قبل از رسیدن بگیره صدام
میخوام خسته از راه رفتن بشم
مثه بچههات غرق تاول بشم
میخوام یاد دروازهی ساعات
دم مرز مهران مُعطّل بشم
چجوری به یاد غمات باشمو
توی خیمهها استراحت کنم؟
مگه میشه یاد رقیهت باشم
ولی لحظهای خواب راحت کنم؟
میخوام هر دقیقه بباره چشام
به یاد دل خستهی خواهرت
میخوام وقتی که تشنه میشم بگم:
فدای لب تشنهی اصغرت
خلاصه میخوام کربلایی بشم
تا بلکه مثه حر حلالم کنی
میشه بعد یک عمر آلودگی
بحق رقیه زلالم کنی؟
خودت میدونی بیشتر از هرکسی
به ایل و تبارت ارادت دارم
درسته سعادت میخواد اما من
به دل آرزوی شهادت دارم
اگه مقتدامون تو باشی حسین
خداشاهده جون دادن سخت نیست
بقرآن کسی شاه باشه ولی
نباشه غلام تو خوشبخت نیست
شاعر:محمد زوار
ادامه مطلب
یه عمره که با قاب عکس حرم
شب و روزمو هقهق میکنم
بذار اربعین زائر تو بشم
وگرنه از این دوری دِق میکنم
همه کوله بار سفر بستنو
با پای پیاده هوایی میشن
فقط من از این فیض بیبهرهام
رفیقام دارن کربلایی میشن
نذار آبروم بیشتر از این بره
بگو دردمو با کی قسمت کنم؟
یا راهی جلو پام بذار یا بگو
چجوری به این دوری عادت کنم؟
اگه کربلاتو نبینم حسین
بگو پس چهخاکی بریزم سرم؟
آخه تا کِی این دوری و دوستی؟
بذار پا برهنه بیام تا حرم
رسیده به اینجام صبوری بسه
میشه تا حرم زیر بارون بیام؟
میخوام اینقدَر گریهزاری کنم
که قبل از رسیدن بگیره صدام
میخوام خسته از راه رفتن بشم
مثه بچههات غرق تاول بشم
میخوام یاد دروازهی ساعات
دم مرز مهران مُعطّل بشم
چجوری به یاد غمات باشمو
توی خیمهها استراحت کنم؟
مگه میشه یاد رقیهت باشم
ولی لحظهای خواب راحت کنم؟
میخوام هر دقیقه بباره چشام
به یاد دل خستهی خواهرت
میخوام وقتی که تشنه میشم بگم:
فدای لب تشنهی اصغرت
خلاصه میخوام کربلایی بشم
تا بلکه مثه حر حلالم کنی
میشه بعد یک عمر آلودگی
بحق رقیه زلالم کنی؟
خودت میدونی بیشتر از هرکسی
به ایل و تبارت ارادت دارم
درسته سعادت میخواد اما من
به دل آرزوی شهادت دارم
اگه مقتدامون تو باشی حسین
خداشاهده جون دادن سخت نیست
بقرآن کسی شاه باشه ولی
نباشه غلام تو خوشبخت نیست
شاعر:محمد زوار
ادامه مطلب
امام حسین(ع)-مناجات-زیارت اربعین
درگیـرم این ایـام با سودای رفتن
شوق دویـدن ها و امّـاهای رفتن
از صبح تا شب در خیالات رسیدن
شب تا سحر مدهوش از رؤیای رفتن
"ماندن"؟،نه اصلاً اسم "ماندن" را نیاور
ماندن چرا؟، وقتی پرم از پای رفتن
تنها دلیل "بودن" یک رود این است :
فانی شدن در موج ، در دریای رفتن
دل دل نباید کرد ، باید زد به جاده
همراه باید گشت با غوغای رفتن
آغوش گرمش کار خود را کرد آخر...
آتش گرفته جانم از گرمای رفتن
مصطفی هاشمی نسب
ادامه مطلب
میرسد بر دل تو بغض صدایم یا نه ؟
میشود باز به درگاه تو پایم یا نه ؟
بنده ای آمده با روی سیاهش هیئت
میدهد صاحب این خانه بهایم یا نه ؟
از غلامان تو بودم همه ی عمر بگو
وقت مرگم که رسید از شهدایم یا نه ؟
تو که عمری ست در این روضه پناهم دادی
میدهی گوشه ای از علقمه جایم یا نه ؟
نکند کرب و بلا را که ندیده بروم
اربعین در سفر کرب و بلایم یا نه ؟
ادامه مطلب
نمی بینی از غصّه لبریزم و
نمی بینی از دوری آشفته ام ؟
باشه، کربلا رام نده، لا اقل
بشین پایِ حرفای ناگفته ام ؟
از اون اربعینی که پیشت بودم
شدم عشقم ، اونقدر مأنوس تو
که یک ساله چشم انتظارم بیام
بــازم جزو مَشّایه ، پابوس تو
پیاده روی بین دو تّــا بهشت
از این بهترم میشه اصلاً مگه ؟
نمی فهمه وایسادنو زائرت
اگه تاول پاش چیـــزی نگه
زن و مرد ، پیر و جوون عازمن
تو راهی که تو انتهاشی حسین
مسیحیّه هم زیره لب میگه که
میشه با منم آشناشی حسین ؟
تو موکـب فقط چَن قَلَم جنس نیس
اونم ، بُخل ، نامهربونی، ریاس
به خـرمایِ خوش طعم و با برکتش
شراب بهشــتی تو اون چائــیاش
عمودای آخر تو گوش همــه
یه موسیقیِ ناب از خِش خِشه
صدایی که واسم تو اون خستگی
پُر از حسّ زیبایِ آرامشه
دارم زائــرا رو نیگاه می کـــنم
همه، چشماشون مثل دریا شده
آره ، باید اینجا بیفتم رو خاک
آخــه ، گنبــده ماه پیدا شــده
محمّدقاسمی
ادامه مطلب
سپاه کوله به دوشان و بیشمار پیاده
دوباره قافله صف بسته سمت یار، پیاده
چشیده هرکسی از چای روضه باده چشیده
شده ست مست ولی آمده خمار، پیاده
به یاد خارمغیلان وزخم و پای برهنه
میاورد دوسه تاول به یادگار پیاده
به یاد خشکی لبهای از عطش ترکیده
نکرده تر لبی از آب خوشگوار… پیاده
شفا زکیست که اینگونه درد هم شده حیران
مریض آمده با حالتی نزار ، پیاده
به شوق کیست به طور آمده ست این همه موسی؟
که پا برهنه ،جلو ،پشت سر ،کنار، پیاده
که دیده صاحب عزا اربعین غریب بماند؟
و باز آمده تنها سر قرار ، … پیاده
نوراء نریمان
ادامه مطلب
امام حسین(ع)-مناجات اربعین
داده به ما به دست خودش چشمِ تَر حسین
بالاترین عبادت ما گریه بر حسین
تو با خودت اگر دل پر درد آوری
آنکه تو را به روضه کند مفتخر حسین
مانند نام نامیِ الله از ازل
نامی که هست تا به اَبَد مستمر حسین
ما بنده ایم و بندۀ دربند بهتر است
اینسان بما نگاه کند بیشتر حسین
ایمان کامل است به ایام بندگی
وقتی ز ما قبول کند جان و سر حسین
حجّی که با امام بجا آوری قبول
ورنَه تو در طواف ولی دربدر حسین
امسال بار نوکریِ خویش را ببند
شاید رهت نداد به سال دگر حسین
چشم از تو بر ندارم و غفلت نمی کنم
ورنه تمام نوکری ام درد سر حسین
ما ریزه خوار سفرۀ ارباب بی سریم
با تو شود غلامی ما معتبر حسین
کم کاری است هر که نشد زائر حرم
این اربعین تو کرب و بلایم ببر حسین
محمود ژولیده
ادامه مطلب
امام حسین(ع)-مناجات اربعین
گرچه گاهی با دلم باید نباید می کنی
گرچه گاهی هم مرا در خود مردد می کنی
مطئنم دوستم داری که در هر اربعین
ناز می آیی و راه مرز را سد می کنی
کُلُکُم نورید و کل ارض هم کرببلا
با همین علت مرا راهی مشهد می کنی
باشد از مشهد برات کربلا می آورم
حل کارم را یقین هشتاد درصد ، می کنی
بیست درصد را هم از پائین پایت خواستم
شک ندارم روزیم را بیش از این حد می کنی
دوستانم گرچه منعم می کنند اما حسین!
باز بی ویزا مرا از مرزها رد می کنی
محسن ناصحی
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


